در آغاز این نشست، تلاش شد تا با بیانی متناسب با فضای کارگاه ادبی، افقهای ذهنی اعضا نسبت به جایگاه حافظ در تاریخ فرهنگ ایران گشوده شود. در این بخش، ضمن بازخوانی سیمای حافظ در قرنی که در آن میزیست، به چرایی القاب او، بهویژه لقب «حافظ» و پیوند عمیق او با کلام الهی پرداخته شد.
در ادامه، ویژگیهای منحصربهفرد غزلهای حافظ، راز ماندگاری کلام او در طول قرنها و چرایی حضور همیشگی دیوان او در خانههای ایرانیان، از سفرههای شب یلدا تا آیینهای نوروزی، مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت تا اعضا دریابند که چرا شعر حافظ همواره به عنوان گرهگشای روحی و آینهی تمامنمای احوالات ایرانیان در مناسبتهای کهن باقی مانده است.
در نیمهٔ دوم برنامه، با هدف پیوند دادن میراث کهن با دغدغههای زیست امروز، طرحی خلاقانه با عنوان «حافظ در عصر ما» به اجرا درآمد. از اعضا خواسته شد تا با نگاهی تخیلی و تحلیلی، حافظ را به روزگار ما دعوت کنند. در این تمرین، نوجوانان با پرسشهایی از این دست به چالش کشیده شدند که اگر حافظ امروز در میان ما بود، چه شغلی را برمیگزید؟ نگاهش به جهان پرشتاب کنونی و پدیدههای نوظهور چگونه بود و آیا از ابزارهای تکنولوژیک برای بیانِ جهانبینیاش استفاده میکرد؟ این بخش با استقبال اعضا روبرو شد و دریچهای نو به نگاه آنان در مواجهه با متون کلاسیک گشود.
در بخش پایانی، فضای کلاس با عطرِ سنتِ دیرینهی تفأل گره خورد. برای تکتک اعضا، به نیتِ آرزوهایشان، فالی از دیوان حافظ گرفته شد؛ ابیات برگزیده با دقت خوانده شد و مفاهیم و اشارات عرفانی و اجتماعیِ هر غزل، به زبانِ ساده برایشان تفسیر شد.
این برنامه در فضایی سرشار از صمیمیت با ثبت یک عکس یادگاری به مناسبت این روز بزرگ به پایان رسید تا خاطرهای ماندگار از پیوند میان نسل امروز و میراث گرانسنگ ادبیات کلاسیک ایران در ذهن اعضای کارگاه نقش ببندد.