به گزارش روابطعمومی ادارهکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آذربایجانغربی، چند سالی است سهم خود را از این مسیر عاشقی با دستان کودکان ادا میکند؛ دستانی که به جای نوشتن یک نامه، هدیه میسازند؛ هدیههایی کوچک، اما سرشار از مهر.
امسال نیز بیش از سه هزار دستسازه با عشق اعضای کودک و نوجوان مراکز کانون پرورش فکری استان ساخته شد؛ یادگارهایی که قرار نبود پشت ویترین بمانند، بلکه باید راهی جاده اربعین میشدند تا در دستان کودکان عراقی آرام بگیرند.
برای سومین سال متوالی، این بار نه فقط به عنوان خبرنگار، بلکه به عنوان زائر اربعین، افتخار داشتم حامل بخشی از این امانتهای کوچک باشم؛ امانتهایی که هر کدام روایتگر قلب یک کودک ایرانی بودند.
وقتی این هدیهها در کوچههای نجف، کربلا، کاظمین و مسیر پیادهروی اربعین به دست کودکان عراقی رسید، دیگر نیازی به مترجم نبود. برق چشمانشان، لبخندهای بیتکلفشان و جملههایی که با لهجه شیرین عربی میگفتند، همه یک معنا داشت؛ «شما روی سر و چشم ما جا دارید.»
برخی هدیه را به سینه میفشردند، برخی با شوق از آن عکس میگرفتند و برخی دیگر با لبخندی که هرگز از یاد نمیرود، تنها یک «شکراً» میگفتند؛ اما حقیقت این بود که در آن لحظه، هدیه فقط یک دستسازه نبود؛ پلی بود میان دو نسل، دو ملت و دو دل که سالهاست در مسیر حسین(ع) به هم رسیدهاند.
زیباترین بخش این روایت، شاید جایی بود که تعدادی از این دستسازهها مسیر خود را تا بینالحرمین، حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) پیدا کردند؛ گویی عاقبت این یادگارهای کوچک، رسیدن به خانهای بود که الهامبخش ساختنشان شده بود.
این سه هزار دستسازه، تنها هدیهای برای کودکان عراق نبود؛ پیامی بود از نسل آینده ایران به نسل آینده عراق؛ پیامی که میگفت دوستی ملتهای ما، ریشه در محبت اهلبیت(ع) دارد و هیچ مرزی نمیتواند آن را از هم جدا کند.
شاید سالها بعد، کسی نام سازندگان این هدیهها را به یاد نداشته باشد، اما لبخندی که آن روز بر لب کودکی عراقی نشست، همان سرمایهای است که اربعین هر سال برای جهان به یادگار میگذارد؛ سرمایهای از جنس محبت، همدلی و برادری.
اینگونه است که گاهی یک دستسازه کوچک، کاری میکند که هزاران جمله از بیانش ناتواناند؛ روایت میکند که راه کربلا، فقط مسیر رسیدن زائران نیست، مسیر به هم رسیدن دلهاست.