وقتی فرهنگ، در قامت بازی به نسل تازه میرسد
از جادههای عشایری تا میدان جشنواره؛ خراسان جنوبی روایت تازهای از میراث زنده ایران را پیش روی کودکان گذاشت
بعضی میراثها را نمیشود پشت ویترین گذاشت. نه در قاب موزه جا میشوند، نه با چند سطر کتاب میتوان آنها را زنده نگه داشت. بازیهای بومی و محلی از همین جنساند؛ بخشی از حافظه زنده مردم که اگر از کودکان امروز فاصله بگیرند، آرامآرام از زندگی روزمره حذف میشوند. حالا خراسان جنوبی میزبان رویدادی شده که قرار است این فاصله را کم کند؛ نخستین جشنواره بازیهای بومی و محلی منطقه ۵ کشور، رویدادی که کودکان و نوجوانان را از چند استان گرد هم آورده تا نه برای بردن، بلکه برای شناختن، تجربه کردن و روایت کردن فرهنگ سرزمین خود بازی کنند. این جشنواره با حضور هفت تیم از استانهای خراسان جنوبی، کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان آغاز شده و حدود یکصد کودک و نوجوان به همراه مربیان در آن حضور دارند. در طراحی این رویداد، یک نکته بیش از هر چیز خودنمایی میکند: اینجا قرار نیست کسی بازنده باشد. مهدی مظهری، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان جنوبی، در نشست با اصحاب رسانه و در حاشیه افتتاحیه جشنواره، هدف اصلی این رویداد را احیای بازیهای بومی و محلی، آشنایی کودکان و نوجوانان با فرهنگ مناطق مختلف و ایجاد فضایی برای تجربه و نشاط عنوان کرد. او تأکید کرد که جشنواره ماهیت رقابتی ندارد؛ به این معنا که قرار نیست تیمها برای کسب رتبه مقابل یکدیگر قرار بگیرند. هر گروه آمده است تا بخشی از فرهنگ منطقه خود را به دیگران معرفی کند؛ بازیهایی که شاید برای یک کودک در جنوب خراسان آشنا باشد اما برای کودک دیگری از کرمان، هرمزگان یا سیستان و بلوچستان تازگی داشته باشد. همین تفاوت، شاید مهمترین اتفاق جشنواره باشد؛ کودکان به جای آنکه فقط تماشاگر فرهنگ باشند، خودشان راوی فرهنگ شدهاند.
بازیهایی که فقط بازی نیستند
هفتسنگ، بازیهای قلعهای و دیگر بازیهای سنتی در این جشنواره اجرا میشوند؛ بازیهایی که در ظاهر سادهاند اما در دل خود مجموعهای از مهارتهای فردی و اجتماعی را منتقل میکنند. مظهری با اشاره به همین ویژگی میگوید بازیهای بومی و محلی، تنها وسیله سرگرمی نیستند و هر بازی میتواند یک یا چند پیام و مهارت را به کودک منتقل کند. این نگاه، اهمیت موضوع را دوچندان میکند. کودک امروز در فضایی رشد میکند که بسیاری از سرگرمیهایش در صفحه نمایش تلفن همراه، رایانه و بازیهای دیجیتال خلاصه شده است. در چنین شرایطی، بازگرداندن بازی به فضای واقعی، یعنی بازگرداندن بخشی از تجربه اجتماعی، همکاری، تحرک، خلاقیت و ارتباط چهرهبهچهره به زندگی کودک. بازیهای قدیمی، در واقع شکل سادهای از آموزش بودند؛ کودک با بازی کردن، نوبت گرفتن، همکاری کردن، تصمیم گرفتن، شکست خوردن، دوباره تلاش کردن و ارتباط با دیگران را یاد میگرفت. به همین دلیل، احیای بازیهای بومی را نمیتوان صرفاً یک برنامه تفریحی دانست. این بازیها بخشی از سرمایه فرهنگی جامعهاند و میتوانند در تربیت نسلی که هم با جهان امروز ارتباط دارد و هم ریشههای فرهنگی خود را میشناسد، نقشآفرین باشند.
جشنوارهای که از مرز استانها عبور میکند
در نخستین دوره این جشنواره، پنج استان خراسان جنوبی، یزد، هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان در برنامه پیشبینی شده بودند که با توجه به نبود تیم از استان یزد، نمایندگان چهار استان در این دوره حضور پیدا کردهاند. دو تیم از خراسان جنوبی، دو تیم از کرمان و یک تیم از هر یک از استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان در جشنواره حضور دارند. اما آنچه اهمیت دارد، تعداد تیمها نیست؛ بلکه فرصتی است که برای دیدار فرهنگها در سطح کودکان و نوجوانان فراهم شده است. کودکی که از یک منطقه عشایری یا روستایی آمده، حالا میتواند بازی منطقهای دیگر را ببیند و با همسال خود از استانی دیگر ارتباط برقرار کند. این اتفاق، بدون آنکه در قالب یک کلاس رسمی فرهنگشناسی برگزار شود، نوعی آموزش زنده و ملموس است. کودکان در اینجا فرهنگ را حفظ نمیکنند؛ فرهنگ را زندگی میکنند.
نبض فرهنگ، روی جادههای روستایی و عشایری
یکی از نکات مهم مطرحشده در این نشست، توجه به مناطق روستایی، عشایری و حاشیه شهرهاست؛ جایی که دسترسی به امکانات فرهنگی ممکن است با مراکز شهری فاصله زیادی داشته باشد. در این میان، تجربه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان جنوبی اهمیت ویژهای پیدا میکند. این استان با در اختیار داشتن ۱۲ کتابخانه سیار شهری و روستایی، بیشترین تعداد کتابخانه سیار کانون در کشور را دارد. کتابخانههایی که قرار نیست فقط کتاب به دست کودک برسانند. مربیان مراکز سیار در کنار کتابخوانی، قصهگویی، کاردستی، نمایش عروسکی و برنامههای فرهنگی، بازیهای بومی و محلی را نیز آموزش میدهند. یعنی فرهنگ، قرار نیست منتظر بماند تا کودک به شهر بیاید؛ فرهنگ خودش راه میافتد و به سمت کودک میرود. این تجربه البته ریشهای قدیمی دارد. نخستین کتابخانه سیار کانون حدود ۶۰ سال پیش، در سال ۱۳۴۵ و در منطقه عشایری دهبید فارس راهاندازی شد؛ زمانی که کتابها حتی با قاطر به دست کودکان مناطق عشایری میرسیدند. امروز بیش از ۱۴۰ کتابخانه سیار کانون در کشور فعالیت میکنند و خراسان جنوبی با ۱۲ کتابخانه سیار، در صدر این فهرست قرار دارد. این مسیر از قاطر تا خودروهای امروزی، فقط داستان تغییر ابزار نیست؛ روایت یک نگاه فرهنگی است: هیچ کودک و هیچ جغرافیایی نباید از فرصت تجربه فرهنگی دور بماند.
چرا رقابت را کنار گذاشتهاند؟
شاید یکی از متفاوتترین بخشهای این جشنواره، تصمیم برگزارکنندگان برای پررنگ نکردن مفهوم رقابت باشد. در بسیاری از رویدادهای کودک و نوجوان، برنده و بازنده، رتبه اول تا سوم و مدال و جایزه، بخش اصلی ماجراست. اما در این جشنواره قرار است کودک پیش از آنکه یاد بگیرد چگونه بر دیگری غلبه کند، یاد بگیرد چگونه دیگری را بشناسد. مظهری تأکید دارد که کانون به دنبال ایجاد فضای رقابتی میان کودکان نیست و استعداد و علاقه هر کودک باید مسیر فعالیت او را تعیین کند. این رویکرد در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما پیام مهمی دارد: همه کودکان قرار نیست در یک قالب واحد قرار بگیرند. یکی ممکن است قصهگو باشد، دیگری در سفال استعداد داشته باشد، کودک دیگری در نوشتن خلاق بدرخشد و دیگری در یک بازی سنتی، مهارت و توانایی خود را نشان دهد. حتی انتخاب یک کتاب از سوی کودک میتواند برای مربی نشانهای از علاقه و استعداد او باشد. پس جشنواره در نهایت فقط درباره بازی نیست؛ درباره دیدن کودک است.
از بازی تا کشف استعداد
در کنار بازیهای بومی و محلی، برنامههای فرهنگی و علمی نیز برای جشنواره پیشبینی شده است؛ از جمله اجرای برنامههایی مانند پرتاب موشک آبی توسط تیم خراسان جنوبی. این ترکیب نشان میدهد که سنت و علم در این رویداد مقابل یکدیگر قرار نگرفتهاند. کودکی که یک بازی چندصدساله را تجربه میکند، همزمان میتواند یک فعالیت علمی را نیز انجام دهد. گذشته و آینده در یک میدان کنار هم قرار گرفتهاند؛ درست همان چیزی که برای تربیت کودک امروز ضروری است. قرار نیست بازگشت به بازیهای بومی به معنای بازگشت به گذشته باشد. هدف، برداشتن عناصر ارزشمند گذشته و استفاده از آنها برای ساختن تجربهای مناسب برای کودک امروز است.
خراسان جنوبی؛ از مقصد جشنواره تا راوی فرهنگ
میزبانی این جشنواره برای خراسان جنوبی صرفاً یک عنوان تشریفاتی نیست. استانی که همزمان با گستره جغرافیایی خاص خود، مجموعهای متنوع از فرهنگهای محلی، آیینها، بازیها و شیوههای زندگی را در خود جای داده، ظرفیت آن را دارد که به یکی از نقاط مهم پیوند فرهنگ و فعالیت کودک و نوجوان تبدیل شود. حضور کودکان استانهای مختلف در این رویداد، فرصتی است تا خراسان جنوبی فقط میزبان نباشد؛ بلکه بخشی از هویت فرهنگی خود را نیز روایت کند. از سوی دیگر، همکاری مجموعههایی مانند دانشگاه فرهنگیان، میراث فرهنگی، ورزش و جوانان و دیگر دستگاههای همراه نشان میدهد که حفظ میراث فرهنگی کودکان، موضوعی نیست که یک دستگاه به تنهایی بتواند آن را پیش ببرد. فرهنگ زمانی ماندگار میشود که مدرسه، خانواده، نهاد فرهنگی، رسانه، دستگاه اجرایی و خود مردم در کنار هم قرار بگیرند.
جشنوارهای برای فردای فرهنگ
شاید ارزش واقعی چنین جشنوارهای را نه در تعداد تیمها و نه در تعداد بازیهای اجراشده بتوان سنجید؛ ارزش آن را باید در کودکی جستوجو کرد که بعد از پایان برنامه، بازیای را که از یک استان دیگر یاد گرفته با خود به خانه میبرد. یا کودکی که برای نخستین بار میفهمد همسال او در نقطهای دیگر از ایران، با قواعدی متفاوت اما با همان شور و هیجان بازی میکند. فرهنگ دقیقاً از همینجا زنده میماند؛ از انتقال تجربهای انسانی به انسان دیگر. بازیهای بومی و محلی اگر فقط در کتابها ثبت شوند، تبدیل به خاطره میشوند؛ اما اگر دوباره بازی شوند، آموزش داده شوند و به نسل تازه برسند، همچنان بخشی از زندگی باقی میمانند. و شاید پیام اصلی این جشنواره همین باشد: برای حفظ فرهنگ، همیشه لازم نیست سخنرانی کنیم؛ گاهی کافی است کودکان را دوباره به بازی کردن دعوت کنیم. خراسان جنوبی در این جشنواره، تنها میزبان چند تیم کودک و نوجوان نیست؛ میزبان بخشی از حافظه فرهنگی ایران است؛ حافظهای که این بار قرار است نه در قاب گذشته، بلکه در دستان نسل آینده ادامه پیدا کند.