بهگزارش روابطعمومی ادارهکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان فارس اعضای مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان صدرا، در دوم شهریور ۱۴۰۵، در برنامه «شگفتیهای آفرینش؛ از شبکه ارتباطی درختان تا کاشت بلوط»، با مشارکت در فعالیتهای ادبی، علمی، هنری و محیطزیستی، روابط پنهان میان اجزای طبیعت را شناختند؛ و با کاشت دانههای بلوط، آموختههای خود را به اقدامی مسئولانه برای پاسداری از محیطزیست پیوند زدند.
این برنامه در قالب «بسته فرهنگی سازندگان» برگزار شد؛ و اعضا در جریان آن، از دریچه شعر، کتاب، گفتوگوی علمی، فعالیت هنری و تجربه عملی، جلوههایی از نظم و حکمت الهی در طبیعت را بررسی کردند.
تقویت نگاه توحیدی به جهان آفرینش، افزایش سواد علمی و محیطزیستی، پرورش روحیه پرسشگری، آشنایی با اهمیت جنگلهای بلوط و نهادینهکردن مسئولیتپذیری در برابر طبیعت، محورهای اصلی این برنامه را تشکیل داد؛ برنامهای که مسیر آموزش را از شنیدن و خواندن آغاز کرد؛ و با ساختن و کاشتن به تجربهای ملموس رساند.
نخستین بخش نشست به خوانش شعر «خدا رنگ گلابی» اختصاص یافت. اعضا با همراهی واژهها و تصویرهای شاعرانه، به رنگها، زیباییها و هماهنگی موجود در جهان پیرامون توجه کردند؛ و درباره نشانههای آفرینش در گیاهان و پدیدههای طبیعی به گفتوگو پرداختند.
این فعالیت ادبی، افزون بر تقویت ذوق شعری و قدرت تخیل اعضا، زمینهای فراهم کرد تا کودکان و نوجوانان طبیعت را همچون مجموعهای بههمپیوسته و سرشار از نشانههای حکمت پروردگار ببینند.
در ادامه، موضوع «ارتباط درختان با یکدیگر» در قالب گفتوگویی علمی و مشارکتی بررسی شد. اعضا آموختند که درختان، برخلاف ظاهر آرام و خاموش خود، در بستری پویا و پیچیده زندگی میکنند؛ و ریشههای برخی از آنها از طریق شبکههایی از رشتههای قارچی با محیط پیرامون پیوند مییابد.
در این بخش، مفهوم شبکه قارچی زیرزمینی با بیانی متناسب با گروه سنی اعضا تشریح شد. بر پایه یافتههای علمی، رشتههای قارچی همزیست با ریشه گیاهان میتوانند در دریافت و جابهجایی آب و برخی مواد غذایی نقش داشته باشند؛ و در شرایطی، زمینه انتقال بعضی پیامهای شیمیایی را نیز فراهم کنند. از این ساختار پیچیده، برای سادهسازی آموزشی، با عنوان «شبکه ارتباطی زیرزمینی درختان» یاد شد.
شناخت این روابط پنهان، کنجکاوی علمی اعضا را برانگیخت؛ و تصور آنان را درباره سکون و خاموشی درختان تغییر داد. کودکان و نوجوانان دریافتند که در زیر خاک، مجموعهای از پیوندهای زیستی میان ریشهها، قارچها و ریزجانداران جریان دارد؛ و سلامت جنگل، تنها به حضور درختان وابسته نیست؛ بلکه از همکاری و تعادل میان خاک، آب، نور، گیاهان، جانوران و دیگر اجزای زیستبوم شکل میگیرد.
نقش درختان کهنسال در پایداری جنگل و فراهمشدن شرایط مناسب برای رشد نهالهای کوچکتر نیز در ادامه بررسی شد. این موضوع، در کنار افزایش شناخت علمی اعضا، مفاهیمی همچون همیاری، حمایت از کوچکترها، بهرهگیری از تجربه بزرگترها و مسئولیت هر عضو در حفظ یک مجموعه را برای آنان ملموستر کرد.
اعضا در جریان این گفتوگو دریافتند که جنگل، انبوهی از درختان جدا از یکدیگر نیست؛ بلکه اجتماعی زنده و بههمپیوسته است؛ که هر بخش آن در تداوم حیات مجموعه نقش ایفا میکند. این دریافت، فرصتی فراهم آورد تا همکاری موجود در طبیعت به الگویی برای توجه به مسئولیتهای فردی و جمعی تبدیل شود.
بخش دیگری از برنامه به معرفی درخت بلوط و اهمیت زیستمحیطی آن اختصاص یافت. نمونههایی از میوه بلوط در اختیار اعضا قرار گرفت؛ تا آنان شکل، اندازه، پوسته و ویژگیهای ظاهری این دانه را از نزدیک مشاهده و بررسی کنند.
تنوع گونههای بلوط، چگونگی جوانهزنی و مسیر تبدیل یک دانه کوچک به درختی تنومند نیز در جریان همین مشاهده تشریح شد.
اعضا همچنین با نقش جنگلهای بلوط در حفاظت از خاک، کاهش فرسایش، پشتیبانی از منابع آبی، کمک به تعادل زیستبوم و فراهمکردن زیستگاه و منابع غذایی برای جانوران آشنا شدند.
مشاهده مستقیم میوه بلوط، آموزش را از حالت صرفاً شنیداری خارج کرد؛ و زمینه لمس، مقایسه، پرسشگری و کشف ویژگیهای یکی از گونههای ارزشمند گیاهی را برای اعضا فراهم آورد.
این فعالیت با معرفی بلوط بهعنوان بخشی از سرمایه طبیعی کشور، حس تعلق کودکان و نوجوانان به میراث زیستی را تقویت کرد؛ و ضرورت حفاظت از جنگلها و پوشش گیاهی را در کانون توجه آنان قرار داد. اعضا دریافتند که هر دانه بلوط، افزون بر ظرفیت تبدیلشدن به یک درخت، میتواند بخشی از زنجیره حیات را پشتیبانی کند؛ و در پایداری یک زیستبوم نقش داشته باشد.
کتاب «درخت بلوط بزرگی در دانه یک بلوط کوچک» نیز با مشارکت اعضا روخوانی شد. کودکان و نوجوانان با دنبالکردن روایت کتاب،
مسیر رشد دانهای کوچک تا تبدیلشدن به درختی بزرگ را شناختند؛ و درباره نیاز موجودات زنده به زمان، بستر مناسب، مراقبت و صبوری گفتوگو کردند.
روخوانی این اثر، مهارت خواندن، تمرکز، درک متن و دایره واژگان اعضا را تقویت کرد؛ و میان ادبیات و آموزشهای علمی و محیطزیستی پیوندی هدفمند برقرار ساخت. روایت کتاب به کودکان و نوجوانان نشان داد که ظرفیت یک رویش بزرگ، گاه در دانهای کوچک نهفته است؛ و تحقق آن، به فرصت، مراقبت و استمرار نیاز دارد.
پس از معرفی درخت بلوط و روخوانی کتاب، نقش سنجابها در پراکندگی دانههای بلوط و کمک به رویشهای طبیعی بررسی شد. اعضا در جریان بحث و تبادلنظر، با شیوه زندگی این جانور، نوع تغذیه و ارتباط آن با زیستبوم جنگلهای بلوط آشنا شدند.
در این بخش توضیح داده شد که سنجابها بخشی از دانههای بلوط را برای استفاده در زمانهای دیگر جابهجا و در خاک پنهان میکنند. برخی از این دانهها ممکن است در خاک باقی بمانند، و در صورت فراهمشدن شرایط مناسب، جوانه بزنند؛ فرایندی طبیعی که میتواند به پراکندگی بذر و گسترش رویشهای تازه کمک کند.
آشنایی با این رفتار، وابستگی متقابل گیاهان و جانوران را برای اعضا روشن ساخت و نقش موجودات کوچک را در پایداری طبیعت نشان داد. کودکان و نوجوانان دریافتند که هر موجود زنده، حتی اگر کوچک و کماهمیت به نظر برسد، در شبکه حیات جایگاهی دارد؛ و آسیبدیدن هر بخش از زیستبوم میتواند بر دیگر اجزای آن نیز اثر بگذارد.
فعالیت هنری برنامه با ساخت کاردستی «سنجاب» ادامه یافت. اعضا پس از شناخت علمی این جانور، دریافتهای خود را با انتخاب رنگ، برش، ترکیب و اتصال اجزای کاردستی بازآفرینی کردند؛ و ارتباط میان سنجاب، دانه بلوط و حیات جنگل را به زبان هنر به تصویر کشیدند.
ساخت کاردستی، افزون بر ایجاد نشاط و فراهمکردن زمینه مشارکت گروهی، خلاقیت، دقت، تمرکز، هماهنگی چشم و دست و مهارتهای ظریف حرکتی اعضا را تقویت کرد. این فعالیت هنری به تثبیت مفاهیم علمی نشست یاری رساند و به کودکان و نوجوانان فرصت داد تا آموختههای خود را از قالب شنیدن خارج کنند، و در اثری ملموس بازتاب دهند.
در بخش پایانی، مسیر آموزش از شعر و کتاب به باغچه مرکز رسید؛ و اعضا دانههای بلوط را در خاک کاشتند. آنان در جریان این تجربه عملی، با مراحل ابتدایی کاشت، اهمیت بستر مناسب، ضرورت آبیاری و مراقبت مستمر از دانهها آشنا شدند؛ و در حفظ و توسعه فضای سبز مشارکت کردند.
کاشت بلوط با هدف تبدیل آگاهی به عمل، ایجاد ارتباط مستقیم میان اعضا و محیطزیست، تقویت مشارکت جمعی و نهادینهکردن فرهنگ مراقبت از طبیعت انجام شد. کودکان و نوجوانان با نشاندن دانهها در خاک دریافتند که حفاظت از محیطزیست، تنها به شناخت اهمیت طبیعت یا سخنگفتن درباره آن محدود نمیشود؛ بلکه با اقدامهای کوچک، مستمر و مسئولانه معنا پیدا میکند.
این تجربه، مفهوم صبر و آیندهنگری را نیز برای اعضا عینی ساخت؛ زیرا دانه بلوط برای شکافتن خاک و رسیدن به روشنایی، به زمان و مراقبت نیاز دارد. اعضا با مشارکت در کاشت، نخستین گام را برای دنبالکردن فرایند رویش برداشتند؛ و مسئولیت مراقبت از نتیجه فعالیت خود را پذیرفتند.
تلفیق شعرخوانی، گفتوگوی علمی، مشاهده میوه بلوط، روخوانی کتاب، شناخت نقش سنجابها، ساخت کاردستی و کاشت دانه، برنامه «شگفتیهای آفرینش» را به تجربهای چندساحتی تبدیل کرد؛ تجربهای که در آن، ادبیات دریچه تماشای زیباییهای هستی را گشود، علم روابط پنهان طبیعت را آشکار ساخت، هنر آموختهها را ماندگار کرد؛ و فعالیت عملی، دانستهها را به رفتاری مسئولانه پیوند داد.
این برنامه با قرارگرفتن دانههای بلوط در دل باغچه مرکز صدرا پایان یافت؛ اما مسیر آموزش آن در انتظار نخستین جوانهها ادامه خواهد داشت. دانههای کوچک، اینبار تنها موضوع یک کتاب یا گفتوگوی علمی نبودند؛ هرکدام امانتی در خاک شدند تا اعضا در امتداد روزهای آینده بیاموزند که هر رویش ماندگار، از آگاهی آغاز میشود، با مسئولیت ادامه مییابد و در سایه صبوری به بار مینشیند.