نوجوان امروز را با معیارهای دیروز قضاوت نکنیم

سیدامین کشاورز در یادداشتی با عنوان «نوجوانی؛ از دیروز تا امروز» بر ضرورت شناخت دنیای ذهنی نوجوانان، تقویت اعتماد متقابل و فراهم‌کردن زمینه شکوفایی ظرفیت‌های آنان تأکید کرد.

به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل کانون پرورش فکری خوزستان، سیدامین کشاورز، مسئول حراست اداره‌کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان خوزستان، در یادداشتی با عنوان «نوجوانی؛ از دیروز تا امروز» به بررسی تفاوت‌های نسلی، ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده نوجوانان و ضرورت شناخت دنیای ذهنی آنان پرداخت و بر اهمیت گفت‌وگو، اعتماد متقابل و فراهم‌کردن زمینه شکوفایی توانمندی‌های نسل نوجوان تأکید کرد. متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید.

https://media.kanoonnews.ir/d/2026/10/17/4/1515866.jpg?ts=1792246812000

نوجوانی؛ از دیروز تا امروز

نوجوانان امروز را نمی‌توان صرفاً با رفتارهای ظاهری، نوع پوشش، علایق متفاوت یا فاصله‌ای که با نسل‌های پیشین دارند، شناخت. در پسِ بسیاری از رفتارهای آنان، ظرفیت‌هایی نهفته است که گاه به دلیل تفاوت نگاه‌ها، فاصله‌های نسلی و ناتوانی در درک دنیای ذهنی‌شان، کمتر دیده می‌شود. نوجوان امروز ممکن است با زبان، منطق و شیوه‌ای متفاوت از نسل گذشته فکر کند، اما این تفاوت لزوماً به معنای ضعف فکری، بی‌مسئولیتی یا بی‌تفاوتی او نیست؛ چه‌بسا نشانه‌ای از پرسشگری، استقلال‌طلبی و تلاشی برای فهم جهان پیرامون خود باشد.

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های نوجوانان امروز، توانایی مواجهه با دنیایی پیچیده، متغیر و سرشار از اطلاعات است. آنان در فضایی رشد می‌کنند که سرعت تغییرات در آن بسیار بالاست و دسترسی به اطلاعات، ارتباطات و تجربه‌های متنوع، افق‌های تازه‌ای پیش رویشان گشوده است. این شرایط می‌تواند زمینه‌ساز خلاقیت، یادگیری سریع، قدرت برقراری ارتباط و توانایی حل مسئله باشد. با این حال، بهره‌گیری درست از این ظرفیت‌ها به محیطی نیاز دارد که در آن، نوجوان فرصت تجربه کردن، پرسیدن، انتخاب کردن و حتی اشتباه کردن را داشته باشد.

اما چرا بسیاری از این ظرفیت‌ها به‌درستی درک نمی‌شوند؟ بخشی از پاسخ را باید در فاصله میان دنیای ذهنی نوجوانان و چارچوب‌های فکری بزرگسالان جست‌وجو کرد. بزرگسالان اغلب نوجوانان را با معیارها، تجربه‌ها و انتظاراتی ارزیابی می‌کنند که در دوران نوجوانی خودشان شکل گرفته‌اند. در مقابل، نوجوانان در بستری متفاوت رشد کرده‌اند؛ بستری که ارزش‌ها، الگوهای ارتباطی، منابع شناخت و حتی شیوه مواجهه با مسائل در آن تغییر کرده است. هنگامی که هر نسل، تجربه‌های خود را تنها معیار درست فهمیدن جهان بداند، تفاوت به‌سادگی به سوءتفاهم و سوءتفاهم به فاصله تبدیل می‌شود.

https://media.kanoonnews.ir/d/2026/04/17/4/1424390.jpg?ts=1776417288000

این فاصله تنها در افکار و نگرش‌ها باقی نمی‌ماند، بلکه به عرصه عمل نیز کشیده می‌شود. نوجوانی که احساس می‌کند شنیده نمی‌شود، ممکن است از گفت‌وگو فاصله بگیرد، نسبت به توصیه‌ها مقاومت نشان دهد یا ترجیح دهد تصمیم‌هایش را دور از چشم بزرگسالان بگیرد. در چنین شرایطی، آنچه از بیرون به‌عنوان لجبازی، بی‌تفاوتی یا نافرمانی دیده می‌شود، گاهی می‌تواند واکنشی به نادیده گرفته شدن، محدود شدن فرصت انتخاب یا نبود اعتماد متقابل باشد. برای مثال، «گاهی در خانه‌ها شاهد این هستیم که نوجوان به‌جای پاسخ دادن، سکوت می‌کند؛ این سکوت، همان نافرمانی نیست، بلکه فریاد نشنیده شدن است».

البته نمی‌توان همه رفتارهای نوجوانان را به این عوامل نسبت داد، اما نادیده گرفتن نقش آن‌ها نیز تصویری ناقص از واقعیت به دست می‌دهد.

نکته مهم این است که شناخت نوجوانان، پیش‌شرط هدایت و پرورش ظرفیت‌های آنان است. نمی‌توان از نوجوان انتظار مسئولیت‌پذیری داشت، اما فرصت تصمیم‌گیری را از او گرفت؛ نمی‌توان تفکر انتقادی را مطالبه کرد، اما پرسشگری او را نپذیرفت؛ و نمی‌توان از او خواست با جامعه ارتباط مؤثر برقرار کند، اما دنیای ذهنی و دغدغه‌هایش را جدی نگرفت. تربیت مؤثر، بیش از آنکه بر تحمیل پاسخ‌های آماده استوار باشد، به توانایی ایجاد رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد، گفت‌وگو و احترام متقابل نیاز دارد.

https://media.kanoonnews.ir/d/2026/05/13/4/1438425.jpg?ts=1778658429000

البته درک دنیای نوجوانان به معنای تأیید بی‌قید و شرط همه رفتارها و انتخاب‌های آنان نیست. نوجوان همچنان به راهنمایی، مرزبندی روشن، حمایت عاطفی و آموزش نیاز دارد، اما این نیازها زمانی بهتر پاسخ داده می‌شوند که با شناخت شرایط واقعی زندگی او همراه باشند. تفاوت مهمی وجود دارد میان محدود کردن نوجوان از سر نگرانی و همراهی آگاهانه با او برای پرورش قدرت تشخیص و انتخاب. در رویکرد نخست، هدف غالباً کنترل رفتار است؛ در رویکرد دوم، هدف شکل‌گیری شخصیتی مستقل، مسئول و توانمند است.

با این زاویه دید، شاید مسئله اصلی در مواجهه با نوجوانان امروز، کمبود ظرفیت در آنان نباشد، بلکه ناتوانی ما در شناسایی، فهم و فراهم کردن زمینه شکوفایی این ظرفیت‌ها باشد. هرگاه فاصله‌های فکری به‌جای آنکه موضوع گفت‌وگو و شناخت باشند، به مبنایی برای قضاوت تبدیل شوند، فرصت‌های تربیتی نیز کاهش می‌یابند. در مقابل، هرچه شناخت ما از نوجوانان عمیق‌تر شود، امکان تبدیل تفاوت‌ها به فرصتی برای یادگیری متقابل، هم‌افزایی و رشد بیشتر فراهم خواهد شد.

نوجوانان امروز بیش از آنکه به قضاوت‌های شتاب‌زده نیاز داشته باشند، به بزرگسالانی نیاز دارند که بتوانند آنان را بفهمند، بی‌آنکه از هدایتشان دست بکشند؛ به آنان اعتماد کنند، بی‌آنکه مسئولیت تربیتی خود را فراموش کنند؛ و ظرفیت‌هایشان را ببینند، حتی اگر این ظرفیت‌ها در قالب‌هایی متفاوت از انتظارات نسل گذشته ظاهر شوند.

شاید زمان آن رسیده است که به‌جای پرسیدن اینکه چرا نوجوانان امروز مانند نسل‌های گذشته فکر و رفتار نمی‌کنند، این پرسش را جدی‌تر مطرح کنیم: آیا ما به‌اندازه کافی دنیای آنان را شناخته‌ایم تا بتوانیم ظرفیت‌های پنهانشان را کشف کنیم؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند نقطه آغاز تغییر در نگاه ما به نوجوانان باشد؛ تغییری که به‌جای عمیق‌تر کردن فاصله‌ها، راهی برای نزدیک شدن نسل‌ها و ساختن آینده‌ای توانمندتر هموار می‌کند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha