به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان اصفهان، کتاب زمانی میتواند بیش از یک متن خواندنی باشد که پس از ورق خوردن، دریچهای به سوی پرسش، اندیشه و گفتوگو باز کند. در همین مسیر، نشست کتاب و کتابخوانی پویش «چهار کتاب، چهار فصل» با محوریت کتاب «خفاش دیوانه» در مرکز شماره یک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اصفهان برگزار شد.
این نشست با حضور اعضا و والدین مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اصفهان شکل گرفت؛ جمعی که پس از مطالعه کتاب، گرد هم آمدند تا درباره آنچه خوانده بودند صحبت کنند و تجربههای ذهنی و برداشتهای خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.
آنچه این نشست را از یک جلسه معمول کتابخوانی متمایز کرد، عبور از مرحله «خواندن» و ورود به فضای «اندیشیدن درباره خواندهها» بود. اعضا درباره محتوای داستان و پیامهای آن، شخصیتها و رفتارهای آنان، شیوه روایت، جذابیت اثر و برداشتهای متفاوت خوانندگان گفتوگو کردند و تلاش شد هر نگاه، فرصتی برای شکلگیری نگاهی تازه به اثر باشد.
در این میان، گفتوگو میان اعضا نشان داد که یک کتاب واحد میتواند برای هر خواننده، معنایی متفاوت داشته باشد. شنیدن برداشتهای گوناگون، اعضا را با این تجربه روبهرو کرد که درک یک اثر ادبی تنها به دریافت اولیه از داستان محدود نمیشود و گفتوگو میتواند لایههای تازهای از یک اثر را آشکار کند.
از منظر تربیتی نیز چنین نشستهایی، کتابخوانی را به بستری برای پرورش مجموعهای از مهارتهای فردی و اجتماعی تبدیل میکند. اعضا در جریان بیان دیدگاههای خود، فرصت پیدا میکنند افکارشان را منسجمتر بیان کنند، به نظر دیگران گوش دهند، درباره محتوای یک اثر پرسش کنند و در مواجهه با دیدگاه متفاوت، به جای کنار گذاشتن آن، درباره چرایی تفاوت برداشتها بیندیشند.
حضور والدین نیز یکی از بخشهای مهم این برنامه بود؛ حضوری که زمینه را برای شکلگیری گفتوگویی میاننسلی درباره کتاب فراهم کرد و همراهی خانوادهها با فعالیتهای کتابخوانی کودکان و نوجوانان را پررنگتر ساخت. کتاب در چنین فضایی میتواند به نقطه مشترکی میان اعضای خانواده تبدیل شود؛ موضوعی که درباره آن میتوان صحبت کرد، پرسید، شنید و حتی با یکدیگر اختلاف نظر داشت.
پویش «چهار کتاب، چهار فصل» نیز از همین منظر میتواند کتاب را از قفسه و خلوت فردی به فضای ارتباط و تعامل اجتماعی وارد کند. در این رویکرد، هدف تنها افزایش تعداد کتابهای خواندهشده نیست؛ بلکه مهمتر از آن، شکلگیری عادت به خواندن، اندیشیدن، گفتوگو کردن و شنیدن است.
نشست «خفاش دیوانه» در مرکز شماره یک اصفهان، نمونهای از همین نگاه به کتابخوانی بود؛ تجربهای که در آن کتاب بهانهای برای کنار هم نشستن شد و اعضا آموختند که میتوان یک داستان را خواند، درباره آن پرسش کرد، از زاویهای متفاوت به آن نگاه کرد و از شنیدن برداشت دیگران، فهم تازهای به دست آورد.
در نهایت، «چهار کتاب، چهار فصل» یادآور این نکته است که کتابخوانی پایان یک مسیر نیست؛ بلکه میتواند آغاز مسیری تازه برای پرسش، گفتوگو، نقد، تفکر و شناخت جهان باشد؛ مسیری که هر کتاب در آن، بهانهای برای با هم بودن، بهتر شنیدن و عمیقتر دیدن است.










