به یادتان دو سرو نقره‌ای کاشته‌ام

فرزانه رحمانی نویسنده کودک و نوجوان و کارشناس آفرینش‌های ادبی کانون پرورش فکری در دل‌نوشته‌ای برای فرشته‌های میناب نوشت: به یادتان دو سرو نقره‌ای کاشته‌ام.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، متن کامل دل‌نوشته فرزانه رحمانی نویسنده و کارشناس آفرینش‌های ادبی کانون برای دختران مدرسه شجره طیبه میناب به شرح زیر است:

به یادتان دو سرو کاشته‌ام، دو سرو نقره‌ای
در صبح روزی که باران می‌بارید 
داشتم به صبح روزی فکر می‌کردم که دست در دست مادرهایتان به مدرسه رفتید و با لبخند خداحافظی کردید.
به بابای مدرسه فکر می‌کردم که جلوی در به شما خوشامد گفت و همه‌تان را به نام کوچک صدا کرد.
به صبحگاه مدرسه فکر می‌کردم وقتی پرچم ایران عزیز را بالا بردید و سرود ملی خواندید.
به خوش و بش‌های اول صبح و خنده و شادی‌هایتان پیش از آمدن معلم فکر می‌کردم.
به لحظه‌ی ورود معلم‌تان و احترام شما به او فکر می‌کردم، چقدر قند توی دلش آب شده از تماشای صورت‌های مهربان و شاد شما.
به یادداشت‌ها و نقاشی‌های گوشه‌ی دفترهایتان فکر می‌کردم؛ همان‌ها که برای بغل دستی یا پشت سری‌تان نوشتید و کشیدید.
به خانم معلم‌تان فکر می‌کردم وقتی که نقشه ایران را روی تخته می‌کشید تا جای کوه‌ها، رودها، دریاچه‌ها و جنگل‌های زیبایش را نشان‌تان دهد.
به خوراکی‌ها و قمقمه‌های آبی فکر می‌کردم که در کوله‌پشتی‌هایتان منتظر خوردن زنگ تفریح مانده بود.
به لحظه‌ی شنیدن سوت بلند موشک فکر می‌کردم که نمی‌دانستید از چیست؟
به لحظه‌ی انفجار می‌کردم، به آن ثانیه‌های لعنتی، به ترسی که تجربه کردید به دردی که کشیدید، به آرزوهایی که بر باد شد، به تنهای کوچک‌تان که زیر آوار ماند. به پرنده‌هایی که پرهایشان سوخت، به درخت‌هایی که کمرشان شکست، به لحظه‌ای که جهان برای شما و همه ما ناامن شد.
به لحظه‌ای فکر می‌کردم که مادری فرزندش را از مدرسه برای بردن به خانه تحویل نگرفت.
به نیمکت‌های خالی به جا مانده از شما، به کفش‌ها و کوله‌های غمگین، به آن یادداشت‌های خوانده نشده‌ی گوشه‌ی دفترهایتان، به خوراکی و آب خورده نشده و به نقشه‌ی زخمی ایران بر پای تخته که کنار دریای جنوبش جایی در میناب پاک شده بود، فکر می‌کردم.
به خون شما که بر زمین ریخت تا همچون خون سیاوش چون درختی پاک و زیبا سر از خاک برآورد، فکر می‌کردم. درختی که بر هر برگش نام شماست؛ آریا، آتنا، احمد، مهدیس، هنا، بنیامین، لیانا، حلما، لیلا، محنا، محدثه، سارا، محمدطاها، علی، سمیرا، حسین، فاطمه، زهرا، اسرا، فرشته و...
می‌دانم هر بار که باد بر تن این دو سرو نقره‌ای بپیچد، نام‌های شما را که در گوش‌شان خوانده‌ام را به همه جای جهان خواهد برد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha