بهگزارش روابطعمومی ادارهکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان فارس، کارگاه آموزشی و فشرده تکنیکهای نمایش خلاق، صورتکسازی و پیوند آن با ادبیات کودک و نوجوان، با حضور جمالالدین اکرمی و جمعی از مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان فارس، در ۱۸ مهر ۱۴۰۵ در شیراز برگزار شد.
این دوره چهارساعته با هدف توانمندسازی مربیان در انتقال غیرمستقیم مفاهیم کتاب، تقویت سواد دیداری و تجهیز آنان به ابزارهای ساده و کاربردی نمایش در فرآیند فعالیتهای کتابمحور طراحی و اجرا شد.
جمالالدین اکرمی در گفتگو با ما در تشریح مبانی نظری این رویکرد آموزشی بیان کرد: نمایش خلاق بر پایه نظریه رشد شناختی ژان پیاژه فرایندی فراتر از یک سرگرمی ساده صحنهای به شمار میرود؛ و کودک پیش از تسلط کامل بر واژگان، جهان پیرامون خود را از معبر ادراک حسی، حرکت و تصویر بازنمایی میکند؛ بنابراین آموزش تلفیقی زبان بدن و صورتکسازی به مربیان، بستر تبدیل نشانههای زبانی متن مکتوب به تصاویر عینی را فراهم میسازد، و به تثبیت معنا در ذهن مخاطب کودک شتاب میبخشد.
وی پیرامون سرفصلهای ارائهشده در این برنامه بیان کرد: تمرینها را از حسگرایی و تقویت تجسم ذهنی (ایماژ) کلید زدیم. مربیان ابتدا تمرین کردند تا دریافتهای حسی خود را بشناسند، و بازآفرینی کنند.
وی گفت: در گامهای بعدی به سراغ جایگاه زبان و کلام رفتیم و در نهایت نیز زبان بدن را بهعنوان یکی از رساترین راههای ارتباط با کودک بدون کلمات مرور کردیم.
این نویسنده و تصویرگر ادبیات کودک سپس به تشریح تمرینهای عملی و کار گروهی مربیان پرداخت؛ و افزود: مربیان را در گروههای چندنفره تقسیم کردیم و هر گروه تمرین مشخصی را به صحنه آورد. برای نمونه، در یکی از تمرینها مربیان بدون استفاده از کلام و صرفاً با اتکا به سکوت و زبان بدن، موقعیتهایی نظیر یک عکس یادگاری گروهی یا واکنش سریع به یک اتفاق بیرونی را بازسازی کردند.
اکرمی درباره اهداف این تمرین گفت: در این بخش بر روی ترکیببندی بصری (کمپوزیسیون) در صحنه تمرکز کردیم. هدف این بود که مربیان از زاویه نگاه تماشاگر به صحنه بنگرند و دریابند که چیدمان، زاویهها، دوری و نزدیکی افراد به جلو یا عمق صحنه، چگونه میتواند بدون ادای حتی یک کلمه، بار دراماتیک یک قصه را به ذهن کودک منتقل کند. مربیان در ادامه پیرامون اینکه هر ترکیب چه داستانی را در ذهن بیننده شکل داده است و چگونه میشد آن را بهتر اجرا کرد، با یکدیگر به گفتوگو پرداختند.
وی در بخش دیگری از این کارگاه با اشاره به راهاندازی میزهای عملی ساخت و بهرهگیری از ابزارهای نمایشی تصریح کرد: کارگاههای همزمانی نیز برپا شد؛ در یکی از بخشها، با استفاده از عروسکهایی که مربیان همراه خود آورده بودند، گروهها موظف شدند قصهای طراحی کنند، ساختار عروسک را بررسی کنند، و شیوه اجرای آن را برای دیگران توضیح دهند.
مدرس این دوره ادامه داد: کارگاه دیگری نیز به ساخت صورتک (ماسک) با مقوا اختصاص یافت. مقواها را بین مربیان توزیع کردیم و ساخت صورتکها با وجود زمان محدود پیش رفت. هدف اصلی از این کار، یادگیری شیوههای سریع و کمهزینه ساخت ابزار در مراکز بود تا مربی ببیند چگونه یک ماسک ساده کاغذی میتواند کودک را از لاک خجالت خارج کند و به او جسارت ورود به نقش را بدهد. مربیان در کنار فراگیری مراحل ساخت، تکنیکهای بازی و اجرای صحنهای با ماسک را نیز تمرین کردند.
اکرمی همچنین بیان کرد: در بخش دیگری از این فرایند، عروسکهای نمایشی گوناگونی در اختیار مربیان قرار گرفت تا با تکیه بر ویژگیهای ظاهری آنها، خردهروایتهایی بسازند و بر روی صحنه جانبخشی کنند.
این مدرس و پژوهشگر در پایان گفت: مربیان امروز نسبت نمایش با ادبیات را بهصورت گذرا اما کاربردی لمس کردند و امید است در گامهای بعدی، با برگزاری کارگاهی مجزا و متمرکز بر ادبیات داستانی، این پیوند تکمیل شود.






