کد مطلب: 377370
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۰
بازدید 7
روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان بهار جایی است که رنگ‌ها و قصه‌‎ها هنوز در آن نفس می‌کشند و کودکان و نوجوانان را به دنیای خلاقیت می‌برد.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کانون پرورش فکری استان همدان، چهارمین مقصد از روایت سفرهای تابستانی ما، این بار به شهرستان بهار رسید؛ شهری که نامش با دانشمند بزرگ جهان اسلام، شیخ بهاری، گره خورده و مردمانش سال‌هاست هنر، تلاش و فرهنگ را در کنار هم زندگی می‌کنند.

شهری که لالجین، شهر جهانی سفال، را در آغوش خود جای داده و هنر را از دل خاک به تماشا می‌گذارد.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

اما در میان کوچه‌های این شهر، مرکزی هست که هنرش از جنس دیگری است؛ مرکزی که دیوارهایش روایت می‌کنند، پنجره‌هایش قصه می‌گویند و کودکان در آن رؤیاهایشان را زندگی می‌کنند؛ مرکز فرهنگی هنری شهرستان بهار.

در این خانه، مهربانی اولین چیزی است که به استقبال مهمان می‌آید. مربی مسئول مرکز با همان لبخند همیشگی و کلام گرم و صمیمی‌اش از همه استقبال می‌کند. سال‌ها مهرورزی و همراهی او را می‌توان در نگاه اعضا دید؛ از کودکان چهار ساله‌ای که نخستین قصه‌های زندگی‌شان را اینجا شنیده‌اند تا اعضای ارشد ۲۵ ساله‌ای که هنوز کانون را خانه خود می‌دانند.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

کانون بهار تنها یک کتابخانه نیست؛ خانه خاطره‌هاست. جایی که اعضای قدیمی، هر زمان مرکز به کمک نیاز داشته باشد، بی‌هیچ چشمداشتی بازمی‌گردند؛ کنار مربیانی می‌ایستند که روزی برایشان کتاب خوانده‌اند، قصه گفته‌اند و مهربانی را به آنان آموخته‌اند.

در دل این مرکز، کتابخانه سیار نیز با مربی جوان، هنرمند و نقال خود، چراغ قصه را در روستاها روشن نگه داشته است. اینجا شاهنامه تنها یک کتاب نیست؛ بخشی از زندگی کودکان است. فردوسی، رستم، سهراب و هفت‌خان، نام‌هایی آشنا برای کودکانی هستند که با روایت، نمایش و نقالی، ادبیات کهن ایران را لمس می‌کنند.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

مرکز بهار همواره همراه دستگاه‌های اجرایی شهرستان بوده و تعامل و همکاری سازنده‌ای با نهادهای مختلف دارد؛ حضوری که نشان می‌دهد کانون تنها یک مرکز فرهنگی نیست، بلکه بخشی از جریان فرهنگی و اجتماعی شهر است.

در این مرکز، بازی نیز به اندازه کتاب اهمیت دارد. بازی‌های گروهی، خلاقانه و خاطره‌انگیز، کودکان شهر و روستا را کنار هم جمع می‌کند و خانواده‌ها نیز در کنار فرزندانشان، شادی را تجربه می‌کنند. اینجا خنده کودکان با حضور پدر و مادرها معنای دیگری پیدا می‌کند.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

در مرکز بهار، خلاقیت از دل ساده‌ترین چیزها متولد می‌شود. اینجا حتی یک کیسه برنج هم زباله نیست. مربیان، کودکان را به ضیافتی از رنگ، نقش و ایده دعوت می‌کنند و همان کیسه‌های ساده، با دستان کوچک اما توانمند بچه‌ها، به ساک‌های دستی زیبا و کاربردی تبدیل می‌شوند. اینجا کودکان تنها کاردستی نمی‌سازند؛ یاد می‌گیرند چگونه محیط زیست را دوست داشته باشند، به مصرف مسئولانه بیندیشند و به هر وسیله‌ای پیش از دور انداختن، فرصتی دوباره برای زندگی ببخشند.

این مرکز با کمترین امکانات، اما با بیشترین خلاقیت، آثاری خلق می‌کند که هر بیننده‌ای را شگفت‌زده می‌سازد. گویی هر وسیله‌ای که به این خانه وارد می‌شود، جان تازه‌ای می‌گیرد و به اثری هنری بدل می‌شود.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

اینجا کانونی است که با نواخته شدن زنگ نخست مهرماه، طرح «کانون–مدرسه» جان می‌گیرد. دانش‌آموزان خوب می‌دانند که قرار است بخشی از روزهای هفته را نه فقط در کلاس درس، بلکه در هوای کانون نفس بکشند؛ جایی که یادگیری با قصه، کتاب، هنر، بازی و تجربه‌های ناب فرهنگی گره می‌خورد و مدرسه رنگ و بویی دیگر پیدا می‌کند.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

مرکز فرهنگی هنری بهار، همواره در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی نیز حضوری فعال و اثرگذار داشته است. مربیان و اعضای این مرکز، همواره پای آرمان‌های انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب ایستاده‌اند و در مناسبت‌های مختلف با برپایی غرفه‌های فرهنگی، اجرای برنامه‌های متنوع و حضور در تجمعات و آیین‌های مرتبط با مقاومت و ایثار، مفاهیم هویت، همبستگی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در کنار فعالیت‌های فرهنگی و هنری تمرین و ترویج می‌کنند.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

با فرارسیدن محرم و اربعین حسینی نیز حال و هوای مرکز رنگ دیگری به خود می‌گیرد. کودکان، مربیان و مادران دوشادوش هم برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی و آیینی دست به کار می‌شوند و صحنه‌هایی از همدلی و مشارکت را رقم می‌زنند که جلوه‌ای از پیوند خانواده و کانون است.

مرکز فرهنگی هنری بهار، تنها ساختمانی برای امانت کتاب نیست؛ خانه‌ای است که در آن کتاب، هنر، بازی، دوستی و خاطره در کنار هم زندگی می‌کنند؛ خانه‌ای که قصه‌ها هنوز در آن نفس می‌کشند و امید، هر روز در چشمان کودکانش جوانه می‌زند.

روایت چهارم؛ مرکز بهار، جایی که رنگ و قصه‌ هنوز نفس می‌کشند

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha