کد خبر: 367707
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۵
بازدید 41
کانون می‌ماند حتی در آتش کینه مغولان...

کانون نیشابور سوخت اما دشمن نمی‌داند که کانون می‌ماند برای همیشه؛ و دوباره صدای خنده بچه‌ها از اینجا شنیده خواهد شد و مربیانش باز قصه از مرد و نامرد خواهند گفت، باز فیلم خواهند دید و کاردستی خواهند ساخت و پرچم ایران را نقاشی خواهند کرد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری استان همدان، در این روزهایی که کشور عزیز ما ایران در تب از دست دادن مردان، زنان، جوانان و کودکان نجیب و پاکش غمین است و جای جای آن پر از زخم کینه و دشمنی دشمنان کوردل است اما کسی نمی‌تواند صدای خنده و شادی کودکان این سرزمین را قطع کند، کسی نمی‌تواند جلوی بازی و شادی این کودکان را بگیرد، آنها باید کودکی کرده و خنده‌هایشان را به دیگران منتقل کنند.

اگرچه حال دل مردم وطن دوست برای رنج‌ها و دردهایی که بر تن این کشور همیشه استوار وارد شده خوب نباشد اما اینجا مربیان کانون یاد گرفته‌اند که همیشه با لبخند کودکان و نوجوانان را در مراکز خود پذیرا باشند و آنها را به یک قصه و یا خواندن کتاب شعری از مقاومت و امید و یا حتی ساختن کاردستی با چند تا تا کردن کاغذ دعوت می‌کنند.

مربیان همیشه با انرژی و پرنشاط در کنار اعضای خود سرود حماسی با مضامین آزادگی و آزادی خوانده‌اند و خواهند خواند و به آنها یاد می‌دهند که امنیت بزرگ‌ترین نعمتی است که داریم و در سایه آن است که می‌توانیم به هر آنچه بخواهیم برسیم.

مربیان کانون با قلبی پر از امید در همان روزهای شلوغی و بلوا در مراکز را برای بچه‌ها باز کرده و به روح و روانشان امید و بصیرت را تزریق کردند و از آنها خواستند که با داستان‌هایشان، نقاشی‌هایشان، شعرهایشان و... برای ایران جاویدان قلم بزنند.

این مربیان سال‌هاست که در گوش این بچه‌ها از ایران و رستم‌های آن قصه می‌گویند، لاله را با کاغذهای سرخ و کبوترها را با کاغذهای سفید می‌سازند و در آسمان دل آنها به پرواز درمی‌آورند.

اما این روزها قلب همه مربیان کانون از به آتش کشیده شدن مرکز شماره یک نیشابور در میان کینه و نفرت مغولان دنیای امروز به درد آمده است. آتش کینه‌ای که به 16 هزار کتاب رحم نکرد، به کتاب‌هایی که تک تک بچه‌های آن حوالی از میان برگ برگ آن خاطره دارند.

دشمن فهمیده بود که مردم این دیار اهل فکر و اندیشه هستند و جانشان به کتاب و شعرهای عطار و فردوسی گره خورده است و آمدند و دست بر روی همین نقطه از روح و جان مردم نیشابور گذاشتند و آن را به آتش کشیدند اما یک چیز را نفهمیده‌اند که اندیشه ایرانی اصیل و عاشق وطن در خاکش ریشه دارد و ریشه‌هایش در خاک حاصلخیز ایران می‌خندند و دوباره سر از خاک بیرون می‌آورند آن هم سرزنده‌تر و پر صلابتر از گذشته.

مربی کانون نیشابور با بغضی در گلو و چشمانی پر از اشک اما با امید بعد از دود شدن محل 20 سال خدمتش رسا و گویا می‌گوید کانون می‌ماند...

مربی با یقین می‌گوید که این کانون می‌ماند برای همیشه و دوباره صدای خنده بچه‌ها از اینجا شنیده خواهد شد، مربیانش باز قصه از مرد و نامرد خواهند گفت، کنار اعضایشان فیلم خواهند دید و کاردستی خواهند ساخت و پرچم ایران را نقاشی خواهند کرد. 

دشمن بداند این مربی دوباره با همت بچه‌هایش بر روی خاکسترهای برجا مانده از کتاب‌ها کانونی نو خواهد ساخت و نمی‌گذارد آتش کین دشمنان فرهنگ و امنیت صدای شادی و خنده کودکان را قطع کند.

کتاب‌ها سوختند اما خاطرات و قصه‌های روزهایی که در تمام این 51 سال در این مرکز رقم خورده از اذهان پاک نخواهد شد و کانون می‌ماند چون ریشه آن تا عمق جان این سرزمین ریشه دوانده و آن ریشه‌ها در خاک می‌خندند و به قطع یقین روزهای خوب خواهد رسید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha