با وجود ویژگیهای گرانقدر شاهنامه، متاسفانه هنوز کودکان ایرانی با این اثر آشنایی ندارند. نظام آموزشی کشور نیز توجه جدی و درستی به معرفی این گنجینه به کودکان نکرده است.
بهگزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اسدالله شعبانی در نشست جايگاه بازنويسي قصههاي شاهنامه براي كودكان و نوجوانان با اشاره به سهلانگاریهایی که در راه معرفی و نشر شاهنامه برای این گروه سنی شده است، گفت: هنوز حتی بخشی زیادی از جمعیت کشور با این کتاب بزرگ آشنا نیستند.
وی در ادامه با اشاره به تلاشهایی که در راه بازآفرینی و بازنویسی این اثر فردوسی صورت گرفته، از مرحوم محمود مشرف تهرانی «م-آزاد» به عنوان یکی از چهرههایی نام برد که در این عرصه کارهای غنی و بزرگی کرده است و افزود: آزاد، یکی از خوشسلیقهترین و باذوقترین کسانی است که تاکنون قصههای شاهنامه را برای کودکان بازنویسی کرده است.
شعبانی همچنین کتاب «جمشید شاه» اثر مهرداد بهار را از دیگر آثار قوی این عرصه عنوان کرده و این آثار را در مقایسه با دیگر کارهای صورت گرفته، قویتر دانست و از شیوع نثر روزنامهای در بازنویسیهای اخیر شاهنامه انتقاد کرد.
این شاعر که خود نیز تجربه بازنویسی قصههای شاهنامه را در کارنامهاش دارد، در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به شخصیتپردازیهای شاهنامه که میتواند برای کودکان موثر و جالب باشد، گفت: شخصیتهای شاهنامه اصلا سیاه و سفید نیستند و تمامی این شخصیتها چند بُعدی هستند.
فروغ جمالی، پژوهشگر عرصه بازنویسی که از سال 68 تاکنون در این زمینه مطالعه و تحقیق میکند، ضمن ارایه گزارشی از سیر تاریخی بازنویسی در ایران، از تلاشهای کانون در نظریهپردازی برای بازنویسی و بازآفرینی، به عنوان اتفاقی مهم یاد کرد.
وی گفت: اولین کتاب کانون پرورش فکری در مقام ناشر در سال 45، «میهمانهای ناخوانده» است که اثری است در حوزه بازنویسی. پس در واقع اگر به سیاستهای انتشارات کانون نگاه کنیم، میبینیم که خلق مواد خواندنی بر اساس متون کهن، رویکرد اصلی آن بوده است که این جریان هنوز هم ادامه دارد.
جمالی در بخش دیگری از سخنان خود، گزارشهای نشريات کانون را در طول دهههای گذشته بررسی کرد و گفت: براساس این گزارشها، توجه به قصههای عامیانه، اسطورههای ایرانی و منابع مکتوب کهن مدنظر سیاستگذاران کانون در عرصه نشر بوده است.
به گفته این محقق ادبیات کودک، اصلاح «بازنویسی» اولینبار به طور رسمی، توسط کانون در قالب گزارشها و مطالب نظری مطرح شده است.
وی هدف خود را از ارایه این گزارش، توجه به مبحث کلی بازنویسی و مسایل نظری آن عنوان کرد و گفت: ابتدا باید روی مسایل نظری کار کنیم و بعد به سراغ مصداقها برویم.
جمالی در ادامه گزارشی از نوشتهها و آثار نظری مرحوم «م-آزاد» در این حوزه ارایه کرد، و براساس این آرا، بازنویسی و بازآفرینی را روشهایی خلاق برای برخورد با ادبیات کهن ایرانی دانست و حاصل آن را در خدمت صلح جهانی ارزیابی کرد.
به اعتقاد این کارشناس، این روشها میتوانند در مقابله با تهاجم فرهنگی نیز موثر باشند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: براساس مطالعاتی که انجام شده، شاهنامه بیش از آنکه با حمایتهای دولتی بازنویسی شود، با حمایت بخش خصوصی بازنویسی شده و این نشان از اقبال مردم نسبت به آن دارد.
این محقق همچنین به تصویرگریهای ضعیف در این حوزه نیز اشاره کرد و توجه نداشتن به بازنویسی برای تمام گروههای سنی (خصوصا گروههای الف و ب) را از نقاط ضعف کارهای انجام شده دانست.
شهرام اقبالزاده، منتقد و مترجم منابع نظری ادبیات و هنر کودک نیز فردوسی را بزرگترین داستان سرای تاریخ ایران برشمرد و گفت: شاهنامه از نظر تنوع روایت، نوع آن، عمق، جذابیت و تعلیق روایت، خصوصا وقتی در قالب شعر هم آفریده شده باشد، جایگاه بیبدیلی دارد.
وی افزود: متاسفانه بیشتر وجه حماسی شاهنامه مورد توجه قرار گرفته، که در جای خود خوب است، اما شاهنامه دارای وجوهی چون عشق، زندگی، مسایل زنان، مسایل طبیعی روزمره هم هست که باید به آن توجه شود.
به گفته این مترجم، شاهنامه از نظر شخصیتپردازی زنان هم کاری است یگانه؛ چراکه نام بیش از ششصد شخصیت زن در این اثر آمده که نزدیک به 70 شخصیت، دارای تاثیر مهم و بسیار هستند.
وی در این بخش افزود: شما برای مثال گفتوگوی بیژن و منیژه را در شاهنامه ببینید، و آن را مقایسه کنید با دیالوگنویسی داستاننویسان معاصر ما. از این نظر هم شاهنامه به واقع در مرتبهای بلندتر ایستاده است.
اقبالزاده افزود: این اثر از نظر زبانی هم یکی از مولفههای فرهنگساز است؛ از نظر شناخت اسطوره، هنوز از متونی است که جا دارد روی آن کار شود.
این منتقد، شاهنامه را یکی از مهمترین منابع اصیل در شناخت تاریخ ایران عنوان کرد و در جمعبندی سخنان خود گفت: حال، اگر بخواهیم هر مفهومی را به کودک امروز بیاموزیم، در شاهنامه هست.
وی ضمن اشاره به نظریات زبانشناسان خصوصا رولان بارت، در زمینه گفتوگوی متون، شاهنامه را مهمترین متنی دانست که دارای قابلیتی است برای گفتوگو میان ملتها.
اقبالزاده نیز شاهنامه را تریبون ملت ایران در برابر هجمههای فرهنگی در طول تاریخ ذکر کرد.
محمدعلي شاكرييكتا، شاعر و محقق نیز در این نشست، گفت: انسان باید جامعهشناسی بالایی داشته باشد، تا بتواند مثل فرودوسی جامعه زمان خودش را به تصویر بکشد.
به گفته وی، شاهنامه براساس منابع جهانی، در کنار ایلیاد و اودیسه هومر، کمدی الهی دانته، بهشت گمشده و آثار شکسپیر، یکی از پنج قله ادبیات حماسی جهان است اما متاسفانه در ایران در حق آن جفا شده است.
شاکری یکتا، افزود: شما چهطور میخواهید این دنیای بزرگ را به جوانانی بشناسانید که قهرمان ذهنیشان تنتن است ولی از شاهنامه چیزی نمیداند.
به عقیده این شاعر، شناساندن شاهنامه تنها از طریق بازنویسی و کتاب اتفاق نمیافتد، و مانند انیمیشنهای غربی که همه اسطورههای غرب را مطرح میکند، باید از قالبهای مختلف استفاده کرد.
شاکری تاکید کرد که کار بر روی شاهنامه، کار یک نفر و چند نفر نیست و مثلا جایی مانند کانون باید یک کارگروه برای بازنویسی و برنامهریزی و اجرا تشکیل بدهد.
مروارید تقیبیک نیز دیگر سخنران این میزگرد بود که خود آثاری را برای کودکان بازنویسی کرده است. به عقیده وی، در بازنویسی، بازنویس حق ندارد که در کار اصلی اعمال دیدگاه کند و بخشهای آن را سلیقهای گزینش کند، چراکه بیتبیت شاهنامه دارای درس است و باید به آن توجه کرد.
این نویسنده در ادامه با اشاره به داستانهایی چون زال و رودابه، حضور زنان را در این اثر مهم ارزیابی کرد و گفت: شخصیتهای زن شاهنامه با شخصیتهای مرد، در امتیازات و تواناییها برابری میکند و این از ویژگیهای مهم اثر فردوسی است.
وی در بخش دیگری از سخنانش، گفت: اگر برای بچهها قصهای از شاهنامه را میگوییم، خوب است که قصه را کامل بگوییم.
گفتنیاست این نشست، از سری نشستهاي تخصصي سيزدهمين جشنواره كتاب كودك و نوجوان است که از 18 تا 25 اسفند در مرکز آفرینشهای فرهنگی و هنری کانون در خیابان حجاب برگزار شده است.
بهگزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اسدالله شعبانی در نشست جايگاه بازنويسي قصههاي شاهنامه براي كودكان و نوجوانان با اشاره به سهلانگاریهایی که در راه معرفی و نشر شاهنامه برای این گروه سنی شده است، گفت: هنوز حتی بخشی زیادی از جمعیت کشور با این کتاب بزرگ آشنا نیستند.
وی در ادامه با اشاره به تلاشهایی که در راه بازآفرینی و بازنویسی این اثر فردوسی صورت گرفته، از مرحوم محمود مشرف تهرانی «م-آزاد» به عنوان یکی از چهرههایی نام برد که در این عرصه کارهای غنی و بزرگی کرده است و افزود: آزاد، یکی از خوشسلیقهترین و باذوقترین کسانی است که تاکنون قصههای شاهنامه را برای کودکان بازنویسی کرده است.
شعبانی همچنین کتاب «جمشید شاه» اثر مهرداد بهار را از دیگر آثار قوی این عرصه عنوان کرده و این آثار را در مقایسه با دیگر کارهای صورت گرفته، قویتر دانست و از شیوع نثر روزنامهای در بازنویسیهای اخیر شاهنامه انتقاد کرد.
این شاعر که خود نیز تجربه بازنویسی قصههای شاهنامه را در کارنامهاش دارد، در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به شخصیتپردازیهای شاهنامه که میتواند برای کودکان موثر و جالب باشد، گفت: شخصیتهای شاهنامه اصلا سیاه و سفید نیستند و تمامی این شخصیتها چند بُعدی هستند.
فروغ جمالی، پژوهشگر عرصه بازنویسی که از سال 68 تاکنون در این زمینه مطالعه و تحقیق میکند، ضمن ارایه گزارشی از سیر تاریخی بازنویسی در ایران، از تلاشهای کانون در نظریهپردازی برای بازنویسی و بازآفرینی، به عنوان اتفاقی مهم یاد کرد.
وی گفت: اولین کتاب کانون پرورش فکری در مقام ناشر در سال 45، «میهمانهای ناخوانده» است که اثری است در حوزه بازنویسی. پس در واقع اگر به سیاستهای انتشارات کانون نگاه کنیم، میبینیم که خلق مواد خواندنی بر اساس متون کهن، رویکرد اصلی آن بوده است که این جریان هنوز هم ادامه دارد.
جمالی در بخش دیگری از سخنان خود، گزارشهای نشريات کانون را در طول دهههای گذشته بررسی کرد و گفت: براساس این گزارشها، توجه به قصههای عامیانه، اسطورههای ایرانی و منابع مکتوب کهن مدنظر سیاستگذاران کانون در عرصه نشر بوده است.
به گفته این محقق ادبیات کودک، اصلاح «بازنویسی» اولینبار به طور رسمی، توسط کانون در قالب گزارشها و مطالب نظری مطرح شده است.
وی هدف خود را از ارایه این گزارش، توجه به مبحث کلی بازنویسی و مسایل نظری آن عنوان کرد و گفت: ابتدا باید روی مسایل نظری کار کنیم و بعد به سراغ مصداقها برویم.
جمالی در ادامه گزارشی از نوشتهها و آثار نظری مرحوم «م-آزاد» در این حوزه ارایه کرد، و براساس این آرا، بازنویسی و بازآفرینی را روشهایی خلاق برای برخورد با ادبیات کهن ایرانی دانست و حاصل آن را در خدمت صلح جهانی ارزیابی کرد.
به اعتقاد این کارشناس، این روشها میتوانند در مقابله با تهاجم فرهنگی نیز موثر باشند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: براساس مطالعاتی که انجام شده، شاهنامه بیش از آنکه با حمایتهای دولتی بازنویسی شود، با حمایت بخش خصوصی بازنویسی شده و این نشان از اقبال مردم نسبت به آن دارد.
این محقق همچنین به تصویرگریهای ضعیف در این حوزه نیز اشاره کرد و توجه نداشتن به بازنویسی برای تمام گروههای سنی (خصوصا گروههای الف و ب) را از نقاط ضعف کارهای انجام شده دانست.
شهرام اقبالزاده، منتقد و مترجم منابع نظری ادبیات و هنر کودک نیز فردوسی را بزرگترین داستان سرای تاریخ ایران برشمرد و گفت: شاهنامه از نظر تنوع روایت، نوع آن، عمق، جذابیت و تعلیق روایت، خصوصا وقتی در قالب شعر هم آفریده شده باشد، جایگاه بیبدیلی دارد.
وی افزود: متاسفانه بیشتر وجه حماسی شاهنامه مورد توجه قرار گرفته، که در جای خود خوب است، اما شاهنامه دارای وجوهی چون عشق، زندگی، مسایل زنان، مسایل طبیعی روزمره هم هست که باید به آن توجه شود.
به گفته این مترجم، شاهنامه از نظر شخصیتپردازی زنان هم کاری است یگانه؛ چراکه نام بیش از ششصد شخصیت زن در این اثر آمده که نزدیک به 70 شخصیت، دارای تاثیر مهم و بسیار هستند.
وی در این بخش افزود: شما برای مثال گفتوگوی بیژن و منیژه را در شاهنامه ببینید، و آن را مقایسه کنید با دیالوگنویسی داستاننویسان معاصر ما. از این نظر هم شاهنامه به واقع در مرتبهای بلندتر ایستاده است.
اقبالزاده افزود: این اثر از نظر زبانی هم یکی از مولفههای فرهنگساز است؛ از نظر شناخت اسطوره، هنوز از متونی است که جا دارد روی آن کار شود.
این منتقد، شاهنامه را یکی از مهمترین منابع اصیل در شناخت تاریخ ایران عنوان کرد و در جمعبندی سخنان خود گفت: حال، اگر بخواهیم هر مفهومی را به کودک امروز بیاموزیم، در شاهنامه هست.
وی ضمن اشاره به نظریات زبانشناسان خصوصا رولان بارت، در زمینه گفتوگوی متون، شاهنامه را مهمترین متنی دانست که دارای قابلیتی است برای گفتوگو میان ملتها.
اقبالزاده نیز شاهنامه را تریبون ملت ایران در برابر هجمههای فرهنگی در طول تاریخ ذکر کرد.
محمدعلي شاكرييكتا، شاعر و محقق نیز در این نشست، گفت: انسان باید جامعهشناسی بالایی داشته باشد، تا بتواند مثل فرودوسی جامعه زمان خودش را به تصویر بکشد.
به گفته وی، شاهنامه براساس منابع جهانی، در کنار ایلیاد و اودیسه هومر، کمدی الهی دانته، بهشت گمشده و آثار شکسپیر، یکی از پنج قله ادبیات حماسی جهان است اما متاسفانه در ایران در حق آن جفا شده است.
شاکری یکتا، افزود: شما چهطور میخواهید این دنیای بزرگ را به جوانانی بشناسانید که قهرمان ذهنیشان تنتن است ولی از شاهنامه چیزی نمیداند.
به عقیده این شاعر، شناساندن شاهنامه تنها از طریق بازنویسی و کتاب اتفاق نمیافتد، و مانند انیمیشنهای غربی که همه اسطورههای غرب را مطرح میکند، باید از قالبهای مختلف استفاده کرد.
شاکری تاکید کرد که کار بر روی شاهنامه، کار یک نفر و چند نفر نیست و مثلا جایی مانند کانون باید یک کارگروه برای بازنویسی و برنامهریزی و اجرا تشکیل بدهد.
مروارید تقیبیک نیز دیگر سخنران این میزگرد بود که خود آثاری را برای کودکان بازنویسی کرده است. به عقیده وی، در بازنویسی، بازنویس حق ندارد که در کار اصلی اعمال دیدگاه کند و بخشهای آن را سلیقهای گزینش کند، چراکه بیتبیت شاهنامه دارای درس است و باید به آن توجه کرد.
این نویسنده در ادامه با اشاره به داستانهایی چون زال و رودابه، حضور زنان را در این اثر مهم ارزیابی کرد و گفت: شخصیتهای زن شاهنامه با شخصیتهای مرد، در امتیازات و تواناییها برابری میکند و این از ویژگیهای مهم اثر فردوسی است.
وی در بخش دیگری از سخنانش، گفت: اگر برای بچهها قصهای از شاهنامه را میگوییم، خوب است که قصه را کامل بگوییم.
گفتنیاست این نشست، از سری نشستهاي تخصصي سيزدهمين جشنواره كتاب كودك و نوجوان است که از 18 تا 25 اسفند در مرکز آفرینشهای فرهنگی و هنری کانون در خیابان حجاب برگزار شده است.
