قصّه‌گویی یکی از کهن‌ترین و کاربردی‌ترین هنرهای بشری است /معصومه موسویان

قصّه‌گویی در ایران ریشه‌ای بسیار کهن و به درازای عمر آدمی دارد. «در این دوران{ایران باستان} افرادی بوده‌اند که به طور حرفه‌ای به کار نقل و روایت‌گری ادبیّات پرداخته‌اند. آنها از حافظه‌ای نیرومند و بیانی شیوا برخوردار بودند و به یاری بیان و تصویرهای زبانی و حرکت دست‌ها و صورت انسان‌ها را شیفته می‌کردند. در ایران کهن به این افراد «گوسان» می‌گفتند. «گوسان» در زبان پهلوی به معنای خنیاگر است

«امروز همچون گذشته، مهم‌ترین و نیز دشوارترین وظیفه ما در پرورش کودک، کمک به اوست تا بتواند معنایی برای زندگی بیابد... مناسب‌ترین تجربه‌هایی که بتوانند کودک را قادر به یافتن معنایی در زندگی بکنند و به کلّ زندگی معنای بیشتری ببخشند، کدامند؟ در این امر، تاثیر پدر، مادر و کسان دیگری که عهده‌دار مراقبت از کودک هستند از همه بیشتر است و پس از آن، "میراث فرهنگی" اگر به شیوه‌ای که باید، به کودک منتقل شود. در دوران کودکی، ادبیّات بهترین رسانه‌ی این میراث فرهنگی است.»[۱]

«ادبیّات کودکان در آغاز ریختی شفاهی داشت و در بخش‌هایی نیز با ادبیّات بزرگسالان همسان بوده است، زیرا در آن دوران رده‌بندی مخاطب پدید نیامده بود. افسانه‌گویان افسانه می‌گفتند و کودکان، اگر این روایت‌ها را جالب می‌یافتند، با آن پیوند می‌گرفتند. تنها مخاطب ویژه‌ی برخی از گونه‌های ادبیّات شفاهی همچون لالایی‌ها، ترانه‌های نیایش، بازی و متل‌های آهنگین کودکان بوده‌اند.»[۲]

قصّه‌گویی یکی از کهن‌ترین و کاربردی‌ترین هنرهای بشری است که طرفداران بی‌شماری از هر سنّ و سال، ملّیت و فرهنگ داشته و دارد.

اندیشمندان بزرگی از دیر باز به قصّه و قصّه‌گویی پرداخته و در مورد این هنر اصیل کتاب‌ها نوشته‌اند. «افلاطون» فیلسوف بزرگ یونانی در کتاب «جمهور» در قالب یک مناظره می‌نویسد: «گفتم: می‌دانی که ما به کودکان، نخست قصّه می‌گوییم و قصّه‌ها، داستان‌های غیر واقعی(ساختگی‌اند) گرچه حقایقی در آن‌ها نهفته است. این را نیز می‌دانی که قصّه گفتن را زودتر از پرورش تن آغاز می‌کنیم. گفت: درست است.»[۳]

مولوی عارف و شاعر بزرگ ایرانی، حتّی پا را از این فراتر گذاشته و به قصّه‌گویی کودکان اشاره دارد و تاثیرگذاری بیان داستان‌ها:

آن سبا ماند به شهر بس کلان                               در فسانه بشنوی از کودکان          

کودکان، افسانه‌ها می‌آورند                                 درج در افسانه‌شان، بس سرّ و پند

هزل‌ها گویند در افسانه‌ها                                  گنج می‌جو در همه ویرانه‌ها[۴]

قصّه‌گویی در ایران ریشه‌ای بسیار کهن و به درازای عمر آدمی دارد. «در این دوران{ایران باستان} افرادی بوده‌اند که به طور حرفه‌ای به کار نقل و روایت‌گری ادبیّات پرداخته‌اند. آنها از حافظه‌ای نیرومند و بیانی شیوا برخوردار بودند و به یاری بیان و تصویرهای زبانی و حرکت دست‌ها و صورت انسان‌ها را شیفته می‌کردند. در ایران کهن به این افراد «گوسان» می‌گفتند. «گوسان» در زبان پهلوی به معنای خنیاگر است.»[۵]

قصّه‌خوانی و قصّه‌گویی در آغاز اسلام هم وجود داشته است و از فردی به نام «اسود بن سریع» به نام قدیمی‌ترین قصّه‌گویان نام برده شده که خدمت پیامبر اسلام را هم درک کرده است. ظاهراً او پس از بنای مسجد بصره، اوّلین کسی بوده که در آن مسجد به قصّه‌گویی پرداخته است. [۶]

«اولریش مارزلف» (Ulrich Marzolph) در تحلیل خود از توسعه‌ی فرهنگ داستان‌خوانی، در شرق به ارزش‌های آموزشی آنها اشاره می‌کند. او به آثار داستانی اشاره می‌کند که برای شاهزادگان نوشته می‌شده است. ظاهراً یکی از شیوه‌های آموزشی در دربار، داستان‌خوانی برای شاهزادگان و امیرزادگان بوده است. او این رسم داستان‌خوانی را که شیوه‌ی آموزش با تمثیل و استعاره می‌نامد در مشرق زمین دارای ریشه‌ای کهن می‌داند. [۷]

«ابن ندیم» در کتاب «الفهرست» در بخش «علما و نام کتاب‌هایی که تصنیف کرده‌اند» پارسیان را اوّلین تصنیف‌کنندگان افسانه معرفی می‌کند. «فارسیان افسانه‌ها را به صورت کتاب درآورده و در خزانه‌های خود نگه‌داری و آن را از زبان حیوانات نقل و حکایت می‌کردند و پس از آن پادشاهان اشکانی که دومین سلسله ایرانند آن را به صورت اغراق‌آمیزی درآورده و نیز چیزها بر آن افزوده و عرب‌ها آن را به زبان خود برگرداندند. «سرجان ملکم» (John Malcolm) در کتاب «تاریخ ایران» هنگامی که به توصیف تفریحات مردم می‌پردازد، می‌نویسد: «ایرانیان اسباب تماشا بسیار دارند لکن به نوعی که تقلید یا تاتر در فرنگستان رسم است، ندارند. مگر قصّه‌خوانان ایشان که در حین تقدیر حکایات- نقالی- به اقتضای شرایط و حالات وضع خود را دگرگون جلوه می‌دهند به طوری که حالت غضب و حلم، عقل و عشق، سرور و غم و ...  همه در شخص واحد نقّال دیده می‌شود. حرفت قصّه‌خوانی در ایران باعث شهرت و مایه‌ی منفعت ممتاز است. همیشه در حضور است و همچنین در سفرها ملتزم رکاب...»[۸] 

در اروپا و آمریکا و کشورهای پیشرفته‌ی دنیا، قصّه‌گویی به عنوان یک هنر و فنّ مورد توجه بوده و در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. وب‌سایت‌های متعدّد در این حوزه به والدین، کودکان و قصّه‌گویان خدمات حرفه‌ای ارائه می‌دهند و این همه نشان از تاثیرگذاری عمیق و موثّر این هنر در روند تربیت و رشد دارد.

از جمله این مراکز می توان به «موزه رولد دال و مرکز قصه‌ها» در لندن اشاره کرد. در این مرکز فعالّیت‌های متنوعی درباره‌ی قصّه‌گویی ارایه می‌شود. آدرس سایت این مرکز http://www.roalddahl.com/ 

در کشور آلمان «بنیاد خواندن آلمان» (Stiftung Lesen) مرکز بسیار فعّالی در این حوزه است که بخش مهمّی از فعالیت‌های بنیاد خواندن، بلندخوانی و قصه‌گویی به کودکان در خانواده، مهدکودک و مراکز نگهداری کودکان پیش دبستانی است. سایت این بنیاد http://www.stiftunglesen.de/index.php دیگر موسسه فعال در این حوزه بوک تراست (Book Trust) یک بنیاد خیریه مستقل در بریتانیا است. در بوک تراست همواره پروژه ای برپاست و می کوشد تا یک یا چند گروه سنی را در میان خانواده ها به خواندن و لذت بردن برانگیزد. از برنامه‌های جذاب این بنیاد برگزاری «هفته قصه گویی پیش از خواب» (Bedtime Reading Weak) است.  

در ایران مهم‌ترین مرکز فعال در حوزه قصّه‌گویی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که علاوه بر قصّه‌گویی در مراکز و کتابخانه‌ها، از طریق برگزاری جشنواره قصّه‌گویی سعی در آموزش و گسترش این هنر دارد. تا کنون ۲۱ جشنواره قصّه‌گویی و با حضور قصّه‌گویانی از سراسر دنیا از طریق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شده است. برای اطّلاعات بیشتر می‌توانید به سایت این جشنواره www.kanoonfest.ir  مراجعه کنید.

مراکز بسیاری در گوشه‌گوشه‌ی دنیا به این گونه فعّالیت‌ها می‌پردازند که ذکر نام همه‌ی آنها در این نوشتار امکان‌پذیر نیست.

در ادامه، شما را با برخی از مهم‌ترین فواید قصّه‌گویی برای کودکان آشنا می‌کنیم:

قصّه و قصّه‌گویی برای کودکان چه فوایدی دارد؟

۱-      حسّ کنجکاوی آن‌ها را بر می‌انگیزاند.

۲-      به ذهن او نظم منطقی می‌دهد.

۳-      قوّه‌ی تخیّل او را پرورش می‌دهد.

۴-      نیروی بیان و تکلّم کودک با گفتگو درباره‌ی قصه‌ای که شنیده است، رشد می‌یابد.

۵-      گنجینه‌ی لغات وی غنی می‌شود.

۶- با شناخت مشکلات و ریشه‌های آن و شناخت راه حل هایش، به شناخت اجتماعی می‌رسد.

۷-      دانستنی‌های علمی او افزون می‌شود.

۸-      با مشاهده‌ی نبرد نیکی و بدی در قصّه، درستی و نادرستی را درک می‌کند.

۹-      شوق به مطالعه و کتابخوانی را در کودک تقویت می‌کند.

۱۰- با شخصیت‌های قصّه همذات پنداری می‌کند و از این طریق شخصّیت او تکامل می‌یابد و قدرت استدلال و توان عقلایی‌اش تقویت می‌شود.

۱۱- قصّه‌گویی می‌تواند به رفع بسیاری از اختلالات رفتاری و عاطفی کودک و نوجوان کمک کند. اکنون یکی از روش‌های درمانی در بیمارستان‌ها و مراکز روانشناسی؛ قصّه‌درمانی است.

۱۲- هویت کودکان با قصّه شنیدن شکل گرفته و قوام می‌یابد. هویت از طریق نقل تجربه شکل می گیرد، در مورد کودکانی که در زندگی حادثه یا مشکلاتی را تجربه می‌کنند، قصّه‌گویی همراه با بازی‌درمانی توصیه می‌شود تا به عنوان بستر مناسب به بیان و راهنمایی و اصلاح تجارب کودک کمک کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره‌ی تاثیرات قصّه‌گویی مراجعه به وب‌سایت‌های زیر پیشنهاد می‌شود:

storyteller.net

https://en.wikipedia.org/wiki/Storytelling

https://www.ted.com/topics/storytelling

https://www.knowledge-management-tools.net/storytelling.php

https://www.creativechildcare.com.au/storytelling-with-children

https://yoast.com/what-is-storytelling-and-why-should-you-use-it 

 

[۱] بتلهایم، برونو (Bruno Bettelheim ) (۱۳۸۱) افسون افسانه‌ها (The uses of enchantment: The meaning and importance of fairy tales)،   ترجمه‌ی اختر شریعت زاده، تهران: هرمس، ص ۲

[۲] محمّدی، محمّد هادی و قائینی، زهره (۱۳۸۴ش.)، تاریخ ادبیّات کودکان ایران؛ ادبیّات شفاهی و دوران باستان، تهران: موسسّه پژوهشی تاریخ ادبیّات کودکان، ص ۱۴

[۳] افلاطون، (۱۳۳۵ش.)، جمهور، ص ۱۳۰

[۵] محمّدی، محمّد هادی و قائینی، زهره (۱۳۸۴ش.)، تاریخ ادبیّات کودکان ایران؛ ادبیّات شفاهی و دوران باستان، تهران: موسّسه پژوهشی تاریخ ادبیّات کودکان، ص ۱۴

[۶]  خطیبی، حسین(۱۳۶۶ش.)، فنّ نثر در ادب فارسی، جلد اول، ص۵۵۸

[۷]  تمیم داری، احمد(۱۳۷۷ش.) داستان‌های ایرانی، تهران: حوزه هنری، ص ۵۱

[۸]  راوندی، مرتضی(۱۳۶۳ش.) تاریخ اجتماعی ایران، تهران، ص ۵۹۸

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =