" فرهاد حسن زاده رودرروی خوانندگان هستی "

مرکز آفرینش‌های ادبی استان روز یک‌شنبه 31 اردیبهشت ماه ، نشست ماهانه انجمن ادبی خود را به نقد و بررسی رمان " هستی " نوشته فرهاد حسن زاده با حضور نویسنده اختصاص داد .

در ابتدای این نشست که به میزبانی مرکز فرهنگی هنری شماره 20 برگزار شد " فرهاد حسن زاده در خصوص کار جدید خود که فرم جدید و تازه‌ای دارد توضیح داد و حرکت و جریان "رمان نوجوان امروز"را خوب و اثر بخش دانست و از شتاب‌زدگی و کیفیت پایین برخی از این آثار انتقاد کرد و اظهار امیدواری کرد رمان‌های بعدی با کیفیت بالاتری به چاپ برسد .
پس از این صحبت‌های ابتدایی ،چند نفر از اعضا و مربیان فرهنگی و ادبی حاضر در جلسه نقد‌های مکتوب خود را در خصوص این رمان خواندند .
"امید خانی" عضو مرکز فرهنگی هنری شماره 15 استان ، در خصوص شخصیت پردازی و باور‌پذیری رمان و پایان آن نقد مکتوب خود را خواند و " نوری " مربی ادبی مرکز شهریار یاداشت خود را در خصوص " هستی " شخصیت پردازی ، استفاده از عنصر تصادف در رمان و عجله برای به پایان بردن رمان خواند .منتقد نوجوان بعدی "محمد قادر"  
از مرکز فرهنگی هنری شماره 25 بود که در خصوص تصویر روی جلد رمان و شخصیت‌های رمان نقد خود را قرائت کرد.
پس از شنیدن این نقد‌ها " فرهاد حسن‌زاده "در خصوص سلیقه‌ای بودن نقد توضیحاتی داد و اشاره کرد بهتر است اعضا به صورت گفتگو ، سوال و جواب در خصوص رمان با یکدیگر گفتگو کنند و اگر پاسخ یکدیگر را دارند ، بدهند .
"حسن زاده " در بخش دیگری از صحبت‌های خود از بلوغ هستی صحبت کرد و نقطه عطف داستان را در همین نقطه دانست و اشاره کرد از قبل به این نکته فکر کرده است و اضافه کرد در یک نسل قبل دختر‌ها و پسر‌ها زود‌تر بزرگ می‌شدند و زود‌تر وارد زندگی و اجتماع می‌شدند و در حال حاضر خیلی چیز‌ها تغییر کرده است و دیگر مثل سابق نیست .
در بخش دوم این نشست مجری برنامه سوالات مکتوب اعضا را در خصوص رمان خواندند تا نویسنده به سوالات پاسخ بدهد .عمده سوالات پیرامون شخصیت پردازی رمان به طور خاص " هستی " بود و در بخش دیگری از سوالات مربوط به باور پذیری شخصیت پدر، زبان و نثر داستان ، نقطه اوج داستان ،پایان داستان و طرح روی جلد بود .
نویسنده "هستی" در پاسخ به بخشی ازاین سوالات اشاره کرد :"آدم‌ها نه سیاه سیاه هستند و نه سفید سفید بلکه ترکیبی از سیاهی و سفیدی هستند و پدر هستی را باید از این  منظر نگاه کرد .او هستی را دوست دارد اما در شرایطی قرار گرفته است که بیکاری و بعضی از مسائل دیگر باعث شده تا رفتار او با هستی تغییر کند "
" فرهاد حسن زاده " تاکید کرد :" داستان "هستی" خود به خود تلخ بود و من دلم نمی‌خواست یک داستان تلخ بنویسم و به خاطر همین هم روی موقعیت‌های طنز و هم لهجه کار کردم تا از تلخی اثرکم شود "
نویسنده کتاب کوتی کوتی اضافه کرد " من زندگی‌ام در جنگ و انقلاب گذشت و تاثیر این دو واقعه مهم در زندگی من زیاد است و هر وقت من یک کار اجتماعی را هم می‌نویسم ناخودآگاه به این سمت و سو (جنگ ) کشیده می‌شوم . اما تلاش می‌کنم فقط روایت کنم و نه قضاوت .من فقط همه چیز را نشان می‌دهم .
" حسن زاده " در خصوص نقطه اوج رمان هم توضیح داد :"در رمان هستی من به عمد نقطه اوج با آن تعریف مشخص نیست چرا که آن رمان یک رمان شخصیت محور است و نه حادثه محور ."
نویسنده رمان " هستی " در پایان ضمن یادآوری این مطلب که یک شب خواب هستی را دیده است ، گفت "من در جلسات زیادی شرکت کرده‌ام که این رمان را نقد کرده‌اند و نقطه جالب این است که نظرات در خصوص این رمان بسیار متضاد و متناقص است . بعضی‌ها به شدت داستان را می‌پسندند و بعضی‌ها برعکس "
پایان بخش این مراسم گرفتن عکس یادگاری و امضا از این نویسنده بود .