به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری استان همدان، تماشاخانه سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ادامه سفر خود در استان همدان، از شهرها و روستاهای مختلف عبور کرد و با اجرای نمایش «لحظه پرواز»، قصه، هنر و حالوهوای فرهنگی را به میان کودکان، نوجوانان و خانوادهها برد؛ سفری که از تویسرکان و نهاوند آغاز شد، در مسیرهای روستایی و شهری ادامه پیدا کرد و تا فامنین، فیضآباد و رزن رسید.
گاهی یک تماشاخانه، فقط یک صحنه نمایش نیست؛ میتواند جادهای باشد برای رسیدن به کودکانی که شاید فاصلهشان با سالنهای حرفهای نمایش زیاد باشد، اما فاصلهای با قصه، خیال و هنر ندارند.

تماشاخانه سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در روزهای گذشته، جادههای استان همدان را پشت سر گذاشت و هر بار که در نقطهای توقف کرد، درهایش را به روی جمعی از کودکان، نوجوانان و خانوادههایی گشود که برای تماشای یک اجرای زنده، ساعتها منتظر مانده بودند.

در نخستین روز، این سفر از تویسرکان آغاز شد و پس از حضور در روستای گنبد کبود، به نهاوند رسید؛ جایی که اجرای نمایش «لحظه پرواز» با استقبال کودکان و خانوادهها همراه شد و فضای شهر را به صحنهای برای روایت عاشورا، ایثار، مقاومت و شهادت تبدیل کرد.
روایت این سفر از چشمان پرشوق کودکان تویسرکان و روستای گنبد کبود تا همراهی و تأثر مردم نهاوند حکایت داشت؛ جایی که هنر توانست پلی میان تاریخ، ایمان و احساس ایجاد کند.

روز دوم، مسیر تماشاخانه از روستای آجین در شهرستان اسدآباد آغاز شد؛ سپس کاروان فرهنگی کانون راهی پارک لاله شهر بهار شد و در پایان روز، به مریانج رسید. در هر سه مقصد، کودکان و خانوادهها گرداگرد تماشاخانه جمع شدند و نمایش «لحظه پرواز» را دنبال کردند. شور و هیجان کودکان و همراهی خانوادهها، بار دیگر نشان داد که برای دیدن یک اتفاق فرهنگی، تنها کافی است صحنهای به میان مردم برود.

اما سفر تماشاخانه به همینجا ختم نشد. در روز سوم، تماشاخانه سیار مسیر خود را به سمت شهر کرفس از توابع شهرستان درگزین ادامه داد و پس از آن به کبودراهنگ رسید. شب نیز میدان امام، میزبان این کاروان فرهنگی شد؛ صحنهای سیار که با گشودهشدن درهایش، فضای معمول شهر را برای ساعتی به محفلی فرهنگی و هنری برای کودکان و خانوادهها تبدیل کرد.
روز چهارم، نوبت به میدان باباطاهر در شهر همدان و پس از آن پارک فدک رسید. تماشاخانه در هر توقف، همان مأموریت ساده اما مهم خود را دنبال کرد، نزدیکشدن به مخاطب، بهویژه کودکان و نوجوانانی که شاید دسترسی همیشگی به سالنهای نمایش نداشته باشند.

در روز پنجم، جاده تماشاخانه به سمت روستاها رفت؛ روستای کوزره در بخش قهاوند و پس از آن روستای گنبد، مقصدهای این روز بودند.
ین بار نیز صحنه نمایش از فضای معمول سالنها فاصله گرفت و به جایی رفت که کودکان روستا، تماشای یک اجرای زنده را نه از پشت صفحه نمایش، بلکه از نزدیک تجربه کردند.
روز ششم، مسیر تماشاخانه سیار به روستای فیضآباد در فامنین و رزن رسید. شهرها و روستاهایی که هر کدام برای چند ساعت، میزبان این کاروان فرهنگی شدند و کودکان و خانوادهها را در کنار یکدیگر پای صحنه نشاندند.

آنچه در این سفر بیش از مسیرهای طولانی و تعداد مقصدها به چشم میآید، تکرار یک تصویر مشترک است؛ کودکانی که با کنجکاوی به تماشاخانه نزدیک میشوند، خانوادههایی که در کنار فرزندان خود مینشینند و صحنهای که در دل یک پارک، میدان یا روستا شکل میگیرد.
تماشاخانه سیار کانون در این سفر فقط نمایش «لحظه پرواز» را با خود حمل نمیکند؛ هر توقف، فرصتی برای ایجاد یک تجربه مشترک فرهنگی است؛ فرصتی برای اینکه کودک و نوجوان، هنر نمایش را از نزدیک لمس کند و خانواده نیز در کنار او بخشی از این تجربه باشد.

پشت این صحنههای کوتاه اما پرشور، ساعتها حرکت در جاده، آمادهسازی، هماهنگی و تلاش عوامل اجرایی، مربیان، هنرمندان و نیروهای فنی قرار دارد؛ گروهی که مسیرهای طولانی را طی میکنند تا یک تریلی، در مقصد بعدی، به صحنهای برای قصهگویی و دیدار تبدیل شود.
حالا تماشاخانه سیار کانون، پس از پشت سر گذاشتن بخش دیگری از جادههای همدان، خاطرههای تازهای از این سفر با خود دارد؛ خاطرههایی از چشمهای مشتاق، همراهی خانوادهها و کودکانی که هر بار با بازشدن درهای تماشاخانه، منتظرند ببینند این بار چه قصهای قرار است روی صحنه جان بگیرد.

سفر تماشاخانه سیار ادامه دارد؛ سفری که مقصد نهاییاش تنها یک شهر یا روستا نیست، بلکه رسیدن فرهنگ و هنر به همه کودکانی است که باید سهمی برابر از تماشای یک نمایش، شنیدن یک قصه و تجربه یک اتفاق فرهنگی داشته باشند.

