به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، این نشست روز ششم آبان ۱۴۰۵ با هدف تبیین مفهوم فراراهبرد فرهنگی و تربیتی، بررسی نسبت آن با مأموریتهای کانون و ایجاد زمینهای برای بازاندیشی در مبانی نظری و جهتگیریهای برنامهریزی فرهنگی و تربیتی این مجموعه برگزار شد.
در این نشست، فرهاد فلاح معاون فرهنگی کانون، زینب عاشری مدیرکل کانون استان البرز و منصور امینی سرپرست کانون استان فارس، دیدگاههای خود را درباره مفهوم فراراهبرد، الزامهای تحقق آن و نقش کانون در گسترش نگاه تربیتی در سطح جامعه و دستگاههای اجرایی مطرح کردند.
فراراهبرد نیازمند فهم مشترک و بازاندیشی در چرایی اقدامات است
فرهاد فلاح، معاون فرهنگی کانون، در آغاز این نشست با اشاره به ضرورت برگزاری جلسههای تخصصی در کنار نشستهای فصلی مدیران، گفت: موضوع فراراهبرد و تأثیر آن بر برنامهریزیهای فرهنگی و تربیتی، با تأکید مدیرعامل کانون در دستور کار قرار گرفته است و این نشست فرصتی برای پرداختن به ابعاد نظری و مفهومی آن فراهم میکند.
او با اشاره به بحث تقدم فرهنگ، اقتصاد و تربیت در نظام تصمیمگیری، بر ضرورت بررسی نسبت این حوزهها در چارچوب مفهوم فراراهبرد تأکید کرد و عدالت را نیز یکی از مؤلفههایی دانست که میتواند در کنار فرهنگ و تعلیم و تربیت، در این بحث مورد توجه قرار گیرد.
فلاح در ادامه، هدف از این نشست را صرفاً ارائه گزارش فعالیتهای اجرایی ندانست و توضیح داد که مدیران باید فرصتی برای فاصله گرفتن از سطح اقدامهای روزمره و تأمل در چرایی برنامههای خود داشته باشند؛ به این معنا که مشخص شود هر برنامه با چه هدفی اجرا میشود، چه دستاورد راهبردی دارد و تا چه اندازه با مأموریتهای اصلی کانون تناسب پیدا میکند.
او همچنین تأکید کرد که بحث فراراهبرد، موضوعی گسترده و نیازمند مطالعه، گفتوگو و برگزاری نشستهای تکمیلی با صاحبنظران است و نمیتوان در یک جلسه کوتاه، تمام ابعاد نظری و عملیاتی آن را روشن کرد.

فراراهبرد تربیتی، افزودن ساختار یا سند جدید نیست
در ادامه نشست، زینب عاشری، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان البرز، به ارائه دیدگاهها و تجربههای خود درباره فراراهبرد تربیتی پرداخت.
او با تأکید بر اینکه فراراهبرد تربیتی نباید به ایجاد ساختاری جدید، تدوین سندی جداگانه یا افزودن پیوستی به اسناد موجود محدود شود، گفت: فراراهبرد به معنای بازبینی و بازنویسی راهبردهای سازمانها و نهادها بهگونهای است که تأثیر هر تصمیم بر رشد شناختی، روانی و هویتی نسل جدید قابل بررسی، پیگیری و اصلاح باشد.
عاشری با بیان اینکه مسئولیت تربیت کودکان و نوجوانان تنها بر عهده نهادهای تخصصی این حوزه نیست، توضیح داد که تصمیمهای دستگاههای مختلف، حتی نهادهایی که در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با تربیت ندارند، میتوانند بر سلامت روان، نگرش و هویت نسل جدید اثر بگذارند. از این منظر، لازم است ملاحظات تربیتی در متن تصمیمگیریها و برنامهریزیهای عمومی قرار گیرد.
او این نگاه را نوعی معماری پنهان برای رشد و تربیت توصیف کرد و افزود: همانگونه که کودک به نوجوان و سپس به شهروند و کارمند جامعه تبدیل میشود، محیط پیرامون و تصمیمهایی که در حوزههای مختلف گرفته میشود نیز در شکلگیری شخصیت و نگرش او نقش دارد. بنابراین، آثار تربیتی تصمیمها باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد.
مدیرکل کانون استان البرز در ادامه، با اشاره به ضرورت عبور از برداشت محدود و جزیرهای از فعالیتهای کانون، گفت: اثرگذاری کانون نباید صرفاً به برگزاری کلاسهای قصهگویی، نقاشی، کاردستی و سایر فعالیتها برای گروهی از اعضای مراکز محدود بماند؛ بلکه ظرفیت تخصصی مربیان و کارشناسان این مجموعه میتواند در تصمیمسازیهای گستردهتر شهری و اجتماعی نیز به کار گرفته شود.
او برای تبیین این دیدگاه، به امکان همکاری کارشناسان کانون با نهادهای شهری در طراحی فضاهای مناسب کودکان، استفاده از ظرفیت تبلیغات محیطی برای ترویج الگوهای فرهنگی و هویتی مناسب و انتشار داستانکهای کوتاه در ایستگاهها و وسایل حملونقل عمومی اشاره کرد.
عاشری همچنین با طرح نمونههایی از تجربههای استانی خود، بر ضرورت تعامل کانون با دستگاههای مختلف تأکید کرد و گفت: کانون میتواند با ارائه دیدگاههای تخصصی تربیتی، در بررسی محتوای برنامههای نمایشی ویژه کودک و نوجوان و دیگر فعالیتهایی که بر این گروه سنی تأثیر میگذارند، نقش مؤثرتری ایفا کند.
او از جمله چالشهای این مسیر را محدود ماندن تصور برخی از نیروهای کانون از دامنه اثرگذاری این مجموعه دانست و بر لزوم تقویت باور سازمانی به ظرفیتهای گستردهتر کانون تأکید کرد.
مدیرکل کانون استان البرز در بخش دیگری از سخنان خود، سه محور را برای پیشبرد این نگاه در سطح استانها مطرح کرد: تقویت جایگاه کانون در ساختار تصمیمگیری استان، ورود مؤثر به راهبردهای نهادهای کلیدی و تثبیت دستاوردها در قالب اقداماتی سریع و قابل سنجش.

کانون میتواند از مجری فعالیتهای فرهنگی به نهادی اثرگذار در سیاستگذاری تربیتی تبدیل شود
در بخش دیگری از نشست، منصور امینی، سرپرست اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان فارس، با تأکید بر اهمیت نقش کانون در فراراهبرد تربیتی، این پرسش را مطرح کرد که آیا مأموریت کانون صرفاً اجرای فعالیتهای فرهنگی، ادبی، هنری و علمی برای کودکان و نوجوانان است یا این مجموعه میتواند در شکلدهی به جریان تربیت نسل آینده نیز نقش راهبری داشته باشد.
او با اشاره به ظرفیتهای تخصصی کانون گفت: این مجموعه میتواند ضمن حفظ و ارتقای فعالیتهای اصلی خود، از جایگاه مجری برنامههای فرهنگی فراتر برود و در حوزه سیاستگذاری، الگوسازی، هویتبخشی، شبکهسازی و توسعه زیستبوم کودک و نوجوان اثرگذار باشد.
امینی پیشنهاد کرد که مباحث مربوط به فراراهبرد تربیتی در قالب محتوایی مشخص در اختیار مراکز فرهنگیهنری کانون قرار گیرد تا مربیان، مربیان مسئول و همکاران ستادی نیز فرصت مطالعه و تأمل درباره این موضوع را داشته باشند.
او همچنین بر ضرورت پیوند و تعامل مؤثر کانون با خانواده، مدرسه، رسانه، مسجد، دانشگاه، گروههای مردمی، هنرمندان و دیگر نهادهای مرتبط با کودک و نوجوان تأکید کرد و افزود: کانون میتواند با ایفای نقش هماهنگکننده و مرجع تخصصی، ظرفیتهای این مجموعهها را برای رشد فکری، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، عاطفی، هنری و علمی کودکان و نوجوانان همافزا کند.
به گفته امینی، شناسایی نیازهای تربیتی، نوآوری در الگوهای فرهنگی، تولید محتوای متناسب با اقتضائات زندگی کودکان و نوجوانان و توانمندسازی خانوادهها و مربیان از جمله زمینههایی است که میتواند نقش کانون را در این چارچوب پررنگتر کند.

گفتمانسازی، نخستین وظیفه کانون در مسیر تحقق فراراهبرد است
در بخش پایانی نشست، فرهاد فلاح با جمعبندی دیدگاههای مطرحشده، بر ضرورت تفکیک میان مبانی نظری فراراهبرد، الزامهای آن در سطح تصمیمگیری کشور و نسبت این مفهوم با مأموریتهای کانون تأکید کرد.
او توضیح داد که فراراهبرد را نباید صرفاً یک راهبرد کلان، یک مگاستراتژی یا پیوستی تازه برای برنامهها و اسناد موجود دانست؛ بلکه این مفهوم ناظر بر چارچوبی فراگیرتر است که باید جهتگیریهای اصلی تصمیمگیری و برنامهریزی را تحت تأثیر قرار دهد.
فلاح با اشاره به مباحث مطرحشده درباره تقدم فرهنگ و تعلیم و تربیت در تصمیمگیریها، تأکید کرد که این نگاه نباید به مطالبه بودجه بیشتر یا افزودن ساختارهای جدید برای نهادهای فرهنگی محدود شود. از نظر او، ضرورت اصلی در این مرحله، تبیین مبانی نظری و شکلگیری گفتمانی مشترک درباره فراراهبرد فرهنگی و تربیتی است.
معاون فرهنگی کانون، مدیرانکل و معاونان فرهنگی استانها را به طرح این موضوع در نشستها و شوراهای استانی و موقعیتهای مختلف تصمیمگیری دعوت کرد و گفت: کانون باید زمینهای فراهم کند تا نگاه فرهنگی و تربیتی بهتدریج در چارچوبهای تصمیمگیری و حکمرانی کشور جایگاه روشنتری پیدا کند.
او همچنین با اشاره به ضرورت توجه به مبانی فکری و ارزشی این بحث، بخشی از سخنان امام خمینی(ره) درباره نسبت وظایف اجرایی و اقتصادی مسئولان با اهداف کلان انقلاب اسلامی را یادآور شد و بر اهمیت بررسی نسبت میان اهداف بنیادین و اقدامات اجرایی تأکید کرد.
فلاح در پایان، گفتمانسازی را یکی از مهمترین وظایف کانون در این مسیر دانست و گفت: مدیران و معاونان فرهنگی باید در موقعیتهای مختلف، مبانی و الزامات فراراهبرد را مطرح کنند تا این نگاه بهتدریج در تصمیمگیریها و برنامهریزیهای فرهنگی و تربیتی جایگاه پیدا کند.
او همچنین از حاضران خواست برداشت خود را از پرسش محوری نشست، یعنی «فراراهبرد چیست و چه چیزی نیست؟»، از طریق اتوماسیون اداری ارسال کنند تا پاسخهای استانها بررسی و جمعبندی شود و زمینه برنامهریزی برای نشستهای بعدی فراهم آید.
این نشست با تأکید بر ضرورت تداوم گفتوگوهای تخصصی، تقویت فهم مشترک در میان مدیران و معاونان فرهنگی و پیوند دادن مبانی نظری فراراهبرد با برنامهریزیهای آینده کانون به پایان رسید.
