دوشنبه‌های کانون اصلاح و تربیت؛ روایتی از امید در دل دیوارهای بلند

راوی این هفته از کانون اصلاح و تربیت، از قطع آب و برق، تمرین سرود برای سالگرد سردار دلها، و نمایشی می‌گوید که بچه‌ها با خلاقیت و لهجه‌های شیرینشان اجرا کردند؛ جایی که استعدادها پشت دیوارها هستند.

به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان اصفهان، اعظم علی‌زاده، مربی دلسوز کانون پرورش فکری، روایت دوشنبه‌ای دیگر از حضور در این مرکز را این‌گونه توصیف می‌کند:
صبح دوشنبه با پیام میثم بکتاشیان مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مبنی بر حضور در کانون اصلاح و تربیت، راهی شد. در مسیر، حکایت «بیمار لاعلاج» از مثنوی معنوی را مرور کردم؛ قصه‌ای که انگار برای نوجوان‌های آنجا نوشته شده است.
در راه، با یکی از مسئولان کانون اصلاح و تربیت هم‌صحبت شدم که بچه‌ها او را «حاج قاسم» صدا می‌زنند. وقتی از شباهتش به سردار سلیمانی گفتم، با لبخند گفت: «فامیلی‌ام هم سلیمانی است. من حاج قاسم سلیمانیِ کانون اصلاح و تربیت هستم.»
وارد حیاط که شدم، آب و برق هر دو قطع بود. بچه‌ها تازه از زمین فوتبال برگشته و تشنه بودند. در دفتر، قرار شد ابتدا حکایت مثنوی روایت شود و سپس بچه‌ها در قالب گروه‌های چهارنفره، نمایش آن را اجرا کنند.
اجراها با خلاقیت و لهجه‌های متفاوت بچه‌ها آن‌قدر شیرین بود که اشک از چشم‌ها جاری شد. یکی از مربیان در این باره گفت: «کاش می‌توانستید نمایش‌هایشان را ببینید. استعدادهایی که فقط منتظر یک فرصت برای دیده شدن هستند.»
پس از پایان نمایش‌ها، برق آمد و نوبت به تمرین سرود «آرامش قبل از طوفان» به مناسبت بزرگ‌داشت شهید حاج قاسم سلیمانی رسید. بچه‌ها پس از رفع تشنگی، با شور و شوق تمرین را ادامه دادند.
راوی در پایان می‌گوید: «صدای نوجوان‌های آنجا عجیب است؛ صداهایی بم، پخته و پر از امید.»

این روایتی از حضور اعظم علی‌زاده مربی کانون پرورش فکری در کانون اصلاح و تربیت است که بچه‌ها دوشنبه‌ها منتظرش هستند.

دوشنبه‌های کانون اصلاح و تربیت؛ روایتی از امید در دل دیوارهای بلند

دوشنبه‌های کانون اصلاح و تربیت؛ روایتی از امید در دل دیوارهای بلند

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha