جشنواره منطقهای بازیهای بومی و محلی منطقه پنج کشور به میزبانی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان جنوبی در بیرجند برگزار شد؛ رویدادی که کودکان و نوجوانانی از خراسان جنوبی، کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان را گردهم آورد تا اینبار نه با صفحه نمایش و ابزارهای پیچیده، بلکه با همان بازیهایی که نسلهای گذشته با آنها بزرگ شدهاند، روبهروی یکدیگر قرار بگیرند.
اما داستان این جشنواره فقط «بازی کردن» نبود؛ هر گروه، تکهای از جغرافیای فرهنگی خود را با خود به بیرجند آورده بود؛ لهجهها، لباسها، شیوه بازی، ابزارهای ساده و حتی آیینهایی که در کنار بازیها هنوز نفس میکشند.
بازیهایی که از روستاها به بیرجند رسیدند
یکی از روایتهای جذاب جشنواره از نهبندان آغاز میشود؛ جایی که کودکان روستای حسینآباد با بازیهایی مانند «هفتسنگ»، «گو کوچ» و «نهبندان کوچولو» در جشنواره حاضر شدند.
اما شاید متفاوتترین چیزی که گروه نهبندان با خود آورده بود، یک توپ معمولی نبود؛ توپی دستساز از پارچه، نمد و پنبه که مواد داخلی آن درون یک جوراب قرار گرفته بود تا وسیلهای سبک و کمخطر برای بازی کودکان باشد.
همین توپ ساده، داستان مهمی را روایت میکند: بسیاری از بازیهای بومی برای زنده ماندن، به امکانات گران و پیچیده نیاز ندارند؛ گاهی چند تکه پارچه، چند سنگ یا یک کلاه کافی است تا یک بازی شکل بگیرد و کودکان را دور هم جمع کند.
مربی کتابخانه سیار روستایی نهبندان که حدود ۱۲ کودک را از روستای حسینآباد همراه خود کرده بود، در کنار معرفی بازیها از فعالیتهای گسترده کتابخانه سیار در روستاها نیز گفت؛ فعالیتهایی که امانت کتاب، قصهگویی، معرفی کتاب، عکاسی و کاردستی را در کنار بازیهای بومی قرار داده است. این کتابخانه سیار روستاهایی تا حدود ۳۵ کیلومتری را پوشش میدهد.
کلاه کوکو؛ وقتی یک کلاه، میدان بازی میشود
از نهبندان که به کرمان میرسیم، یک کلاه ساده وسط میدان قرار میگیرد و «کلاه کوکو» آغاز میشود.
گروهی از کودکان مناطق روستایی شهربابک با این بازی به بیرجند آمدند؛ بازیای که در آن دو گروه برای تصاحب کلاه و رساندن آن به محدوده امن خود تلاش میکنند.
انتخاب بازی نیز با توجه به جذابیت، توانایی کودکان و مسائل ایمنی انجام شده است؛ رویکردی که نشان میدهد بازیهای بومی میتوانند در کنار هویت فرهنگی، با نیازهای امروز کودکان نیز هماهنگ شوند.
کلاه چلچل؛ یک نام ناآشنا، یک خاطره آشنا
در سوی دیگر این میدان، سیستان و بلوچستان با «کلاه چلچل» حاضر شد؛ بازیای که شاید نامش برای بسیاری از کودکان دیگر نقاط کشور ناآشنا باشد، اما برای کودکان این منطقه بخشی از خاطرات بازی و کودکی است.
در این بازی، دو گروه پنجنفره روبهروی یکدیگر قرار میگیرند و بازیکنان با شمارههای مشخص وارد میدان میشوند تا کلاه را بردارند و به محدوده گروه خود بازگردانند.
اما مربی کتابخانه سیار زاهدان، تنها بازی را با خود به بیرجند نیاورده بود؛ فعالیتهایی مانند کتابخوانی، کاردستی، اوریگامی، نقاشی، نمایش فیلم و بازیهای فکری نیز بخشی از برنامههای این کتابخانه سیار در مناطق زیر پوشش است.
از قلعه تا چوچاب؛ کرمان فقط بازی نیاورد
گروه کرمان نیز با بازی «قلعه» وارد میدان شد؛ بازیای که در آن دو قلعه شکل میگیرد و کودکان در نقشهایی مانند «گوسفند» و «گرگ» به بازی میپردازند.
اما پیش از اجرای بازی، بخشی از رسم قدیمی «چوچاب» نیز توسط دختران اجرا شد؛ آیینی که نشان داد بازیهای بومی را نمیتوان از فرهنگ، موسیقی، آیینها و سبک زندگی مردم هر منطقه جدا کرد.
گروه کرمان با حضور اعضای کودک و همراهی موسیقی زنده، ترکیبی از بازی، نمایش و روایت فرهنگی را به جشنواره آورد.
وقتی بازی، مرز جغرافیا را کنار میزند
هر گروه از نقطهای متفاوت آمده بود؛ برخی کودکان ساعتها در مسیر بودند تا خودشان را به بیرجند برسانند.
برای بسیاری از این کودکان، سفر به بیرجند فقط حضور در یک برنامه فرهنگی نبود؛ فرصتی بود برای دیدن شهری دیگر، آشنایی با همسالانی از استانهای مختلف و تجربه بازی در فضایی متفاوت از محیط همیشگی زندگی.
در واقع، جشنواره فرصتی ساخت تا کودکی از یک روستا در نهبندان، با کودکی از سیستان و بلوچستان، کرمان یا هرمزگان در یک میدان مشترک قرار بگیرد؛ کودکانی که شاید کیلومترها از یکدیگر فاصله داشته باشند، اما زبان مشترکشان بازی است.
بازیهایی که فقط سرگرمی نیستند
مهدی مظهری، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان جنوبی، در گفتوگو با ایسنا تأکید کرد که بازیهای بومی و محلی را نمیتوان صرفاً سرگرمی دانست؛ چرا که بسیاری از مهارتهای فردی و اجتماعی در جریان بازی تمرین میشوند و کودکان همزمان با بازی، با بخشی از فرهنگ و هویت محل زندگی خود آشنا میشوند.
به گفته او، در این جشنواره رقابت به معنای معمول و با هدف رتبهبندی کودکان دنبال نمیشود و ارزیابیها بیشتر بر نحوه صحیح اجرای بازیها متمرکز است؛ بنابراین محور اصلی، مشارکت و معرفی بازیهای بومی است، نه صرفاً برنده شدن.
۸۰۰ بازی که دوباره به میدان آمدند
فروهر معدنی، مدیرکل آفرینشهای فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور نیز از روند شناسایی و احیای بازیهای بومی و محلی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، بیش از ۸۰۰ بازی بومی و محلی در کشور جمعآوری و احیا شده و بیش از ۶ هزار کودک و نوجوان در مراحل مختلف این طرح حضور داشتهاند.
این رویداد از سال گذشته آغاز شده و پس از عبور از مراحل کتابخانهای و استانی، بازیهای منتخب به مرحله منطقهای رسیدهاند؛ بهگونهای که بیش از ۴۰۰ بازی به مرحله استانی راه یافته و در ادامه، ۴۰ بازی به مرحله منطقهای رسیدهاند. جشنواره منطقهای در پنج منطقه کشور برگزار میشود و بیرجند میزبان منطقه پنجم آن بوده است.
کتابخانه سیار؛ از کتاب تا بازی، از جاده تا کودک
یکی از نقاط مشترک روایت مربیان حاضر در جشنواره، کتابخانههای سیار بود؛ خودروهایی که مأموریتشان فقط رساندن کتاب به مناطق دوردست نیست.
کتابخانههای سیار در کنار امانت کتاب، مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی و هنری همچون قصهگویی، معرفی کتاب، نقاشی، کاردستی، نمایش فیلم، بازیهای فکری و بازیهای بومی را به کودکان مناطق مختلف میرسانند.
مظهری در همین زمینه اعلام کرده است که در کشور حدود ۱۵۰ مرکز سیار فعالیت دارند و خراسان جنوبی با ۱۲ کتابخانه سیار، از نظر تعداد کتابخانههای سیار در جایگاه نخست کشور قرار دارد.
این ظرفیت، بهویژه برای مناطق روستایی و کمبرخوردار، اهمیت دوچندانی پیدا میکند؛ جایی که یک خودروی کتابخانه سیار میتواند همزمان حامل کتاب، قصه، بازی، هنر و فرصتی برای ارتباط کودکان با دنیایی گستردهتر باشد.
پنج استان، یک میدان؛ تفاوتهایی که به شناختن هم رسیدند
جشنواره بازیهای بومی و محلی منطقه پنج در نهایت یک پیام ساده اما عمیق داشت: ایران فقط یک فرهنگ واحد و یک شکل از کودکی ندارد.
کودکی در نهبندان با توپ پارچهای بازی میکند؛ کودکی در کرمان با کلاه کوکو یا بازی قلعه؛ کودکی در سیستان و بلوچستان کلاه چلچل را میشناسد و کودکی در هرمزگان بازیهای منطقه خود را با دیگران به اشتراک میگذارد.
وقتی این کودکان کنار هم قرار میگیرند، تفاوتها دیگر فاصله نیستند؛ تبدیل میشوند به فرصتی برای شناخت.
اینجاست که بازی، از یک سرگرمی ساده فراتر میرود و به زبان مشترک کودکان برای شناخت فرهنگ، تجربه زندگی جمعی، تمرین مهارتهای اجتماعی و انتقال خاطرات نسلها تبدیل میشود.
بازیهایی که هنوز زندهاند
شاید ارزشمندترین تصویر جشنواره بیرجند نه یک جام بود و نه یک رتبه؛ کودکی بود که بازیای را که از نسلهای قبل یاد گرفته، به کودکی دیگر آموزش میدهد.
توپ پارچهای نهبندان، کلاه کوکو، کلاه چلچل، قلعه و دهها بازی دیگر، هر کدام حامل بخشی از حافظه جمعی سرزمین ایراناند؛ بازیهایی که اگر ثبت، آموزش و دوباره اجرا شوند، میتوانند از نسل امروز عبور کنند و به نسل فردا برسند.
جشنواره منطقهای بازیهای بومی و محلی منطقه پنج، به میزبانی خراسان جنوبی، در واقع میدان دیدار کودکان امروز با خاطرات دیروز بود؛ جایی که میراث فرهنگی، به جای ماندن پشت ویترین، دوباره به دست کودکان افتاد، دوباره اجرا شد و دوباره جان گرفت.
اینجا بازی فقط بازی نبود؛ بخشی از ایران بود که کودکان دوباره آن را بازی کردند.