به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه، با توجه به برگزاری آیین پایانی بیستو هفتمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون در استان اصفهان و نامگذاری ماه بهمن، بهعنوان ماه قصه و قصهگویی؛ منیژهالسادات حسینی سرپرست کانون استان از دنیای قصه گفت.
در مورد ماه قصه و قصهگویی بگویید: چه پیوند زیبایی! بهمنِ سپید و سرمست از برف، با گرمای نَفَسِ قصهها درمیآمیزد و کانون پرورش فکری، این آشیانۀ خیال و رنگ، ماه را به نامِ هنر کهنِ قصه و قصهگویی میآراید. این انتخاب، یادآورِ خردی است که در دلِ اسطورهها میخُسبد و گرمایی است که در طولِ شبهای درازِ زمستان، جانها را میپوشاند.
وی قصه را گذرگاه رؤیای جمعی دانست و در مورد جشنواره قصهگویی افزود: بیستوهفتمین جشنواره بینالمللی قصهگویی، تنها یک رقابت یا گردهمایی نیست؛ گویی کاروانی است از حافظههای زنده. از هر استان، قصهگویانی برخاستهاند که هر یک، گویای لهجهای از خاکِ این سرزمیناند. آنان با خود، بوی کوهسارانِ شمال، آواز بادهای کویر، ترنم آبهای جنوب و صلابت تاریخِ فلات مرکزی را آوردهاند. در هر قصه، جهانِ کوچکی کامل میشود، درسی نهفته است، رازی گفته میشود، دردی تسلی مییابد و شادی تکثیر میشود.
حسینی درخصوص برگزاری آیین پایانی این جشنواره در اصفهان اظهار کرد: و چه انتخاب باشکوهی که آیین پایانی در اصفهان، این شهرِ قصههای سنگ و رنگ، برگزار میشود. زیر گنبدِ فیروزهایِ آسمان اصفهان و در همسایگیِ زایندهرودِ خاموش و بیدار، قصهها طنینی دیگر خواهند یافت. گویی دیوارهای مسجد شیخ لطفالله و پلهای تاریخی، سالهاست منتظرند تا دوباره قصههای نو بشنوند و آنها را در حافظه خویش ثبت کنند. در این شهر، هر سنگ خود یک قصهگوست و حالا، قصهگویان زنده، پاسخی هنرمندانه به این تاریخِ پرصلابت خواهند داد.
سرپرست کانون استان در ستایشِ قصهگویان بیان داشت: قصهگویانِ عزیز! شما وارثانِ میراثی گرانقدرید. شما تنها داستانها را نقل نمیکنید؛ شما زندهکننده رابطهای انسانی هستید. در دنیایی که تصویر و صوتِ دیجیتال، گاه جای نگاهِ چهرهبهچهره را میگیرد، شما با تکیه بر کلام، نگاه، آهنگ صدا و حرکتِ دست، جهانی میسازید که مخاطب، خود را در میانه آن مییابد. شما معمارانِ لحظههایی هستید که کودک و پیر، در کنار هم، در سحرِ کلامِ شما مسحور میشوند.
قصه را چگونه توصیف میکنید: قصه؛ نفسِ زندگی است. قصه فقط برای کودکان نیست. قصه، تار و پودِ فهم ما از زندگی است. ما هویت خود، ترسهای خود، عشقهای خود و آرزوهای خود را در قالب قصه میفهمیم و منتقل میکنیم. این جشنواره، یادآوری است بر این حقیقت ساده و عمیق که: "انسان، همان است که به یاد میآورد و همان است که روایت میکند." هر قصهگوی ایرانی، پلی است بین نسلها، حافظ فرهنگ بومی است و در عین حال، زبانِ مشترکِ بشری را با هنر خود گسترش میدهد.
وی پایانِ جشنواره را آغازِ روایتها دانست و ادامه داد: آیین پایانی در اصفهان، پایانِ کار نیست؛ بلکه نقطه اوجی است که از آنجا، قصههای تازهای متولد میشوند، دستها به هم میرسند و قلبها به هم نزدیکتر میشوند. امید که صدای قصهگویان، همچون آوایی زنده و پایدار، از دیارِ نصفجهان به تمامِ ایران و فراتر از مرزها بپیچد و به همه یادآوری کند که صلح، مهربانی و درک متقابل، ریشه در سادهترین و عمیقترین شکلِ ارتباط ما دارد: "یکی بود، یکی نبود..."
باشد که این بهمنِ قصهگو، برفِ غفلت را از دلها بشوید و بهارِ تخیل و همدلی را در جانمان نوید دهد.