کد خبر: 212022
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۶
بازدید 4838
کودک دیروز جوان موفق امروز

این روزها دانشجوست. دوران کودکی و نوجوانی خود را در کانون با مطالعه، کتاب و کتاب خوانی و تحقیق گذراند. به فعالیت های رایانه ای علاقه داشت و اکنون مدیر یک شرکت رایانه ای است. حال برای آشنایی بیشتر با این کودک دیروز که عضو فعال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان گیلان بود و به عبارتی هنوز هم هست به گفت و گو می نشینیم.

·         اولین سوال را با معرفی خودتان آغاز می کنیم.
آرش آذرسعید متولد 1/4/1372  از شهرستان بندرانزلی دانشجوی ترم سوم کارشناسی آمار دانشگاه گیلان هستم.
·         از زمان و نحوه آشنایی خودتان با کانون و شروع فعالیت هایتان بگویید.
حدودا 10 سال پیش بود... مرکز فرهنگی هنری شماره دو انزلی تازه افتتاح شده بود که به اتفاق مادرم برای ثبت نام به کانون مراجعه کردم... شماره عضویتم 135 بود. به یادم هست اولین روزی که به کانون آمدم نسبتا خلوت بود. در نگاه اول محیط کانون به دلم نشست، یک جور خاصی صمیمی بود.
به جرات می گویم روزهایی که نوبت ما بود اولین نفری بودم که به کانون می آمدم و به همراه دو دوست خوبم در کانون آخرین نفرهایی بودیم که از در کانون خارج می شدیم.
یادم هست، چند روز که به کانون نمی‌رفتیم، مربیان تماس می‌گرفتند و جویای سلامتی می‌شدند.
·         از دوستی های تان در  کانون بگویید؟
دوستان زیادی در کانون داشتم. دوستان خوبی که بعضی از آن ها فقط سه ماه تابستان می آمدند، بعضی ها را فقط چند بار دیدم.... اما دو دوست صمیمی من در کانون مهدی صالحی و رضا قربانی بودند. در تمام فعالیت ها با هم بودیم. زمستان و تابستان نداشت. چه در آفتاب سوزان و چه در سرمای زمستان کانون می آمدیم. واقعا خاطرات خوشی با آن ها دارم.
·         به چه فعالیت هایی در کانون علاقه داشتید و کدام فعالیت کانون را بیشتر دوست داشتید؟
تقریبا در تمام فعالیت های کانون شرکت می کردم و به همه ی آنها علاقه داشتم. (با خنده می گوید: البته به جز سفال گری).
 کاردستی، کتابخوانی، بحث آزاد، تحقیق و پژوهش، فعالیت های قرآنی، کلاس ادبی، نقاشی و.... . همه فعالیت های کانون را دوست داشتم. در کاردستی و فعالیت های هنری کار با ساقه برنج را دوست داشتم، کاغذ و تا و کاغذ و برش هم همینطور... به طور کلی همه فعالیت های کانون عالی بود.
نوشتن را هم دوست داشتم، کانون مرا در مسیر مناسبی قرار داد و قلم مرا پرورش داد و هنر نوشتن را در من نهادینه کرد، هر چند که این روزها به دلیل مشغله کمتر می نویسم اما هنوز هم نوشتن را دوست دارم و به عنوان یک نویسنده آثار جدید را دنبال می کنم.
·         رابطه تان با یار مهربان "کتاب و کتابخوانی" چگونه بود؟
به شدت کتاب می خواندم، به جرات می گویم تمام کتاب های گروه سنی خودم و حتی بیشتر کتاب های گروه های سنی پایین تر و بالاتر را خوانده ام. یکی از رقابت های من و دوستانم در تعداد کتاب هایی بود که می خواندیم و تعداد کارت عضویت هایی که با مهر تمدید کتاب پر می کردیم. حدود 18 کارت را درطی مدت عضویتم پر کرده بودم و این فقط برای کتاب هایی بود که به امانت می بردم و در خانه می خواندم. از اولین کتاب هایی که خواندم می توانم به گلدان خالی و یکی کم است اشاره کنم و از آخرین رمان هایی که در کانون مطالعه کردم می توانم نان و گل سرخ، هستی و حتی یک دقیقه کافی است را نام ببرم.
·         کمی از کانون حال و هوای کانون و مربیان برای ما بگویید؟
هنوز هم محیطش را دوست دارم. هر چه قدر غمگین یا ناراحت که باشم کافی است مدت کوتاهی در کانون قدم بزنم، فضای آنجا آرامش و مهربانی خاصی دارد.
 به نظر من مربیان رکن اصلی کانون هستند، اصلا کانون بدون مربیان آن مفهومی ندارد. مربیان هستند که به اعضا شخصیت می دهند، آن ها را راهنمایی می کنند و باعث جذب اعضا می شوند.
·         آیا کانون تاثیری در مسیر زندگی تان داشت؟
بله، باور کنید کانون نقش غیر قابل انکاری داشت. بسیاری از کارها را اولین بار در کانون تجربه کردم. مربیان خیلی به ما ارزش و بها می دادند و حمایت می کردند، یادم می آید جزو اولین مراکزی در استان بودیم که گاهنامه داشتیم.
موفقیت هایی که بعد ها در دوران تحصیل و فعالیت های شخصی خود کسب کردم را مدیون لطف خدا و پدر و مادرم وکانون و مربیان آن بودم. در کانون باور کردم که می توانم، تشویق شدم و به مسیر درست هدایت شدم.
·         از موفقیت هایتان هم برای ما بگویید؟
موفقیت که زیاد داشتم، چه در کانون چه غیر کانون، موفقیت های کانونی  از تحقیق و پژوهش و مسابقات ادبی تا کتاب خوانی در سطح استان و کشور. مجموعا  بیش از 30 لوح تقدیر و سپاس و موفقیت کسب کرده ام.
از موفقیت های غیر کانون هم می توان به بیش از 25 لوح تقدیر و سپاس اشاره کنم که مهم ترین آن انتخاب به عنوان محقق برتر کشور در موضوع هوافضا و ماهواره امید  در سال 1389 اشاره کنم.
·         آیا هنوز هم با کانون در ارتباط هستید؟
اصلا شک نداشته باشید، هرجا که باشم ارتباطم با کانون را حفظ می کنم. همین الان هم که از نظر سنی نمی توانم در فعالیت ها شرکت کنم در تمام انجمن های ادبی و مراسم ها حضور دارم و سعی کردم ارتباط گسترده ای را با کانون داشته باشم چرا که هنوز به مسیری که کانون می رود معتقدم.
البته در حال حاضر در سمت مشاور جوان فرماندار انزلی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در حال فعالیت هستم.
·         آیا برنامه های کانون نسبت به دوران نوجوانی شما تغییر کرده است؟
نمی توانم بگویم تغییر نکرده است،.در دوران ما به خلاقیت اهمیت زیادی داده می شد و چقدر خوب است این امر ادامه پیدا کند و فعالیت های کانون هم نسبت به زمان ما به روز بود،. حس می کنم کانون به یک بازنگری نیاز دارد، چقدر خوب است برای این بازنگری  از تمام سرمایه های کانون از جمله اعضای قدیمی استفاده کرد.
·         آیا دوست دارید در کانون مشغول به کار شوید؟
دوست دارم، اما بیشتر دوست دارم در جایی مشغول به کار شوم که بتوانم بیشترین کمک را به کانون بکنم. شاید در بیرون از مجموعه کانون بتوانم حمایت های بیشتری از کانون بکنم.
 
·         اما بهترین خاطره تان از کانون ؟
تمام خاطرات کانونی ام به یاد ماندنی است. از فعالیت های فرهنگی هنری و ادبی که در مرکز انجام دادیم گرفته تا افطاری های ماه رمضان و از همه به یاد ماندنی تر اردوی کشوری کانون در اردوگاه دلگشا که باعث پیدا کردن دوستان زیاد شد که هم اکنون نیز با آن ها در ارتباطم. شاید یکی از دلایلی که این خاطره را برای من ماندگار کرد حضور  من به همراه دو دوست کانونی دیگرم باشد.
·         به عنوان یک کانونی قدیمی چه صحبتی برای خانواده ها دارید؟
اینکه حتما، بچه هایشان را در فعالیت های کانون شرکت دهند، آن ها را تشویق کنند که فعال باشند. می خواهم به خانواده ها اطمینان دهم که کانون همان خانه امنی است که هر پدر و مادری برای پرورش فرزندش باید به آن اعتماد کند. کانون فرصتی است که هیچ گاه در هیچ مکانی دیگری برای کودکانشان تکرار نمی شود.
·         آیا در آینده فرزند خودتان را به کانون می فرستید؟
مطمئن باشید، چرا که خودم حس کرده ام که کانون چه قدر می تواند در رشد کودکان و نوجوانان مفید باشد و مسیر درستی برای کشف استعداد های آن ها باشد.
·         آیا در مورد کانون برای مسئولان توصیه ای دارید؟
البته در جایگاهی نیستم که بخواهم به کسی توصیه کنم؛ اما نظرات و پیشنهاداتم را در مورد شرایط فعلی اینگونه بیان می کنم:
یکی این که از مسوولان کانون می خواهم، قدر سرمایه های خود را بدانند، سرمایه های کانون اعضایی هستند که چندین سال برای پرورش آن ها وقت گذاشته شده، نباید پس از آنکه سن عضویت آن ها تمام شد رها شوند، همین اعضا بهترین مشاوران برای کانون هستند و بهتر از هر کس دیگری می توانند به مدیران کانون کمک کنند.
دیگر این که از سایر مسئولین درخواست می کنم که بیش از پیش به کانون توجه کنند، باید باور کنیم و این باور را در جامعه نهادینه کنیم که کانون علیرغم تمام مشکلات بهترین نهاد موجود برای غنی سازی اوقات فراغت کودکان و نوجوانان می باشد که ضمن غنی سازی اوقات فراغت، کودکان ونوجوانان را پرورش می دهد.
متاسفانه اخیرا به اوقات فراغت به عنوان یک عامل درآمد زا نگاه می شود و سازمان های زیادی به طور موازی در حال اجرای فعالیت های کانون می باشند که این به هیچ وجه مناسب نمی باشد. مسوولان باید باور کنند که کودکان و نوجوانان و نحوه پرورش آنان بسیار حائز اهمیت است چرا که آن ها آینده این کشور را می سازند. پس لازم است یک نهاد به صورت هدفمند کلیه فعالیت ها را سازماندهی نماید و هیچ نهادی به اندازه کانون پرورش فکری در این امر موفق نخواهد بود.
·         با شنیدن عبارات زیر اولین چیزی که به ذهنتان می رسد را بفرمایید:
الف: مرغک کانون: پرنده دوستی، صلح و مهربانی
ب: سرود کانون: شعری فراموش نشدنی از افشین اعلا همراه با خاطرات فوق العاده.
پ: مربیان کانون: مهربان همچون یک مادر و دلسوز همچون یک معلم.
ت: رفتن به پشت میز کتابدار: آرزویی که پس از 1 سال عضویت محقق شد.
ث: عکس یادگاری: همه عکس هایی که در کانون گرفتیم به خصوص همان عکس که با گروه محیط زیست در تالاب انزلی بود.
·         حرف پایانی:
حرف پایانی این که اگر هزار بار دیگر به دوران کودکی خود برگردم، دوست دارم به کانون بروم، به کانون و فعالیت هایش ایمان دارم. دست مربیانی را که برایم زحمت کشیدند و لحظات خوشی را برایم رقم زدند می بوسم و برایشان موفقیت و سلامت را از خداوند خواستارم.
گفت و گو از اکرم السادات حسینی کارشناس روابط عمومی کانون استان گیلان