به گزارش روابط عمومی ادارهکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان همدان، همزمان با فرارسیدن ۱۸ تیر، روز ملی ادبیات کودک و نوجوان، روزی که به پاس خدمات ارزشمند زندهیاد مهدی آذریزدی در تقویم فرهنگی ایران نامگذاری شده است، در مجموعه گفتوگوهایی با شاعران و نویسندگان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان همدان، به بررسی جایگاه ادبیات کودک و نوجوان پرداختهایم.
در این مجموعه، مربیان شاعر و نویسنده از مسئولیت نویسندگان و شاعران این حوزه، نقش شناخت دنیای کودک در خلق آثار ماندگار و تأثیر ارتباط مستقیم با کودکان و نوجوانان بر آفرینش آثار ادبی سخن گفتهاند. در ادامه، گفتوگوی ما با محسن کریمی، شاعر و مربی فرهنگی کتابخانه سیار کانون در شهرستان ملایر را میخوانید.
کریمی در معرفی خود گفت: در میانه پاییز سال ۱۳۵۹ در شهرستان ملایر متولد شدم. تحصیلات دانشگاهیام را در مقطع کارشناسی در رشته مهندسی کامپیوتر گذراندم، اما علاقه به شعر و ادبیات باعث شد مسیرم را به سمت ادبیات فارسی تغییر دهم و کارشناسی ارشد این رشته را به پایان برسانم.
سالها در حوزه غزل بزرگسال فعالیت کردهام و در جشنوارههای کشوری، منطقهای و استانی موفق به کسب رتبه شدهام. عضویت در دوره هشتم دفتر شعر جوان و بهرهمندی از آموزش استادان این دوره، نگاه جدیتری به شعر در من ایجاد کرد. آشنایی با غلامرضا بکتاش، شاعر کودک و نوجوان، و همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بهعنوان مربی آفرینشهای ادبی، علاقه مرا به شعر کودک و نوجوان بیشتر کرد.
سالهاست آثارم در نشریه «کیهان بچهها» منتشر میشود و اکنون ۱۹ سال است که بهعنوان مربی فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان ملایر فعالیت میکنم. کتاب «قفس بیدر» نیز از آثار منتشرشده من است و از سال ۱۴۰۳ کارگاه خوانش و شرح تاریخ بیهقی را در انجمن ادبی صریر ملایر برگزار میکنم.
به نظر شما مهمترین مسئولیت نویسنده و شاعر کودک و نوجوان امروز چیست؟
هر فردی که در جامعه مسئولیتی بر عهده میگیرد، در برابر مخاطبان خود نیز متعهد است و شاعر و نویسنده کودک و نوجوان نیز از این قاعده مستثنا نیست. هرچند درباره مفهوم «هنر متعهد» دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، اما به باور من مهمترین مسئولیت نویسنده کودک این است که مخاطب خود را دستکم نگیرد.
شناخت دنیای ذهنی کودک، نخستین گام برای خلق اثری ارزشمند است. نویسندهای که برای کودک مینویسد، علاوه بر دانش ادبی باید با مبانی روانشناسی کودک نیز آشنا باشد. برای مثال، اگر با مفاهیمی مانند جاندارپنداری آشنا نباشد، نمیتواند اثری خلق کند که با جهان ذهنی کودک هماهنگ باشد.
به اعتقاد من، بزرگترین مسئولیت شاعر و نویسنده کودک، یادگیری مستمر است. وقتی این شناخت و آگاهی شکل بگیرد، در آثار او نیز حفظ زبان فارسی، احترام به دنیای روحی کودک و توجه به نیازهای مخاطب نمود پیدا میکند.
چگونه میتوان آثاری خلق کرد که هم برای مخاطب جذاب باشند و هم ماندگار؟
به نظر من، شاعران کودک را میتوان از نظر نوع نگاه به مخاطب به سه گروه تقسیم کرد. گروه نخست تنها به دنبال سرگرم کردن کودک هستند. آثار این گروه شاید در لحظه لذتبخش باشند، اما ماندگاری ندارند و معمولاً پس از چند بار خواندن تازگی خود را از دست میدهند.
گروه دوم، آنقدر درگیر صنایع ادبی و بازیهای زبانی میشوند که مخاطب کودک را فراموش میکنند. نتیجه چنین نگاهی، آثاری دشوار و دور از دنیای ذهنی کودک است.
اما گروه سوم، شاعرانی هستند که مخاطب را بهخوبی میشناسند و اثری میآفرینند که تنها یک گام از مخاطب جلوتر باشد؛ درست مانند کسی که روی پلهای بالاتر ایستاده و دست خود را برای همراهی دیگری دراز میکند. این تعادل، هم جذابیت اثر را حفظ میکند و هم به ماندگاری آن کمک میکند.
تجربه ارتباط مستقیم با کودکان و نوجوانان چه تأثیری بر آثار ادبی شما داشته است؟
به باور من، شاعر کودک علاوه بر مطالعه آثار ادبی و کتابهای آموزشی، باید با کودکان زندگی کند و از نزدیک با دنیای آنها آشنا باشد. همانطور که دانشجوی پزشکی تنها با مطالعه نظری پزشک نمیشود و باید تجربه عملی نیز داشته باشد، نویسنده کودک هم نیازمند تجربه مستقیم است.
فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای من فرصتی ارزشمند بوده است تا آموختههای نظری خود را در عمل و در ارتباط با کودکان بیازمایم. تجربه کار با کودکان متعدد، نگاه نویسنده را عمیقتر و واقعیتر میکند و بیتردید با تجربه کسی که تنها با فرزند یا فرزندان خود در ارتباط است، تفاوت اساسی دارد. این ارتباط نزدیک، شناخت دقیقتری از نیازها، علایق و دنیای ذهنی کودکان به من داده و در شکلگیری شعرها و آثارم تأثیر مستقیمی داشته است.
