/معیارهایی به نام عشق و صداقت

«مهتاب احتشام» که سال هاست دستی در قصه گویی دارد و اعضای مراکز استان با قصه گویی های او در مسیر این هنر جذاب قرار گرفته اند، به داوری بخش قصه گویی پرداخت و معیارهای اصلی ارزیابی آثار را فراتر از تکنیک دانست و گفت: مهمترین شاخصهها، محتوای درست، صدای دلنشین، فن بیان قوی، سادگی کلام و مهمتر از همه، درونیسازی قصه با توجه به احساس و هویتبخشی دینی و اسلامی است. او عشق فراگیر قصهگویان سراسر کشور را که در روایت قصههایی زیبا از خدا موج میزد، ستود و صداقت کلام و تأثیرگذاری قصههای کودکان را که با لحنی شیرین و گرم روایت میشد، عامل اصلی لذت بردن از آثار دانست.با این حال، چالشهایی چون کمبود محتوای درست و هدفمند و دشواری خلق قصههایی درباره خدا، از دغدغههایش بود و تأکید کرد: قصهگویی در این بخش، نیازمند تربیت صحیح قصهگو و آموزش درست فن بیان، صدا و شناخت عمیق خود قصه است.
«احتشام»، مهرواره را رویدادی مهم برای پرورش حس دینی، تقویت امید و گفتوگوی درونی با پروردگار توصیف کرد و دوست داشتن قصه ای که انتخاب می شود، چرایی قصه گویی و ذکر نام و نام خانوادگی و این که از چه شهر یا استانی شرکت کرده در انتهای فیلم قصه با توجه به الزامات شیوه نامه جشنواره توصیه های او به عنوان داور بخش قصه گویی مهرواره بود.
داوری همیشه لحظه های خاطره انگیز با خود به همراه دارد و شاید قصه گویی یکی از بخش هایی باشد که بیش از دیگر بخش ها خاطره می سازد و «احتشام» از لحظه هایی در داوری برایمان گفت که زمینه ساز خنده اش شده است، لحظه هایی که قصه گوی کودک فراموش می کند که در حال ضبط قصه است و بدون توجه به دوربین برای خود قصه می گوید و لحظاتی از این دست که خستگی را از تن داوران به در می کند.
/سادگی و صمیمیت
«علیرضا صادقی» که در بخش اذان به ارزیابی آثار رسیده این دوره از مهرواره پرداخته است، مهارت و انتقال احساس را از اصلیترین معیارهای ارزیابی آثار دانست و اظهار داشت: آنچه بیش از همه توجه مرا جلب کرد، حس نزدیکی متربیان با خدا در هنگام گفتن اذان و ارتباط قلبی آنان بود. او از شگفتزدگی خود به واسطه سادگی لحن و صمیمیت برخی نوگلان در ادای اذان سخن گفت و این سادگی را نکتهای قابل توجه و دلنشین برشمرد.
«صادقی»، هم چنین نبود امکانات سمعی و بصری کافی و لزوم حضور در کارگاههای تخصصی صوت و لحن را از چالشها و فرصت های موجود برای تقویت علاقه مندان برشمرد، اما در عین حال، حس نزدیکی با خدا را که از طریق این رویداد شکل گرفته، در رشد معنوی کودکان و نوجوانان بسیار اثرگذار خواند. وی بیان کرد همراهی با آثار و تکرار صوت و لحن آنها، تجربهای خوشایند و خاطرهانگیز را در وجودش زنده کرده است.

/تصویرسازی باورها
«سحر محمدپور»، کارشناس هنری کانون و داور بخش فیلم کوتاه و نقاشی، هم آثار کودکان را بازتابی از دنیای درون، تصورات و عواطف آنها دانست و گفت: آنچه ما در آثارشان میبینیم، در حقیقت حسی است که به مخاطب منتقل میشود و در این میان نوع نگاه،حس درونی شرکتکننده نسبت به موضوع و برداشت شخصیاش از آن معیار اصلی ارزیابی آثار بیان کرد.«محمدپور»، نمود تخیل و حس ایمانی کودکان و نوجوانان در آثارشان را شگفتانگیز توصیف کرد، اما بهرهگیری گسترده از بستر فضای مجازی برای ایدهپردازی و تولید آثار مشترک را از چالشهای داوری این بخش دانست و بر پرهیز از آن تاکید کرد.
/سفر به دنیای روایت ها
«بافکر» هم از داوران بخش پادکست که در جایگاه داور ، سفری هیجانانگیز به دنیای روایتهای صوتی داشته است، از این که ارزیابی اش فراتر از صرفاً صداقت و انتخاب متن بود، سخن گفت. سفری که به عمق جزئیات فنی، از میکس صدا گرفته تا کیفیت اجرای آن، توجه کرد تا نبض تپنده هر اثر را دریابد. او البته حضور پررنگ کانون یارها، اعم از مراکز فعال و مربیان تازهوارد را جلوهای از به نمایش گذاشتن پویایی و آیندهنگری این حوزه که بسیار چشمگیر بود، عنوان و تصریح کرد:
خلاقیت در استفاده از منابع غنی کتابهای کانون، با تلفیق هنرمندانه موسیقی و تبدیل داستانهای دلنشین به اشعار گیرا، روحی تازه به آثار دمیده که موجب شگفتی ام شد.البته «بافکر» این رویکرد را گواه ذوق و نوآوری بیحد و حصری دانست که در این پادکستها جریان دارد.
او در بخش دیگری از این گفت و گو بزرگترین چالش پیش رو را یافتن محتوایی دانست که همگام با موضوع باشد و همزمان، جذابیت و گیرایی خود را حفظ کند؛ چالشی که هنرمندانه از پس آن برآمده باشند.انتخاب محتوایی که با جان و دل با آن یکی شوند بدور از هرگونه تصنع و کلیشهگرایی و از خواندنش لذت ببرند، توصیه «بافکر» به علاقه مندان تولید محتوا در این بخش است.

/تنوع تکنیک
«سمیه بهرامی» که سال هاست دستی در هنر خوشنویسی دارد و آثار رسیده به بخش خوشنویسی این دوره از مهرواره را مورد بررسی قرار داده است، از این که در ارزیابی آثار، پیش از هر چیز توجه به موضوع مهرواره و میزان پرداخت هنرمند به آن اهمیت داشته است، سخن گفت و پس از آن مهارت فنی، تکنیک، زیبایی اثر، انتقال حس و هویت دینی و اسلامی را مورد توجه قرار داد.«بهرامی» تنوع آثار رسیده را چشمگیر دانست و افزود: استفاده از تکنیکهایی مانند نقاشیخط، آثار قلمی و تحریری، و نیز خطوطی چون نستعلیق، ثلث، شکسته و معلی، ظرفیت بالای خوشنویسی در این مهرواره را نشان میداد.
او که از برخی آثار ارسالی شگفت زده شده بود، گفت: گروهی از آثار ارسالی از یک استان، آنقدر قوی و حرفهای بودند که ابتدا احتمال دادند مربی در اجرای آنها نقش داشته باشد، اما در بررسی دقیق مشخص شد آثار، متعلق به خود اعضاست و تنها با هدایت مربی توانمند خلق شدهاند.
/چالشی به نام کمبود مربی
«بهرامی» کمبود مربیان متخصص را از چالشهای مهم این حوزه دانست و تأکید کرد: مربی باید هنرجو را هم در انتخاب متن مناسب و هم در رسیدن به کیفیت زیباییشناسانه و فنی هدایت کند. او البته توصیه هایی هم به شرکتکنندگان داشت و با توجه به این که فرصت کافی برای آمادهسازی آثار وجود داشته استه، گفت انتظار می رفت شرکت کنندگان تلاش بیشتری برای تولید اثر می کردند تا از نتیجه آن حس رضایتمندی داشته باشند .

/صداقت کودکانه در قاب رنگها
در ادامه، «ذکیه نصرتی» داور بخش نقاشی، مهمترین معیار خود را انتقال حس و صداقت در تصویر عنوان کرد و گفت: برای من مهم بود که نقاشی نشان دهد کودک واقعاً چه احساسی دارد و چگونه با خدا ارتباط برقرار میکند.
به گفته او، خلاقیت در ایده و استفاده از رنگها در رتبه بعدی قرار دارد و در نقاشی کودکانه، احساس از تکنیک مهمتر است.«نصرتی» به بیان ویژگی مشترک بسیاری از آثار هم پرداخت و گفت: بیشتر کودکان خدا را با نمادهایی مانند نور، آسمان، قلب، دستهای باز و عناصر طبیعت تصویر کرده بودند. او استفاده گسترده از رنگهای روشن و شاد را نیز دلگرمکننده و نشان دهنده حس امید و آرامش در آثار دانست.
این داور هنری، تخیل برخی شرکتکنندگان را شگفتانگیز توصیف کرد و افزود: بعضی کودکان توانسته بودند مفاهیمی چون دعا، مهربانی، توکل و کمک خواستن از خدا را با تصویرهایی ساده اما عمیق بیان کنند.«نصرتی» که سال هاست دستی در مربیگری هنری کانون در مرکز اسفراین را بر عهده دارد،بزرگترین چالش این بخش را تصویر کردن مفهومی معنوی و نادیدنی دانست و گفت : مهم این است که هر کودک نگاه شخصی خودش را پیدا کند.
او به شرکتکنندگان هم توصیه کرد بیش از «قشنگ کشیدن»، به انتقال حس فکر کنند و از رنگها نترسند و تخیلشان را آزاد بگذارند، زیرا نقاشی کودکانه زمانی زیباست که واقعی و دلی باشد.
/پرورش نگاه هنری و ایمان کودکانه
به باور این داور فرهنگی، مهرواره «با خدا حرف بزن» فرصتی ارزشمند برای بیان احساسات و باورهای کودکان از راه هنر است؛ فرصتی که هم خلاقیت را رشد میدهد و هم پیوندی عمیقتر با ارزشهای دینی و اخلاقی ایجاد میکند.«نصرتی» هم چنین از یکی از آثار بهیادماندنی این دوره یاد کرد؛ نقاشیِ کودکی کوچک زیر آسمانی پرستاره که با دستانی باز به سوی نوری بزرگ نگاه میکرد. به گفته او، سادگی تصویر و گرمای رنگها چنان آرامشی داشت که معنای گفتوگو با خدا را به زیبایی نشان میداد.

/مسیر انتخاب
«ابراهیمی» که داوری بخش خوشنویسی این دوره از مهرواره را عهده دار معتقد است: داوری، همیشه دشوار است؛ بهویژه وقتی با سیل آثاری مواجه باشید که هرکدام در اوج خلاقیت و تکنیک هستند. برای رسیدن به انتخاب نهایی، مسیری دقیق را طی کردیم: دستهبندی آثار در دو بخش «تحریری» و «قلمی»، پالایش چندمرحلهای و در نهایت، روزها تمرکز روی آثار. از نگاه او ملاکهای ما برای این انتخاب سختگیرانه بود و تکنیک، رعایت دقیق قواعد خوشنویسی، خلاقیت، پاکیزگی اثر و محتوای متنی برگزیده و در کنار اینها، «راستیآزمایی» اولویت اصلی ما بود تا عدالت در حق هنرمندان رعایت شود.
«با خدا حرف بزن»، از نگاه این داور خود یک تلنگر معنوی است، همین زمزمه کردن نام مهرواره، ناخودآگاه مخاطب را به سوی یک گفتوگوی درونی و تقویت حس معنوی سوق میدهد. استقبال پرشور و سطح بالای آثار ارسالی، حقیقتاً مرا شگفتزده کرد؛ تکنیکهایی که در آثار بسیاری از کودکان و نوجوانان دیده میشد، فراتر از انتظار بود
/سخنی با هنرمندان آینده
«ابراهیمی» توصیهای هم به شرکت کنندگان داشت و از آن ها خواست آثار برگزیده را دقیق ببینید و تحلیل کنید. مهرواره در سال آینده نیز با همین عنوان برگزار خواهد شد؛ پس فرصت را غنیمت بشمارید، از همین امروز تمرین کنید و مهارت خود را ارتقا دهید. شک ندارم که برگزیدهی سال آینده، یکی از شما خواهد بود.
/فرا رفتن از ذهنیت قالبی و رسیدن به ایده های نو
«ابرهیمیان» داور دیگر بخش ادبی این دوره است که روی آوردن به ساختن حکایت های جدید است، را نکته قابل توجه دانست و از این که شرکت کنندگان در همه رده های سنی دست به این کار زده بودند، ابراز خرسندی کرد و گفت: از آنجا که حکایت ها از ساختارهای رسمی شعر،داستان و حتی متن ادبی فاصله دارند از داوری ها کنار گذاشته شدند، با این وجود می توان برگزار کنندگان را تشویق کرد تا این بخش را هم به بخش های ادبی جشنواره اضافه کنند.
از نگاه این داور اگر چه طبق همه جشنواره های از این دست، بخشی از آثار و نوشته ها قالبی بود و این ذهنیت قالبی که گاها توسط رسانه های رسمی ساخته می شود در بعضی آثار وجود داشت اما تمایل به عبور از ذهنیت و افکار قالبی و بیان خواسته های فردی و ملموس که هدف از آموزه های دینی هم هست در بخش زیادی از آثار وجود داشت.
وی ادامه داد: این مسئله این نوید را می دهد که ادامه این روند به شرط برجسته کردن این وجه از آموزه های دینی می تواند به خلق آثاری در خور منجر شود همان طور که کماکان رگه هایی از آن در بخش زیادی وجود داشت.
از نگاه این داور مهمترین چالش پیش روی شرکت کنندگان فرا رفتن از ذهنیت قالبی و رسیدن به ایده های نو برای خلق آثار است واگر چه تصور می شد با افزایش دانش، بینش و تجربه آدمی این وجه شخصی بر وجه قالبی پیروز شود اما ظهور تفکر ماشینی که نمونه عینی آن هوش مصنوعی است می تواند چالش مهمی بر سر راه خلل آثار منحصر به فرد شود.
«ابراهیمیان» معتقد است: اگر شرکت کنندگان فقط خودشان باشند و آثار تولیدی بازتولید خودشان باشد می تواند موثرتر و قوی تر باشد زیرا این تجربیات وخواسته های به ظاهر فردی ریشه در خودآگاهی جمعی انسان ها دارد و هر کدام از آنها یا چنین تجربیاتی داشته اند یا در آینده می توانند تجربه کنند و نهایت این که در تجربه یک فرد دیگر شریک می شوند.از نگاه او گفت و گوهای صادقانه کودکان با خدا و انعکاس این صمیمیت در آثار خاطره ای به یادماندی را درداوری آثار این دوره در ذهنم حک کرد.

/طنین آثار کلر ژوبرت
«اسماعیل عسکری» هم از دیگر مربیان فعالی است که در بخش قصه گویی این رویداد به ارزیابی روایت ها پرداخت و با توجه به عنوان و شعار مهرواره، گفت: «حرف زدن با خدا» باید تجربه ای بی پرده و صمیمی باشد؛ گفت و گویی که از اعماق جان شرکت کننده برمی آید.وی یکی از وجوه مشترک آثار این مهرواره را بهره گیری از آثار ارزشمند بانوی نویسنده «کلر ژوبرت» برشمرد که الهام بخشی از این آثار بستری برای خلاقیت و نوآوری فراهم می آورد.
از نگاه «عسکری» هر چند حضور قصه گویان زبده کشور در این رویداری شگفت انگیز و مایه مباهات و فرصتی برای تبادل تجربه و ارتقا هنر قصه گویی است.، اما فقدان و کمبود منابع خلاق و معتبر را بزرگ ترین چالش پیش رو برشمرد و گفت: این مسئله پژوهشی عمیق تر و جدی تر را می طلبد. او البته از این که به چالش کشیده شدن چارچوب های ذهنی و کلیشه ای رایج در حوزه دین و معنویت به طور قطع در پرورش حس دینی کودکان و نوجوانان موثر است، مهرواره را تلنگری به باورهای ریشه دار و دعوتی به نگاهی نو برشمرد.این داور با تجربه، توصیه هایی هم به قصه گویان علاقه مند داشت و جست و جو، مطالعه و عدم اکتفا به منابع دم دستی لازمه رشد دانست.

/ارتباط عمیق با مخاطب
«فاطمه نودهی»، داور بخش پادکست مهرواره «با خدا حرف بزن»، مهمترین معیار خود را برای ارزیابی آثار را صداقت در بیان و توانایی اثر در برقراری ارتباط واقعی با مخاطب عنوان کرد و خلاقیت در پرداخت، کیفیت روایت و انتقال احساس اثر نیز تأکید کرد.
«نودهی» معتقد است: اثری ارزشمندتر است که در کنار مهارت فنی و ساختار مناسب، بتواند با زبانی صمیمی، مفهوم مورد نظر را بهدرستی منتقل کند. او که از خلوص نگاه و عمق احساس در برخی آثار شرکتکنندگان، شگفتزده شده است، از این که چگونه برخی توانستهاند با بیانی ساده اما نگاهی متفاوت، مفاهیمی چون امید، دعا، توکل، محبت و نیاز درونی به خدا را منتقل کنند. سخن گفت. اگر چه از نگاه این داور اثری که بر حس صادقانه و روایتی خلاقانه تکیه دارد، بسیار ارزشمند و تحسینبرانگیز دانست، اما توصیه هایی هم به شرکتکنندگان آینده، کرد و صادقانه سخن گفتن از تجربه واقعی خودشان را مورد تاکید قرار داد چرا که باور دارد هرچه اثر شخصیتر، ملموستر و نزدیکتر به احساس و زیست واقعی راوی باشد، اثرگذاری آن بیشتر خواهد بود. علاوه بر این، «نودهی» بر لزوم توجه همزمان به محتوا، مهارتهای فنی، کیفیت روایت و شیوه ارائه برای انتقال بهتر و ماندگارتر پیام تأکید کرد.
به باور «فاطمه نودهی»، بزرگترین چالش شرکتکنندگان در خلق اثر، بیان مفاهیم معنوی بدون شعارزدگی و به شکلی هنرمندانه است و در واقع هنر شرکتکننده در انتقال این مفاهیم با زبانی ساده، صمیمی و در قالبی جذاب نهفته است.

/صداقت، خلاقیت و نگاه نو به خداوند
«الهه مقصودی» که سال هاست دستی در نوشتن دارد و به عنوان مربی فعالیت می کند و در این دوره داوری بخش ادبی «مهرواره با خدا حرف بزن» را بر عهده دارد، از معیارهای بررسی آثار برایمان گفت و معتقد است: در داوری بخش داستان بیشتر استفاده صحیح از فنون داستان نویسی و البته نگاهی تازه و خلاقانه به موضوع محوری جشنواره مد نظرم بود.
از نگاه او در بخش دلنوشته یا متن ادبی نیز صداقت کلام و سادگی در بیان چیزی بود که رنگ تازه ای به نوشته ها میبخشید و به عنوان عنصر اصلی در ارتباط یک بنده با خدای خود نقش مهمی داشت که در دلنشین تر شدن آن هم بی شک موثر بود، البته نباید از میزان اثرگذاری اثر و نگاه نو درشعر که مورد توجه قرار گرفت، غافل شد.
«مقصودی» به ویژگی های مشترک در آثار مورد داوری هم پرداخت و از این که در اغلب آثار غم ها و دغدغه ها و گرفتاری های زمینی به نوعی بهانه ای شده بود برای گره خوردن و اتصال به یک منبع بی انتهای قدرت و آرامش که در اغلبشان منتهی به تابیدن نوری از میان تاریکی ها می شد.
این داور جوان و خوش ذوق از میزان اثرگذاری آثار که زمینه ساز شگفتی اش شده بود هم برایمان گفت و از این که با بعضی از داستان ها اشک ریخت و با بعضی از دلنوشته ها از ته دل خندید و در این میان نگاه و برداشت بالغانه بعضی از نوجوانان از وجود خداوند که به نظر میرسید داشتن نگاه شرطی برای رابطه ای خوب با خدا بسیار کمرنگ بود و لمس حضور خدا لابلای تلخی ها و غمهای زندگی نگاهی پخته و دستاوردی ارزشمند است، شگفتی برانگیز بود.
از نگاه او خلق یک اثر خوب برای شرکت کننده علاوه بر به کارگیری مهارتها و مهم تر از آن منوط به بازنگری رابطه خود با خدایش که در برخی آثار به چشم میخورد،چالش پیش رو بود.
«مقصودی» از این که خیلی از آثار قوی بود اما متاسفانه با موضوع محوری مهرواره ارتباطی بسیار کمرنگ و غیرمستقیم داشت به طوری که به نظر می رسید چند خطی صرفا برای مرتبط شدن به آن اضافه شده است، سخن گفت و خلق آثاری که جان گرفته از دل موضوع مهرواره و متعلق به آن باشد را به علاقه مندان شرکت کننده در این رویداد توصیه کرد.
او البته از لحظه های خاطره انگیز داوری آثار هم گفت؛ لحظه هایی که هم موجب خنده اش شده بود و هم به پهنای صورت اشک ریخته بود، اما جالب ترین اثری که در میان حجم آثار به چشم خورده بود کوتاهترین آنها از زبان یک کودک۶ ساله بود که فقط شامل یک جمله میشد: خدایا ممنونم که برای ما برف فرستادی!
