عدالت تربیتی و نوجوان‌محوری باید در زندگی واقعی کودکان نمود پیدا کند

مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در جمع‌بندی گردهمایی مدیران کل ستادی و استانی کانون در سیرجان و میناب، بر ضرورت عبور از گزارش‌محوری، تقویت عدالت تربیتی، گسترش دسترسی کودکان و نوجوانان به خدمات فرهنگی و هنری و فراهم کردن زمینه مشارکت واقعی نوجوانان در تصمیم‌گیری‌ها تأکید کرد.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، حامد علامتی روز سوم آبان ۱۴۰۵ در بخش دوم نشست شورای معاونان و مدیران کل ستادی و استانی کانون، با اشاره به گردهمایی مدیران کانون در سیرجان و میناب، به تشریح دستاوردها، مسئولیت‌ها و جهت‌گیری‌های پیش‌روی این مجموعه پرداخت.

او با اشاره به تقارن این روزها با ایام منسوب به حضرت فاطمه زهرا(س)، سیره آن حضرت را الگویی تربیتی دانست که در آن ایمان، کرامت انسانی، روشن‌گری و پرورش نسل آینده با یکدیگر پیوند خورده‌اند و یادآور شد که تربیت، صرفاً مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها و برنامه‌های سازمانی نیست، بلکه در رابطه‌ای شکل می‌گیرد که محبت، مسئولیت، معنویت، آگاهی و رشد فردی را با خیر جمعی همراه می‌کند.

علامتی با اشاره به حضور مدیران کانون در میناب و گرامی‌داشت یاد و خاطره شهدای کودک این شهر، گفت: پیوند نام میناب با کودکان و معلمان مدرسه شجره، بار دیگر یادآور می‌شود که مأموریت تربیتی کانون در بخشنامه‌ها و ساختارهای اداری خلاصه نمی‌شود، بلکه در زندگی واقعی کودکان معنا پیدا می‌کند.

او افزود: حضور در کنار خانواده‌های شهدای کودک، دیدار و گفت‌وگو با آنان و برگزاری گردهمایی در این شهر، فرصتی برای نزدیک‌تر شدن به واقعیت زندگی خانواده‌ها و بازاندیشی در مسئولیت‌های تربیتی کانون بود.

کانون؛ بخشی اثرگذار از زیست‌بوم تربیت

مدیرعامل کانون با تأکید بر این‌که کانون، اگرچه در نظام رسمی آموزش قرار ندارد، بیرون از زیست‌بوم تربیت نیز نیست، گفت: کودکان و نوجوانان در شبکه‌ای از خانواده، مدرسه، محله، مسجد، کتابخانه، رسانه، نهادهای مردمی، گروه همسالان و تجربه‌های روزمره رشد می‌کنند و هیچ نهادی به‌تنهایی نمی‌تواند همه مسئولیت تربیت را بر عهده بگیرد.

او افزود: نقش کانون آن است که در این شبکه، فرصت‌هایی برای خواندن، اندیشیدن، ساختن، گفت‌وگو، بازی، تجربه هنری و مشارکت فراهم کند و با دیگر نهادها همکاری داشته باشد تا این فرصت‌ها به یکدیگر پیوند بخورند.

علامتی با بیان این‌که مدیران کانون نه تنها بازیگران عرصه تربیت و نه تماشاگر آن هستند، تصریح کرد: کانون یکی از عناصر اثرگذار این زیست‌بوم است و باید بداند کجا مداخله کند، با چه کسانی همکاری داشته باشد، به چه افرادی میدان عمل بدهد و چگونه از نتایج فعالیت‌های خود اطمینان حاصل کند.

به گفته او، مدیر موفق استانی یا ملی، تنها بر اجرای برنامه‌ها در ساختمان‌های کانون نظارت نمی‌کند، بلکه پیوند میان مراکز فرهنگی، مدارس، خانواده‌ها، محله‌ها، نهادهای مردمی و خود کودکان و نوجوانان را تقویت می‌کند.

دسترس‌پذیری و نوجوان‌محوری؛ دو سیاست به‌هم‌پیوسته

علامتی با اشاره به دو سیاست محوری کانون، یعنی دسترس‌پذیری و نوجوان‌محوری، خواستار بازتعریف این مفاهیم بر اساس نیازهای واقعی کودکان و نوجوانان شد.

او دسترس‌پذیری را فراتر از باز بودن در مراکز یا افزایش شمار اعضا دانست و گفت: دسترس‌پذیری زمانی معنا پیدا می‌کند که هر کودک، فارغ از محل زندگی، توانایی، وضعیت اقتصادی و شرایط خانوادگی، امکان واقعی بهره‌مندی از فرصت‌های تربیتی باکیفیت را داشته باشد.

مدیرعامل کانون تأکید کرد که فاصله جغرافیایی، هزینه، زمان، زبان و شیوه ارتباط، نیازهای ویژه، ناامنی، بحران و ناآشنایی خانواده‌ها با خدمات می‌تواند مانع حضور کودکان شود. از این رو، عدالت تربیتی به معنای ارائه یکسان خدمات به همه نیست، بلکه مستلزم شناخت تفاوت‌ها و طراحی مسیرهای متنوع برای دسترسی منصفانه به فرصت‌هاست.

او افزود: مراکز ثابت، کتابخانه‌ها و تماشاخانه‌های سیار و برنامه‌های قابل اجرا در مدرسه و محله، هرکدام می‌توانند بخشی از این مسیر باشند. باید خدمات را به جاهایی برد که کودکان امکان دسترسی معمول به آن‌ها را ندارند.

علامتی در تبیین سیاست نوجوان‌محوری نیز گفت: نوجوان نباید صرفاً مخاطب منفعل برنامه‌ها یا تصویر تبلیغاتی فعالیت‌های کانون باشد، بلکه باید صدای او شنیده شود و در شناخت مسئله، انتخاب موضوع، طراحی و اجرای فعالیت‌ها و حتی ارزیابی نتایج، سهم واقعی داشته باشد.

او تأکید کرد که نوجوان‌محوری به معنای کنار گذاشتن تجربه مربیان یا مسئولیت بزرگسالان نیست، بلکه به معنای جدی گرفتن تجربه زیسته نوجوان و فراهم کردن موقعیتی است که بتواند مسئولانه بیاموزد، انتخاب کند، نقد کند و بر محیط پیرامون خود اثر بگذارد.

مدیرعامل کانون این دو سیاست را به یکدیگر وابسته دانست و افزود: اگر نوجوان وارد مرکز شود، اما نتواند در فعالیت‌ها نقش داشته باشد، دسترس‌پذیری کامل محقق نشده است؛ همچنین اگر نوجوانان در برنامه‌ریزی مشارکت کنند، اما این فرصت فقط در اختیار نوجوانان برخوردار و ساکن شهرهای بزرگ باشد، نوجوان‌محوری نیز ناقص خواهد بود.

عدالت تربیتی و نوجوان‌محوری باید در زندگی واقعی کودکان نمود پیدا کند

عبور از گزارش برگزاری به سنجش اثر تربیتی

علامتی با طرح چند پرسش از مدیران ستادی و استانی خواست که این پرسش‌ها را به بخشی از ارزیابی مستمر عملکرد خود تبدیل کنند: کدام مناطق هنوز از خدمات مستمر کانون محروم‌اند؟ کدام کودکان به دلیل هزینه، فاصله، معلولیت، شرایط خانوادگی یا بحران امکان مشارکت ندارند؟ در کدام مراکز، نوجوانان فقط مخاطب برنامه‌اند و در تصمیم‌سازی سهمی ندارند؟ و کدام همکاری‌ها با مدرسه، خانواده، شهرداری، مسجد، کتابخانه‌های عمومی و گروه‌های مردمی هنوز به یک ارتباط پایدار تبدیل نشده‌اند؟

او با تأکید بر ضرورت عبور از گزارش صرف برگزاری برنامه‌ها گفت: باید مشخص شود فعالیت‌های کانون چه تغییری در تجربه، توانایی و زندگی کودکان و نوجوانان ایجاد کرده است. گزارش‌ها زمانی ارزشمندند که به شناخت دقیق‌تر نیازها و اصلاح تصمیم‌ها کمک کنند.

مدیرعامل کانون با اشاره به نقش محوری مربیان در موفقیت فعالیت‌های تربیتی، گفت: ساختمان، کتاب و ابزارهای هنری می‌توانند فرصت و امکان تجربه فراهم کنند، اما این رابطه انسانی مربی با کودک است که به پرسش‌های او گوش می‌دهد، امنیت روانی می‌سازد و او را به تجربه‌های تازه دعوت می‌کند.

او با استفاده از تمثیل باغ و باغبان، مربیان را باغبانان رشد کودکان و نوجوانان و مدیران را مسئول فراهم کردن زمینه مناسب برای فعالیت آنان توصیف کرد و افزود: مدیر باغ مالک نیست؛ وظیفه او حمایت از مربی، ایجاد اعتماد حرفه‌ای، فراهم کردن شرایط مناسب و کنار زدن موانع غیرضروری است.

علامتی همچنین مدیران استانی را نقطه اتصال سیاست‌های ملی با واقعیت‌های محلی دانست و تأکید کرد که آنان باید نقشه محرومیت‌ها و فرصت‌های استان خود را بشناسند، خدمات را متناسب با اقلیم، فرهنگ و نیازهای محلی سامان دهند و ارتباط مراکز کانون با مدارس، خانواده‌ها و جامعه محلی را تقویت کنند.

او گفت‌وگو با مربیان، اعضا و نیروهای کانون را از ضرورت‌های مدیریت اثربخش برشمرد و خواستار افزایش گفت‌وگو، اقناع و مشارکت همکاران در سطوح مختلف شد.

مشارکت مردم و محله‌محوری در عمل

مدیرعامل کانون با اشاره به تأکیدهای رئیس‌جمهور بر همدلی، اتحاد و کمک متقابل، مشارکت مردم، عدالت آموزشی، محله‌محوری و خدمت بی‌منت را مفاهیمی دانست که باید در برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌های کانون نمود عملی پیدا کنند.

او گفت: مشارکت مردم به این معنا نیست که خانواده‌ها و نهادهای محلی فقط هنگام افتتاح یا برگزاری جشن دعوت شوند؛ آنان باید در شناخت نیازها، اجرای برنامه‌ها و بررسی نتایج نیز سهم داشته باشند.

علامتی محله‌محوری را نیز طراحی نقشه خدمت بر اساس نیاز واقعی محله‌ها، نه صرفاً امکانات اداری، توصیف کرد و از مدیران خواست منابع و امکانات را به سمت مناطقی هدایت کنند که نیاز بیشتری به خدمات فرهنگی و تربیتی دارند.

او تأکید کرد که مدیران نباید برای اجرای برنامه‌های خود تنها به امکانات موجود نگاه کنند، بلکه باید با شناخت ظرفیت‌های محلی و ایجاد همکاری‌های مؤثر، امکان خدمت‌رسانی به گروه‌های کم‌برخوردار و دورمانده از خدمات را فراهم آورند.

تداوم مسئولیت تربیتی در شرایط دشوار

علامتی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه حضور در میناب و دیدار با خانواده‌های آسیب‌دیده، بر استمرار مسئولیت تربیتی کانون در شرایط بحرانی تأکید کرد.

او گفت: جنگ و بحران، موقعیت مطلوبی برای کودکان نیست و نباید آن را زیبا جلوه داد؛ اما در چنین شرایطی نیز مسئولیت تربیتی تعطیل نمی‌شود. تربیت در میدان به معنای کنار کودک بودن، حفظ پیوند او با کتاب، هنر، بازی و یادگیری، فراهم کردن راهی امن برای بیان احساسات و پرسش‌ها، کمک به خانواده و پیوند دادن افراد نیازمند حمایت تخصصی با نهادهای مربوط است.

مدیرعامل کانون افزود: این مسئولیت به معنای سپردن بار بحران به دوش کودکان یا استفاده ابزاری از آنان نیست، بلکه باید در چارچوب مأموریت و توان تخصصی کانون، پیوند کودکان با رشد، معنا، امید واقع‌بینانه و جمع حفظ شود.

او با اشاره به دیدار و گفت‌وگو با خانواده‌های شهدای کودک میناب، حضور و همراهی کانون در کنار خانواده‌ها را ارزشمند دانست و تأکید کرد که برنامه موفق، صرفاً برنامه‌ای پرجمعیت یا دارای بازتاب تصویری گسترده نیست؛ بلکه باید با نیاز مخاطبان تناسب داشته باشد، استمرار پیدا کند، امنیت را در نظر بگیرد و در صورت نیاز با روان‌شناس، مدرسه، خانواده و نهادهای تخصصی ارتباط برقرار کند.

عدالت تربیتی و نوجوان‌محوری باید در زندگی واقعی کودکان نمود پیدا کند

ارزیابی عملکرد بر پایه کیفیت و مشارکت واقعی

علامتی با تأکید بر ضرورت سنجش اثربخشی فعالیت‌ها، گفت: در ارزیابی دسترس‌پذیری، تنها تعداد مراکز و برنامه‌ها کافی نیست؛ باید مشخص شود چه گروه‌ها و مناطقی همچنان بدون پوشش‌اند، چه موانعی کاهش یافته و اعضا تا چه اندازه به فعالیت‌های باکیفیت و مستمر دسترسی دارند.

او درباره نوجوان‌محوری نیز افزود: تنها شمار برنامه‌های ویژه نوجوانان اهمیت ندارد؛ باید روشن باشد نوجوانان چه مسئله‌ای را مطرح کرده‌اند، چه تصمیمی با مشارکت آنان تغییر کرده و کدام بخش از فعالیت‌ها را خودشان طراحی کرده‌اند.

مدیرعامل کانون تأکید کرد که شاخص‌های ارزیابی باید استمرار حضور، کیفیت تجربه، احساس تعلق، امکان بیان دیدگاه و میزان مشارکت واقعی را نیز در بر بگیرد.

او از مدیران خواست در برنامه‌های عملیاتی خود به چند پرسش روشن پاسخ دهند: گروه‌های کم‌برخوردار و دورمانده از خدمات در استان کدام‌اند؟ برای دسترسی به آنان چه ترکیبی از مراکز ثابت، خدمات سیار و همکاری محلی لازم است؟ نوجوانان در کدام تصمیم‌های واقعی سهیم خواهند شد؟ مربیان برای اجرای این سیاست‌ها به چه حمایت، آموزش و اختیاراتی نیاز دارند؟ و در پایان سال با چه شواهدی می‌توان نشان داد دسترس‌پذیری و عاملیت نوجوانان افزایش یافته است؟

علامتی هشدار داد که ارزیابی نباید به مسابقه عددسازی تبدیل شود و گفت: عدد لازم است، اما کافی نیست. گاهی حضور مستمر یک گروه کوچک در فعالیت‌های کانون و فراهم شدن امکان بیان دیدگاه‌های آنان، اثری تربیتی بیشتر از برگزاری چند برنامه پرجمعیت دارد. همچنین ممکن است یک کتابخانه سیار که به‌صورت منظم به روستایی دوردست خدمت‌رسانی می‌کند، نقش مؤثرتری در تحقق عدالت تربیتی از افتتاح فضایی تازه اما کم‌استفاده داشته باشد.

ترسیم کانونی که باید باشد

مدیرعامل کانون در جمع‌بندی سخنان خود، هدف گردهمایی مدیران را تنها ارائه گزارش از فعالیت‌های انجام‌شده ندانست و گفت: این گردهمایی باید به تصمیم‌گیری درباره چگونگی بهتر شدن عملکرد کانون در سال پیش‌رو منجر شود.

او با ترسیم تصویری از کانون مطلوب افزود: کانونی که باید باشد، کانونی است که در آن کودک دیده می‌شود، نوجوان اثر می‌گذارد، مربی از اختیار و پشتیبانی برخوردار است، خانواده شریک فعالیت‌هاست، محله و نهادهای دیگر سهم دارند و مدیران، منابع و تصمیم‌ها را در خدمت رشد و عدالت سامان می‌دهند.

علامتی از مدیران کل ستادی و ملی خواست سیاست‌ها را به هدف‌های روشن و پشتیبانی اجرایی ملموس تبدیل کنند و از مدیران استانی خواست تفاوت‌های جغرافیایی، فرهنگی و نیازهای هر استان را در تصمیم‌گیری‌ها جدی بگیرند و صدای مخاطبان را به سطوح تصمیم‌گیری برسانند.

او همچنین بر ضرورت مشارکت دادن مربیان در طراحی و ارزیابی برنامه‌ها تأکید کرد و از همه مدیران خواست پیوسته از خود بپرسند که آیا خدمات کانون برای کودکانی که بیش از دیگران به آن نیاز دارند، به اندازه کافی دسترس‌پذیر است و آیا کودکان و نوجوانان فرصت دارند در کانون انتخاب کنند، بسازند و اثر بگذارند.

مدیرعامل کانون در پایان با قدردانی از تلاش مربیان و همکاران در شرایط دشوار، ابراز امیدواری کرد که کانون در سراسر ایران، از مراکز شهری تا روستاها و جزیره‌ها، همچنان بستری برای کاشت و پرورش بذر ایمان، اندیشیدن، آموختن، آفریدن و همدلی در وجود کودکان و نوجوانان باشد.

عدالت تربیتی و نوجوان‌محوری باید در زندگی واقعی کودکان نمود پیدا کند

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha