گفتگو با احمد صادقی، مربی عکاسی و فیلمسازی مراکز گناباد
سلام! خودتون رو معرفی کنید لطفا.
احمد صادقی اول باغسیاهی هستم.
چند سال دارید؟
بقول مرحوم قیصر امین پور نمی دانم چند سال دارم ولی می دانم 29 سال را تمام کرده ام.
عکاسی رو از کجا شروع کردید؟
در دوران تحصیل ابتدایی و راهنمایی خیلی علاقه به هنر داشتم و همیشه از دوستان و آشنایان می شنیدم که در شهر ما که رشته هنر نیست پس چطور می خواهی هنر بخوانی؟؟ تا اینکه سال 1379 با انجمن سینمای جوان گناباد آشنا شدم و در دوره های آموزش عکاسی این انجمن، شرکت کردم.
زمانی که دوربین به دست می گرفتم احساس می کردم علاقه ام به عکاسی روز به روز بیشتر می شود و به واسطه حضور برادرم که دبیر هنر و ساکن نیشابور است، برای ادامه تحصیل در رشته عکاسی به این شهر رفتم و توانستم دیپلم عکاسی بگیرم و پس از آن در مقطع کارشناسی رشته گرافیک ادامه تحصیل دادم و در حال حاضر، همچنان به کار عکاسی و گرافیک مشغولم.
چطور با کانون آشنا شدید؟
در زمان کودکی عضو کانون بودم و در دوران جوانی هم به واسطه علاقه به کار های هنری ارتباط خودم را با کانون حفظ کردم.
چند وقت است که مربی کانون هستید؟
من از مهر ماه 92 به عنوان مربی عکاسی این افتخار را پیدا کردم که عضو خانواده ی بزرگ و دوست داشتنی کانون باشم و درخدمت بچه ها.
اگر خاطره جالبی از کارگاه عکاسی دارید برایمان تعریف کنید.
خاطره جالب!! من سعی میکنم قبل از هر چیزی بچه ها را به دوربین و عکاسی علاقه مند کنم تا اینکه بخواهم چیزی یادشان بدهم. این علاقه باعث می شود که تشنه ی یادگیری شوند. یکی از روشهای ایجاد علاقه که من اجرا میکنم این است که تعدادی از دوربین های قدیمی که دارم را به جمع بچه ها می آورم و اعضا، دوربین ها را از نزدیک دیده و با آنها کار می کنند.
بین این دوربین ها یک دوربین فانوسی هست که توجه بسیاری از بچه ها را جلب می کند.در یکی از کلاسها با کمک اعضا، پارچه ای مشکی پشت دوربین نصب کردیم که بتوانیم تصویر را ببینیم. تک تک بچه ها از دریچه دوربین به اطراف نگاه می کردند و وارونه دیدن تصاویر، بسیار برایشان جالب بو.د کار جالب و خلاقی که یکی از بچه ها انجام داد این بود که در مقابل دوربین روی دستهایش ایستاد تا بچه ها بتوانند تصویر وارونه او را به نحوی ببینند که انگار روی پاهایش در فضا ایستاده است!
از تجربه های جالب کار کارگاهی برایمان بگویید.
کار کردن با بچه ها آن هم در محیط کانون سراسر تجربه است ولی یکی از کارهایی که به نظرم بسیار جالب آمد و انجامش دادیم را برایتان تعریف می کنم. به دلیل اینکه در کانون، فعالیت انیمیشن هم انجام می شود؛ برای اینکه بتوانیم از نگاه و خلاقیت بچه ها، شخصیت های انیمیشن را خلق کنیم تمرینی را با بچه ها انجام دادیم که نتیجه ی خوبی هم داد. به فضای داخل پارک رفتیم و شروع کردیم به جان بخشیدن به سوژه های پنهان. بچه ها تصاویری که در بین سنگ فرش ها یا باغچه ها پنهان بود را پیدا و از آنها با دوربین عکس گرفتند. در پایان، عکس ها را در گروه نمایش می دادیم و هر عکاس در مورد تصویری که ثبت کرده توضیح می داد. مثلاٌ تصویر درخت های متنوع، ماشین، ماهی ، ابر و .... را خلق کردند و به عنوان نمونه چند مورد از این تصاویر را با کمک نرم افزار به حرکت در آوردیم که برای بچه ها خیلی جالب بود. به نظرم اینگونه تمرین ها به اعضا یاد می دهد که می توانند با استفاده از محیط اطراف خود شخصیتی را خلق کنند، به حرکت دربیاورند بعد از آن، در یک فعالیت ادبی ، با این شخصیت های خلق شده داستان نوشت ، وارد کارگاه نقاشی شد و با آنهاا تصویر گری کرد، وارد کارگاه سفال شد و آنها را تبدیل به حجم کرد و ...
از موفقیتهایتان در کانون برایمان بگویید.
موفقیت های کانونی من یکی شرکت در جشنواره ملی بصیرت افزایی فانوس در سال 90 و کسب مقام دوم عکس این جشنواره بود. دیگری شرکت درهشتمین سوگواره عاشورایی استان قزوین و کسب مقام برتر بخش عکس بود و حضور در جشنواره سراسری دوسالانه ی مربیان هنری و کسب رتبه ی برتر بخش عکاسی در سال 93.
و موفقیتهای اعضا؟
از اعضای کلاس عکاسی دو نفر در جشنواره فیلم و عکس شهرستان در سال93 در بخش دانش آموزی توانستند رتبه اول و سوم رو کسب کنند و درسیزدهمین جشنواره فیلم و عکس شهرستان که اخیراٌ برگزار شد اعضا توانستند در بخش عکس، لوح تقدیر ویژه هیئت داوران را دریافت کنند. فیلم ساخته اعضا در کارگاه فیلمسازی مرکز هم به بخش نهایی جشنواره راه پیدا کرد و برای مدعوین نشان داده شد.
چه کمبودهایی در کارگاه عکاسی کانون دارید؟
اصولاٌ کمبودها در اکثر مواقع مربوط به امکانات و تجهیزات است. به عنوان مثال، متاسفانه ما در کانون فقط یک دستگاه دوربین داریم و مجبوریم این گونه کار کنیم که بچه ها سوژه ها رو پیدا کرده و بعد در صف انتظار بمانند تا نوبتشان شود و دوربین به آنها به دست آنها برسد و سوژه شان را ثبت کنند
و اما سخن آخر:
همیشه به این فکر کنید که محدودیتها را به موقعیتها تبدیل کنید یعنی با خودتان بگویید محدودیت برابر است با فرصت طلائی!
با تشکر از اعظم خزاعی مسوول مرکز گناباد و احمد صادقی مربی هنری مرکز
