فراگیرسازی یعنی محیط را با نیازهای کودک سازگار کنیم

علیرضا کریمی، متخصص روان‌شناسی و روان‌درمانگر، در نشست آموزشی «کانون فراگیر، از نگرش تا اجرا» بر ضرورت تغییر نگرش نسبت به کودکان دارای نیازهای ویژه، مناسب‌سازی محیط، مشارکت خانواده و پایدارسازی حضور اعضا در مراکز فراگیر کانون تأکید کرد.

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، اولین نشست از سلسله نشست‌های آموزشی با موضوع «کانون فراگیر و آشنایی با کودکان دارای آسیب‌های بینایی، شنوایی و ذهنی» با هدف توانمندسازی و ارتقای دانش تخصصی همکاران کانون و با همکاری اداره‌کل آموزش و پژوهش و اداره‌کل آفرینش‌های فرهنگی کانون برگزار می‌شود.

در همین چارچوب، نشست «کانون فراگیر، از نگرش تا اجرا» روز شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ با حضور علیرضا کریمی، متخصص روان‌شناسی و روان‌درمانگر به صورت برخط برگزار شد.

کریمی در این نشست با بیان اینکه «فراگیرسازی» مفهومی فراتر از آموزش و مدرسه است، اظهار کرد: هدف نهایی این رویکرد، شکل‌گیری جامعه‌ای است که در آن تفاوت‌های فردی به رسمیت شناخته شود و افراد، فارغ از ویژگی‌های جسمی، حسی یا شناختی، امکان حضور و مشارکت در جامعه را داشته باشند.

او با اشاره به تجربه‌های جهانی در زمینه مناسب‌سازی محیط‌های شهری و عمومی گفت: در طراحی فضاها باید نیازهای گروه‌های مختلف، از جمله افراد دارای آسیب‌های بینایی و شنوایی، افراد دارای محدودیت‌های حرکتی و همچنین افراد دارای اختلالات طیف اوتیسم، مورد توجه قرار گیرد. مناسب‌سازی تنها به نصب تجهیزات محدود نیست و شیوه اطلاع‌رسانی، دسترسی به حمل‌ونقل عمومی و نحوه ارتباط نیز بخشی از آن است.

از تغییر نگرش تا تغییر محیط

این روان‌شناس، تغییر نگرش جامعه نسبت به کودکان دارای نیازهای ویژه را یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای تحقق کانون فراگیر دانست و گفت: نگاه جامعه نسبت به تفاوت‌ها در طول زمان از طرد و پذیرش مشروط به سمت پذیرش بدون قید و شرط حرکت کرده است، اما همچنان لازم است این نگرش در خانواده، مدرسه، مراکز فرهنگی و جامعه تقویت شود.

کریمی تأکید کرد که نباید موفقیت یک کودک دارای نیاز ویژه را صرفاً با مقایسه او با کودکان دیگر سنجید، بلکه باید میزان پیشرفت هر کودک نسبت به گذشته خودش مورد توجه قرار گیرد.

به گفته او، فراگیرسازی به معنای یکسان‌سازی افراد نیست، بلکه به معنای فراهم کردن شرایطی است که هر فرد بتواند متناسب با توانایی‌ها و نیازهای خود از فرصت‌های آموزشی، فرهنگی و اجتماعی بهره‌مند شود.

کریمی همچنین تفاوت میان «الگوی پزشکی» و «الگوی اجتماعی» در نگاه به معلولیت را تشریح کرد و افزود: در نگاه سنتی، افراد بر اساس نوع آسیب یا تشخیص از یکدیگر جدا می‌شوند و برای هر گروه محیطی خاص در نظر گرفته می‌شود؛ در حالی که رویکرد اجتماعی بر این باور است که محدودیت و معلولیت می‌تواند در مقطعی از زندگی برای هر فردی ایجاد شود و جامعه باید خود را برای پذیرش این تفاوت‌ها آماده کند.

او با بیان اینکه کانون‌های فراگیر در بسیاری از استان‌ها فعالیت خود را آغاز کرده‌اند، بر ضرورت حرکت از نگاه صرفاً جغرافیایی به یک نگاه استانی تأکید کرد و گفت: مدیر و مربی مرکز فراگیر می‌تواند در تصمیم‌سازی‌های مرتبط با این حوزه در سطح استان نیز نقش داشته باشد.

خانواده؛ فرصت مهم برای پایدارسازی حضور کودکان

کریمی یکی از مسائل مهم مراکز فراگیر را «پایدارسازی مراجعان» عنوان کرد و گفت: صرف جذب و ثبت‌نام کودک در مرکز کافی نیست. باید برنامه‌ای مشخص وجود داشته باشد تا کودک و خانواده او مرکز فراگیر را به عنوان یک محیط مطلوب و قابل اعتماد انتخاب کنند و حضورشان در آن استمرار پیدا کند.

او خانواده را یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های مراکز فراگیر دانست و پیشنهاد کرد ارتباط مستمر با والدین، ایجاد بانک اطلاعاتی خانواده‌ها و تشکیل «شورای خانواده» در دستور کار مراکز قرار گیرد.

این متخصص روان‌شناسی همچنین بر توجه به خواهران و برادران کودکان دارای نیازهای ویژه تأکید کرد و گفت: می‌توان در مراکز فراگیر برای خواهران و برادران این کودکان گروه‌ها و نشست‌هایی تشکیل داد تا آنان نیز تجربه‌ها و احساسات خود را با یکدیگر در میان بگذارند و احساس تنهایی یا فشار ناشی از شرایط خانوادگی کاهش یابد.

به گفته کریمی، آشنایی مربیان با مفاهیم توان‌بخشی از جمله فیزیوتراپی، کاردرمانی و گفتاردرمانی نیز می‌تواند ارتباط آنان با خانواده‌ها را مؤثرتر کند.

او همچنین بر ضرورت همکاری مراکز فراگیر با مدارس عادی و «مدارس پشتیبان»، «مدارس پذیرا» و معلمان رابط تأکید کرد و گفت: مراکز باید ارتباط خود را با این مجموعه‌ها حفظ کنند تا حضور دانش‌آموز دارای نیازهای ویژه در مدرسه عادی با حمایت و هماهنگی لازم همراه باشد.

کریمی با اشاره به تجربه‌هایی از حضور کودکان دارای معلولیت در مدارس عادی گفت: فراگیرسازی زمانی معنا پیدا می‌کند که تفاوت‌ها به بخشی طبیعی از زندگی کودکان تبدیل شود و کودک به دلیل داشتن خواهر، برادر یا همکلاسی دارای معلولیت، احساس شرمندگی یا طردشدگی نداشته باشد.

توجه به تفاوت‌های ارتباطی و حسی

این روان‌درمانگر در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگی‌های ارتباطی کودکان دارای آسیب‌های شنوایی اشاره کرد و گفت: مربیان باید در ارتباط با این کودکان از جمله‌های کوتاه و روشن استفاده کنند و ارتباط چهره‌به‌چهره را جدی بگیرند؛ چرا که برخی از افراد دارای آسیب شنوایی برای دریافت پیام از حرکت لب‌ها و نشانه‌های دیداری استفاده می‌کنند.

او همچنین بر لزوم توجه به ویژگی‌های فردی کودکان دارای آسیب‌های شنوایی و استفاده از روش‌های ارتباطی متناسب با هر فرد تأکید کرد و افزود: آگاهی مربی از ویژگی‌های ارتباطی و آموزشی کودک می‌تواند از بسیاری از سوءتفاهم‌ها و چالش‌های ارتباطی جلوگیری کند.

کریمی در ادامه، برخی ملاحظات مربوط به کودکان دارای آسیب بینایی را نیز برشمرد؛ از جمله اینکه مربی هنگام ورود یا خروج از اتاق حضور یا ترک خود را به صورت کلامی اعلام کند، از ایجاد خیرگی و تابش مستقیم نور برای کودکان کم‌بینا جلوگیری شود، امکان ضبط صوتی مطالب آموزشی در صورت نیاز فراهم باشد و مطالب نوشته‌شده روی تخته نیز برای کودک توضیح داده شود.

او همچنین تأکید کرد که جابه‌جایی بی‌دلیل وسایل محیط می‌تواند جهت‌یابی افراد دارای آسیب بینایی را دشوار کند و هنگام کمک به آنان نیز ابتدا باید اجازه گرفت و سپس در صورت تمایل فرد، کمک ارائه شود.

کریمی مناسب‌سازی فضا و دسترسی به تجهیزات توان‌بخشی را از دیگر الزام‌های مراکز فراگیر دانست و گفت: تعامل با آموزش‌وپرورش استثنایی و سازمان بهزیستی می‌تواند زمینه دسترسی مراکز به برخی تجهیزات و وسایل توان‌بخشی مورد نیاز را فراهم کند.

آموزش مهارت‌محور و استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی

او با اشاره به ظرفیت فعالیت‌های فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بر حضور کودکان دارای نیازهای ویژه در برنامه‌ها و جشنواره‌ها تأکید کرد و گفت: در فعالیت‌هایی مانند قصه‌گویی، بهتر است زمینه‌ای فراهم شود تا این کودکان در کنار سایر کودکان و در شرایط برابر، فرصت حضور و رقابت داشته باشند.

کریمی همچنین استفاده از بازی‌های هدفمند را یکی از زمینه‌های قابل توسعه در مراکز فراگیر دانست و دو عنوان کتاب خود با نام‌های «خواهران و برادران کودکان با نیازهای ویژه» و «بازی‌های مناسب برای بچه‌های دارای نیازهای ویژه» را معرفی کرد.

او در پایان با تأکید بر ضرورت کار تخصصی در مراکز فراگیر گفت: مربیان در مواردی مانند تشخیص اختلال‌ها نباید خود را جایگزین متخصصان بدانند و در صورت مشاهده نشانه‌های نیازمند بررسی، باید کودک را به متخصص مرتبط ارجاع دهند.

کریمی در جمع‌بندی سخنان خود، همکاری تیمی، شناخت ویژگی‌های کودکان دارای نیازهای ویژه، تعیین اهداف کوتاه‌مدت، استفاده از روش‌های متنوع تشویق، توجه به رفتارهای چالش‌برانگیز و ثبت و ارزیابی مستمر فعالیت‌ها را از جمله اقدام‌هایی دانست که می‌تواند کیفیت خدمات مراکز فراگیر را افزایش دهد.

او تأکید کرد: تحقق کانون فراگیر نیازمند خلاقیت، همکاری با خانواده و سایر نهادهای تخصصی و مهم‌تر از همه، تغییر نگرش است؛ چرا که فراگیرسازی زمانی به هدف خود نزدیک می‌شود که حضور کودکان دارای نیازهای ویژه نه یک استثنا، بلکه بخشی طبیعی از زندگی فرهنگی و اجتماعی جامعه باشد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha