ه گزارش خبرگزاری فارس از بوشهر، نمایش عروسکی«من وارونه نیستم» کاری از حمیده ناجی نویسنده و کارگردان بوشهری است که این روزها در سینما کانون بوشهر به اجرا در میآید و مورد استقبال بسیار خوب خانوادههای بوشهری نیز قرار گرفته است.
به بهانه اجرای موفقیتآمیز این نمایش عروسکی با حمیده ناجی نویسنده و کارگردان این نمایش گفتوگو انجام دادیم.
فارس: چرا این نمایشنامهای با این موضوع برای اجرا انتخاب کردید؟
ناجی: نمایشنامه «من وارونه نیستم» را با استناد به کتاب خفاش دیوانه نوشتهام، این کتاب یکی از پرخوانندهترین و نقدبرانگیزترین داستانها در کتابخانههای کانون است، کتابی که در فعالیتهای قصهگویی و نقد کتاب بسیار مورد توجه کودکان و نوجوانان قرار میگیرد، تم این داستان درباره تفاوتها و سازگاری با این اختلافهاست.
تصمیم گرفتم تا بر اساس این کتاب، نمایشنامهای را بنویسم تا آموزههای روانشناختی و اجتماعی آن را با ابزار قدرتمند تئاتر و عروسک، با تکیه بر دو جنبهی بسیار مهم «لذت و آموزش» در تئاتر عروسکی به کودکان و نوجوانان یادآور شده باشم.
در نگارش و ویرایش این متن و اجرای نمایش سعیام بر این بوده که علاوه بر پرداختن به محوریت طنز و سرگرمی، آموزش هم مدّ نظر قرار گیرد، به نحوی که این تئاتر میتواند مخاطبین متفاوتی را از خردسال تا کهنسال داشته باشد، زیرا به مسئلهای میپردازد که نیاز و دغدغه زندگی همه ماست و آن این است که با وجود همه تفاوتها در اطرافیان خود بتوانیم در سایه صلح و احترام به حقوق یکدیگر، به آرامش و امنیت برسیم و این مقولهای است که نیاز اجتماعی همه ما انسانها به شمار میآید.
فارس: خصوصیات این نمایش عروسکی چیست؟
طرح نمایشی این تئاتر یک اقتباس آزاد است، یعنی در این تئاتر با وفاداری به طرح داستان به شخصیتهای مکمل و حوادث فرعی پرداختهام از این جهت که نتیجه را به مخاطب تلقین نکرده باشم.
در «من وارونه نیستم» هر یک از شخصیتها که هرکدام نماد یک طیف اجتماعی هستند، میتوانند برای هرکدام از مخاطبان ما یک قهرمان تلقی شوند. مثلا کودکی که روحیه یکهتازی و یا قانونمداری دارد با زرافه همذاتپنداری میکند، برخی با بلاهت و نادانی فیل و بعضی حاشیهپردازیها و طنازیهای میمون همراهی میکنند، همینطور صلحمداری خفاش و دانایی موش کور در برخی مخاطبان نمود بیشتری پیدا میکند، اما درنهایت همگی به این نتیجه میرسند که میتوانند همه این خصلتها را در وجود یکدیگر بپذیرند و در عین حال ذات وجودی خویش را هم داشته باشند.
با توجه به موارد یاد شده باد بگویم که من شیوه اجرایی این تئاتر عروسکی را بر پایه همین شخصیتپردازیها برگزیدهام، شیوه عروسکگردانی در این کار ماروت است، که در آن بدن عروسکگردان و عروسک برای ارائه مفهوم و مضمون تئاتر در خدمت هم قرار میگیرند، اجرای عروسکگردانی با این شیوه نیازمند دقت و مهارت بسیار زیادی است، چراکه عروسک و عروسکگردان کاملا باید در قالب یک شخصیت نمایشی نمود پیدا کند، این شیوه عروسکگردانی یکی از مناسبترین شیوهها برای بیان آموزههای اجتماعیست چون حقیقت بازی را در نمایش به ما القا میکند، اینکه ما قصهای را به بازی میگیریم که حقیقت زندگی ماست، البته لازم به ذکر است که در این نمایش از شیوههای ماپت، سیاه و میلهای هم استفاده شده است، به طور مثال در نمایش «من وارونه نیستم » شخصیت میمون ، سری کاملا مجزا از بدن خود دارد، سری که پُرگو، کنجکاو و حاشیهپردازست و باید در همه جای صحنه حضور داشته باشد و این کار با دستان عروسکگردان صورت میگیرد و این در حالی است که در ذهن و نگاه مخاطب نباید لحظهای سر از بدن جدا تلقی شود.
فارس: شما سعی بر این داشتهاید نمایشی با ویژگیهای عروسکی به روی صحنه ببرید، دلیل خاصی داشته است؟
ناجی: تئاتر عروسکی برای کودکان و نوجوانان به دو گونه تئاتر «برای کودکان» و تئاتر «با کودکان» معرفی میشود در هر دو گونه باید نیاز و دغدغه برای ارائه تئاتر احساس شود، گاه دیده میشود که نمایشهایی با صرف هزینه و رنگ و لعاب فراوان به روی صحنه میروند و مخاطبان عام و گیشه خود تماشاگران را هم راضی میکنند اما ساختار یک تئاتر کودک را پوشش ندادهاند، منظورم این نیست که تئاتر باید صرفاً آموزش باشد و به جنبه سرگرمی نپردازد، چراکه قطعاً نگاه مخاطب کودک در ابتدا با رنگ و طرح و موسیقی پر میشود، اما بعد از آن چه؟
وقتی پرده بسته شد، خندهها و کفزدنها و عکسهای یادگاری گرفتنها و حضور کمّی تماشاگران از سالنها به انتها رسید، در آن وقت اندوختهای هم برای کودک و نوجوان باقی مانده است؟ با توجه به تئاتر فرایندمحور در عرصه تئاتر کودک و نوجوان، نمایشی که فقط بر پایه تکیه کلامها و بداههپردازیها و رنگ و نور و حضور شومن باشد، آیا میتواند تئاتر کودک به شمار آید؟
تا پیش از این من تئاترهایی را در مراکز فرهنگی هنری کانونهای سراسر کشور به اجرا بردهام اما در این برهه زمانی به این فکر کردم که دیدن تئاتری که بر پایه اصول و قواعد تئاتر کودک باشد، فقط نمیتواند برای کودکی باشد که به مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میآید و کودکان دیگر و خانوادههای آنها نیز حق این را دارند که تئاتری با همه جوانب لذت و درک و به نقد نشستن را تجربه کنند.
در «من وارونه نیستم» همه عوامل گروه ما از کارگاههای تئاتر و نمایشنامهنویسی برخاستهاند و جملگی تلاش ما از طرح نمایش، عروسک، صحنه و موسیقی بر پایهی جوانب گفته شده، قرار گرفته است.
فارس: چه کسانی شما را حمایت کردند؟
ناجی: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مهمترین نهادی است که به فعالیت تئاتر عروسکی بر پایه قواعد تئاتر کودک میپردازد، طبعاً همین پشتوانه فکری بزرگترین حامی برای یک اجرای تئاتر عروسکیاست.
در تئاتر «من وارونه نیستم» بزرگوارانی به جهات معنوی و مادی همراه ما بودهاند که میتوان به امیرپور مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان بوشهر و یزدانشناس معاون وی اشاره داشت که با جدیت، برنامهریزی و حضوری خستگی ناپذیر همواره همراهمان بودهاند که بسیار از آنها سپاسگزارم.
فارس: برنامهای برای اجرا در دیگر شهرستانهای بوشهر دارید؟
ناجی: اجراهای این نمایش در بوشهر به مناسبت ایام دهه مبارک فجر از 12 بهمن آغاز شده و تا 25 بهمن در دو نوبت صبح (ویژه مدارس) و عصر (ویژه خانوادهها) ادامه دارد، تصمیم بر این است که اجراهایی در شهرستانهای دیگر استان داشتهباشیم.
فارس: جایگاه تئاتر عروسکی در بوشهر را چگونه ارزیابی میکنید؟
ناجی: تئاتر عروسکی در استان ما بسیار نوپاست، باید برایش تکیهگاهی محکم بود تا بتواند ایستا و استوار برگ و بار بدهد و پربارتر بشود، تجربههای نو معمولاً با افت و خیزهای فراوانی همراه است.به کودک و مقوله تئاتر کودک و نوجوان سادهانگارانه نیندیشیم، تئاتر عروسکی را با قصهگویی صرف و روایتهای تکپرسناژ و بداهه پردازانه متمایز کنیم.
تئاتر عروسکی شیوهها و اسلوبهای خاص به خود را دارد که در آنها مخاطبسنجی حرف اول را میزند، قواعد نمایش کودک و عروسک را فدای جذب کمّی مخاطب نکنیم.
باید بدانیم نیاز مخاطب کودک در یک برهه زمانی چیست و شیوههای پرداختن به این نیاز کدامند، امروزه بزرگان تئاتر در سراسر جهان با دستمایه قرار دادن «عروسک» به ارائه مفاهیم اجتماعی و مورد نیاز مخاطبان خود میپردازند، مخاطبانی که از خردسال تا کهنسال را در بر میگیرد.
وظیفه ما به عنوان کسانی که شهامت اجرای تئاتر عروسکی را در خود دیدهاند این است که این تئاتر را خوب بشناسیم و خوبتر بشناسانیم، تلاش کنیم از برخی نیازهای ابتدایی در تئاتر کودک جهش داشته باشیم و به ضرورتهای زندگی اجتماعی کودکانمان بیشتر بها دهیم.
