به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری استان همدان، گاهی یک تریلی با آن سنگینی و طویلی، تنها یک وسیله نقلیه نیست؛ صحنهای است که رؤیاها را با خود به دورترین نقاط میبرد و این همان تماشاخانه سیار کانون است که در تمام عمرش در میان جادههای ایران بوده و به نقاط مختلف سفر کرده است و لبخند را به لبان آنها هدیه داده است.

تماشاخانه سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این روزها جادههای استان همدان را یکی پس از دیگری پشت سر میگذارد؛ جادههایی که مقصدشان کودکانی است که شاید کمتر فرصت تماشای یک نمایش حرفهای را داشته باشند، اما بیش از هر کسی مشتاق دیدن قصههایی هستند که روی صحنه جان میگیرند.
سفر این تماشاخانه در روز اول از شهرستان تویسرکان، پارک نبوت همدان حوالی مرکز فرهنگی- هنری این شهرستان آغاز شد. بچهها یکی یکی آمدند و در چیدن صندلیها کمک کردند. ذوق داشتند که بدانند در داخل این تریلی چیست و چه رازی در خود پنهان کرده است. باز شده دربهای تماشاخانه دیدنی بود، چشمان بچهها پر از هیجان از تجریه کردن یک اتفاق تازه بود. همه در بهت و حیران بودند. دربها باز شد و مداحی باید برخاست پخش شد. همه در همخوانی همراهی کردند.

وقتی صدای بلند از تماشاخانه پخش شد بزرگترها هم آمدند و در گوشه گوشه پارک نشستند. گروه نمایشی دکور نمایش را چیدند؛ نمایش شروع شد. همه خوب گوش میدادند. آنها گریههای شمشیر، اضطراب کبوتر، طغیان فرات، صحرای سوزان کربلا، عصیان تیر سه شعبه را با اجرای نمایش دیدند و شنیدند. بزرگترها اشک ریختند.

نمایش تمام شد اما در ذهن همه آن بچهها خاطرهای نقش بست و اسمی از کانون.
تماشاخانه با تیم اجرایی و نمایش خود پس از اجراهای موفق در تویسرکان راهی روستای گنبد کبود شهرستان نهاوند، روستایی در دل کوه شدند.
روستایی که مردمانی مهربان و انقلاب داشت. صندلیها چیده شد. کارمندان شرکت برق برای اتصال برق به کمک کانون آمده بودند. دربها باز شد و بهت و تعجب بچهها از دیدن این صحنه بسیار جالب بود.

سفر بعدی این کاروان فرهنگی حوالی ساعت 20 به سمت شهرستان نهاوند بود. شهری که از ساعتها پیش، خود را برای یک شب متفاوت آماده کرده بود. هماهنگیهای گسترده میان فرمانداری، شرکت توزیع نیروی برق، سپاه و دیگر دستگاههای شهرستان انجام شده بود تا این رویداد فرهنگی با بهترین شرایط برگزار شود. مسئولان شهرستان نیز برای استقبال از کاروان تماشاخانه سیار در محل حضور داشتند.

اما مهمترین استقبال را کودکان و نوجوانانی رقم زدند که از دقایقی قبل، چشمانتظار گشوده شدن درهای تماشاخانه بودند؛ چشمهایی پر از شوق و دلهایی آماده شنیدن روایت.
با گشوده شدن درهای تماشاخانه، نوای مداحی در فضا طنینانداز شد. کودکان با شور و اشتیاق همراهی کردند و همزمان مردم با پرچمهایی در دست، در اجتماع شبانه حضور یافتند. جمعیتی که ایستاده، چشم به صحنه دوخته بود تا روایت واقعه عاشورا را از زبان هنر و نمایش تماشا کند.

نمایش «لحظه پرواز» با روایت هنرمندانه خود، مخاطبان را به دل حماسه کربلا برد. سکوتهای سنگین، اشکهای بیاختیار و نگاههای خیره تماشاگران، گویای تأثیر عمیق نمایش بود. هنر، در این شب اول اجرا توانست پلی میان تاریخ، ایمان و احساس مردم نهاوند بسازد؛ پلی که در پایان با زمزمه دعای فرج، رنگی از امید و انتظار گرفت.
وقتی چراغهای صحنه خاموش شد و درهای تماشاخانه بسته شد، سفر تماشاخانه در روز اول به پایان رسید. قرار است این کاروان فرهنگی کانون، بیآنکه خستگی راه و ساعتهای طولانی سفر را به رخ بکشد، در روزهای دیگر راهی نقاط بعدی شود.

هر توقف این تماشاخانه در یک نقطه ای از این استان وسیع با مردمان اهل فرهنگ و هنرش، آغاز قصهای تازه است؛ قصهای که در آن لبخند کودکان، خستگی راه را از یاد میبرد و برق امید در نگاه نوجوانان، ارزش تمام کیلومترهای پیمودهشده را دارد. این همان رسالت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است؛ رساندن فرهنگ، هنر و امید به دورترین نقاط، جایی که شاید امکانات فرهنگی اندک باشد، اما دلهای مشتاق برای دیدن، شنیدن و آموختن، بیشمار است.

