شیوا همتی، گروه سنی ه ـ طرح داستان شناگر به صورت پیوسته و منظم است و حوادث داستان به صورت ماجرایی و هیجان انگیز می باشد شخصیت اصلی داستان که پسری 11 ساله است علاقه و شوق زیادی برای یادگیری فنون و کارها دارد البته دخالت پدر و مادر در این مورد هم قابل ذکر است که به صورت غیر مستقیم او را به یادگیری وادار می کنند زاویه ی دید در طی داستان اول شخص است که تغییر نمی کند و داستان با همین زاویه ی دید ادامه می یابد و پایان می پذیرد. نویسنده با توصیف های بجا و بدور از حاشیه توانسته محیط جغرافیایی و آب و هوای منطقه ایی که داستان در آن اتفاق افتاده است را نمایان کند (تا وقتی برق رفت و کولر از صدا افتاد آن وقت فکر گرما و شرجی و کلافه شدن جایش را گرفت، هوا هنوز گرم گرم نشده بود، اما آن قدر گرم بود که بدون کولر گازی نشود نفس کشید) داستان شناگر دارای لحظه پردازی قوی است و خواننده را وارد فضای داستان می کند (قایق پر می شد دبه ها ی شصت لیتری روی همان آب کم داخل قایق شناور بودند)
نکته ی قابل توجه در داستان شخصیت های فرعی است که نقشهای مثبتی را ارائه می کنند و به یادگیری و آموزش شخصیت اصلی داستان کمک به سزایی می کنند.
به نظر من اگر آقای عباس عبدی نامی برای شخصیت اصلی داستان و نقش فرعی (پدر) نامی انتخاب می کرد بهتر بود.
پروین قلیزاده مربی فرهنگی ـ کتاب شناگر مربوط به پسری است که در اصفهان با خانواده اش زندگی می کند روزی برای پدر خانواده که بیکار هم بوده در شیلات بندر عباس کار پیدا می شود و پدر هم تصمیم می گیرد که پسر 11 ساله خود را هم همراه خود ببرد خلاصه پسر همراه پدر به بندرعباس می رود و البته لازم به ذکر است که پدر مسئول شیلات بندر عباس می شود پسر در آنجا با آدم هایی به زبان های مختلف و فرهنگ های گوناگونی رودر رو می شود و همراه پدر به همه ی منطقه ها و جزیره های اطراف بندرعباس می رود و به خاطر کنجکاوی زیادی که داشته سعی می کرده هر چیز تازه ایی که مربوط به آن منطقه و ماهی و دریا بوده یاد بگیرد و تا حدودی نیز یاد می گرفت و تلاش می کرد از همه چیز سر در آورده و از نزدیک ببیند به همین خاطر تا چند متری زیر دریا هم می رفت و همه ی آنچه که دیده یادداشت می کرد تا روزی وقتی به خانه و مملکت خود بر گردد برای همه خاطرات خود را تعریف کند
روزی که همراه پدر و دو نفره دیگر که سوار بر قایق از ماموریت بر می گشتند قایقشان از کف می شکند و آنها در دریا گرفتار می شوند ولی پدر به همه توصیه می کندو امید می دهد که در این مواقع نباید از هم جدا شده و روحیه ی خود را ببازیم باید همه به همدیگر کمک کرده و شنا کنیم تا بتوانیم نجات پیدا کنیم حرف های پدر بر همه تاثیر گذاشته و گویی جان تازه می گیرند و چند روزی بر روی دریا شناکنان به سمتی که دریا می برد شنا می کنند ولی در آخر همگی خسته می شوند اما پسر که خیلی شجاع و جسور بوده و همه ی فنون شنا را در طول این چند سال که با پدرش به همه جا می رفته یاد گرفته و تجارب بیشتری را کسب کرده بود به دنبال یک مرغ دریایی تا آخرین نفس شنا می کند و سرانجام به خشکی رسیده و پدرش و دو نفر دیگر را نجات می دهد و این همه توانایی و شجاعت خود را نیز مدیون پدر و مادرش می داند که مجبور می کردند هر چیز تازه را یاد گرفته و هیچ وقت از پرسیدن خسته نشود
کتاب در قطع 20.5 در 14 بوده که تقریبا" نزدیک به قطع وزیری کوچک می باشد که در ضمن مناسب داستان است جلد کتاب کلاسه و مرغوب بوده و طرح روی جلد هم نیز منطبق با عنوان کتاب می باشد نوع کاغذ به کار رفته مرغوب بوده و موقع مطالعه باعث خستگی چشم نمی شود اندازه حروفات به کار رفته منطبق با مخاطبان و استاندارد است، صفحه آرایی و طول خطوط و اندازه حروفات در حد مطلوب می باشد کیفیت چاپ کتاب خوب بوده ولی صحافی محکم نمی باشد در کتاب از مثل ها و کلمه ها و لهجه های محلی استفاده شده که این بیشتر برشیرینی مطالب افزوده است و همچنین سعی کرده معنی همان مثل ها و کلمه های محلی را به شیوه ی ماهرانه توضیح دهد که این عمل نیز از نکات مثبت کتاب می باشد . قیمت کتاب با توجه به محتویات و تورم روز مناسب می باشد سفید خوانی تا حدودی رعایت شده و عنوان کتاب نیز منطبق با محتویات داخل کتاب است ولی کتاب عاری از تصاویر بوده که با توجه به توصیف و تصویرسازی عالی نویسنده نیازی به تصاویر نمی باشد شناسنامه کتاب کامل و موجود بوده ولی عاری از صحفه فهرست و منابع می باشد نوع حروفات به کار رفته کتابی و کاملا" خوانا است ولی حجم اثر مناسب گروه سنی (د) نیست اما برای گروه سنی (ه) و بالاتر از آن هم مناسب می باشد مطالب و مکان ها و کارهایی که پسره از آن دیدن کرده و تلاش نموده تا هر چیز را از نزدیک بیند و تا حدودی لمس کند و یاد بگیرد باهمت و تلاش بیشتر قابل دسترس می باشد و مضر نیست و هر کسی که بخواهد می تواند به این مکان ها مسافرت کرده و از نزدیک همه ی موارد گفته شده را روئیت نماید و در ضمن توالی در کتاب به خوبی رعایت شده اینکه سعی کرده (مثلا" شنا را در یک حوض یاد گرفته و بعدا" وارد جاهای بزرگ مانند دریا یا دریاچه بشود)و این همان رعایت توالی است.
کتاب یک داستان ماجرایی و در عین حال هیجانی می باشد که ما می دانیم کودکان و البته نوجوانان ماجراهای تلخ و شیرین را دوست دارند و از طریق این ماجراها و اتفاق ها مشتاق به ادامه مطالعه می باشند که این کتاب نیز دارا می باشد زاویه ی دید اول شخص می باشد و گویی نویسنده خود راویی داستان بوده و از نزدیک تمامی گفته های خود را تجربه نموده است از لحاظ بکر بودن در رتبه ی قابل توجه ای است چون علاقه و شور پسری 11 ساله را برای یادگیری در حد اعلایی به تصویر کشیده و اینکه شخصیت اول داستان دارای اراده و روح ماجراجویانه بوده قابل توجه است و نوآوری در این داستان را به عینه مشاهده می کنیم و از حیطه ی داستانهای کلاسیک بیرون است . و مفاهیم و واژگان به کار رفته در کتاب مناسب گروه سنی (د) نمی باشد متن داستان باعث افزایش دانش و بینش و بصیرت و همچنین مهارت یادگیری در مخاطب گردیده و باعث تقویت روحیه ی جستجوگری در مخاطب شده و سعی نموده مطالعه کننده را با چیزها ی تازه و عجیب درگیر کرده و به سوی خود جذب کند مثل فیلم ها و سریال ها که آدم دوست دارد تا آخر ادامه داده و تماشا کند و همچنین مطالب تعریف شده از سندیت علمی بر خوردار می باشد از نظر علمی می توان گفت مطالبی ثابت شده را ارائه نموده و پیوستگی و ارتباط عناصر داستان هم به شکل مطلوبی بوده چرا که برای هر اتفاقی علتی و دلیلی وجود دارد و اتفاقات تصادفی نیست و متن کتاب منطبق با عنوان و جلد کتاب است نثر داستان ساده و روان و قابل فهم و به زبان محاوره ای نوشته شده است و سعی نموده از ضرب المثل ها و لهجه های شیرین بندری به جا استفاده کند در این داستان هم از شخصیت های پویا و هم از شخصیت های ایستا استفاده شده است و همچنین داستان دارای اوج و فرود هم می باشد و شایا ن ذکر است که کتاب به مخاطب خاصی اشاره نمی کند بلکه عموم را در نظر دارد
قرار گرفتن در شرایط مختلف زندگی و استفاده از فرصت های ایجاد شده جهت یادگیری و بکار بردن تجربه ها ی یاد گرفته شده در موقعیت های سخت.
صبا خاقانی، گروه سنی ه ـ داستان با گفتگو آغاز می شود و به این ترتیب ادامه پیدا می کند یعنی بیشتر مطالب داستان به صورت گفتگو به خواننده منتقل می شود( گفتم همه را فول، فولم، شما فقط بگو کی راه می افتیم، گفت: منتظرم از بندر هماهنگی بکنند) زاویه ی دید اول شخص است و بیشتر قسمتهای داستان را شخصیت اصلی بیان می کند و تا آخر داستان شخصیت اصلی بازگو کننده ی حوادث است و نقش های فرعی (مثل آقای حبیبی، مش قادر، ممدو و ...) شکل دهنده به رویدادهای داستان هستند و یادگیری بیشتر شخصیت اصلی داستان از طریق این شخصیتها یعنی شخصیت های فرعی صورت می گیرد و توصیف داستان به گونه ای است که مخاطب را به فضای داستان نزدیک می کند گویا خود خواننده حوادث اتفاق افتاده را به عینه می بیند. اما در بعضی از قسمتها این فضاسازی کسل کننده است (نزدیکی های یزد زیارتگاهی بود که تعداد زیادی کامیون و تریلی و سواری توقف کرده بودند. چیزی پهن کرده بودند و روی زمین صاف خوابیده بودند )
در داستان شناگر مخاطب با آب و هواو محیط زندگی و شغل بیشتر افراد منطقه آشنا می شود و استفاده از ضرب المثل برای فهماندن برخی مطالب در متن داستان به چشم می خورد که یکی از نکات مثبت داستان است چرا که می توان جمله گسترده را در یک جمله کوتاه خلاصه کرد.
درونمایه و اندیشه ی موجود در این داستان یادگیری و استقبال از قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف و استفاده از تجربیات دیگران است. زبان داستان بسیار ساده و روان و قابل فهم است.