به گزارش روابط عمومی ادارهکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان تهران، این دورهمی با سخنان لیلا شعبانی، کارشناس مسئول فرهنگی کانون استان تهران، آغاز شد. شعبانی ضمن اشاره به اهمیت قصهگویی در انتقال مفاهیم فرهنگی، اخلاقی و ادبی به نسل جدید، توضیحاتی درباره فراخوان «قصه به گلستان رسید» ارائه کرد و بر ضرورت توجه به ظرفیتهای ادبیات کهن فارسی، بهویژه آثار سعدی، در روایتگری و پرورش توانایی قصهگویان تأکید کرد.
او با معرفی این رویداد، قصهگویان را به بهرهگیری از حکایتهای ارزشمند گلستان سعدی و بازآفرینی خلاقانه آنها در قالب روایتهای شنیدنی دعوت کرد؛ رویدادی که فرصتی برای پیوند ادبیات کلاسیک فارسی با تواناییها و نگاه خلاقانه کودکان، نوجوانان و مربیان فراهم میکند.

پس از این بخش، اعضا و مربیان به روایت قصههای خود پرداختند؛ روایتهایی که بخشی از آنها از حکایتهای گلستان سعدی انتخاب شده بود و فرصتی برای تمرین، تبادل تجربه و آمادگی بیشتر شرکتکنندگان برای حضور در رویداد «قصه به گلستان رسید» فراهم میکرد.
در این برنامه، شیرین امیری با قصه «خانه پرسروصدا» داستان پیرمردی را روایت کرد که صداهای مختلف کلبهاش، از صدای تخت و قدمها تا صدای باد و کتری، او را آزرده میکرد.

سید کوروش فرامرزی، از مرکز فرهنگیهنری اندیشه، نیز با انتخاب حکایت «درویش تمناکار» از مجموعه «شش قصه از بوستان سعدی»، به روایت داستانی با مضمون انتخاب و بهرهگیری درست از فرصتهای زندگی پرداخت.
مانیا میرشجاعی با قصه «او بخشندهتر از من است» به روایت داستان پادشاهی پرداخت که از بخشندگی حاتم طایی احساس حسادت میکرد، اما در جریان ماجرا و با شنیدن جربه مأمور خود، به نادرستی قضاوتش پی برد.

نازنین شیرین خو، از کانونیاران مرکز فرهنگیهنری شماره ۲۵، نیز قصه «خاتون وشیخ صنعان» را روایت کرد؛ داستان دختری کُردزبان که به پاکدلی شهرت داشت و اشک و آه او باران به همراه میآورد.

همچنین محنا فلاحتدار، هشتساله و عضو مرکز شماره ۲۵، با قصه «گدایی که پادشاه شد» از گلستان سعدی، حکایت گدایی را بازگو کرد که بهطور اتفاقی به پادشاهی میرسد و پس از تجربه مسئولیتهای تازه، به دشواریهای جایگاه جدید خود پی میبرد.

سنا حسنلوئی، عضو نوجوان، نیز با روایت قصه «انگشتر پادشاه» از گلستان سعدی، داستان رقابتی را تعریف کرد که در آن، پسربچهای بهطور اتفاقی و با کمک باد موفق میشود تیر خود را از حلقه انگشتر عبور دهد و جایزه پادشاه را به دست آورد.

رها محمدقلیپور، ۱۵ ساله و از کانونیاران مرکز شماره ۲۵، قصه «غول آرزوها» نوشته عباس قدیرمحسنی را روایت کرد؛ داستانی که شنوندگان را به دنیای خیال و آرزوها میبرد و با نگاهی متفاوت به شخصیت غولها، مخاطب را به کشف ماجراهای پنهان در پس ظاهر شخصیتهای قصه دعوت میکند. رز محمدی قصه گوی خردسال نیز قصه «خانه من کجاست» را روایت کرد و نرگس موسوی مربی فرهنگی مرکز ۲۵ با انتخاب حکایت «مرد چاق و مرد لاغر» از گلستان سعدی، به جمع قصهگویان این دورهمی پیوست.

تهمینه نریمان از مربیان مرکز ۱۸ نیز یکی دیگر از حکایتهای گلستان سعدی را برای حاضران روایت کرد.
برگزاری این دورهمی در عمارت تاریخی دبیرالملک، به فضای فرهنگی برنامه حالوهوایی ویژه بخشید. این عمارت از بناهای تاریخی تهران در محدوده محله عودلاجان و بافت قدیمی شهر است که معماری و فضای تاریخی آن، بستری مناسب برای برگزاری رویدادهای فرهنگی و ادبی فراهم میکند. حضور قصهگویان در چنین فضایی، فرصتی برای پیوند میراث معماری و ادبی تهران با میراث ناملموس قصهگویی و ادبیات فارسی به شمار میرود. دوازدهمین دورهمی قصهگویی تا ساعت ۱۷ ادامه یافت و در فضایی صمیمی، زمینهای برای تمرین روایتگری، انتقال تجربه میان مربیان و اعضا و آشنایی بیشتر علاقهمندان با ظرفیتهای قصهگویی فراهم کرد.