کد خبر: 316808
تاریخ انتشار: ۷ مرداد ۱۴۰۱ - ۲۳:۱۲
بازدید 181
خانم رییس

کسب رتبه برتر کشوری در قصه‌گویی یازدهمین جشنواره کتاب‌خوانی رضوی بهانه‌ای شد تا با سرکار خانم سمیه فلاح تفتی مسوول مرکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان تفت مصاحبه‌ای کنیم.

سرکار خانم فلاح، سلام، کسب رتبه برتر کشوری در قصه‌گویی یازدهمین جشنواره کتاب‌خوانی رضوی را تبریک عرض می‌کنم.
لطفا خودتان را معرفی کنید؛

متولد تابستانم و در سیزدهمین روز از مرداد ماهِ سال ۱۳۶۰ فرزندِ دومِ یک خانواده‌ی گرم، صمیمی و ساکن باغشهر زیبایی به نام تفت.
آیا خانواده در انتخاب مسیر شما نقشی داشته‌اند؟
یکی از روش‌های تربیتی خانواده‌ام تمرکز بر روی استقلال شخصی است... از این جهت اصولا مستقل بوده و مسئولیت کارهایم را خود به عهده می‌گیرم...
از اولین روزهای ورود به کانون چیزی به خاطر دارید؟

آشنایی و فعالیت من در کانون از مرکز شماره‌ی یک آغاز شد...
از همان جا با اجرای طرح های دیواری... دیوئی کتاب‌ها و خیلی از فعالیت‌های کانون آشنا شدم و آموختم که چگونه یک مربی کانونی باشم... و اینطور شد که فعالیت رسمی و دائمی خود را در مرکز فرهنگی و هنری شهرستان تفت آغاز کردم.
چند سال در کانون مشغول هستید و از این سالها خاطره‌ای دارید؟

امروز ۱۳ سال از آن آغاز دلنشین و دوست داشتنی می‌گذرد و من با افتخار هنوز هم یک کانونی‌ام. 
یک روز تابستان که مشغول امانت کتاب بودم و مرکز حسابی شلوغ بود متوجه نگاه خاص یکی از اعضا شدم، ازش پرسیدم سوالی داری؟ گفت خانم میدونید آرزوم چیه ؟ گفتم نه! بگو... گفت دوست دارم یه روزی جای شما بشینم برام چای بیارن، دورم شلوغ باشه و کتاب امانت بدم... و اون روز او شد مربی مرکز و کار امانت‌دهی کتاب‌ها را انجام داد.
آیا قصه نویسی هم کردید؟

خودم به ندرت قصه و داستان مینویسم اما علاقه‌ی زیادی به هنر قصه‌گویی، مخصوصا قصه های ساده،  روان و عامیانه با رنگِ روزمرگی‌های شیرین دارم...
آیا عضو کانون  هم بوده اید؟
از آنجایی که در زمان کودکی‌ام درشهرستانمان مرکز کانون پرورش فکری نداشتیم عضو کانون نبودم اما فرزندانم هر دو اعضای فعال و کتابخوان کانون هستند... 

نشان مرغک کانون برای شما چه حسی دارد؟

نسبت به مرغک زیبای کانون عجیب احساس تعلق و دلبستگی دارم...
کدام کتاب در زندگی شما بزرگترین نقش را دارد؟

من کتاب قدم یازدهم را همیشه به همه معرفی می کنم و همیشه به خودم یادآوری می کنم که قدم یازدهم را بردارم.
چه کسانی در مسیر راه شما نقش موثرتری داشتند؟

همکاران خوبم در مرکز تفت و همسر و فرزندانم همیشه در کنارم بودند.
کانون را بر اساس شناخت خودتان چگونه معرفی می‌کنید؟

کانون مکانی امن برای کودکان و نوجوانان که سرشار از حس خوب و انرژی مثبت می‌باشد.
بیشتر چه نوع قصه‌هایی را دوست دارید بخوانید و کدام را قصه‌گویی کنید؟

من علاقه به قصه‌های عامیانه و کهن دارم و دوست دارم بیشتر از این نوع قصه‌ها را قصه‌گویی کنم.
در خانواده یا همکاران به چه نامی شهرت دارید؟ 
همکارانم در محیط کار خیلی به من لطف دارند و اصولا من را خانم رییس صدا می‌زنند...
اگر به عقب برگردیم دوباره همین مسیر را انتخاب می کنید؟

علاقه‌ی من به آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان درونی و قلبیست... از این رو انتخاب شغل برای من در راستای کار با کودکان و نوجوانان بوده و هست... چه در کانون و چه در آموزش و پرورش...
توصیه شما به کودکان و نوجوانانی که قصد دارند قصه‌گو یا مربی کانون شوند  چیست؟

از همین جا به آنها می گویم: عشق عشق عشق، چون مربیگری باید علاقه و عشق چاشنی اون باشه در غیر اینصورت دنبال علاقه خودشون برن.
چند کتاب خوب برای کودکان، نوجوانان، والدین و مربیان پیشنهاد بفرمایید.
همینطور که در صحبتهام اشاره کردم من هم به کودکان و هم به والدین کتاب قدم یازدهم را معرفی می‌کنم همچنین برای نوجوانان رمان هستی و گردان قاطرچی‌ها.
آیا فرزندان شما هم قصه‌گویی را دوست دارند یا قرار هست قصه‌گویی کنند؟

فرزند دوم من چون در کانون بزرگ شده قصه‌گویی می‌کنه البته نه حرفه‌ای.
آیا افتخارات دیگری کسب کرده اید؟

افتخار این را داشتم که دو سال متوالی به مرحله کشوری جشنواره قصه‌گویی راه پیدا کنم.
آیا از خانواده شما کسی اهل قصه‌گویی بوده؟

جالبه بدونید هیچ کدام از اعضای خانواده من علاقه‌ای به قصه‌گویی ندارند ولی همیشه با اشتیاق به قصه‌های من گوش میدن.
چه پستهایی در کانون و قبل از آن داشتید؟

از زمانی که وارد کانون شدم مربی مسئول بودم.
کدام کسب مقام برای شما ارزشمندتر بود و بیشتر به شما چسبید؟

راستش را بگم همین جشنواره رضوی که برگزیده شدم چون اصلا انتظارش را نداشتم.
اگر مربی کانون نمی‌شدید چه کاره می‌شدید؟

قطعا معلم می شدم.
در ادامه گزارش یک سوال دیگه داشتم، فیلمی از شما دیدم، می شود قدری از آن برای مخاطبان ما صحبت کنید؟
نام فیلم "نیاز" بود به کارگردانی هنرمند شهرمون جناب آقای رسول شجاعی که یک تله فیلم بود که با موضوع کرامات امام رضا(ع) بود و من نقش یک مادر را در این کار داشتم و جذابیت این کار برای من در این بود که بازیگران کودک در این کار همه از اعضای کانون بودند.
من علاقه زیادی به بازیگری دارم و در تعدادی از فیلم‌های کوتاه مرکزمون بازی کردم.
از اینکه وقتتون را در اختیار من و مخاطبان قرار دادید از شما سپاسگزارم و آرزوی موفقیت روزافزون برای شما دارم.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =