وداعِ نمادین و حماسیِ اعضای کانون مهاجران با قائد شهید

در مرکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری مهاجران استان مرکزی، وداع با «قائد شهید» نه فقط در کلمات، که در چیدمانی از «نمادها» و «هنر» معنا یافت؛ جایی که صندلیِ خالیِ ساده‌زیستی، روایتی از عظمتِ مردی شد که تمامِ جهانش در عشق به کودکان خلاصه می‌شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان مرکزی؛ امروز ۱۳تیرماه ۱۴۰۵، مرکز فرهنگی هنری کانون مهاجران از توابع شهرستان شازند، میعادگاهِ دل‌های عاشقی بود که در فقدانِ رهبرِ شهیدشان، به سوگ نشستند. فضاسازیِ این مرکز، دعوتی بود به تأمل در سلوکِ آن بزرگ‌مرد؛ صندلیِ ساده‌ای که در گوشه‌ی مرکز قرار گرفت، فریادِ بلندِ ساده‌زیستیِ او بود و چفیه‌یِ غبارگرفته بر آن، نمادی از استقامت و ایستادگی در برابر ظلم.

وداعِ نمادین و حماسیِ اعضای کانون مهاجران با قائد شهید

در میانِ این چیدمانِ معنادار، کتابِ «خون دلی که لعل شد» چون چراغی در برابر دیدگانِ اعضا قرار گرفت تا راهِ سختِ مبارزه را به جان‌های مشتاقِ کودکان بیاموزد. مربیانِ مرکز با بیانی آکنده از حماسه، چراییِ این نمادها را برای اعضا روایت کردند تا هر کودک بداند که «قائد شهید» نه یک تصویر، که یک مکتبِ کاملِ عزت‌مندی بود.

وداعِ نمادین و حماسیِ اعضای کانون مهاجران با قائد شهید

اوجِ احساس و حماسه

در پایانِ این آیین، دستانِ کوچکِ اعضا، آستین‌های همت را بالا زدند. آن‌ها با خودکار و سرانگشتانِ هنرآفرینِ خود، قاب‌عکس‌هایی ساختند که هر خطِ آن، پیمانی دوباره بود. این قاب‌ها، تنها یک دست‌سازه‌ی هنری نبودند؛ این‌ها قاب‌هایی بودند که اعضای مهاجران در «قلب‌های کوچک‌شان» برای رهبرِ شجاعِ خود بنا کردند.

وداعِ نمادین و حماسیِ اعضای کانون مهاجران با قائد شهید

اعضایِ کانونِ مهاجران با این اقدامِ نمادین، فریاد زدند که اگرچه جسمِ قائد به دیدارِ معبود شتافت، اما «پیام» و «راهِ» او در عمقِ جانِ آنان حک شده است. آن‌ها آموختند که برای «عزتمندانه زیستن» و «مبارزه با ظلم»، باید سربازانِ آگاهِ این مکتب باشند و این قاب‌هایِ کاغذی، سندِ وفاداریِ نسلی است که هرگز رهبرِ خویش را فراموش نخواهند کرد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha