وقتی وارد کتابخانه میشد، سلام و احوالپرسیاش با همه مهربان و پدرانه بود. بعد بدون تأمل، ساکش را گوشهای میگذاشت و به احوالپرسی مجسمههای گلی و ظروف سفالی که زیر کیسههای مرطوب و خنک منتظر او نشسته بودند، میرفت. با وسواس آنها را روی میز میگذاشت. کیسههایشان را کنار میزد و با سرانگشتان هنرمندش چنان گرم و صمیمی اندام ترد و نازک سفالینههای نیمهکاره را نوازش میکرد که انگار کودکانش را نوازش میکند. آنوقت وسایل سفال را با ظرافتی خاص روی میز پهن میکرد و تا آمدن شاگردانش، به ورز دادن گل و ساختن چند سوت سوتک مشغول میشد.
یادم نمیآید هیچ لحظهای را از بدو ورودش به مرکز از دستداده باشد. دستان پر چین و چروکش را کمتر بدون نرمههای گل سفال دیده بودیم و همیشه با سوت سوتکهای گلی کوچکی که به شکل پرنده میساخت و نمادی از مرغک خوشصدای کانون بود به اعضای جدید کتابخانه خیرمقدم میگفت. حالا دست هرکدام از اعضای کودک و نوجوان مراکز یک سوت سوتک سفالی از مربی مهربانشان به یادگار مانده که جای او را در قلبشان برای همیشه زنده نگاه میدارد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان تهران، با نهایت تأسف عزیز فیضیان مربی توانمند سفالگری، روز ششم تیر پس از تحمل یک دورۀ سخت بیماری دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت. محمود سلیمانی مدیرکل کانون استان، ضمن ابراز تأسف، در پیامی، درگذشت ناگهانی این همکار دلسوز را به خانواده محترم آن مرحوم و کلیه همکاران استان تسلیت گفت.
عزیز فیضیان با مدرک کارشناسی مجسمهسازی دانشکدۀ هنرهای زیبا از سال 53 بهعنوان مربی سفالگری در بسیاری از مراکز کانون استان تهران مشغول به خدمت بود و پس از بازنشستگی در سال 83 همچنان به عنوان مربی پارهوقت هنری، اعضای علاقهمند زیادی را با این هنر ارزشمند و اصیل ایرانی آشنا کرد. همچنین سالها به عنوان استاد افتخاری در برخی دانشگاهها به تدریس تخصصی سفالگری و لعاب پرداخت.
فیضیان سال 1392 با ساخت مجسمهای با مفهوم وحدت، صلح و دوستی، این تندیس را از طرف اعضای مرکز 8 به موزۀ صلح اهدا کرد.
روابط عمومی کانون استان تهران، براى خانواده آن مرحوم و همکاران کانون استان از خداوند منان صبر و شکیبایی آرزومند است.