به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان رضوی، فهیمهسادات هاشمیان فلاح مسئول مرکز فرهنگی، هنری شماره ۴ مشهد با اعلام این خبر گفت: در ادامه ویژهبرنامههای هفته ملی کودک، مجید باستانی رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۴ با حضور در مرکز ضمن قدردانی ویژه از زحمات ارزشمند و خالصانه مربیان کانون پرورش فکری، نقش آنها را در پرورش فکری و ذوق هنری کودکان و نوجوانان بسیار اثرگذار دانست.
وی اجرای برنامههای مشترک میان کانون و آموزشوپرورش را رویکردی بسیار مثبت و سازنده ارزیابی کرد و با ابراز اشتیاق، خواستار تداوم، توسعه و گسترش بیش از پیش این همکاریهای دوجانبه برای غنیسازی اوقات فراغت و شکوفایی استعدادهای دانشآموزان شد.
رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۴ در ادامه بازدید، در ویژهبرنامه صندلی داغ شرکت کرد. جایی که از رویاهای کودکی، دغدغههای عمیق آموزشی و نگاه انسانی به مقوله تعلیم و تربیت سخن به میان آمد. مشروح این گفتگو و دغدغههای مطرحشده به شرح زیر است:
چوب جادو و سهگانه طلایی برای مدارس
در پاسخ به این پرسش که اگر چوب جادویی در اختیار داشتید که تنها سهبار توانایی گرهگشایی داشت، چه مشکلاتی را از پیش روی نظام آموزشی برمیداشتید، رویکردی دغدغهمند و رو به جلو به نمایش گذاشته شد. نخستین آرزو، دمیدن روح حیات، پویایی و نشاط واقعی به فضای مهدکودکها و مدارس بود تا محیطهای آموزشی از رخوت فاصله بگیرند. دومین اولویت، ایجاد ساختاری دقیق و کارآمد برای استعدادیابی و شکوفایی شکوفههای توانمند نسل آینده عنوان شد؛ و سومین و مهمترین دغدغه، فراهمسازی فرصتهای برابر برای تمامی کودکان این سرزمین بود تا هیچ استعداد و امکانی به دلیل محدودیتها پشت درهای بسته نماند.
از رویاهای مهندسی تا سرنوشتی در آموزشوپرورش
مسیر زندگی آدمها گاهی از جادههایی میگذرد که در کودکی حتی تصورش را هم نمیکردند. وقتی صحبت از آرزوهای دوران کودکی و تصویر بزرگسالی به میان آمد، مشخص شد که در روزگاران گذشته، رویای شیرین مهندس عمران شدن در سر پرورده میشده است؛ آرزویی که تقدیر و مسیر زندگی، جادهاش را تغییر داد و این مهندسِ در دل، گام به میدان خطیر و پر از مسئولیت آموزشوپرورش گذاشت تا بنای آینده فرزندان این مرزوبوم را پیریزی کند.
رازهای سر به مهر دوران مدرسه
هرچقدر هم که امروز جایگاه رسمی و اداری سنگین باشد، اما خاطرات شیرین دوران مدرسه و شیطنتهای کودکی چیزی نیست که از خاطر برود. وقتی پرسش به سمت شیطنتآمیزترین کار دوران دانشآموزی و رازهای مکتوم آن دوران رفت، با لبخندی از جنس تجربه پاسخ داده شد که اصلاً «شیطنت، ذاتی و بخشی زیبا از هویت کودکی است»؛ خاطراتی شیرین که بسیاری از آنها در صندوقچه اسرار باقی ماندهاند و هیچگاه کسی از طراح اصلیشان باخبر نشد.
پایانبخش این صندلی داغ صمیمانه، فضایی سرشار از امید، انگیزه و دغدغههای مشترک برای آینده بود؛ نشستی که نشان داد پشت میزهای سنگین مدیریتی، قلبی تپنده برای بالندگی کودکان این سرزمین میتپد و مدیران آموزشوپرورش با رویکردی انسانی و صمیمی، گامبهگام برای ساخت فردایی روشنتر در کنار معلمان، مربیان و دانشآموزان قدم برمیدارند.
