به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان اصفهان، در دل کانون پرورش فکری استان، زنی نفس میکشد که سالهاست میان واژهها و قصهها زندگی میکند. نادیا احمدی، کارشناس ادبی این کانون، دکتری ادبیات فارسی و کارشناسیارشد ادبیات کودک و نوجوان را از دانشگاه شیراز گرفته است؛ اما خودش میگوید پیش از این عناوین، سالها مربی ادبی بوده و در کارگاههای شعر و داستان، کنار کودکان و نوجوانان نوشته و خوانده است.
او که امروز مسئولیت برنامهریزی و هدایت باشگاههای شعر و داستان «سیمرغ» را در سطح استان بر عهده دارد، دربارهی این فضا میگوید: «این باشگاهها فضایی تخصصیتر از کارگاههای معمولی هستند که نوجوانان مستعد، زیر نظر مربیان و مدرسین مجرب، شعرسرایی و داستاننویسی را بهصورت منظم و بلندمدت تمرین میکنند.» او همچنین انجمنهای ادبی نوجوانان را هدایت میکند و بر کارگاههای ادبی، جشنوارهها و فراخوانهای ملی و استانی نظارت دارد.
قصههایی که از دل کارگاهها زاده شدند
شیرینترین بخش ماجرای حرفهای احمدی، دلسپردن به قصههای کودکانه است. او دو کتاب داستان کودک دارد: «چشمهایت خورشید است» از انتشارات امیرکبیر و «شهر بدون نقطه» از انتشارات جمال.
ایدهی «شهر بدون نقطه» به یکی از کارگاههای شعر او برمیگردد؛ روزی که از نوجوانان خواست شعری با کلمات بدون نقطه بنویسند. او میگوید: «اشعارشان چنان شگفتانگیز و تازه بود که با همکار خوبم خانم مرضیه توکلی نشستیم و هر بیت را با شوق خواندیم. همان لحظه بود که ایدهی "شهر بدون نقطه" در ذهنم روشن شد.»
اما «چشمهایت خورشید است» روایت دیگری دارد؛ قصهی پدر و دختری که دلشان به هم گره خورده، اما تقدیر راهی میانشان گذاشته است. پدر، جانباز نابینایی است که از جنگ برگشته و هرگز نمیتواند نقاشیهای رنگی دخترک را ببیند. دخترک که بزرگترین آرزویش دیدن دنیای رنگارنگ اوست، یک روز راهی خلاقانه پیدا میکند: نقاشیهایش را با چسب، خمیر و پارچه برجسته میکند تا پدر بتواند زیبایی آنها را با لمس انگشتانش حس کند.
از رستم تا دنیای کودکان
مقالههای احمدی عمدتاً در دو حوزهی ادبیات کودک و نوجوان و شاهنامهپژوهی است. در حوزهی ادبیات کودک، مقالههایی مانند «تحلیل مؤلفههای تصویر بدن در دو رمان "هستی" و "دو خرمای نارس"» و «فقط تصویرها حرف میزنند» را منتشر کرده است.
در حوزهی شاهنامه نیز چندین مقاله برگرفته از تز دکتری او منتشر شده؛ از جمله «سیمای رستم در فرهنگ عامه»، «بازتاب رستم در نظم فارسی تا سدهی هفتم هجری» و «سیمای رستم در متون تاریخی قبل و بعد از شاهنامه». او میگوید این پژوهشها تلاشی است برای نشان دادن ردپای رستم در سه بستر متفاوت: متون تاریخی، متون ادبی و فرهنگ عامه.
نتیجهی این پژوهشها به گفتهی او این است که فردوسی با خلق شاهنامه، گفتمان مسلطی آفرید که فراتر از تاریخنگاری صرف، معنای اسطورهای را بر صورت تاریخی چیره کرد. او تأکید میکند: «حکیم فردوسی در شاهنامه، آفریننده و تثبیتکنندهی نهایی سیمای رستم در حافظهی جمعی ایرانیان بود.»
باور به معصومیت واژهها
با وجود همهی این تحقیقات، به گفتهی احمدی هیچکدام نتوانستند از جذابیت آن نگاه بیپیرایهی کودکانه بکاهند؛ نگاهی که ریشهاش را مدیون همان سالهای پُرشور مربیگری در کانون است. او با این باور به دنیای کودکی نگاه میکند که «واژهها اگر از دل کودکی بگذرند و بعد با دانش پخته شوند، تا همیشه معصوم و زنده میمانند.


