«رَهان»؛ نجات‌گر زاگرس از دل یک رؤیای کودکی / گفتگو با مخترع جوان کانونی که آتش را با خلاقیت خاموش می‌کند

آرین صابری عضو ارشد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کهگیلویه وبویراحمد و عضو مرکز فرهنگی هنری سی سخت است. او سال‌هاست که در خط مقدم نجات بلوط‌های زاگرس نفس می‌کشد. تجربه‌ی آتش‌سوزی‌های مهیب و نداشتن ابزاری کارآمد، جرقه‌ای شد تا ایده‌ای در ذهنش شکل بگیرد و حالا «رَهان» نام گرفته؛ دستگاهی بومی، ساده و مؤثر که می‌تواند جان داوطلبان و درختان را نجات دهد.

آرین صابری عضو ارشد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کهگیلویه وبویراحمد و عضو مرکز فرهنگی هنری سی سخت است. او سال‌هاست که در خط مقدم نجات بلوط‌های زاگرس نفس می‌کشد. تجربه‌ی آتش‌سوزی‌های مهیب و نداشتن ابزاری کارآمد، جرقه‌ای شد تا ایده‌ای در ذهنش شکل بگیرد و حالا «رَهان» نام گرفته؛ دستگاهی بومی، ساده و مؤثر که می‌تواند جان داوطلبان و درختان را نجات دهد. در این گفتگو پای صحبت‌های طراح و مجری پروژه‌های محیط‌زیستی نشسته‌ایم که سال‌هاست در کنار نوجوانان و جوانان این مرز و بوم، برای حفظ میراث سبز ایران تلاش می‌کند.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این روزها نه فقط میزبان قصه‌ها و نقاشی‌ها، بلکه بستری برای رویش ایده‌هایی شده که قرار است آینده را تغییر دهند. یکی از این ایده‌ها، اختراعی به نام «رَهان» است؛ دستگاه اطفای حریقی که از دل تجربه‌های میدانی و دغدغه‌های زیست‌محیطی بیرون آمده. مخترع جوان آن، که خود سال‌ها در آتش‌سوزی‌های زاگرس حضور داشته، حالا با کمک خلاقیت و خاطرات شیرین کانون، ابزاری ساخته تا دیگر هیچ داوطلبی بی‌دفاع به دل آتش نرود. این گفتگو روایتی است از مسیر پرفرازونشیب یک ایده تا تبدیل شدن به محصولی کارآمد.

۱. چه انگیزه‌ای شما را به سمت طراحی و ساخت یک دستگاه اطفاء حریق سوق داد؟ آیا تجربه یا مشاهده خاصی پشت این ایده بود؟

بله، متأسفانه در سال‌های اخیر، آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های زاگرس، بارها ما را به دل آتش کشاند. در این عملیات‌ها، بارها دیدم که نیروهای مردمی با دستان خالی یا ابزارهای ابتدایی، با جان‌فشانی به دل آتش می‌زنند. نبود تجهیزات سبک، قابل حمل و بومی، یکی از چالش‌های جدی ما بود. همین تجربه‌ها جرقه‌ی ایده‌ی «رَهان» را در ذهنم زد؛ دستگاهی که بتواند با کمترین هزینه، بیشترین کارایی را در مهار آتش داشته باشد.

۲. این دستگاه چه ویژگی‌های نوآورانه‌ای دارد که آن را از نمونه‌های موجود متمایز می‌کند؟

«رَهان» یک دستگاه اطفای حریق سبک، قابل حمل و چندمنظوره است که با الهام از ابزارهای سنتی و ترکیب آن با مکانیزم‌های ساده‌ی مهندسی طراحی شده. ویژگی منحصربه‌فرد آن، استفاده از قطعات بومی و قابل‌دسترس، قابلیت مونتاژ در کارگاه‌های محلی، و امکان استفاده‌ی آسان توسط نیروهای داوطلب است. همچنین طراحی آن به گونه‌ای است که هم در مهار شعله و هم در کنترل آتش‌های زیرسطحی مؤثر باشد.

۳. فرآیند ساخت این دستگاه چقدر زمان برد و در این مسیر از چه کسانی یا مراکزی حمایت و راهنمایی دریافت کردید؟

داستانش یکم طولانی هست. من از سال ۹۴ و ۹۵ شروع به خرید پمپ‌های کوچک آب کردم و سعی داشتم از این شیوه به‌صورت شخصی در اطفای حریق استفاده کنم. چون ضرورت این موضوع را به‌عنوان یک نیروی فعال در بحث اطفای حریق خوب درک می‌کردم، دنبال یک شیوه‌ی راحت‌تر و کارآمدتر بودم. از شکل‌گیری ایده تا ساخت نمونه‌ی اولیه و کارآمد چندین سال طول کشید. بازخوردهای میدانی از داوطلبان اطفا، نقش مهمی در تلاش بیشترم برای ارائه‌ی یک نمونه‌ی نهایی داشت.

۴. نقش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را در پرورش استعداد و پشتیبانی از چنین پروژه‌هایی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کانون برای من فقط یک نهاد فرهنگی نیست؛ یادآور شیرین‌ترین روزهای خوب کودکی‌ست. جایی که یاد گرفتم چگونه از تخیل، ابزار بسازم؛ از داستان، انگیزه بگیرم؛ و از جمع، نیرو بسازم. باور کنید مرز روشنی بین علم، هنر و فرهنگ وجود ندارد؛ در کانون، ما یاد می‌گیریم یک شعر می‌تواند جرقه‌ی یک اختراع باشد.

۵. آیا این دستگاه در محیط کانون یا فضاهای مرتبط مورد آزمایش قرار گرفته است؟ نتایج آن چه بود؟

در خود کانون خیر، ولی در چند مانور آموزشی و تمرین‌های میدانی با حضور نوجوانان و اعضای انجمن‌های محیط‌زیستی و نیروهای دولتی، «رَهان» مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج بسیار امیدوارکننده بود؛ هم از نظر کارایی، هم از نظر سهولت استفاده. بازخوردها به ما کمک کرد تا نسخه‌ی دوم دستگاه را با بهبودهایی در طراحی ارائه دهیم.

۶. به نظر شما خلاقیت و نوآوری در حوزه فناوری چقدر می‌تواند با فعالیت‌های فرهنگی-هنری کانون پیوند بخورد؟

به باور من، این دو کاملاً درهم تنیده‌اند. «رَهان» خود حاصل همین پیوند است؛ جایی که دغدغه‌ی فرهنگی و عشق به طبیعت، با خلاقیت فنی گره خورد. در کانون یاد می‌گیریم که یک نمایش عروسکی می‌تواند مفاهیم پیچیده‌ی زیست‌محیطی را به زبان کودکانه منتقل کند، یا یک قصه می‌تواند انگیزه‌ساز یک حرکت بزرگ علمی باشد.

۷. آیا در طول این مسیر با چالش‌های خاصی مواجه شدید؟ بزرگ‌ترین آن چه بود و چگونه بر آن غلبه کردید؟

بزرگ‌ترین چالش، تأمین قطعات تخصصی با امکانات محدود بود. بسیاری از قطعات مورد نیاز یا در بازار موجود نبودند یا قیمت بالایی داشتند. اما با جست‌وجوی مداوم، خلاقیت و استفاده از جایگزین‌های بومی، توانستیم این مانع را پشت سر بگذاریم. واقعاً با کارهای زیبا و ساده، خلأهای موجود را پر کردیم.

۸. مخاطب اصلی این دستگاه چه کسانی هستند؟ آیا برای تولید انبوه یا تجاری‌سازی آن برنامه‌ای دارید؟

مخاطب اصلی، نیروهای مردمی، داوطلبان محیط‌زیستی و گروه‌های محلی اطفای حریق هستند. هدف ما این است که «رَهان» به ابزاری عمومی تبدیل شود؛ ساده، ارزان و مؤثر. در حال حاضر در حال رایزنی برای جذب حمایت جهت تولید انبوه و آموزش استفاده از آن در مناطق پرخطر هستیم.

۹. به عنوان یک عضو ارشد کانون، چه توصیه‌ای به نوجوانان علاقه‌مند به اختراع و نوآوری دارید؟

به نوجوانان می‌گویم: از رؤیاهایتان نترسید. هر ایده‌ای، هرچند کوچک، می‌تواند جرقه‌ی یک تغییر بزرگ باشد. مهم این است که با دل بسازید، با جمع حرکت کنید، و از شکست نترسید. کانون برای من که رسالتم را درک می‌کردم، بهترین جا برای پرورش این رؤیاها بود. امروز ادعای شاهکار ندارم، فقط خوشحالم که یک طراحی ساده به یک ابزار کارآمد تبدیل شده. به اعتماد من، کانون یک خانه‌ی صمیمی برای ابراز توانمندی‌ها و ایده‌هاست.

۱۰. این اختراع در رویدادها یا جشنواره‌های علمی داخلی یا بین‌المللی هم شرکت داده شده یا مورد تقدیر قرار گرفته است؟

در حال حاضر، «رَهان» در مرحله‌ی توسعه و بهینه‌سازی قرار دارد، اما بازخوردهای اولیه بسیار مثبت بوده و چند پیشنهاد برای ارائه در جشنواره‌های علمی و محیط‌زیستی دریافت کرده‌ایم. امیدوارم به‌زودی شاهد حضورش در رویدادهای ملی و حتی بین‌المللی باشیم.

۱۱. از خاطرات شیرین کانون بگو؟

یکی از شیرین‌ترین خاطراتم، کارگاه آموزش محیط زیست بود که سال ۱۴۰۲ برای کودکان برگزار کردم. شور و شوقشان منو یاد روزهای قشنگی انداخت که خودم در کانون داشتم و منو غرق در خاطرات خوبم کرد. همان لحظه فهمیدم چقدر چرخه‌ی خوبی شکل گرفته؛ من روزی کودک این کانون بودم و حالا دارم به کودکان بعدی یاد می‌دهم.

صحبت پایانی؟

امیدوارم روزی برسد که ایرانِ جان آباد باشه، که زاگرس شکوفاتر از همیشه بشه. هیچ درختی در آتش نسوزد و هیچ داوطلبی بی‌دفاع به دل آتش نرود. ما می‌توانیم با هم، با خلاقیت، همدلی و آموزش، آینده‌ای سبزتر بسازیم. از همه‌ی کسانی که در این مسیر همراه بودند، به‌ویژه کانون پرورش فکری، صمیمانه سپاسگزارم.

«رَهان»؛ نجات‌گر زاگرس از دل یک رؤیای کودکی / گفتگو با مخترع جوان کانونی که آتش را با خلاقیت خاموش می‌کند

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha