• کد مطلب: 382531

در آخرین روز هفته ملی کودک و با هدف بازخوانی هویت بومی و پیوند نسل امروز با میراث تاریخی بیرجند برگزار شد

«به افتخار بیرجند دست بزنید»؛ کودکان در جست‌وجوی هویت شهر مادری

«بیرجند که جایی ندارد!»؛ جمله‌ای که می‌تواند آغاز یک بحران هویت برای کودکان یک شهر باشد. مرکز شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیرجند، در آخرین روز هفته ملی کودک، با برگزاری تور بیرجندگردی و گشودن درهای بناهای تاریخی به روی کودکان و نوجوانان، فرصتی برای بازشناسی هویت بومی، شنیدن روایت‌های کمتر گفته‌شده شهر و کشف افتخارات سرزمین مادری فراهم کرد؛ سفری که در پایان، با پیشنهاد یکی از نوجوانان برای تشویق بیرجند، به لحظه‌ای ماندگار از تعلق و افتخار شهری تبدیل شد.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان جنوبی، آخرین روز هفته ملی کودک برای مرکز شماره یک کانون بیرجند، فرصتی متفاوت برای پیوند کودکان و نوجوانان با هویت تاریخی و فرهنگی شهر بود؛ سفری که خانواده‌ها، کودکان مشتاق تجربه یک اردوی شهری و نوجوانان جویای ریشه‌های هویت بومی را به کوچه‌ها، خانه‌ها، مدرسه‌ها و آب‌انبارهای قدیمی بیرجند برد.

«بیرجند که جایی ندارد!» این جمله، فراتر از یک اظهار نظر ساده، پرسشی جدی درباره نسبت نسل امروز با زادبوم خود مطرح می‌کند. کودکانی که نام بیرجند در شناسنامه‌هایشان ثبت شده، با لهجه و طعم زندگی این شهر بزرگ می‌شوند، اما گاهی در گفت‌وگو با همسالان خود در شهرهای دیگر، روایت و شناخت کافی از داشته‌های سرزمین مادری‌شان ندارند.

آیا بیرجند جایی برای دیدن و شناختن ندارد، یا ما فرصت دیدن و شنیدن آن را به نسل تازه نداده‌ایم؟

این پرسش، نقطه آغاز تور بیرجندگردی مرکز شماره یک کانون بود؛ برنامه‌ای که با هدف فراتر رفتن از معرفی معمول بناهای تاریخی و تبدیل میراث شهر به تجربه‌ای زنده و قابل لمس برای کودکان و نوجوانان شکل گرفت.

از پشت درهای بسته تا کشف بهشت‌های کوچک شهر

با پیگیری‌ها و نامه‌نگاری‌های مکرر، درهای برخی بناهای تاریخی که سال‌ها کمتر در دسترس کودکان و نوجوانان قرار داشتند، به روی آنان گشوده شد تا فرصتی برای مواجهه مستقیم با تاریخ و معماری شهر فراهم شود.

عبور از کوچه‌های قدیمی بیرجند، در دنیای پرشتاب امروز و میان سرگرمی‌های مدرن، برای کودکان تجربه‌ای تازه بود؛ مواجهه با فضایی که در آن، دیوارها، گذرها و خانه‌ها هرکدام روایتی از زندگی نسل‌های گذشته را در خود دارند.

در مدرسه تاریخی ایران، کودکان بر سکویی نشستند که پروفسور گنجی نیز روزگاری بر آن نشسته بود. این لحظه، فرصتی برای پیوند میان یک فضای تاریخی و نام یکی از چهره‌های علمی برجسته بیرجند بود؛ فرصتی برای آن‌که کودکان افتخارات شهرشان را نه در قالب نام‌هایی دور، بلکه در ارتباط با مکان‌های واقعی و قابل لمس بشناسند.

در خانه آراسته، آرامش خانه، صدای گنجشک‌ها و ظرافت معماری، فضایی برای مکث و تماشا ایجاد کرد؛ تجربه‌ای متفاوت از زندگی در خانه‌های قدیمی که می‌توانست نگاه کودکان را به زیبایی‌های کمتر دیده‌شده شهرشان حساس‌تر کند.

آب‌انبار؛ جایی برای شنیدن صدای شهر و کشف یک افتخار

در ادامه مسیر، آب‌انبارهای تاریخی بیرجند به ایستگاهی برای شناخت بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی شهر تبدیل شدند. انعکاس صدای کودکان در فضای آب‌انبار، تنها یک تجربه شنیداری نبود؛ فرصتی بود تا آنان با یکی از جلوه‌های معماری و تاریخ زندگی شهری خود ارتباط برقرار کنند.

در این بخش از برنامه، کودکان با روایت بیرجند به‌عنوان یکی از شهرهای پیشگام در لوله‌کشی آب با مشارکت و هزینه خیرین آشنا شدند؛ روایتی که اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش نیکوکاران در توسعه شهر را برجسته می‌کند.

آشنایی با چنین تجربه‌هایی، به کودکان کمک می‌کند تا میراث شهر را صرفاً مجموعه‌ای از بناهای قدیمی نبینند، بلکه آن را حاصل اندیشه، تلاش، همدلی و زندگی مردمانی بدانند که پیش از آنان در این سرزمین زیسته‌اند.

«به افتخار بیرجند دست بزنید»؛ لحظه‌ای که هویت به زبان نوجوان درآمد

اما شاید ماندگارترین لحظه این گردش فرهنگی، در برابر درِ آب‌انبار رقم خورد؛ درست زمانی که کودکان و نوجوانان، پس از پیمودن مسیر شناخت شهر و آشنایی با بخشی از افتخارات آن، با تصویری تازه از بیرجند روبه‌رو شده بودند.

در همین لحظه، مهزیار نوفرستی، یکی از نوجوانان حاضر در برنامه، اجازه گرفت تا جمله‌ای بگوید. رو به دوستانش ایستاد، نفسی تازه کرد و گفت:

«به افتخار بیرجند دست بزنید!»

این جمله کوتاه، نقطه اوج تجربه‌ای بود که از یک بازدید ساده آغاز شده بود، اما به لحظه‌ای از ابراز تعلق و افتخار به شهر مادری رسید؛ لحظه‌ای که نشان داد شناخت هویت، وقتی با تجربه مستقیم و کشف شخصی همراه شود، می‌تواند از شنیدن اطلاعات فراتر برود و به احساس تعلق تبدیل شود.

در ادامه این تجربه، شعر نیز به زبان دیگری برای بیان هویت و افتخار به ریشه‌های فرهنگی تبدیل شد:

«ما پنجره‌ای به سمت عرفان هستیم

همشهری آیتی و فرزان هستیم

از مقبره زار نزاری پیداست

امروز چه از عشق گریزان هستیم»

این ابیات، با اشاره به چهره‌ها و میراث فرهنگی بیرجند، یادآور ظرفیت‌هایی است که می‌توانند دستمایه گفت‌وگو با نسل نوجوان درباره پیشینه علمی، ادبی و فرهنگی شهر باشند.

کانون؛ از معرفی شهر تا ساختن روایت هویت

تور بیرجندگردی مرکز شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیرجند، تلاشی برای پاسخ به یک نیاز مهم فرهنگی بود: فراهم‌کردن فرصت شناخت شهر برای کودکانی که قرار است روایتگران آینده آن باشند.

در این رویکرد، کودک تنها شنونده اطلاعات تاریخی نیست؛ او قدم می‌زند، مشاهده می‌کند، سؤال می‌پرسد، تجربه می‌کند و در نهایت، روایت خود را از شهر می‌سازد. این همان نقطه‌ای است که فعالیت فرهنگی می‌تواند از انتقال اطلاعات فراتر برود و به تقویت هویت بومی و احساس تعلق بینجامد.

شاید پاسخ به جمله «بیرجند که جایی ندارد!» را نتوان تنها با معرفی چند بنای تاریخی داد؛ اما می‌توان با گشودن درها، روایت‌کردن افتخارات، فراهم‌کردن تجربه‌های واقعی و سپردن فرصت سخن‌گفتن به نوجوانان، زمینه‌ای فراهم کرد تا آنان خودشان پاسخ این پرسش را پیدا کنند.

و چه چیزی گویاتر از نوجوانی که پس از این تجربه، رو به دوستانش می‌ایستد و می‌گوید:

«به افتخار بیرجند دست بزنید!»