وقتی قرار مصاحبه را میگذاریم روزهای پایانی دورهی آموزش بدو خدمت را میگذراند تا بعد از چندین ماه که با عشق و انگیزه به روستاها رفته و فعالیتهای مختلف فرهنگی هنری را با بچهها تجربه کرده است دوباره برگردد و این بار با نگاهی تازه و ذهنی روشن و پویا، لحظههای زیباتری را برای کودکان و نوجوانان شهرش خلق کند.
مثل همیشه شاد، شوخ طبع، پرانرژی و مودب و باحوصله است و این خصوصیات شاید، شباهت و نزدیکی او را با کودکانی که هر روز با آنها در ارتباط است بیشتر نشان میدهد.
محسن کریمی مدت 10 سال است که در پستهای مختلف سازمانی تجربیات زیادی را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پشت سر گذاشته و از تیرماه سال جاری نیز مسئولیت کتابخانهی سیار روستایی بخش مرکزی استان قم را به عهده گرفتهاست. قصهگویی در مرحلهی استانی هجدهمین جشنوارهی قصهگویی کانون اولین تجربهی شرکت در جشنوارههای رقابتی است که آقای کریمی با انگیزه و توانایی خود از این مرحله سربلند بیرون آمده است.
بهانهی این گفتگو انتخاب ایشان به عنوان قصهگوی برگزیدهی کانون استان قم در هجدهمین جشنوارهی بین المللی قصهگویی کانون است.
· اسم قصهای که گفتید چه بود و آن را از کدام کتاب انتخاب کردید؟
نام قصه " کوزه ای پر از سکه طلا " است و از کتاب " آی قصه، قصه، قصه " نوشته خانم زهره پریرخ انتخاب کردم.
· خلاصهی قصه و حرف اصلیاش چه بود؟
دو برادر هستند که روی زمین اجدادیشان کار میکنند اما ارباب زمین را به زور از آنها میگیرد در حالی که کوزهای پر از سکههای طلا در این زمین است. در نهایت یکی از برادرها با به کار گرفتن ترفندهایی موفق میشود که کوزه را برای خودشان نگه دارد. در واقع پیام قصه این است که هیچ کس نمیتواند حق دیگری را بخورد و آدمهای ظالم و ستمکار به نتیجهی اعمالشان میرسند.
· حالا اگر شما یک کوزه پر از سکههای طلا داشتید با آن چه میکردید؟
(با خنده جواب میدهد) به میراث فرهنگی تحویل میدادم.
· اهمیت قصهگویی از نظر شما به چه چیزی برمیگردد و چه تاثیری بر تربیت کودکان و نوجوانان و تحکیم نهاد خانواده میتواند داشته باشد؟
کودکان در جریان شنیدن قصه ها با نامرادیهای زندگی آشنا میشوند و دنیای واژگان آنها پربارتر میشود. هوش و حافظهی آنها تقویت و قدرت تخیل و علتیابی و توان نتیجهگیری در آنها رشد میکند. همچنین با توجه به جایگزینی وسایل صوتی تصویری به جای قصهگویی تا حدودی فاصله بین والدین و بچهها به وجود آمده که قصهگویی میتواند بهترین جایگزین در این رابطه باشد و نهاد خانواده را بیشتر به هم پیوند دهد.
· به نظر شما قصه چه تاثیری در روی اوردن به متون کهن ادب فارسی و بازنویسی و بازآفرینی آن دارد؟
قصه گفتن از داستان ها و حکایت های ادبیات کهن مثل مرزباننامه، شاهنامه، مثنوی و دیگر متون کهن میتواند پیوند محکمی بین قصهگو و شنونده که میخواهد با متون ادب فارسی آشنایی بیشتری پیدا کند برقرا کند. بازآفرینی اینگونه قصهها هم یادآور فرهنگ غنی و اصیل ایرانی است و پل ارتباطی بین نسل حاضر و نسل قدیم به وجود میآورد.
· آیا قصهگویی تاثیری در ترویج فرهنگ صلح و دوستی در بین اقوام ایرانی و نزدیک کردن ما ایرانیها به هم دارد؟
بله، قصهگویی میتواند یادآور ارزشهایی مانند گذشت و ایثار و فداکاری و مهربانی در بین اقوام مختلف باشد. همچنین قصهگویی میتواند صلح و دوستی را به عنوان مفاهیم با ارزش بین مردم گسترش دهد و ارزشهای انسانی را تعالی بخشد.
· حضور قصهگویان خارجی را در رشد جشنواره قصهگویی چه قدر موثر میدانید و به نظر شما چه تفاوتی میان شیوهی اجرای قصهگویان ایرانی با قصهگویان خارجی وجود دارد؟
حضور قصهگویان خارجی از جهت تبادل تجربه خیلی مفید است. در قصهگویی ایرانی از زبان بدن، کلمات مختلف و همچنین لحن و محتوا در جهت رساندن پیام استفاده میشود ولی در قصهگویی غربی بیشتر به جنبههای نمایشی آن اهمیت می دهند و بیشتر از طنز و حرکات متعدد بدنی استفاده می کنند در واقع به نظر میرسد از جنبه سرگرمی به قصهگویی نگاه میکنند. ضمن اینکه قصه گویی در کانون یک حسن دارد و آن قصه گفتن در شرایط و زمانها و مکانهای مختلف است. مربی کانون هر روز مخاطبان تازه ای دارد خصوصا ما مربیان سیار روستایی که در روستاهای مختلف برای بچه ها قصه میگوییم.
· روند برگزاری جشنواره قصهگویی را طی این سالها در رشد قصهگویی موثر میدانید؟
بدون شک این امر مهم میتواند بر دانش و کسب مهارت و تجارب قصهگویان تاثیر بهسزایی داشته باشد.
· نظر شما دربارهی تغییرات صورت گرفته در شیوهی برگزاری جشنواره هجدهم نسبت به دورههای قبل و همچنین تفاوت کیفیت قصهگویی در این دوره چیست؟
با توجه به اینکه بنده برای اولین بار افتخار حضور در جشنواره را دارم نمیتوانم پاسخ خوبی داشته باشم.
· به نظر شما جشنوارهی قصهگویی چه نقشی میتواند برای فراگیر شدن قصهگویی در جامعه و در بین اقشار مختلف به ویژه کسانی که با کودکان و نوجوانان سر و کار دارند ایفا کند؟
ارتقای کیفی و توانمندسازی مربیان قصهگو و ترویج فرهنگ قصهگویی در میان خانوادهها، اقوام و ملیتهای گوناگون و همچنین در راستای تحکیم بخشیدن پیوندهای خانواده و والدین در تعلیم و تربیت آنها نقش موثری دارد.
· چه قصهای را بیشتر از همه دوست دارید و آیا داستانی بوده که همیشه دلتان بخواهد قصهاش را از زبان یک قصه گو بشنوید و یا خودتان آن را بازگو کنید؟
بله. چند سال پیش داستانی خواندم به نام " دختر رابعه " که قصهی زندگی دختری به همین نام بود که خانواده اش به دلیل فقر او را به عنوان کنیز به مردی سپردند. قصه مربوط به دوران صدر اسلام بود و سرگذشت این دختر که به دلیل ایمان و پاکدامنی که داشت توسط اربابش آزاد شد و زندگی خوبی را آغاز کرد.
· خاطره ای از قصه و قصه گویی در دوران کودکی تان دارید؟
یادش بخیر . جمعه ها ساعت 12:30 پای رادیو مینشستیم و به قصه های رادیو گوش می دادیم که متاسفانه اسم قصه گو را خاطرم نیست. البته یک دایی هم دارم که قصه های خوبی تعریف می کند.
· پیشنهادی برای جشنوارهی بعدی دارید؟
بنظرم در داوری قصهها باید به توانایی انتقال حس و حال واقعی قصه به مخاطب هم توجه شود. طوریکه مخاطب کودک و نوجوان محتوای قصه و اتفاقات مختلف را درک کند و با آنها همراه شود.
· دوست دارید سال آینده چه قصه ای بگویید؟ در موردش فکر کرده اید؟
دوست دارم در حوزه ی طنز باشد تا بتوانم بچه ها را شاد کنم.