منیژه دلکش، مربی ادبی ـ اصلی ترین عاملی که پس از انقلاب به افزایش و رشد فراوان ادبیات رئالیستی یا همان واقع گرایی، کمک فراوانی کرد و عامل پیشرفتش شد جنگ عراق علیه ایران بود که هشت سال به طول انجامید. این مدت طولانی باعث شد که هر قشری گوشه ای از این جنگ را تجربه کند، جوان و نوجوان، میانسال و پیرزن و پیرمرد.
گردان قاطرچی ها قشر جدیددی را وارد این دایره کرد، حیوانات اهلی. چنین رویداد بزرگ و تاریخی، باعث شد قشر جدیدی از داستان نویسان رئالیست ایران را در بطنش پرورش داده و تحویل جامعه بدهد. وقوع جنگ اگر چه واقعیت های تلخ مانند آوارگی ساکنان مناطق جنگی از وطنشان، کشته شدن سربازان و ساکنان غیر نظامی شهرها و روستاهای مرزی، در بمباران شیمیایی، هوایی، اسارت آنها، هم اسارت خود رزمندگان، با شیوه و روش واقع گرایانه از زبان قلم بر دل کاغذ ها، بازنمایی شد تا نسل بعدی را آگاه سازند.
نسلی که اکنون نسل سوم یا چهارم نام گذاری شده و از وقایع جنگ فقط از طریق رسانه ها یا اقوام و خویشان دور و نزدیک شنیده اند. داستان "گردان قاطرچی ها" روایتگر تمام قشرهای هم سن و سال(دهه شصت) است. قشری که حتی میدان جنگ رحمی به سن و سال آنها نکرده و توجهی به جنسیت انها ندارد. دنیای ارائه شده در داستان گردان قاطرچی ها واقعی و برگرفته از دنیای امروز است و امکان تحقق آن در دنیای واقعیت وجود دارد و اشارات صریح و دقیق و ظریف در فضای داستان نشانگر واقعی بودن داستان می باشد.
داستان مربوط به زمان حال و مکان داستان و اتفاقات روی داده در جبهه بوده و قهرمان داستان یوسف می باشد. زمان و مکان داستان با محتوای آن متناسب و هماهنگ است و توضیحات ظریف و دقیق درباره ی مکان و اتفاقات واقعی، طبیعی و باورپذیر می باشد. هر چند که نویسنده کمی اغراق در داستانش به کار برده اما حد اعتدال را رعایت کرده تا طبیعی جلوه کند.
داستان با توصیف شخصیت و رویدادهای بازیگوشی و لودگی سیاوش و یوسف از طرف راوی شروع شده است. نویسنده با استفاده از تمهیداتی از قبیل موقعیت هایی مثل تبعید کردن سیاوش به گردان دیگر، و دادن فرماندهی گردان به یوسف، و با تعریف داستان تا ترس و دلهره اشان هنگام عبور از کوهستان و ترس سقوط از دره و با ایجاد ترس و وحشت همراه با هیجان خواننده را در انتظار نگه می دارد و با توصیف ماجراهای جذاب مربوط به قهرمان داستان خواننده را به ادامه و پیگیری جریان علاقه مند کرده است.
نویسنده با توصیف فضا و موقعیت ها و آوردن نشانه های دلهره آور و هیجانی زمینه چینی لازم را برای حوادث داستان انجام داده است. ترتیب وقایع داستان در یک خط مسیر مشخص را طی می کند. مجموعه رویدادهای داستان معنی و مفهوم شهادت، پیروزی، نبرد با دشمنان، سالم رساندن مهمات و آذوقه به منطقه ی عملیات جنگی است. در داستان گردان قاطرچی ها تغییراتی به صورت های مختلف نشان داده شده است، یوسف برخلاف ادعایش فرمانده گردان قاطرچی ها می شود وآنها با اینکه می دانند خطراتی جانشان را تهدید می کند اما این تغییر همراه ترس و وحشت چه در هنگام عملیات چه در صحنه های کابوس شبانه نشان داده شده است.
تغییر راوی داستان از یوسف که پرحرف و فقط دستور می داد و حالا به عنوان فرمانده گردان در خود احساس مسئولیت می کرد و کمتر حرف می زد و بیشتر عمل می کرد و سیاوش در لحظه های آخر شیطنت هایش کمتر شده و مسئولیت را قبول کرده است. پایان داستان با توجه به فضا سازی و زمینه چینی وصحنه پردازیهای دلهره آور و ناراحت کننده که خواننده را هر لحظه منتظر سالم ماندن گردان قاطرچی ها و قهرمانان داستان گذاشته است که پایان آن غافلگیرکننده و اشک شادی را در چشمان خواننده جاری می سازد.اما بطور کل فضای کل داستان به گونه ای است که پایان که فصل بیست وششم را بنا به سلیقه می توان تغییر داد. شخصیت اصلی داستان یوسف می باشد که شخصیتی پرحرف،مهربان، دوست داشتنی و ساده و جوانمرد است.که شخصیت یوسف برای خواننده اهمیت پیدا می کند.شخصیت راوی که خود در متن داستان حضور دارد و به همراه شش داوطلب برای گردان قاطرچی ها جزو شخصیت های داستان می باشند وبقیه جزو شخصیت های فرعی می باشد که حضور آنها در ایجاد ماجراها ضروری است.داستان از زبان اول شخص بیان می شود که هم چیزرا در مورد حوادث وشخصیت ها می داند که می توان از آن به دانای کل نام برد. با توجه به فضای کلی داستان وماجراهایی که حضور راوی نیز در آن ضروری است وحس هایی که راوی در متن داستان پشت سر می گذارد زاویه دید انتخاب شده هماهنگ با فضای داستان می باشد زیرا راوی واتفاقات درآن سهیم است.داستان از آغاز با شوخی وطنزشروع شده وبا فضای داستان بخصوص درقسمت های پایانی داستان که پر از دلهره وهیجان است همخوانی ندارد بخصوص در قسمت هایی که یکی یکی قاطرها کشته می شوند وگردان قاطرهاپخش وپلا می شود لحن داستان غم انگیز وخواننده را به تفکر درباره ی جنگ وشهادت وا می دارد.زبان وسبک نویسنده ساده و روان است.نویسنده با واژه های دقیق و مناسب تصویرهای بدیع وفضای جذابی برای خواننده خلق نموده است وبا به کار بردن واژه های ساده و ملموس داستان را تاثیرگذار نموده به طوری که خواننده همه اتفاقات را می تواند لمس و احساس کند و خود را در متن داستان ببیند.اما در بعضی قسمت های داستان چند واژه به کار برده بود که برای نوجوان معنی آن دشوار بود باید نویسنده در پاورقی معنی آن را به کار می برد تا نوجوان سردرگم نشود.از نظر اخلاقی در سطح پاین بود بی احترامی به بزرگترها و مسخره کردن یک گردان به نظرم جایز نبود وحتی ابراهیم که فرمانده یک جنگ است آنها را زیر سوال برده است.اعتقادات مذهبی را زیر پاگذاشته و جنگ را شوخی قلمداد می کند.محور اصلی داستان شهادت و ترس از دست دادن وطن است.راوی برای زندگی و زنده ماندن قهرمان داستان می جنگد وهمراه با ترس و هراس تغییر می کند.نویسنده با زبانی ساده همراه با طنز ما را با آداب ورسوم جنگ وشهادت وپذیرش واقعیت شهادت و ارتباط با خدا آشنا می کند.
زهرا قادری، گروه سنی ه ـ اصلی ترین عاملی که پس از انقلاب به افزایش و رشد فراوان ادبیات رئالیستی یا همان واقع گرایی،کمک فراوانی کرد و عامل پیشرفتش شد جنگ عراق علیه ایران بود که هفت هشت سال به طول انجامید که این مدت طولانی باعث شد که هر قشری و هر جنبی این جنگ را تجربه کند(خرد و جوان،میانسال و پیر،زن و مرد). اگر از گردان قاطرچی ها بگوییم شاید بتوان گفت حیوانات اهلی را نیز شامل این گروه کرد. که چنین رویداد بزرگ و تاریخی،باعث شد قشر جدیدی از داستان نویسان رئالیست ایران را در بطنش پرورش داده و تحویل جامعه بدهد.وقوع جنگ اگر چه واقعیت های تلخ مانند آوارگی ساکنان مناطق جنگی از وطنشان،کشته شدن سربازان و ساکنان غیر نظامی شهرها و روستاهای مرزی،در بمباران شیمیایی،هوایی،اسارت آنها،هم اسارت خود رزمندگان، با شیوه و روش واقع گرایانه از زبان قلم بر دل کاغذ ها، بازنمایی شدتا.نسل یعدی را آگاه سازند.نسلی که اکنون نسل سوم یا چهارم نام گذاری شده و از وقایع جنگ فقط از طریق رسانه ها یا اقوام و خویشان دور و نزدیک شنیده اند. داستان گردان قاطرچی ها روایتگر تمام قشرهای هم سن وسال(دهه شصت)هست.قشری که حتی میدان جنگ رحمی به سن و سال آنها نکرده و توجهی به جنسیت انها ندارد.اما شخصیت های آن،با فداکاری تمام در دفاع از سرزمین و مردمانش جانشان را در راه وطن نثار می کنند.یوسف وسیاوش و دانیال بارها به خاطر سن کمشان،روحیه لودگی و عدم جدیت دارند ندیده گرفته می شود اما در میدان عمل معلوم و ثابت می شود که دست کمی از فرماندهان با تجربه در میدان جنگ ندارند.واقع گرایانه(گردان قاطرچی ها)را علاوه بر موضوع و مضمون،باید نتیجه ساختار داستان و زاویه دید انتخاب شده برای روایت کردن آن(اول شخص)که از رفتار و عمل سیاوش قبل از اینکه از زبان خود سیاوش ماجرا اتفاق بیفتد بیان می کند دانست که کیفیتی کاملا عینی و واقع نمایانه به آن بخشیده هست.وقتی از همان سطر اول یا دوم صفحه اول داستان را شروع می کنیم پی به واقعی بودن آن می بریم که مربوط به دهه شصت یعنی اوایل جنگ عراق علیه ایران هست. واز دنیای واقعیت ما برگرفته است اینکه امکان تحقق آن در دنیای واقعی وجود دارد.اتفاقات افتاده برای هر کدام از شخصیت ها(یوسف،سیاوش و دانیال و...امکان تحقق در همه بخش های آن در دنیای واقعی وجود دارد مانند میدان جنگ،تانک و گلوله و...است.بزرگنمایی امورات هر چند عجیب به نظر می رسد اما کاملا عادی است. زمان و مکان در داستان از جمله حمله در شب، وارد شدن به مرز کشور بیگانه،در آن به خوبی شهود است و امکان آن در دنیای واقعی در دهه شصت اتفاق افتاده است. در کل دنیای ایجاد شده توسط نویسنده با واقعیت بیرون تفاوت ندارد و بگونه ای موفق آمیز توانسته به راحتی آن را واقعی و باورپذیر کند. در کردنشین آوردن آذوقه با قاطر به خاطر وجود کوهستان هنوزهم وجود دارد وبا اشارات صریح و دقیق به جزئیات ما را هدایت می کند. رویدادهای اتفاق افتاده درداستان قاطرچی ها از همدیگر مستقل هستند ولی مجموعه اشان معنا و مفهوم خاصی را بیان می کند. شخصیت داستان جذاب ودوست داشتنی است و سرنوشت او برای خواننده مهم است و می خواهد بداند که آیا گردان یوسف و دوستانش موفق خواهند شد.تغییراتی که در طول داستان اتفاق افتاده با مدت زمان سنخیت و هم خوانی دارد. بعضی از شخصیت ها حضوری کم رنگ ولی موثر در داستان دارند.شخصیت ها،زمان ومکان در داستان گردان قاطرچی ها روی لحن تاثیرگذار بوده است. نقطه ی مثبت داستان طنز و خنده دار بودن داستان است و با بیان مسائل جالب وخنده دار داستان را جالب و جذاب کرده است. مطالب ص111یا مطالب ص144 که در توضیح یک قاطر که یوسف می خواست بخرد زیاد لازم به توضیح نبوده و با توضیح بیش ازحد باعث می شود خواننده با خواندن آن از داستان فارغ شود با فکر کردن به قاطر که توضیح داده شده ذهنیتش بد می شود مثل صفحه 179 افتادن دانیال بر روی سرگین، وجود نبودن معنی بعضی از لغات که باعث سردرگمی خواننده می شود ولازم بود که در پاورقی معنی لغات مشکل بیان می شد مثل لغات صفحه201 و235 در بعضی قسمت ها توضیح بیش از حد لازم نبوده و بر عکس بعضی قسمت لازم به توضیح بوده که این نکات رعایت نشده مطالب صفحه53. شروع داستان زیاد خوب نبود تا جایی که سیاوش ویوسف به هم میرسند خواننده دچار سردرگمی می شود به طور مثال دریک فصل از یوسف در فصل دیگر از سیاوش توضیح داده شده یعنی در جایی که خواننده گرم داستان می شود تا سیاوش را بشناسد و عاقبت او را بداند داستان قطع یا بریده می شود وماجرای یوسف شروع می شود و دوباره با گرم شدن خواننده به سرنوشت یوسف همین اتفاق تکرار می شود و باعث می شود خواننده نوجوان شخصیت های داستان را ازهم تشخیص ندهد.
فریماه سروری، گروه سنی ه ـ نویسنده با بیان اتفاقات دوران جنگ وهشت سال دفاع مقدس با این سبک وشیوه به خوبی توانسته آن را به تصویر بکشد چرا که بسیاری از جوانان نسل جدید از شنیدن مسائل جنگ و آن دوران خسته شده اند و رغبتی به شنیدن آن ندارند. من نوجوان شخصا پس از خواندن مطالب این کتاب به گونه ای که هیجان انگیز و جالب وخنده دار و ماجراجویانه بود مشتاق برای دانستن مسائل آن دوران از جنبه دیگر و با نگاهی دیگر پرداخته است که این می تواند تبحر نویسنده را به بیان دفاع مقدس و جنگ و جبهه را بیان کند.شروع کتاب مبهم بود با خواندن سطر اول کتاب متوجه چیزی نشدم و این شروع مبهم برای داستان به این خوبی بهتر نیست.دنیای ارائه شده در داستان گردان قاطرچی ها واقعی و امیخته با طنز می باشد و امکان تحقق آن در دنیای واقعیت وجود داشته است. و اشارات صریح و دقیق وظریف در فضای داستان نشانگر واقعی بودن داستان می باشد.زمان داستان مربوط به جنگ عراق علیه ایران است. و تمام حوادث در جبهه واطراف مرزنشین رخ داده است.
از تاریخ دقیق آن به ماجرای ان پی می بریم.در داستان گردان قاطرچی ها پس از خواندن دو یا سه فصل داستان سیر خطی مشخصی به خود می گیرد وخواننده از حالت سردرگمی بیرون می یاد.تمام حوادث اتفاق افتاده در داستان به خوبی بیان شده است. من خواننده وقتی فصل اول داستان را خواندم شخصیت اصلی داستان را سیاوش می دانستم وقتی فصل دوم را شروع به خواندن کردم یوسف وارد صحنه شد.رفته رفته نقش ساوش کم رنگ شده وحالا یوسف به عنوان شخصیت اصلی داستان وقهرمان داستان ورد صحنه شده است که این شروع خوبی نبوده است. اما نویسنده با توضیحات ظریف و دقیق درباره مکان و اتفاقات واقعی وطبیعی و باورپذیری می نماید. داستان با توصیف شخصیت و رویدادهایی که در جبهه اتفاق افتاده است قدم به قدم جلو می رود وخوانده را به ادامه و پیگیری آن ترغیب می کند. نویسنده با تمهیداتی از قبیل آفرینش موقعیت های جنگ وجبهه وشیطنت های سیاوش که سرگردان می آورد و با ایجاد ترس و وحشت همراه با هیجان که بر سر گردان قاطرچی ها هنگام برد آذوقه ومهمات چه خواهد آمد او را در انتظار نگه می دارد. وبا توصیف ماجراهای جذاب مربوط به قهرمان داستان خواننده را به ادامه وپیگیری جریان علاقه مند کرده است.نویسنده با توصیف فضا وموقعیت ها واوردن نشانه ها دلهره آور و هیجان در صفحات307 و318 زمینه چینی لازم را برای حوادث داستان انجام داده است.
ترتیب وقایع داستان منطقی می باشد و اگر وقایع پس وپیش شوند امکان وقوع ماجراها امکان پذیر وطبیعی به نظر نمی رسد.مجوعه رویدادهای داستان معنی و مفهوم شهادت،ترس از شکست خوردن، دعا، فداکاری و رشادت هایی که شهیدان از خود نشان داده اند را بیان می کند. در داستان گردان قاطرچی ها تغییراتی به صورت های مختلفی نشان داده شده است ویوسف فرمانده گردان قاطرچی ها می شود. سیاوش کم کم با پدیده مهم جبهه وشهادت آشنا می شود و این تغییر با ترس و وحشت در صحنه های نبرد شبانه وتغییر راوی داستان از سیاوش که بازیگوش بود به جوانی پخته می شود و دیگر می فهمد جنگ و جبهه چیست.داستان از زبان اول شخص بیان می شود.در قسمت هایی که قاطرها یک به یک دار فانی را وداع می گفتند واقعا دردناک بود و اشک آدم را در می آورد اما با تمام دردناک بودن پرداخت بسیار خوبی به مرگ قاطرها شده بود و جزئیات به طور کامل بیان شده بود وخواننده به راحتی می توانست در ذهنش تصویرسازی کند و خود را در آن موقعیت قرار دهد به طور کلی کتاب پرداخت خوبی داشت و به تصویرسازی ذهنی کمک زیادی می کرد بعضی از کلمات برای من نوجوان قابل درک نبود و اولین بار بود می شنیدم مثل فانسقه وآیفاهای نظامی بهتر بود که در پاورقی توضیحاتی راجع به این کلمات داده می شد. به نظرم بهتر بود برای هر فصل نامی مناسب آن فصل انتخاب می شد تا به جذابیت کتاب کمک می کرد. کتاب ریتمی زنجیروار و یکنواخت ندارد و در بیشتر فصل ها مدام از ماجرایی به ماجرای دیگر می پرد که این ذهن خواننده را اندکی مشوش می کند خود من بعضی اوقات ماجراها را قاطی می کردم و مجبور بودم عقب بر گردم و کتاب را دوباره بخوانم تا مشکلم حل شود.
کتاب لحظات بسیار زیبایی دارد امام نقطه ی عطف کتاب به نظر من وقتی که کوسه ی جنوب وبروسلی سرباز و فرمانده ی عراقی را ناکار می کنند.جلد کتاب زیباست و از رنگ های مناسبی در جلد آن استفاده شده قاطری که روی جلد است عالی است هم از لحاظ طراحی و هم رنگ آمیزی. زیباترین قسمت قاطر،که لبخند بر لبمان می نشاند دمش است با پاپیون خوشگلش. کتاب شناسنامه کاملی دارد ونقطه قوت خوبی است.اما حجم کتاب زیاد است ونویسنده می توانست کتاب را با تلخیص به نگارش در آورد. کتاب فونت خوب ومناسبی دارد و چشم را آزار نمی دهد اما سفید خوانی کتاب زیاد است و به نظرم لزومی نداشت که بعد ازتمام شدن یک فصل ورفتن به فصل بعدی یک کاغذ سفید بدون استفاده پایین آن ها قرارداده می شد واین به نظرم اسراف را در ذهن خواننده ی نوجوان تداعی می کند علاوه بر این کاغذ سفید بلا استفاده وقفه ای در ذهن خواننده ایجاد می کند که مناسب نیست. زندگینامه نویسنده طرح خوبی است که خواننده را با نویسنده ی کتابی که می خواند به طور اجمالی آشنا می کند و پی به اخلاق و روحیات او می برد.
فاطمه وجدان، گروه سنی ه ـ نثر کتاب و شیوه ی نگارش، زبان و بیان کتاب ساده و روان است و برای خواننده قابل فهم می باشد وخواننده را وا می دارد تا انتهای حوادث و ماجراها را یکی یکی دنبال کند.
دنیای ارائه شده در داستان گردان قاطرچی ها واقعی و برگرفته از واقعیت دنیای امروز است.و نویسنده به خوبی توانسته جنگ هشت سال دفاع مقدس را به تصویر بکشد و نوجوان را در حال و هوای جنگ و پیروزی قرار دهد.فضای داستان واقعی بودن داستان را به نمایش می گذارد. شخصیت اصلی و قهرمان داستان یوسف و می باشد. وشخصیت های فرعی ساوش و اکبر و... می باشد. زمان و مکان داستان با محتوای آن هماهنگ و متناسب است.اتفاقات طبیعی و باورپذیر بوده و با توضیحات دقیق درباره مکان و زمان داستان با توضیحات داده شده بسیار قشنگ به تصویر کشیده شده است و داستان با توصیف شخصیت سیاوش و یوسف و رویدادهایی که در جنگ اتفاق افتاده به پیش می رود و با توصیف ماجراهای جذاب و خنده دار مربوط به قهرمان داستان خواننده را به ادامه و پی گیری جریان علاقه مند کرده است. نویسنده با توصیف فضای جبهه و موقعیتها و آوردن نشانه های هیجان و ترس و دلهره و در عین حال شوخی وطنز را برای زمینه چینی برای حوادث داستان انجام داده است. مجموعه رویدادهای داستان معنی و مفهوم شجاعت، شهادت و وطن دوستی را بیان می کند. سیاوش با اینکه با جنگ آشنا نیست اما باز هم مشتاقانه دوست دارد تا خط مقدم جلو برود و برای اینکه به خط مقدم برسد باز هم با قبول اینکه گردان قاطرچی ها باشد قبول می کند تا خودش را به خط مقدم برساند. پایان داستان با توجه به فضاسازی و صحنه پردازی دلهره آور است که خواننده را هر لحظه منتظرشکست یا پیروزی گذاشته است که پایان آن غافلگیرکننده و پیروزی را به دنبال داشته است. شخصیت اصلی داستان دوست داشتنی و با مزه و در عین حال که می ترسد اما با شجاعت تمام به جلو می رود.
لحن داستان طنزآمیز،ماجراجویانه است و از ماجراهای بامزه که درجبهه برایش اتفاق می افتد حرف می زند. با به کاربردن واژه های دقیق ومناسب وفضای جذابی برای خواننده خلق نموده و با به کار بردن واژه های ساده و ملموس داستان را تاثیرگذار نموده و به طوری که خواننده همه اتفاقات را می تواند احساس کند و خود را به جای شخصیت داستان جای بدهد. در این کتاب از اصطلاحاتی استفاده شده که می شود گفت بدآموزی دارد و هیچ رزمنده ای حداقل در جبهه ها از آنها استفاده نمی کند و یا یک رزمنده برای نبرد به میدان جنگ می رود نه اینکه برای رزمندگان دیگر دردسرهای عجیبی ایجاد نماید. مورد دیگری به چشم می خورد که به مسخره گرفتن گردان ذوالجناح است. چون آنها هم به نحوی هدفشان یاری رساندن به رزمندگان خط مقدم است ولی حتی آقا ابراهیم هم بعضی مواقع با حالت تمسخر به آنها می خندد که از یک فرمانده جنگی بعید است نویسنده اعتقادات مذهبی را زیر پا می گذارد و تا جایی که خیلی راحت حرفهایش را به زبان می آورد. بعضی لغات و اصطلاحاتی به کار برده که شایسته یک رزمنده جنگی نیست. محور اصلی داستان از خودگذشتگی و شهید شدن در راه خداست. و تلاش می کند تا مردمش را از دست دشمنان نجات دهد و نویسنده با تصاویر و زبان ساده همراه طنز ما را با جنگ و پذیرش واقعیت شهادت وارتباط با خدا آشنا می کند.در رابطه با جلد کتاب باید عرض کنم که تصویر قاطرکه به دمش پاپیون بسته شده و روی سرش با گل تزیین شده البته این موارد مشکلی ندارد ولی کشیدن آن بر روی کتاب که مضمون دفاع مقدس دارد کمی نقد را به دنبال دارد و البته این موارد مشکلی ندارد ولی کشیدن آن بر روی کتاب که مضمون دفاع مقدس دارد کمی نقد را به دنبال دارد و البته به این نکته هم باید اشاره کنم که خواننده از اسم کتاب و طرح روی جلد به هیچ عنوان حدس نمی زند که امکان دارد این کتاب دفاع مقدس باشد.