پیام فعالان ادبیات کودک و نوجوان استان قم در پاسداشت روز ملی ادبیات کودک و نوجوان

شاعران و نویسندگان بومی استان قم با انتشار پیام روز ملی ادبیات کودک و نوجوانان را به اعضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان قم تبریک گفتند.

به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان قم، شاعران ونویسندگان از جمله عباس جهانگیریان،تقی متقی، محمود پوروهاب، حامد جلالی، سیدسعید هاشمی، حامدحجتی، طیبه رضوانی، عبدالله حسن زاده، کژوان آبهشت، علی ­باباجانی، علی مهر، هاجر زمانی، معصومه میرابوطالبی، سید ناصر هاشمی،مرضیه نفری، مریم سقلاطونی، فاطمه نفری، مرضیه تاجری، عباس عرفانی مهر با انتشار پیام روز ملی ادبیات کودک و نوجوانان را به اعضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان قم تبریک گفتند.  شایان ذکر است این پیام ها در طی هفته در فضای مجازی به آدرس kanoonparvaresh-qom@ وpeyk-omid-qom@  منتشر شد.

پیام عباس جهانگیریان:

درخت از ریشه هایش برگ و بَر می گیرد و نویسندگان ازریشه هایی که نامش را زادگاه گذاشته اند. من تا بیست سالگی در قم زیسته ام  و این "زیسته و خاطراتش" در چهار کتاب من، شازده کدو، ترکه ی انار، خانه درختی و جنگ که تمام شد بیدارم کن، تجلی پیدا کرد. فضای هر چهار داستان قم است. ریشه های من در منطقه ای از قم پا گرفت که" باغ حیدری" و " بَراسانش" می نامیدند. این باغ ها ریه قم بود. مسیر چهار پنج کیلومتری محله دروازه کاشان تا باغ و مزرعه پدری را ، از کوچه باغها و زیر سایه درختهای سر به آسمان کشیده می رفتیم. این باغ ها با پرنده هایش گم شد. ماشین زبان نفهم توسعه ی شهری، درختها را کند و آهن و سیمان به جایش کاشت! و حالا من به قم که می آیم دلتنگ باغ هایی می شوم که دیگر نیست!و هدهدهاو شانه به سرهایی که هوهویشان را باد برد!               

در روز ادبیات کودک و نوجوان ، جز این دریغ، حرف دیگری نداشتم که با شما هم شهریهای خوبم در میان بگذارم.

دوست دار کودکان و نوجوانان استان قم /عباس جهانگیریان/ دبیر انجمن نویسندگان نوجوان

*******

پیام تقی متقی:

»معجزه ادبیات«

۱۸ تیرماه درکشور ما «روز ملی ادبیات کودک و نوجوان» نام گرفته است؛ یعنی سالروز مرگ نویسنده «قصه های خوب برای بچه های خوب»تولد روزملی ادبیات کودک ونوجوان است. چه تضاد شیرینی! مرگی که خود مایه تولد است!

ادبیات با چهره های متنوع خود همواره از بشر دلبری کرده و موجب تسکین آلام و انبساط خاطر او در غم ها و شادی ها بوده و هست. گاه یک شعر یا سخنی حکمت آمیز یا دیالوگی از داستان، چنان بر دل و جان انسان خوش می نشیند که در گذر روزگاران از خاطرش محونمی شود؛ بلکه راه می نماید و زندگی می سازد؛ شمع امید و آرزودردل می افروزد وابرهای تیره نومیدی را از صفحه ذهن می تاراند؛ روح می بخشد و حیات می آفریند، و این، معجزه ادبیات است!

پس بیاییم کودکان و نوجوانان مان را با معجزه ادبیات بیشتر آشنا کنیم. بگذاریم در کوچه باغ دلپذیر کتاب قدم بزنند. گل هایش را ببویند. زیر درختانش دراز بکشند. با گلبوته هایش هم سخن شوند. دنبال پروانه هایش بدوند. در گردنه های مه آلودش به تخیل پناه برند. دست دراز کنند و از سرشاخه هایش میوه دانش و بینش و حکمت و اخلاق بچینند و نسل به نسل، چرب و شیرینش را به یکدیگر تعارف کنند.

این روز گرامی را به آفرینندگان ادبیات کودک، شاعران و نویسندگان متعهد و تمامی کودکان و نوجوانان کتابخوان و سایردغدغه مندان این عرصه شادباش می گویم.

*******

پیام محمود پوروهاب:

بنده نیز به نوبه ی خودم روزملی ادبیات کودک را خدمت همه ی هنرمندان وخدمتگزاران این حوزه تبریک عرض می کنم. بخصوص به مربیان زحمتکش کانون های پرورش فکری که در پرورش کودکان این آب وخاک دلسوزانه تلاش می کنند. کودکان مثل نهال هایی می مانند که احتیاج به مراقبت ویژه‌ای دارند تا فردا به درختان برومند و پرثمری بدل گردند. مسلم ادبیات کودک ونوجوان در تعالی روح وفکر وذوق آنان بسیار تاثیر گذار خواهد بود وباعث وسعت نگاه و جهان بینی آنان منجر خواهد شد. زیرا هر کتاب اصیل خود یک جهان است. وبقول مارسل پروست ما نه تنها با خواندن کتاب های اصیل، جهان بینی خود را گسترش می دهیم بلکه با تعدد جهان ها مواجهیم. بنا بر این کودکان با خواندن کتاب های خوب با دیدگاه هاوجهان های تازه آشنا می شوند. در آخر به همه ی هنرمندان ادبیان کودک خسته نباشید گفته وبرایشان آرزوی سلامتی وبهروزی دارم.

*******

پیام حامد جلالی:

سلام بچه های نازنین؛

من وقتی بچه بودم داستان نوشتن بلد نبودم و نتوانستم از دنیای تلخ و شیرین کودکی ام بنویسم.وقتی هم نویسندگی یاد گرفتم دیگر بزرگ شده بودم و دنیای کودکی و حال و هوای نوجوانی یادم رفته بود! به مناسبت بزرگداشت روز ادبیات کودک و نوجوان می خواهم پیشنهادی به شما بدهم: زودتر  داستان نویسی را یاد بگیرید تا بتوانید از دنیای زیبای کودکی و نوجوانی بنویسید.اگر می خواهید زمانی نویسنده شوید هیچ وقت نگذارید حال وهوای کودکی،آرزوها،امیدها و دنیای قشنگ نوجوانی فراموشتان شود.

*******

پیام سید سعید هاشمی:

دوستان من

سلام

زندگی سخت است. ما در این دنیا با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنیم. هوا گرم است و آسمان بر زمین نمی‌بارد. درختان و گیاهان خشکیده‌اند، کشورهای دنیا در جنگ و دعوا هستند. دود و دم، نفس شهرها را خفه کرده است. راه‌ها و فاصله‌ها طولانی شده و ما کم‌تر عزیزانمان را می‌بینیم. سفر رفتن و گردش کردن، طاقت‌فرسا شده است. می بینید چقدر سختی وجود دارد. و این سختی ها روزبه‌روز بیش‌تر می‌شوند. اما...

اما... باید بدانیم که سختی همیشه و در همه جا بوده است. از زمان حضرت آدم علیه‌السلام، سختی در زمین جولان می‌داده. اصلا سختی با آدم آفریده شد. انسان باهوش، کسی‌ست که فکری برای این سختی‌ها بکند و سختی‌ها را برای خوش آسان نماید. یکی از کارهایی که باعث می‌شود سختی‌ها برای ما آسان شود، خواندن کتاب است. عالمان این سرزمین با کتاب نوشتن و کتاب خواندن، بزرگ شدند و عالم شدند. شما که از کودکی کتاب می‌خوانید حتما می‌توانید پا جای پای علمای بزرگ سرزمین ما بگذارید و سختی‌های زندگی را بر خودتان آسان نمایید. حتی می‌توانید این سختی‌ها را بر دیگران هم آسان کنید. وقتی سراغ کتاب می‌روید اولین آسانی‌اش به ما می‌رسد. ما نویسنده‌ها می‌فهمیم که کسانی هستند که کتاب‌های ما را بخوانند و ما را خوش‌‍حال کنند. کتاب نوشتن با مشکلات زیادی همراه است اما وقتی شما کتاب‌های ما را می خوانید، همه‌ی سختی‌ها برما مثل آب روان می‌شود.

و حالا روز ادبیات کودک و نوجوان را به شما و به خودم تبریک میگویم. روزی که هیچ ارزشی ندارد مگر اینکه یادآوری کند که شما هستید و من هستم.

خدا شما را برای ما، برای کتاب‌ها، برای قلم‌ها، برای کلمه‌هایی که منتظرند تا خوانده شوند، حفظ کند. چقدر ما و همه‌ی بزرگ‌ترها به شما بچه‌ها نیاز داریم!

*******

پیام طیبه رضوانی:

ادبیات کودک آنقدر سخاوتمند است که می‌تواند به جز بچه‌ها، کلی آدم بزرگ را هم به قلمرو جادویی خودش راه بدهد.

فقط شرط ورود به این قلمرو جادویی این است که همه با کودک درونشان وارد شوند. به عنوان شاعر کودک، بارها شاهد لذت بردن ادم بزرگ‌ها از شعرهای کودکانه بوده ام و این نشاندهنده‌ی این است که حال و هوای کودکانه همیشه در وجود  ادم‌بزرگ‌ها هست..فقط باید دست کودک درون‌مان را بگیریم و گرد و خاک را از صورت زیبایش بتکانیم.

گرامی باد ادبیات کودک و نوجوان و گرامی باد هر آنچه که ما را به کودکی‌هایمان سنجاق می‌کند.

*******

پیام عبدالله حسن زاده:

جناب آقای حسن زاده با یک قصه کوتاه روز بزرگداشت ادبیات کودک و نوجوان را به بچه ها تبریک گفت.

"توی حوض نقاشی ام دوتا ماهی یکی قرمز و یکی سیاه.

از این طرف به آن طرف می آمدند.

به آنها می گویم شما دارید چیکار می کنید؟

برمی گردند طرف من و قلپ قلپ حباب می فرستند روی آب.

صدای حباب هارا می شنوم.

به من می گویند داریم دنبال بازی می کنیم توهم می آیی؟

می گویم من چطوری می تونم بیام پیش شما.

ماهی سیاه کوچولو می گوید چشم هات رو ببند.

ماهی قرمز کوچولو می گوید حالا باید خودت را کوچولوی کوچولو کنی اندازه ی ما.

ماهی سیاه کوچولو می گوید زود باش چشم هات رو ببند

چشم هایم را می بندم میبینم دارم کوچولو میشوم.

آنقدر کوچولو که اندازه ی ماهی ها می شوم.بعد می پرم توی حوض نقاشی.

من و ماهی هایم باهم بازی می کنیم.

بعد از بازی از توی حوض بیرون می آیم.

تمام لباس هایم خیس خیس شدند.

به ماهی ها نگاه می کنم و می گویم خوشحالم که با من بازی کردید."

*******

پیام حامد حجتی:

سلام! بچه‌های مهربان

سلام! ای اهالی زمین

سلام! صبحتان به خیر باد

سلام! بچه‌های نازنین

خدا برای حرف‌های ما

به واژه‌ها سلام کرده است

قلم همیشه مثل یک رفیق

به حال خوب احترام کرده است

کنار یک کتاب مهربان

چقدرمیوه از درخت چیده‌ایم

و پر زدیم تا فرشته‌ها

بهار را همیشه دیده‌ایم

سلام! بچه‌های مهربان

سلام! کودکان آفتاب

سلام! کودکان خوش‌قلم

سلام! بچه‌های خوش کتاب!

*******

پیام کژوان آبهشت:

بچه‌ها، بیایید نزدیک، می‌خواهم رازی را در گوشتان بگویم! نزدیک‌تر. گوش کنید! ماشین زمان اختراع شده‌است! می‌توانیم به آینده سفر کنیم و به گذشته برویم. با خیالِ راحت! تازه، این ماشین با بقیهٔ ماشین‌هایی که می‌شناسیم، فرق دارد. تصادف توی کارش نیست! فقط اگر بخواهید دنبالش بگردید، هیچ‌کجا ماشین‌زمان‌فروشی پیدا نمی‌کنید. اسمش را گذاشته‌اند «ادبیات». توی کتابفروشی‌ها، سراغ قفسهٔ داستان که بروید، آنجا گیرش می‌آورید. از همه‌نوع و همه‌رنگ. همین که بگیریدش توی دست‌هایتان، بازش کنید و بخوانید و ورق بزنید، دستگاه به کار می‌افتد و طولی نمی‌کشد که بی‌دردسر عازم سفر در زمان (و خب، حتی مکان!) می‌شوید. اسم امروز را گذاشته‌اند روز ملی ادبیات کودک و نوجوان، به‌نظرم مناسبت خوبی بود تا این راز را در گوشِتان بگویم. حالا دیگر در کشور قلب و ذهن ما، هر روز را می‌توانیم روز ملی ادبیات بدانیم، چه کودکش، چه نوجوانش، و چه نوع‌های دیگرش.

راستی! راستی! تا دیر نشده بگویم که خودم این راز را از کی شنیدم... مربی‌های کانون! آن‌ها خیلی‌خیلی رازها بلدند. توی آستینشان یک‌عالمه جادوهایی دارند که دنیا را قشنگ‌تر از چیزی می‌کند که هست. خیلی هم مهربان‌اند، این رازها و جادوها را برای خودشان نگه نمی‌دارند. بی‌دریغ به همه می‌بخشند و یاد می‌دهند. پس اگر از این‌یکی خوشتان آمد، بیشتر از این را می‌توانید پیش مربی‌های کاربلد و مهربان کانون سراغ بگیرید.

کسی چه می‌داند، شاید با استفاده از همین ترفندها و ریزه‌کاری‌ها، زندگی جوری پیش رفت که در آینده (یا گذشته!) همدیگر را دیدیم!

تا وقتی که دیداری تازه کنیم، بدرود...

*******

پیام علی باباجانی:

دنیای ادبیات کودک و نوجوان، دنیا پرواز با بالهای یکرنگ در کهکشان خیال‌های رنگارنگ است. دنیای زیبای و پرازستاره‌های پولکی وغرق شدن دراقیانوس کودکی است. بزرگ‌ترها که ازاین دنیای زیبا فاصله می‌گیرند، باید خود را وارد دنیای ادبیات کودک و نوجوان کنند تا حسرت کودکی در دلشان نماند.

کانون پرورش فکری کودکان همواره در زنده نگه‌داشتن این دنیا کوشیده است. باید درود فرستاد به عزیزان فعال در این عرصه که چراغ دوستی و شادی و کودکی و عشق را همواره روشن نگه می‌دارند.

روز ادبیات کودک و نوجوان روز دوستی با کتاب و فرهنگ کودکی و نوجوانی است. مانا باشید و دلشاد.

*******

پیام علی مهر:

باید هوای این سه را داشته باشیم.حال هیچ کدام از این سه خوب نیست.

کودکان ما به جای کودکی کردن با بازی در خانه و کوچه و مدرسه اسیر چنگال دیو فضای مجازی و طلسم قاب جادویی‌اند. به جای جست‌وخیز کنجی دراز کشیده‌ و چشم دوخته‌اند به قاب شیشه‌ای توی دستشان. می‌پرسی: چکار می‌کنی؟ می‌گوید: بازی می‌کنم! حتی مدرسه و نیمکت و تخته هم مجازی است. انگار قاب جادویی معلم‌ها را هم زندانی کرده و فقط صدایشان را از توی همین قاب جادویی می‌شنوی!

ادبیات هم در هجوم جک و جانورهای عجیب و غریب از سرزمین‌های ناآشنا و دنیاهای دور، در محاصره آدم‌های اشتباهی با زبان الکن حالش خوب نیست.

وقتی حال این دو خوب نباشد حال وطن هم خوب نیست.

ما برای زندگی کردن به هر سه اینها نیاز داریم: به شعرها و قصه‌ها، به خنده‌های کودکان، به ریشه‌ها. باید از هر سه نگهداری کرد. باید هوای هر سه را داشت.

*******

پیام هاجر زمانی:

من به آن روز امید دارم که کودکان به کتاب‌های خوب دسترسی بیشتری پیدا کنند و با کتاب قد بکشند و با کتاب قدم بزنند. با کتاب بنشینند و با کتاب بخوابند و خلاصه کلام با کتاب زندگی کنند. کلمات روح لطیفشان را جلا ببخشد. کلماتی برآمده از سینه نویسندگان خوش ذوق ایرانی نه کتاب‌های ترجمه که از فرهنگ این مرز و بوم دورشان کند. ای کاش این روز بهانه‌ای باشد برای استحکام پل ارتباطی بین نویسنده‌های کودک ایرانی با مخاطبان‌شان.

*******

پیام عباس عرفانی مهر:

یادش به خیر! بچه که بودم کتابخانه ی کانون با خانه ی ما چند کیلومتر فاصله داشت و برای رسیدن به آنجا باید از میان چند زمین کشاورزی که مسکونی نبود و گاهی سگ ها ی دندان گنده در آن مهمانی داشتند می گذشتم. مادرم همیشه می گفت: واجب نیست بروی ، خطرناک است؛ ولی من به عشق کتاب خواندن یواشکی می رفتم تا اینکه یک روز که خوشحال و خندان کتاب قصه ای گرفته بودم و بر می گشتم یک گله سگ کله پوک من را دیدند و دنبالم کردند. میخواستم داد بزنم بابا من که با شما کاری ندارم ولی انگار آنها با من کار داشتند. وقتی می دویدم گریه هم می کردم و چشمم که پر از اشک شده بود جایی را دیگر نمی دید تا اینکه یک چوپان من را دید و به کمکم آمد. مجبور شدم مدتی کتاب گرفتن را کنار بگذارم تا اینکه کتابخانه ای هم نزدیک خانه ی ما افتتاح شد و راحت شدم. امیدوارم بچه های امروز که به این راحتی می توانند از هزار جا کتاب تهیه کنند قدر این امکانات را بدانند. روزملی ادبیات کودک را به همه ی گل های این سرزمین تبریک میگویم.

*******

پیام سید ناصر هاشمی:

سلام بر همه کودکان سرزمینم

بر همه آنها که این نوشته ها را میخوانند و همچنین بر آنها که هنوز نوشتن نمیدانند. دعا میکنم که انشاالله هیچ کودکی بی مدرسه و بی سواد نماند تا بتواند لذت کتاب خواندن را بچشد. کتاب خواندن دری به سرزمین آرزوهاست. درس به سرزمین عشق، دری به سرزمین صلح و دوستی. و دری برای رسیدن به خدا. ما بزرگترها در این روزگار غریب باید سعی کنیم که هوای بچه هایمان را بیشتر داشته باشیم. بچه های این دوره محاصره شدهاند بین بیماری کرونا و آلودگی هوا و جنگ و تحریم و بی آبی و .... پس کمک کنیم تا با کتاب خواندن از این حصار تنگ رها شوند و به آرزوهای سبزشان برسند. روز ادبیات کودک و نوجوان بر همه کودکان و نوجوانان و نویسندگان این قشر مبارک.

*******

پیام مرضیه نفری:

دنیا وقتی قشنگ‌تر می شود که یکی برایمان این قشنگی ها را تعریف کند. نویسنده برای همین می نویسد. او عاشق همه کودکان و نوجوانان سرزمینش هست. دلش نمی خواهد بچه‌ها با آن دنیای کوچکشان، سختی‌های بزرگ تجربه کنند. او دست کودکان و نوجوانان کشورش را می گیرد تا آنها را  آرام آرام، با احتیاط و دقت از گردنه‌های سخت زندگی عبور دهد. نوجوان‌ها بزرگترشده اند و دلشان نمی خواهد دست در دست کسی قدم بردارند. اما همین که نشانه‌های راه را بدانند مسیر را گم نمی کنند. بعد از این تجربه های ناب و گذر از گردنه‌هاست که چشم اندازهای زیبا خودشان را نشان می دهند. گفتم که کار نویسنده این است که دنیا را به ما بهتر نشان دهد و جهان را جای بهتری برای زندگی بکند. امروز روز نویسندگان کودک و نوجوان است. به احترامشان تمام قد می ایستیم و آغوش باز می‌کنیم و می‌گوییم ممنون که کمک‌مان کردید که قشنگ‌تر و راحت‌تر بزرگ شویم. ما هم قول می‌دهیم ایران‌مان را بزرگتر، زیباتر و جای بهتری برای زندگی بکنیم.

*******

پیام معصومه میر ابوطالبی:

وقتی بچه بودم یک بشقاب پرنده دیدم، اصلا خواب و خیال نبود. واقعا دیدمش. از همان موقع منتظر بودم یک روزی برگردد و من را با خودش به فضا ببرد. هنوز که نیامده، اما حتی اگر هم نیاید من به فضا رفته‌ام، با داستان‌ها، به زیرِ زمین هم رفته‌ام، باز هم با کتاب‌ها. حتی در زمان سفر کرده‌ام و جای خیلی آدم‌های دیگر هم بوده‌ام. بچه‌ها این همه تجربه هیجان‌انگیز با کتاب‌ها را از دست ندهید، هنوز که بشقاب پرنده نیامده است.

*******

پیام مریم سقلاطونی:

چشم هایم را که باز کردم وسط دنیا بودم. درست همان جایی که بادبادکهایمان را از پشت بام کاهگلی خانه به هوا فرستاده بودیم.

چشم هایم را که باز کردم بال داشتم دوبال خوشرنگ شبیه بال سنجاقک ها و پروانه ها... گنجشک ها وپرستوها...شادی مثل خونی در رگ هایم جریان داشت و هرگز تمام نمی شد... آن روزها سهم هر کودکی کیک بزرگی از شادی بود که من مثل همه بچه ها سهم خودم را کنار می گذاشتم تا غروب ها توی کوچه  لحظه ی اذان با گنجشکها تقسیم کنم.

چشم هایم را که باز کردم وسط هزاران کلمه بودم... لابلای شاخه های هزار داستان و شعر و ترانه... من با کتاب بزرگ شدم... من با عطر سجاده ی ترمه ی مادرم... با بوی آش نذری همسایه...

کلمه ها به من یاد دادند زندگی کردن را... و شناور شدن در اقیانوس بزرگ واژه هایی که نویسندگانش را نشناخته دوست داشتم. کاش همه بچه ها ی نازنین شهرم... کشورم... شادی هایشان تمام نشود...

*******

پیام فاطمه نفری:

میخواهم یک سلام ویژه کنم به نوجوان های عزیز. این یک پیام تبریک خصوصی برای تک تک نوجوان هایی است که ممکن است همدیگر را نشناسیم، اما کتابها ما را به هم وصل می کنند. من یک نویسنده ام. نوشتن برای من آرامش محض است. وقتی می نویسم، وارد دنیایی می شوم که میتوانم خودم آن را بسازم و این بسیار عالی است. اما میان داستان هایی که می نویسم، داستان های نوجوان را با تمام جانم می نویسم. چون عاشق نوجوان ها هستم. گاهی احساس میکنم مغزم دو نیمه دارد، که یکیش کاملا نوجوان است و من با آن نیمه است که از نوجوان ها می نویسم. تا بحال سه رمان نوجوان از من چاپ شده است که شخصیتهای آنها، نوجوان هایی مثل خود شما بوده اند. خطا کرده اند، بچگی کرده اند، اما به شناخت رسیده اند، بزرگ شده اند و انتخاب کرده اند. پس بسم الله. بلند شوید که آینده دنیا دست شماست. بخوانید، بنویسید، بخندید و بخندانید. تنبلی نکنید و نگویید نمی شود. اگر کتابها را بخوانید، می بینید که چطور می شود. بلند شوید، بی خیال غصه ها شوید و بسازید و خودتان را به همه اثبات کنید.

*******

پیام فاطمه نفری:

میخواهم یک سلام ویژه کنم به نوجوان های عزیز. این یک پیام تبریک خصوصی برای تک تک نوجوان هایی است که ممکن است همدیگر را نشناسیم، اما کتابها ما را به هم وصل می کنند. من یک نویسنده ام. نوشتن برای من آرامش محض است. وقتی می نویسم، وارد دنیایی می شوم که میتوانم خودم آن را بسازم و این بسیار عالی است. اما میان داستان هایی که می نویسم، داستان های نوجوان را با تمام جانم می نویسم. چون عاشق نوجوان ها هستم. گاهی احساس میکنم مغزم دو نیمه دارد، که یکیش کاملا نوجوان است و من با آن نیمه است که از نوجوان ها می نویسم. تا بحال سه رمان نوجوان از من چاپ شده است که شخصیتهای آنها، نوجوان هایی مثل خود شما بوده اند. خطا کرده اند، بچگی کرده اند، اما به شناخت رسیده اند، بزرگ شده اند و انتخاب کرده اند. پس بسم الله. بلند شوید که آینده دنیا دست شماست. بخوانید، بنویسید، بخندید و بخندانید. تنبلی نکنید و نگویید نمی شود. اگر کتابها را بخوانید، می بینید که چطور می شود. بلند شوید، بی خیال غصه ها شوید و بسازید و خودتان را به همه اثبات کنید.

*******

پیام مرضیه تاجری:

روز قلم رو به تمامی شاعران و نویسندگان کودک و نوجوان سرزمینم تبریک عرض می کنم کسانی که با تمام کاستی ها و مشکلات کار نوشتن برای کودکان، همچنان می نویسند و دنیای روشنی برای فرزندان این سرزمین به تصویر می کشند و به آن ها امید و آگاهی هدیه می دهند. امیدوارم حوزه ی نشر توجه ی بیشتری به آثار شاعران و نویسندگان جوان نشان بدهد و راه پیشرفت شان را هموار سازد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 2 =