وقتی به زیارت امام رضا می روم

پیشگفتار
   زیارت بر روی نوجوانان آثار مثبتی دارد و موجب تغییر افکار و اندیشه ی نوجوانان می باشد و ممکن است روش زندگی آن ها را تغییر دهد و دیدگاه نوجوانان را نسبت به قبل بازتر کند.
نوجوان مانند بذری است که هر گونه موادی را جذب می کند و ممکن است آثار خوبی بر روی اخلاق و رفتار آن ها داشته باشد. و هر گونه اتفاقی به روح و جسم آن ها اثر می گذارد. شاید عقیده ی نوجوانان متفاوت با واقعیت باشد. نوجوانان افکار حساسی دارند و هر لحظه نکات ظریفی را می آموزند با آموختن و اطلاعات در مورد امام رضا(ع) امید نوجوانان به زندگی و اشنایی به نوع زندگی آن ها بیشتر می شود.
   این پژوهش در مورد تاثیر زیارت بر نوجوانان است. در این پژوهش ابتدا ما به جمع آوری سوال پرداختیم و سوال های مختلفی که در ذهنمان نقش بسته بود را یاداشت کردیم و از کتابهای متفاوت و مختلف و اینترنت بهره گرفتیم و مطالب گوناگونی در این مورد جمع آوری کردیم.
مقدمه:
   محبت اهل بیت (ع) یکی از فرایض اسلامی است. برقراری ارتباط عاطفی بین نوجوانان و ائمه (ع)، آنان را از لغزش‏ها و آسیب‏ها حفظ می‏کند. ضمن این که با بهره‏گیری از آموزه‏های اهل بیت می‏توانند مسیر صحیح زندگی را انتخاب نمایند. در قرآن کریم، پاداش هدایت‏گری و ارشاد مردم از سوی اهل بیت (ع)، محبت و دوستی آنان قرار داده شده است: «قل لا اسئلکم علیه اجراً الاّ المودّه فی القربی». پیامبر (ص) فرمود: «مودّت اهل بیت من، بر هر مرد و زنی واجب است.»
   یکی از شیوه‏های جذب نوجوانان به اهل بیت (ع)، بیان عنایت‏های ویژه آنان به شیعیان است. زیرا نوجوانان به طور فطری دوست دارند که مورد توجه و عنایت همگان، به ویژه بزرگان قرار گیرند. بر این اساس، اگر جوانان بدانند که اهل بیت (ع) آنان را شاخ و برگ درختی می‏دانند که به خودشان مربوط می‏شود و در دنیا گرفتاری هایشان را حل کرده و در آخرت از آنان شفاعت می‏کنند، دل باخته اهل بیت می‏گردند.
   باید به نوجوانان آموخت که اهل بیت (ع) واسطه فیض الهی بوده و ولی نعمت‏های ما هستند. آن بزرگواران در ایجاد تمدن اسلامی، هویت سازی و هدایت ما نقش بنیادی داشته و دارند. تمام مسائل عقیدتی، سیاسی، فقهی و عرفانی ما ریشه در آموزه‏های اهل بیت (ع) دارد و آنان در حوزه‏های مختلف علمی، اخلاقی و اجتماعی، قهرمان و اسطوره بودند. ابعاد شخصیت آنها به گونه‏ای بود که دوست و دشمن را به احترام و اکرام وا می‏داشت.
   گرچه بیان جای گاه اهل بیت (ع) در ایجاد محبت آنان نقش مهمی دارد، ولی بیان فضیلت محبت اهل بیت، تاثیر آن را چند برابر می‏کند. روایات اسلامی همگان را به دوستی اهل بیت (ع) دعوت کرده و حتی آن را حق آنان دانسته است.
امام رضا(ع) و آرزوی نوجوانان  و جوانان امروز
   امام رضا (ع) کسی است که او را سلطان ایران و شاه خراسانش می‌خوانند، سلطانی باعظمت که پس از رحلتش، عظمت‌اش بیشتر و بیشتر نمایان شد و اکنون پس از گذشت بیش از هزار و دویست سال، همچنان همان سلطنت و عظمت را داراست.
   یکی از بهترین توشه‌هایی که می‌توان در این مناسبت‌ها از زندگی امامان (ع) فرا گرفت، مرور بر اخلاقیات ایشان است که خوشبختانه، عالمان و محدثان شیعه، با عنایت به این مهم، در حد توان، به ثبت لحظات حساس زندگی آنان و فرمایشاتشان در این عرصه پرداخته‌اند. پژوهش، اشارتی به چند روایت اخلاقی در باره‌ی تواضع حضرت رضا علیه السلام خواهیم داشت.
   زمانی که امام رضا (ع)‌به عنوان ولیعهد در خراسان زندگی می‌کرد، موقعیت سیاسی مهمی داشت و مورد احترام خاص و عام بود. ایشان به عنوان جانشین خلیفه‌ی وقت شناخته می‌شد و طبیعی بود که مردم، به آن حضرت احترام می‌گذاشتند.
   این علاوه بر آن بود که عظمت حضرت، تنها به دلیل عنوان ولایتعهدی نبود به طور معمول در چشم مردم اعتباری دارد، بلکه به عنوان سرآمد خاندان پیامبر (ص) و بزرگ سادات و امامی عالم از میان اهل بیت، این موقعیت را داشت که در هر لحظه می‌توانست صدها بلکه هزاران نفر را در اطراف خود گرد آورد. مردم او را زبده‌ترین فردی می‌دانستند که از نسل رسول اکرم (ص) باقی مانده است. شاهدش، همان اتفاقی است که در وقت ورود به شهر نیشابور رخ داد، و عالم و عامی برای دیدن حضرتش صف کشیدند و قلم به دست نشسته و ایستاده منتظر بودند روایتی از زبان حضرت بشنوند، و شاهد دیگرش آن که قرن‌ها پس از رحلت آن بزرگوار، خراسانیان شیعه و سنی از عالم و عامی به زیارتش می‌شتافتند.
   اما همین امام، با این اعتبار دینی و اجتماعی و سیاسی، بنا به روایتی که ابن شهر آشوب، نویسنده‌ی مشهور شیعه در قرن ششم به نقل از یعقوب بن اسحاق نوبختی روایت کرده است به گونه ای وارد حمام نیشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت دارای چنان مقامی است.
   ابن شهر آشوب می‌نویسد: حضرت رضا علیه السلام وارد حمام شد. یکی از کسانی که حاضر بود - و ایشان را نمی‌شناخت - از آن حضرت خواست تا دلاکی او را کرده، به اصطلاح امروزه پشت او را کیسه بکشد.
   حضرت درخواست او را پذیرفت و مشغول کار شد. برخی که امام را می‌شناختند آن مرد را در باره‌ی امام رضا (ع) آگاه کردند و او مشغول عذرخواهی شد با این حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکی او مشغول بود (مناقب ابن شهرآشوب: 2/412).
   این رویه‌ی همه‌ی چهره‌های برجسته‌ی خاندان پیامبر(ص) بود. در روایتی آمده است که در وقتی که امام صادق علیه السلام وارد حمام شد، صاحب حمام، از آن حضرت پرسید: اجازه می‌دهید حمام را برای شما خلوت کنم؟ حضرت فرمود: نیازی به این کار نیست. مؤمن سبک‌تر از این چیزهاست (مستدرک سفینة البحار: 2/433).
   این رفتار امام رضا علیه السلام است که پست مهم سیاسی هم دارد و از مقام معنوی بالایی هم برخوردار است که یک نمونه‌ی آن را در نقل زیر می‌توان مشاهده کرد:
شیخ صدوق در روایتی نقل کرده است که وقتی حضرت رضا (ع) وارد حمامی شدند که در زمان ایشان به حمام الرضا شهرت داشت، آن اندازه عزیز بود که پس از غسل آن حضرت در آن حمام و اقامه‌ی نماز ظهر و بیرون رفتن از انجا، مردم به حمام رفته از آن آب بهره می‌گرفتند (مسند الامام الرضا - ع - 1/57)
   از امام رضا علیه السلام در باره‌ی تواضع و حد آن پرسش شد. حضرت فرمود: تواضع مراتبی دارد. از جمله آن که انسان قدر و منزلت و اندازه خود را بشناسد و همان جا و در همان حد متوقع باشد، آن هم با قلب سلیم و آرام. رفتارش هم با دیگران آن چنان باشد که دوست دارد چنان با او رفتار کنند. اگر بدی هم دید با نیکی پاسخ دهد. خشمش را هم بتواند رام خویش سازد. از دیگران هم درگذرد. و البته خداوند نیکوکاران را دوست دارد (مسند الامام الرضا - ع - 1/273).
این که امام تأکید دارد رفتارش با قلب سلیم باشد، شاید به این معناست که مبادا انسان وقتی تواضع می‌کند در این باره به خودش فشار بیاورد. این فشار خود یک حس طلبکاری در انسان پدید می‌آورد و فکر می‌کند اگر فلان جا تواضع کرده، این جا دیگر وقت تکبّر فرا رسیده است. تواضع ریاکارانه هیچ ارزشی ندارد.
   امام رضا (ع) برخوردهای مشاجره‌آمیز را که از سر خودخواهی و بزرگ‌بینی است مردود دانست و فرمود چنین رفتارهایی سبب برآمدن غرور و از میان رفتن عزّت انسانی می‌شود (امالی الطوسی: 2/96).
   این را هم بیفزاییم که اگر ساده‌زیستی و انزوا ـ که گاه با تواضع اشتباه گرفته می‌شود ـ بوی تصوف بدهد، مورد انکار ائمه اطهار (ع) قرار می‌گیرد. به همین دلیل گاه روایاتی دیده می‌شود که ائمه در دوره‌های خاصی لباس‌های شیک می‌پوشیدند. اما به طور طبیعی تواضع و ساده‌زیستی یک اصل بود.
   معمر بن خلاد می‌گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: به خدا سوگند اگر بر سر کار آیم، غذای ساده خواهم خورد و لباس ساده و خشن خواهم پوشید. آن گاه حضرت به این وصیت پیامبر (ص) به ابوذر استناد کردند که حضرت به وی فرمود: من لباس زمخت می‌پوشم و روی زمین می‌نشینم و انگشتانم را می‌لیسم و بدون زین سوار بر الاغ می‌شوم و کسی را هم پشت سرم سوار می‌کنم. آن گاه فرمود: ای اباذر! البس الخشن من الباس و الصفیق من الثیاب لئلا یجد الفخر فیک مَسلکا. این ابوذر! لباس زمخت و ساده بپوش تا فخرفروشی در تو راه نیابد. (مکارم الاخلاق: 131).
   ابراهیم بن عباس در باره اخلاقیات امام رضا علیه السلام می‌گوید: زمانی که حضرت خلوت می‌کرد و سفره‌ی غذا پهن می‌شد تمامی خدمتکاران را بر سر سفره می‌نشاند و با آنان غذا می‌خورد. (مسند الامام الرضا علیه السلام: 1/45). دیگری نقل می‌کند که در مسیر خراسان که بودیم سفره پهن شد و حضرت خدمتکاران سودانی را هم بر سر سفره نشاند. من اعتراض کردم. حضرت فرمود: خدای ما یکی است. مادر و پدر ما هم یکی است و پاداش به اعمال ما خواهد بود. (روضة الکافی: 230).
   البته امام نظیف بیرون می‌آمد و چنان نبود که هیچ گاه از لباس تمیز و شیک استفاده نکند. ابوعباد گوید: امام در تابستان روی حصیر می‌نشست و در زمستان روی پوست و لباس زمخت می‌پوشید و وقتی در برابر مردم ظاهر می‌شد لباس تمیز و شیک داشت. (عیون اخبار الرضا علیه السلام : 2/178).
   آیا برای نوجوانان این مرز و بوم داشتن این آرزو که امیران و حاکمانشان تواضع بورزند و از سر تواضع با توده‌ها همراه باشند و در اداره‌ی امور انتقاد دیگران را بشنوند و عنداللزوم به مشورت بنشینند و پیران باتجربه را حرمت نهند و دست از تکبر و خودخواهی و غرور بردارند و از گذشتگان عبرت گیرند، عیب است؟
   این درسی است که می‌توان و باید از امام رضا (ع) آموخت، امامی که او را سلطان ایران و شاه خراسانش خوانند، سلطانی با عظمت که پس از رحلتش، به عکس دیگر سلاطین، عظمت‌اش بیشتر و بیشتر نمایان شد و اکنون پس از گذشت بیش از هزار و دویست سال، همچنان همان عظمت را داراست.
بنیان زندگی ایرانیان متاثر از حضور امام رضا(ع) است
   حضورهشتمین امام شیعیان حضرت رضا(ع) ازابتدای ورود با گذشت قرن ها تا امروز تاثیرات گسترده ای بر ساحت زندگی ایرانی ها گذاشته است. حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن الویری پژوهش گر علوم اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) معتقد است بنیان و جوهره زندگی ایرانی ها مبتنی بر آموزه های رضوی و متاثر از حضور امام هشتم(ع) در ایران است. دکتر محسن الویری در این باره می گوید: تاثیر حضور امام رضا(ع) در ایران در ابعاد مختلف قابل بررسی است که البته پژوهش گران نیز در این عرصه آثار و مقالاتی را تهیه و تدوین کرده اندمانندگفت وگوهای علمی امام رضا(ع) که در کتاب های مختلف از جمله در عیون اخبارالرضا(ع) آمده است. اما این موارد از تاثیرات مستقیم حضور امام رضا(ع) در ایران است که بیش از این نیز نیاز است روی آن فعالیت های پژوهشی صورت گیرد.
تاثیرات غیرمستقیم حضور امام رضا(ع)
   دکتر الویری می افزاید: به دنبال حضور امام رضا(ع) آموزه های رضوی تاثیرات غیرمستقیمی بر جریان زندگی ایرانی ها نهاده است. اساسا زندگی روزمره مردم در هر نقطه ای از جهان متاثر از عوامل متعددی است. یکی از مهم ترین این عوامل «نظام اندیشه ای و باورها» است و موارد دیگر همچون نژاد، اقلیم های جغرافیایی، نوع حاکمیت و... بر زندگی تاثیر دارد. اما در این میان نظام اندیشه ای و باورها نقش مهمی در جریان زندگی مردم رقم می زند.
این استاد حوزه و دانشگاه با طرح مثالی در این باره می گوید: اگر در یک نظام اندیشه ای معتقد باشیم که در نظام هستی پدیده ای به نام «شیطان» وجود دارد که انسان ها را به سمت و سوی «شر» سوق می دهد و مانع رشد و کمال می شود و باید از آن پرهیز کرد این موضوع مبتنی بر یک نظام اندیشه و باور است که در زندگی و روش مردم اثرگذار است. در واقع هر اندیشه و باور چه منشاء الهی یا غیرالهی داشته باشد بر ابعاد مختلف زندگی و جامعه تاثیر می گذارد. «الویری » پس از طرح این مثال به حضور امام رضا(ع) و تاثیر آن بر فرآیند زندگی ایرانی ها اشاره و عنوان می کند: آموزه های رضوی گونه خاصی از تاثیرات غیرمستقیم را در ابعاد مختلف بر زندگی مردم ایران رقم زد. حجت الاسلام والمسلمین در بررسی این نظریه ادامه می دهد که وقتی مجموعه احادیث منقول به ویژه ادعیه امام رضا(ع) را مورد توجه قرار می دهیم، می بینیم که ایشان در همه ابعاد وجودی انسان سخنان ارزشمندی دارند. چنان که می دانیم ابعاد وجودی انسان دو قسم کلی مادی و معنوی است ؛ البته دسته بندی های دیگری نیز وجود دارد ازجمله آن هایی که از منظر نیاز به ابعاد وجودی انسان می نگرند سلسله مراتبی از نیازها را برای انسان درنظر گرفته اند که در همین زمینه دانشمند برجسته ای هم چون”مازلو» پژوهش های گسترده ای انجام داده است. این استاد دانشگاه می افزاید: امام رضا(ع) در آموزه هایشان حتی برای تک تک نیازهای روزمره مثل رزق حلال، داشتن درآمد خوب، امنیت و... مطالبی دارند و دراین زمینه ها از ایشان دعاهایی وارد شده است که آدابی را ضمن آن به پیروانشان آموخته اند. در حقیقت وقتی این آموزه ها را مشاهده می کنیم که از ایشان نقل شده که متوجه تمام ابعاد وجودی انسان است بالطبع عمل به آن انسان را به اصالت این ابعاد و به اصل وجود خود نایل می کند. حجت الاسلام والمسلمین الویری تاکید می کند که امام رضا(ع) در آیینه روایاتشان برای چگونه زیستن آموزه هایی را مطرح کرده اند و این مسئله است که به صورت طبیعی راه را برای اثرگذاری غیرمستقیم بر زندگی مردم ایران فراهم کرده است و به واقع جوهره و بنیان زندگی مردم ایران متاثر از حضور امام رضا(ع) در خراسان است. او در توضیح به یکی از مصادیق این اثرگذاری اشاره و عنوان می کند: یکی از نیازها و جنبه های عاطفی انسان احساس تعلق خاطر داشتن و وابسته به دیگران بودن است که ایشان به دو سوی آن اشاراتی دارند این که انسان دیگران را دوست بدارد و دیگران هم او را دوست داشته باشند این موارد از نیازهای انسان است. ایشان در احادیث متعدد این نیاز انسان را تبیین و تعریف کرده اند که در بخشی از آن نگاه ویژه ای به امامان معصوم(ع) و در موارد متعدد، دعا در حق فرزندانشان و امام عصر(عج) وجود دارد. حجت الاسلام دکتر الویری در بررسی این نگاه ویژه امام رضا(ع) می افزاید: این دوست داشتنی که امام در آیینه دعا مطرح می کنند نسبت به شخصیتی است که نقص و شائبه های تعلق خاطر به دنیا در او وجود ندارد، در حقیقت وقتی ما با چنین رویکردی در گفتار ایشان مواجه می شویم به واسطه حلقه ارادتی که در شیعیان و پیروان وجود دارد، آن ها زندگی شان را مبتنی بر آن افراد تعریف می کنند و به آن گره می زنند. این پژوهش‌گر علوم اسلامی درادامه به بعد دیگری از حضور امام رضا(ع) در ایران اشاره و عنوان می کند: علاوه بر تاثیرات غیرمستقیم انبوه آموزه های امام علی بن موسی الرضا(ع) بر زندگی ایرانی هاست. کیست که منکر شود نفس وجود بارگاه مطهر رضوی در زندگی حتی دور دست ترین خانواده های ایرانی تاثیر نداشته باشد بی شک بسیاری از جوانان برای آیین ازدواج شان به گونه ای برنامه ریزی می کنند که بتوانند زندگی شان را با زیارت و الهام معنوی این آستان مقدس آغاز کنند.
روشهای تربیتی امام رضا(ع)
   بیتردید، هیچ دینی به اندازه اسلام به تعلیم و تربیت اهمیت نداده‌است. نخستین سخنانی که بر پیامبر اسلام(ص) وحی شد به او دستور داد که بخوان به نام پروردگارت، پروردگاری که آفریدگار انسان است و به او نوشتن با قلم را آموخته است.
   نوشتن و ابزار آن یعنی قلم از دیدگاه اسلام چنان ارزشمند است که خداوند به قلم و نوشته سوگند یاد می‌کند؛ زیرا قلم نماد تعلیم و تربیت است و تعلیم و تربیت در اسلام دارای مبانی، اصول، اهداف، مراحل و روشهای خاص است؛ زیرا این مکتب تربیتی همه ابعاد و ساحت‌های وجودی انسان را در نظر داشته و تحت پوشش قرار داده است.
امامان شیعه (علیهم السلام)، اسوه و الگوی فکری، اعتقادی، عملی و اخلاقی هستند که راه نجات و رستگاری، در پیروی از آنان است، چنانکه امام علی(ع) فرمود: «انظُروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا أثرهم.»
مفهوم تربیت
   تربیت در فارسی به معانی متعددی آمده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
«پروردن، پروراندن یا آداب و اخلاق را به کسی یاد دادن، آموختن و پروردن کودک تا هنگام بالغ شدن و به معنای آموزش و پرورش هم» آمده است.
راغب اصفهانی در تعریف تربیت گفته است: تربیت، دگرگون کردن گام به گام و پیوسته هر چیز است تا آن مایه که به انجامی که آن را سزد برسد. از نگاه برخی اهل نظر، رب و تربیت از یک ریشه‌اند و معنای اساسی رب، همان تربیت است.
به نظر می‏رسد معانی متعددی مثل اصلاح، تدبیر، حفظ و مراعات، مالکیت، صاحب، ولایت، سرپرستی، تغذیه، رشد و نمو و تتمیم که برای دو ریشه «ربب» و «ربو» نقل شده است از آثار و لوازم تربیت هستند.
اما در زبان انگلیسی واژه education برای بیان معنای مورد نظر از لفظ تربیت استعمال می‌شود که خود دارای دو ریشه است: «این واژه از ریشه یونانی educare به معنای «تغذیه و خوراک دادن» یا از ریشه educere به معنای بیرون کشیدن و رهنمودن به... و به طور خلاصه پروردن است و روی هم-رفته از این کلمه غذا دادن و پروردن استفاده می¬شود.»
اما در تعاریفی که دانشمندان و متفکران از تربیت ارائه کرده‏اند به ندرت می‏توان به تعریف واحدی دست‏یافت. افلاطون «تربیت را عبارت از رساندن جسم و روح به بالاترین پایه کمال و جمال می‏داند. به نظر اسپنسر تربیت مهیا کردن انسان است ‏برای زندگی کامل.»
میالاره، دانشمند تربیتی فرانسوی، بر این اعتقاد است که معنای تعلیم و تربیت در چهار معنای زیر استعمال می‌شود:
نهاد آموزش و پرورش، حاصل عمل (نوع تربیت یافتگی: تربیت خوب / یا تربیت بد)، برنامه و محتوا، فرایند ارتباط بین مربی و متربی»
اعرافی نیز در کلیات فقه التربیة در تعریف تربیت چنین آورده است:
«تربیت، فرایند کمک و یاری رسانی به متربی برای ایجاد تغییر تدریجی در گستره زمان در یکی از ساحتهای بدنی، ذهنی، روحی و رفتاری انسان به واسطه عامل انسانی دیگر، به منظور دست‌یابی به کمال انسانی و شکوفاسازی استعدادهای آدمی و یا بازدارندگی و اصلاح صفات و رفتارهای آدمی میباشد.»
از مجموع این تعاریف به دست می‏آید که تربیت، ‏یک نوع روش رساندن انسان از حالتی به حالت دیگر است (همان شکوفاسازی استعدادهای آدمی و توانمندی‌های او) و در واقع، تربیت، هنر مدیریت انسانی است که فرد را برای پذیرش یک سری صفات اخلاقی، دینی و عقلانی آماده می‏سازد. پس در تربیت، مربی یک مهندس حرفه‏ای است که ساختمان روحی و روانی فرد را بر اساس نقشه‌ای از قبل طراحی شده به تدریج می‏سازد.
تعریف روش
روش، مجموعه اموری است که انسان را برای رسیدن به هدف و انجام کار مورد نظر به صورت روشمند کمک می‌کند. روش مفهوم راهبردی است که نحوة عمل را ترسیم می‌کند و مراحل و چگونگی پیمودن راه را برای رسیدن به هدف‌های مورد نظر معلوم می‌کند. اما روش تربیتی به معنای شیوهها و رفتارهایی است که مربی جهت تحقق بخشیدن به اهداف تربیتی به کار میبندد.
اهمیت و ضرورت روشهای تربیتی امام رضا(ع)
امام رضا (ع) به عنوان امام و پیشوای مسلمانان جهان، شیوههای تربیتی خاصی را مطرح نموده‌اند که لازم است جامعه دینی برای رشد و بالندگی افراد جامعه با این روشها آشنا بوده و از آن بهرمند شوند.
انواع روشهای تربیتی
روشهای تربیتی(دیگرسازی) را به سه حیطه میتوان تقسیم نمود:
الف) روشهای شناختی؛ ب) روشهای عاطفی؛ ج) روشهای رفتاری
در نگاه دیگر، روشها به رفتاری و گفتاری تقسیم شده است. اما تقسیم اول به دلایلی نسبت به این تقسیم برتری دارد؛ اولا،ً به علت جامعیت تقسیم اول که همه روشها را شامل می‌گردد. ثانیاً، براساس آیة مبارکه: «اُدْعُ إِلی‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ» حکمت به بُعد شناختی اشاره دارد، موعظه با عواطف انسان سر و کار دارد و جدال احسن به ساحت رفتاری انسان نظر دارد. ثالثاً، ترتیب تقسیم مختار منطقی است؛ سیرة پیامبران و اهل‌بیت این‌گونه بوده که در آغاز دعوت به توحید مینمودند که جنبه شناختی دارد و بعد به مسایل دیگر که جنبه عاطفی یا رفتاری داشته، میپرداختند. از نظر ترتیبی باید اول شناخت حاصل گردد؛ زیرا شناخت منجر به گرایش میشود و گرایش تبدیل به رفتار.
الف) روشهای شناختی
روشهای شناختی دارای اقسامی است که در این نوشتار فقط به دو روش«اعطای بینش» و «موعظه» اشاره خواهد شد.
شناخت به طور حقیقی قابل تعریف نیست چرا که ما هر چیز دیگر را با شناخت تعریف میکنیم؛ اگر شناخت را نیز با شناخت تعریف کنیم دور لازم می¬آید. اما در یک تعریف شرح الاسمی می‌توان گفت شناخت عبارت است از: راه کشف حقیقت. ابزار شناخت بر اساس آیات قرآن کریم هم عبارت است از: سمع، بصر و قلب. «وَلا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً».
1- روش اعطای بینش
بینش در لغت اسم مصدر است و به معنای دیدن، بینایی، بصیرت، همچنین به معنای نگاه و نظر آمده است. اما در اصطلاح به آگاهی عمیق و گسترده فکری، عقلی اطلاق می‌شود که آدمی را با واقعیت‌های مورد نظر(خدا، جهان و انسان) آشنا ساخته و باعث می¬شود که انسان در زندگی خود، راه درست را طی کند. روش اعطای بینش یکی از روشهای تربیتی امام رضا(ع) است که برای هدایت تشنگان معرفت از آن بهره میگرفتند.
بزنطی (علیه الرحمة) نقل می‏کند: مردی از ماوراء النهر بلخ خدمت امام رضا(ع) آمد و گفت: از شما سؤالی دارم اگر جواب دهید به امامت‌تان معتقد خواهم شد، حضرت فرمود: از هرچه می‏خواهی بپرس.
گفت: مرا از خدایت خبر بده، در کجا بوده و چطور بوده و بر چه چیز تکیه کرده است؟
امام رضا(ع) فرمود: «انّ اللّه اَیّنَ الأَینَ بلاأینٍ و کَیّفَ الکْیفَ بلا کیفٍ و کان اعتمادُه علی قدرته»؛ یعنی خداوند به وجود آوردنده مکان است بی آنکه مکانی داشته باشد و به وجود آورنده کیفیت است بی آنکه کیفیتی داشته باشد و اعتمادش بر قدرتش باشد، (خدا لامکان است، مکان از عوارض جسم است، خدا جسم نیست، کیفیت، مخلوق خداست، لازمه‏اش محدود بودن است، خدا بی انتها است، خدا بر قدرت خود ایستاده، هستی را از جایی دریافت نکرده‌است).
آن مرد چون این جواب را شنید برخاست، سر مبارک امام را بوسید و گفت:
«اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و ان علیا وصی رسول الله والقیّمُ بعده بما أَقام به رسول الله و انّکم الائمة الصادقون و انک الخلف بعدهم»
ظاهراً آن مرد از فلاسفه بوده و از جواب امام(ع) پی‏ به دانایی و امامت آن حضرت برده است. بدین‌سان امام به وی کمک کرد تا شناخت و معرفت را در قلبش زنده گرداند تا او مسلمان گردد.
2- روش تربیتی موعظه
این روش، یکی از روشهای تربیتی امام رضا(ع) است که در مواردی متعدد به یاران و اصحاب خویش تذکر میداده است و معنای موعظه، بازداشتن همراه با ترساندن است.(الموعظة هو زجرمقترن بالتخویف)
علامه طباطبایی میگوید: موعظه بیانی است که نفس شنونده را نرم و قلب او را به رقت می‌آورد. موعظه آن نیست که به کسی چیزی آموخته شود بلکه آن است که دل مخاطب به‌گونه‌ای نرم شود که از خواب غفلت و بی‌خبری بیدار شود.
ب) روشهای تربیتی عاطفی
این روش نیز دارای اقسامی است که در اینجا به مواردی ذیل اشاره خواهد شد:
1- محبت و مهرورزی؛ 2- تکریم شخصیت؛ 3- ایجاد فضای عاطفی- تربیتی
1- روش محبت و مهرورزی
انسان ذاتا علاقه‌مند است که مورد توجه دیگران واقع شود و نیز به دیگران محبت بورزد. محبت به عنوان یک نیاز اصیل روحی در نهاد انسان نهفته است و توجه به آن از سوی همنوعان به زندگی انسانی حلاوت و شیرینی می‌بخشد. نقطة مقابل محبت نفرت و تبری است که زندگی را در کام انسان تلخ و ناگوار می‌سازد.
محبت عبارت است از کشش فطری و جاذبه درونیکه منجر به نزدیکی یا پیوستن انسان با کسی یا چیزی (محبوب) می‌شود. به عبارت دیگر، محبت حالتی است در دل انسان که نسبت به محبوب ایجاد می‌گردد و این حالت جاذبه‌ای است ادراکی و آگاهانه همانند جاذبة آهن‌ربا با این تفاوت که جاذبه آهن‌ربا جزء طبیعت آن است و آگاهانه نیست. نقش محبت در تربیت بر کسی پوشیده نیست. در قرآن کریم مهرورزی به عنوان روش تربیتی انبیاء(ع) مطرح شده است. امام رضا(ع) نیز این روش را برای تربیت جامعه به ویژه فرزندش امام جواد(ع) به کار میگرفتند. از این‌رو، رفتار حضرت با فرزندش امام جواد(ع) آن قدر محبت آمیز و توأم با احترام بود که ایشان را به نام صدا نمی‌زدند بلکه بیشتر با کنیه مورد خطاب قرار می‌دادند. به عنوان مثال می‌فرمودند:
«ابوجعفر برای من نوشته است و من برای ابوجعفر نوشتم.»
خداوند در باره حضرت موسی(ع) می‌فرماید: «...والقیت علیک محبةَ منی ولتصنع علی عینی» ؛ من محبتی از خودم بر تو افکندم تا در برابر دیدگان من ساخته شوی. مهر و محبت طبع سرکش آدمی را رام و قلب او را آماده پذیرش حقیقت ساخته، زمینه تربیت وی را هرچه بهتر و بیشتر فراهم می‌سازد.
قرآن ضمن تبیین ویژگی‌های رفتاری پیامبراعظم(ص) و یارانش، عطوفت و مهربانی را از ویژگی‌های بارز ایشان بر می‌شمارد: محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم... و در آیه دیگر پیامبر اکرم (ص) چنین مورد خطاب قرار گرفته است: و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین. 
2- روش تکریم شخصیت
هر فردی دارای شخصیت مثبت یا منفی است و در یک تعریف شخصیت به ویژگی¬های بیرونی و قابل مشاهده افراد اطلاق می‌شود.
نگاه مهربان امام رضا(ع) به جوانان، همیشه همراه با بزرگداشت ‏شخصیت، تکریم استعدادها و صلاحیت‏ها، احترام به نیازها و توجه به قلب‏های ‏پاک و زلال آنان بود و اقبال جوانان به امام(ع) هم نتیجة همین رفتار متین، محبت‏آمیز، حکیمانه و سرشار از خلوص و عاطفه آن حضرت بود. از این‌رو، سخنش بر صفحة دل آنان می‏نشست؛ زیرا گرایش جوان به خوبی، نیکی و زیبایی بیشتر و سریع‌تر ازدیگران است.
براساس این روش، امام رضا(ع) در تمام فعالیت‌های تربیتی خود، شخصیت متربی را گرامی داشته و از هرگونه رفتار و گفتار توهین آمیزی که موجب بی‌احترامی و کوچک شمردن شخصیت وی گردد، اجتناب می¬ورزید تا بدین وسیله بتواند توجه متربی را به خود جلب نموده و رفتار او را اصلاح نماید. یاسر، خادم امام رضا(ع) از ایشان این روایت را نقل نموده‌‌است که حضرت فرمود:
«اگر من بالای سر شما ایستادم و شما در حال غذا خوردن بودید، بلند نشوید، تا این که از غذا خوردن فارغ شوید. گاهی حضرت، یکی از ما را (برای انجام کاری) صدا میکرد. وقتی گفته میشد: مشغول غذا خوردن است، میفرمود: بگذارید تا غذایش را بخورد، بعد...»
همچنین در جای دیگر روایت شده است:
«امام رضا علیه السلام هر گاه تنها میشد (فارغ از کارهای رسمی و تشریفات) تمام اطرافیان خود را از کوچک و بزرگ، جمع میکرد، با آنان حرف میزد، و انس میگرفت. آنان هم با وی مأنوس میشدند. هرگاه بر سر سفره مینشست، کوچک و بزرگ همه را صدا میکرد، حتی کارپرداز (سائس) و حجام را، همه را بر سر سفرهی خویش مینشانید...»
در نظر امام رضا (ع) همه افراد، دارای مقام، ارزش و حقوق انسانی است. از این‌رو، به همه احترام میگذاشت و از تحقیر انسانها و پست شمردن آنان و توهین و استهزا، جلوگیری میکرد. شکل و شمایل و رنگ و ثروت و ... ملاک نبود، بلکه «انسان» به عنوان انسان نزد او محترم و عزیز بود.
3- روش ایجاد فضای عاطفی- تربیتی
این روش، روشی است که مربی در درجه اول باید به منظور آسان سازی(تسهیل) اجرای فرایند تربیت و تأثیرگذاری بیشتر بر متربی، محیط تربیت را متناسب با اهداف تربیت تغییر دهد. اگر تربیت شناختی، عاطفی یا رفتاری باشد؛ فضای تربیت نیز همسوی با آن تغییر کند. در این صورت است که تربیت نتیجه بخش بوده و به ثمر خواهد نشست.
امام رضا (ع) نسبت به بندگان خدا کانون مهر و عاطفه بود. در زیارت آمده است: السلام علی الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پیشوای رؤف و مهربان) این لقبی است که از طرف خداوند به ایشان داده شده است؛ زیرا ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل‌خانه و خدمت‌گزارانشان داشتند. روزی که مسموم شد و به شهادت رسید پس از انجام دادن نماز ظهر به فردی که نزدیک ایشان بود فرمودند:
مردم (منظور خانواده، کارکنان و خدمت‌گزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من در چنین وضعیتی کسی می‌تواند غذا بخورد؟ در این لحظه که امام(ع) متوجه می‌شوند کسی غذا نخورده، می‌نشینند و دستور آوردن سفره‌ای را می‌دهند همه را سر سفره دعوت می‌کنند و آنها را یکی یکی مورد محبت قرار می‌دهند.
ج) روشهای رفتاری
روشهای رفتاری، روشهایی است که مستقیما با رفتار متربی سر وکار دارد و مربی می‌خواهد با استفاده از این روشها، ضمن تغییر و اصلاح رفتارهای نامناسب، رفتارهای مطلوب را در وی ایجاد و تثبیت نماید. در این نوشتار به روشهای رفتاری زیر پرداخته می¬شود: 1- الگویی؛ 2- امربه معروف و نهی از منکر؛ 3- روش تربیتی بهداشت و تغذیه سالم
1- روش تربیتی الگویی
الگو به معنای سرمشق، مقتدا، اسوه، قدوه و...است. روش الگویی، مدلی است بیرونی که بر اساس تربیت پذیری و الگوگیری بر رفتار فرد (متربی) تأثیر میگذارد و او را جذب میکند. امام رضا(ع) در میان مردم و با مردم می‏زیست، با رفتار و عمل خویش به مردم درس زندگی و پاکی و فضیلت می‏آموخت، آن حضرت الگویی برای دیگران و در حقیقت نمونه بارز اسوه حسنه بود.
«محمد بن ابی عباد» می‏گوید: فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاس بود. لباس او- در خانه- درشت و خشن بود، اما هنگامی‌که در مجالس عمومی شرکت می‏کرد، لباسهای خوب و متعارف می‏پوشید و خود را می‏آراست.
در این روش مربی می‌کوشد نمونه رفتار و کردار مطلوب را عملا در معرض دید متربی قرار دهد و بدین‌گونه موقعیت اجتماعی او را دگرگون سازد تا او جذب این رفتار شده و مطابق با آن عمل کند.
2- روش تربیتی امر به معروف و نهی از منکر
اهل لغت برای واژه «امر» معانی مختلفی ذکر کرده¬اند که معروف‌ترین آن ضد نهی و به معنای فرمان دادن، دستور و درخواست ایجاد چیزی است ؛ اما واژه «نهی» به معنای بازداشتن، منع کردن و جلوگیری کردن و به نهایت رسیدن معنا شده است.
معروف به معنای چیزهای پسندیده و شناخته شده و مربوط به کار خیری است که نفوس انسانها به آنها متمایل می¬شوند و منکر ضد معروف معنا شده است و نیز به معنای امور ناپسند، زشت و نامشروع و ناشایست و بد هم آمده است. دربارة امر به معروف و نهی از منکر، دو بیان وجود دارد: یکی این که مراد از امر به معروف، وادار کردن به انجام کار نیک و طاعت است که علاوه برآن، انجام دهنده¬اش را به این وصف بشناسند، و نهی از منکر، بازداشتن از انجام کار زشت و معصیت است که انجام دهنده آن را به این صفت شناسایی کنند. امر به معروف، فرمان دادن و برانگیختن به چیزی است که نزد عقل یا شرع مطلوب دانسته شده است و نهی از منکر یعنی بازداشتن و منع کردن از آنچه که در نزد عقل و شرع بد و ناپسند شمرده شود.
امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین و یکی از روشهای تربیتی است که در قرآن و روایات محور سایر مباحث دینی قرار گرفته است. در برخی از آیات دلیل برتری امت اسلامی ایمان به خدا و انجام این دو فریضه ذکر شده است: کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ؛ شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده‌اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.
نقل شده است روزی امام(ع) با بزرگان ادیان مختلف مناظره داشتند و سخنان زیادی بین امام(ع) و حاضران رد و بدل ‌شد، جمعیت زیادی در آن مجلس حاضر بودند، تا این که اذان ظهر فرارسید، امام فرمودند: وقت نماز است.
یکی از حاضران که عمران نام داشت گفت: سرورم سخنان‌مان را قطع نکن که دلم آزرده می‌شود شاید اگر سخنان‌تان را ادامه دهی مسلمان شوم. ایشان فرمودند نماز می‌خوانیم و بر می‌گردیم، امام برخاستند و نماز خواندند.
لذا پیشوایان دینی ما به انجام این دو فریضه شناخته می‌شدند. از این‌رو، در زیارت نامه¬های معصومین(ع)، آنها را بعنوان آمر به معروف و ناهی از منکر یاد می‌کنیم.
3- روش تربیتی بهداشت و تغذیه سالم
در سیره تربیتی امام رضا(ع) علاوه بر تأکید بر سایر ابعاد معنوی انسان، به رعایت‏ بهداشت و تغذیه سالم و نیز سایر عوامل غیر مادی مؤثر در سلامتی مانند صدقه و عقیقه توجه خاصی شده است.
آن حضرت، در بخشی از مطالبی که برای مأمون نوشته است می‏فرماید:
«والعقیقة عن المولود للذکر و الانثی واجبة و کذلک تسمیته و حلق راسه یوم السابع و یتصدق بوزن الشعر ذهبا او فضة و الختان سنة واجبة للرجال؛ عقیقه برای پسر و دختر، نامگذاری، تراشیدن موهای سر نوزاد در روز هفتم و معادل وزن موها طلا و یا نقره صدقه دادن لازم است و ختنه پسر بچه‏ها واجب است.»
آن حضرت در سخن دیگری به نقل از پیامبر اکرم‏(ص) فرمود: «فرزندانتان را در روز هفتم ختنه کنید، زیرا ختنه باعث پاکی بیشتر و رشد سریع‌تر آنان می‏شود.»
تغذیه سالم و مقوی را امام رضا(ع) در مورد فرزندش نیز عملا مراعات می‏کرد. یحیی صنعانی می‏گوید: در منا به محضر امام رضا(ع) وارد شدم، دیدم که جواد (ع) در دامان حضرت نشسته و حضرت به او موز می‏دهد.
سپیده سعیدی پریناز نیکخو زهرا احمدی
اعضای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
مرکز کوثر
 
منابع و مآخذ
-        www.imamreza.net
-        www.golenarges.epage.ir
-        www. ofoghnavin.com