به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، نشست آموزشی «مهارتهای زندگی از طریق بازی» روز سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ از ساعت ۹ تا ۱۲ بهصورت برخط و با حضور کارشناسان، مربیان و مربیمسئولان مراکز سیار روستایی و شهری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.
ادارهکل آموزش و پژوهش با همکاری ادارهکل آفرینشهای فرهنگی کانون، این نشست را در ادامه ارسال کتاب سیر مطالعاتی «مهارتهای زندگی از طریق بازی» برگزار کرد تا مباحث نظری این حوزه در کنار تجربههای عملی مربیان مورد بررسی قرار گیرد.
مهارتهای زندگی باید به تجربه کودک تبدیل شود
فدائی در این نشست با تمرکز بر مهارتهایی همچون عزت نفس، حل مسئله، کار گروهی و ارتباط مؤثر، درباره چگونگی انتقال این مفاهیم از طریق بازی و فعالیتهای عملی به کودکان و نوجوانان سخن گفت.
او با بیان اینکه مهارتهای زندگی تنها به معنای دانستن پاسخ درست نیست، گفت: زمانی میتوان از شکلگیری یک مهارت سخن گفت که کودک بتواند دانش، نگرش و رفتار خود را در یک موقعیت واقعی به کار بگیرد.
فدائی افزود: مهارتهای زندگی به یکدیگر پیوستهاند و نمیتوان هر یک را جدا از دیگری دید؛ برای نمونه خودآگاهی، عزت نفس، ارتباط مؤثر، تصمیمگیری، حل مسئله و کار گروهی در بسیاری از موقعیتهای زندگی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
او با تأکید بر اینکه «مهارتهای زندگی با نصیحت شکل نمیگیرد»، اظهار داشت: تمرین، بازخورد، تکرار و اصلاح است که به کودک فرصت میدهد یک مفهوم را به رفتار تبدیل کند. بر همین اساس، مربی باید به جای ارائه پاسخهای آماده، موقعیتهایی متناسب با سن و شرایط کودکان ایجاد کند تا آنها بتوانند انتخاب کنند، تجربه به دست آورند و آنچه آموختهاند در موقعیتهای مختلف به کار بگیرند.
این روانشناس کودک و نوجوان همچنین به جایگاه مربیان مراکز سیار اشاره کرد و گفت: «مربی سیار تنها کتاب به دست کودک نمیرساند»، بلکه میتواند فرصت دیدهشدن، انتخاب کردن، کشف کردن و تجربه کردن را برای کودکان، بهویژه در مناطق روستایی و کمبرخوردار فراهم کند.
به گفته فدائی، گوش دادن به کودکان، توجه به دغدغههای آنان و فراهم کردن یک تجربه مثبت از کتاب، بازی و فعالیت گروهی میتواند حضور مربی را در زندگی کودک معنادار کند.
او از مربیان خواست هنگام طراحی فعالیتها، شرایط محیطی، فرهنگی و اجتماعی محل زندگی کودکان، علایق و نیازهای آنان را مورد توجه قرار دهند و از ظرفیت بازیهای بومی و محلی نیز برای ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم استفاده کنند.
عزت نفس با تعریفهای اغراقآمیز شکل نمیگیرد
بخش دیگری از این نشست به مفهوم عزت نفس و تفاوت آن با اعتماد به نفس اختصاص داشت. فدائی توضیح داد که عزت نفس به احساس کلی فرد درباره ارزشمندی خود مربوط است، در حالی که اعتماد به نفس بیشتر به باور فرد درباره توانایی انجام یک فعالیت یا روبهرو شدن با یک موقعیت ارتباط دارد.
او تأکید کرد که تعریف و تمجید مداوم و اغراقآمیز از کودک به معنای تقویت عزت نفس نیست و گفت: به جای جملههای کلی مانند «تو از همه بهتری»، بهتر است رفتار مشخص، تلاش و پیشرفت کودک توصیف شود. وقتی مربی به کودک نشان میدهد که تلاش، انتخاب یا پیشرفت او را دیده است، بازخورد واقعیتری به او ارائه میدهد.
فدائی مقایسه و تحقیر، برچسبزدن، کنترل افراطی، نادیده گرفتن تلاش و تأکید صرف بر نتیجه را از جمله رفتارهایی دانست که میتواند احساس ارزشمندی کودک را تضعیف کند.
او افزود: پیشرفت هر کودک باید با گذشته خودش مقایسه شود، نه با دیگران. دادن حق انتخاب واقعی و متناسب با سن، سپردن مسئولیت، عادی دانستن اشتباه بهعنوان بخشی از فرآیند یادگیری و فراهم کردن فرصت تجربه نیز میتواند به رشد احساس ارزشمندی در کودک کمک کند.
فدائی همچنین به نحوه مواجهه با هیجانهای کودکان پرداخت و از مربیان خواست به جای نادیده گرفتن احساس کودک با جملههایی مانند «گریه نکن» یا «چیزی نشده»، ابتدا احساس او را ببینند، به آن توجه کنند و زمینه گفتوگو را فراهم آورند.
بازی؛ فرصتی برای تمرین حل مسئله و همکاری
فدائی در ادامه به نقش بازی و فعالیتهای گروهی در آموزش حل مسئله پرداخت و گفت: در یک فعالیت مناسب، کودک باید فرصت داشته باشد مسئله را بشناسد، ایده ارائه کند، گزینههای مختلف را ببیند، نظر دیگران را بشنود و در رسیدن به یک راهحل مشارکت کند.
او تأکید کرد فعالیت گروهی نباید بهگونهای باشد که یک کودک همه کارها را انجام دهد و دیگران تنها تماشاگر باشند؛ بلکه فعالیت باید امکان مشارکت همه اعضای گروه را فراهم کند.
به گفته این مدرس، مربی در چنین موقعیتهایی بیشتر نقش مشاهدهگر و تسهیلگر دارد و میتواند با طرح پرسشهای کوتاه، کودکان را به فکر کردن و یافتن راهحل هدایت کند.
فدائی از مربیان خواست در فعالیتهای گروهی به نحوه تقسیم نقشها، فرصت اظهارنظر اعضا، چگونگی برخورد کودکان با شکست، شیوه حل اختلاف و رفتار آنها با یکدیگر توجه کنند.
در این بخش، نمونههایی از بازیها و فعالیتهای گروهی نیز بررسی و تجربههای مربیان از اجرای فعالیتهای مشارکتی با کودکان و نوجوانان مطرح شد.
گوش دادن، بخش مهم ارتباط با کودک است
بخش دیگری از این نشست به ارتباط مؤثر اختصاص داشت. فدائی گوش دادن فعال، طرح پرسشهای باز، بیان روشن احساسها و نیازها، همدلی، بازخورد مناسب و مخالفت محترمانه را از مؤلفههای این مهارت برشمرد.
او با اشاره به تفاوت «شنیدن» و «گوش دادن» گفت: در ارتباط با کودک لازم است مربی فرصت سخن گفتن به او بدهد و پیش از ارائه راهحل یا نصیحت، به آنچه کودک بیان میکند توجه کند.
این روانشناس تأکید کرد پذیرش احساس کودک به معنای بیحد و مرز بودن رابطه نیست و مربی باید در کنار همدلی، حدود رفتاری روشن و محترمانهای نیز داشته باشد.
فدائی درباره ارتباط با نوجوانان نیز توجه به علایق آنها را یکی از راههای ایجاد ارتباط دانست و گفت شناخت علاقهمندیها، شرایط زندگی و دنیای نوجوان به مربی کمک میکند گفتوگوی مؤثرتری با او شکل دهد.
او همچنین درباره استفاده کودکان و نوجوانان از فضای مجازی بیان کرد که صرف منع کردن یا نصیحت کردن راهحل مناسبی نیست و میتوان با فعالیت و گفتوگو، آنها را به شناخت مزایا، آسیبها و پیامدهای استفاده از فضای مجازی و مدیریت زمان حضور در آن هدایت کرد.
فدائی در بخش دیگری از سخنان خود بر حفظ مرز حرفهای مربی تأکید کرد و گفت مربی نباید در جایگاه روانشناس یا مشاور قرار گیرد و در مواردی که کودک یا نوجوان با مشکلات جدی روانشناختی روبهروست، باید برای دریافت کمک تخصصی به متخصص مربوط ارجاع داده شود.
در بخش پایانی این نشست سهساعته نیز مربیان مراکز سیار پرسشها و تجربههای خود را مطرح کردند و موضوعهایی مانند مدیریت فعالیتهای گروهی، مسئولیتپذیری، ارتباط با نوجوانان، مدیریت هیجان، مواجهه با رفتارهای پرخاشگرانه، استفاده از بازیهای بومی و محلی و فعالیت با کودکان مناطق کمبرخوردار مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
