مقاله پیش رو مطالبی است که توسط ودود علیش پور معاون فرهنگی اداری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در جشنواره قصه گویی استان در سال 91 به مربیان قصه گو در قالب کارگاه ارایه شده است
مقدمه :
قبل از پیدایش صنعت چاپ و نشر ,قصه ها وجود داشته و توسط قصه گویان و راویان به صورت ادبیات شفاهی و سینه به سینه به نسلهای بعدی انتقال یافته اند و امروزه بعنوان قصه گوئی رواج یافته است .
تاریخچه و پیشینه قصه و قصه گوئی به زمان خلقت انسان برمی گردد وبهتر است بگوئیم قصه همزاد آدم بوده و همراه فرزندان آدم در تکوین حیاتشان در کنار آنها بوده است .
/قصه گویی هنر پسندیده ای است که ما ایرانیان مسلمان به لحاظ توصیه های ملی و دینی باید آن را جدی بگیرم، که خوشبختانه کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان برنامه قصه گویی را به عنوان یکی از فعالیت های جدی و جاری خود در مراکز فرهنگی هنری کانون دنبال می کند .کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان تلاش کرده است در طول برگزاری جشنواره های متعدد حوزه ای ،استانی ،منطقه ای و کشوری و بین المللی نقش و اهمیت قصه گویی را به کلیه اقشار جامعه یاد آور شود. قصه گویی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به این دلیل مورد توجه است که می تواند علاوه بر انتقال مفاهیم تربیتی در گسترش دایره واژگان در پاسداری از ذخایر ارزشمند ادبی نقش داشته باشد. علی خانجانی / هنر قصه گوئی
از هر کلمه ای دو تعریف و.جود دارد : تعریف لفظی تعریف معنوی( اصطلاحی )؛
تعریف لفظی قصه : ( ظاهری )
کلمه قصص به معنای دنباله جای پا را گرفتن و رفتن است ، و به عنوان مثال جمله قصصت اثره به معنای رد پای او را دنبال کردم است . تفسیر المیزان
کلمه قصص از نظر ریشه لغت به معنى جستجو از آثار چیزى است ، و هر چیز که پشت سر هم قرار گیرد، عرب به آن قصه گوید. تفسیر نمونه
قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است .خانم سیما داد در کتاب فرهنگ و اصطلاحات ادبی
همچنین در لغت نامه ی دکتر معین درباره ی کلمه ی تعلیم آمده است : "آموختنی های مربوط به مسائل اجتماعی ، تمدن و امور اجتماعی . آموختن و یاد دادن” معنی شده است .
تعریف معنوی قصه ( اصطلاحی )؛
قصه ( story) که جمع آن در زبان عربی قصص و اقصیص می باشد بیان وقایعی است غالباً خیالی که در آنها معمولاً تاکید بر حوادث خارق العاده، بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیتها است.
در تعریف قصه می توان گفت : سخن یا نوشته ای است از روزگاران قدیم که در آن شخصیتهای گوناکون خیالی یا واقعی , ماجراهائی را می آفرینند . قصه ها از روزگاران قدیم برای آموزش, انتقال تجربه ها و تاریخ هرقوم ار نسلی به نسل دیگر پدید آمده اند . سیما دادگر / فرهنگ و اصطلاخات ادبی
ادبیات کودکان عبارتست از : تلاشی هنرمندانه . ادبیات کودک شامل قصه ، شعر ، نمایش ، افسانه و داستان و ... است در قالب کلام برای هدایت کودک به سوی رشد ، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او . به بیانی دیگر ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات ، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورتهای گوناگون.
تعریف قصه گو :
قصه گو فردی است که با بیان هنرمندانه ی خود و با تکیه برقدرت لحن و کلام , شنونده را به فضای قصه می کشاند و می کوشد حس وحال حاکم بر حوادث وشخصیتها را به او منتقل کند تا شنونده براساس همذات پنداری با قهرمان داستان , در چاره جوئی ها , غلبه بر مشکلات و کامیابی ها , خود را سهیم بداند و سرانجام از سرنوشت و عاقبت شخصیت های قصه پند بگیرد .
به بیانی دیگر , قصه گو , تصویرگری است که با استفاده از توانمدی های بدنی خود و تناسب درستی که میان گفتار و حرکات دست وصورت ایجاد می کند , نمائی از زندگی و تجربیات پیشینیان را درذهن مخاطب نقش می زند تا او ضمن مشاهده مستقیم , از کسب این تجربیات بهره مند گردد و راه ورسم زیستن را بیاموزد .علی خانجانی/هنرقصه گوئی
ضرورت توجه ویژه به قصه دردین اسلام
توجه به گسترش روزافزون قلمرو قصه در جهان مدرن و کشف و تبیین موضع اسلام در باب قصه،این توجه و امعان نظر را دو چندان میکند.همچنین،تمایز مبانی هنری و در نتیجه، تفاوت دیدگاههای متفکران مسلمان و ایرانی درباره ی حقیقت،معنا،قلمرو و حتی پیدایش و گسترش قصه در اسلام،پرداخت جدی و دقیق به قصه را امری ناگزیر میسازد تا-ضمن بیان درست دیدگاه اسلامی در اینباره-هم جایگاه قصه در قرآن و سنت مسلمانان روشن شود و هم پارهای از رازهای ادبی قرآن کریم(در قلمرو بیان هنری) بیشتر نمایان شود.، قصه در قرآن خبری است که با دقّت،درستی،حقجویی،باورمندی، عبرتگیری،تدبّر و نیکی همذات است.همین شیوه ی خاص نگاه به قصّه است که فرهنگ نوین اسلام را در باب قصه- به صورتی عام-میآفریند . بدین معنا که قصه- که یک هنر خلاقانه بود- نقش و معنایی همانند تاریخ مییافت و قصهگو هم از یک آفرینشگر پرذوق، به خبرگزاری تبدیل شد که میتوانست اخبار گذشته را خوب بیان کند و نگذارد نکتهای ناراست یا حرفی نامستند وارد سنت نوپای مسلمانان شود؛ به همین دلیل،قصه از همان آغاز ظهور در فرهنگ اسلامی با اخبار و تاریخ آمیخته و اندکاندک وعظ و تعلیم نیز در بطن آن گنجانده شد؛ چنانکه پس از مدتی کوتاه،قصهگو خبردانی پندآموز شد که هدفش صرفا بسط آموزههای دینی بود. دکتر مهدی محبتی
چرا یک کتاب تربیتى و انسانساز ( قرآن) اینهمه تاریخ و داستان دارد ؟
1- تاریخ آزمایشگاه مسائل گوناگون زندگى بشر است ، و آنچه را که انسان در ذهن خود با دلائل عقلى ترسیم مىکند در صفحات تاریخ به صورت عینى باز مىیابد ، و با توجه به اینکه مطمئنترین معلومات آن است که جنبه حسى داشته باشد ، نقش تاریخ را در نشان دادن واقعیات زندگى به خوبى مىتوان درک کرد .
تاریخ آئینهاى است که تمام قامت جوامع انسانى را در خود منعکس مىسازد ، زشتیها ، زیبائیها ، کامیابیها ، ناکامیها ، پیروزیها و شکستها و عوامل هر یک از این امور را . به همین دلیل مطالعه تاریخ گذشتگان ، عمر انسان را - درست به اندازه عمر آنها - طولانى مىکند ! چرا که مجموعه تجربیات دوران عمر آنها را در اختیار انسان مىگذارد .
علی (ع) در لابلاى وصایایش به فرزندش می فرماید :فرزندم ! من هر چند عمر پیشینیان را یکجا نداشتهام ، ولى در اعمال آنها نظر افکندم ، در اخبارشان اندیشه نمودم ، و در آثارشان به سیر و سیاحت پرداختم ، آنچنان که گوئى همچون یکى از آنها شدم بلکه گوئى من به خاطر آنچه از تجربیات تاریخ آنان دریافتهام با اولین و آخرین آنها عمر کردهام! .
2-داستان و تاریخ براى همه کس قابل فهم و درک است ، بر خلاف استدلالات عقلى که همه در آن یکسان نیستند ! به همین دلیل کتابى که جنبه عمومى و همگانى دارد و از عرب بیابانى بیسواد نیمه وحشى گرفته تا فیلسوف بزرگ و متفکر همه باید از آن استفاده کنند ، حتما باید روى تاریخ و داستانها و مثالها تکیه نماید .
از این گذشته تاریخ و داستان جاذبه مخصوصى دارد ، و انسان در تمام ادوار عمر خود از سن کودکى تا پیرى تحت تاثیر این جاذبه فوق العاده است
ضرورت قصه گوئی در جوامع بشری :
1 - تاثیر قصه در انتقال مفاهیم تربیتی و باورهای دینی :
قصه گوئی تربیت به روش غیر مستقیم بوده و اثر گذاری بالای آن برای تمامی مربیان و معلمین ومتولیان فرهنگی کاملا محرز است .در قصه گوئی می توان براساس نیازهای تربیتی مخاطبین عمل کرد و از بین قصه های مختلف قصه ای را انتخاب کرد که در بردارنده پیامهای اخلاقی و تربیتی باشد .
2- پاسداری از ذخائر ادبی با بهره گیری از قصه گوئی :
تاریخ ما پر از ادبیات کهن شفاهی و مکتوب است و هنرمند قصه گوئی با انتخاب این موضوعات ضمن ارتقاء بخشیدن به محتوای قصه، خود در معرفی غیر مستقیم آثار سهم بسزائی را ایفا می کند .
3 – ترویج مطالعه به وسیله قصه گوئی :
در جوامعی که آمار بیسوادی و کم سوادی بالاست قصه گوئی یکی از موثرترین روشهاست که به صورت غیر مستقیم به معرفی منابع مطالعاتی می پردازد و با تشویق و تحریک مخاطب , انگیزه مطالعه را به شدت بالا می برد .
ضرورت قصه گوئی در جوامع بشری :
4- استفاده از قصه گوئی برای آگاهی از آرزوهای پیشین و نگرش به فرهنگ اقوام و ملل :
انحطاط تاریخی از فراموش کردن تاریخ پیشینیان بوجود می آید و قومی که تاریخ و ملیت و قومیت خود را فراموش می کند قدمهای خود را به سوی انحطاط و از بین رفتن برمی دارد . آگاهی از اوضاع و اخبار گذشتگان و چگونگی رویارویی آنها با سختی ها موجب شناسایی داشته ای امروزی و نهایتا قدردانی از آنها می شود . قصه های حاکم بر هر جامعه ای , فرهنگ حاکم بر آن سرزمین را نشان می دهد.و فرهنگ هرملتی شکوه رفتاری آن هاست ک هنر پایه ی طرز فکر , ارزش های اجتماعی , سطح دانش و توانمندی زبان و ادبیات آنها شکل گرفته است .
5 - آرامش و آسودگی خاطر در سایه قصه گوئی :
بسیاری از رفتارهای نسنجیده و نادرستی که انسان ها در طول زندگی از خود بروز می دهند ناشی از شرایط نامناسب روحی و روانی است و ریشه در عدم تعادل روانی افراد دارد . یکی از موثرترین ابزارها برای ایجاد آرامش , قصه گوئی است , مشروط بر اینکه قصه گو نیازمندیهای مخاطب را به درستی درک کند و قصه مناسبی را برای قصه گوئی خود انتخاب نماید .
6- افزایش مهارتهای ارتباط کلامی با استفاده از قصه گوئی :
انسان بعنوان یک موجود اجتماعی زبا ن را به عنوان اصلی ترین ابزار بیان در اختیار دارد و به کمک آن می تواند احساسات خود را در تقابل با هم نوعان و محیط خود بیان کند . لازم است در بکار گیری زبان مهارتهای لازم را یاد بگیریم . گوش دادن به قصه ها هم توان کلامی و گفتاری را تقویت می کند و هم مهارت شنیداری را در در کودکان و نوجوانان و مخاطبین تقویت می نماید . برداشت آزاد از کتاب هنر قصه گوئی / استادعلی خانجانی
انواع قصه :
در یک تقسیم بندی کلی موضوع قصه های گذشته را به انواع زیر می توان تقسیم بندی کرد:
1- قصه هایی در فنون و رسوم کشورداری و آیین فرمانروایی مملکت داری لشگرکشی، بازرگانی، علوم رایج زمان، عدل و سیرت نیکو ی پادشاهان و وزیران و امیران، مانند حکایت های سیاست نامه (سیرالملوک) خواجه نظام الملک توسی.
2- قصه هایی در شرح زندگی و کرامات عارفان و بزرگان دینی و مذهبی چون حکایت های اسرارالتوحید.
2- قصه هایی در شرح زندگی و کرامات عارفان و بزرگان دینی و مذهبی چون حکایت های اسرارالتوحید.
3- قصه هایی در توضیح و شرح مفاهیم عرفانی، فلسفی و دینی به وجه تمثیلی یا نمادین (سمبلیک) مانند "منطق الطیر" عطار.
4- قصه هایی که جنبه های واقعی و تاریخی و اخلاقی آنها به هم آمیخته است و بیشتر از نظر نثر و شیوه ی نویسندگی به آنها توجه می شود؛ مانند: گلستان سعدی.
5- قصه هایی که جنبه تاریخی دارند و اغلب در ضمن وقایع کتاب های تاریخی آمده اند: مانند قصه های "تاریخ بیهقی" تألیف ابوالفضل محمد بیهقی.
6- قصه هایی که از زبان حیوانات روایت می شود و در آنها نویسنده اعمال و احساسات انسان را به حیوانات نسبت می دهد؛ مانند: کلیله و دمنه ی ابوالمعالی نصرالله منشی،
7- قصه هایی در زمینه ی تعلیم و تربیت، مانند قصه های "قابوس نامه" اثر عنصرالمعالی.
8- قصه هایی که براساس امثال و حکم فارسی و عربی تنظیم شده اند، مانند جامع التمثیل.
9- قصه هایی که محتوای گوناگون دارند، از معرفت آفریدگار و معجزات پیامبران و کرامات اولیا و تاریخ پادشاهان و احوال شاعران و گروه های مختلف مردم تا شگفتی های دریاها، شهرها و حیوانات. "جوامع الحکایات و لوامع الروایات" عوفی نمونه ای از این کتاب هاست.
10- قصه های عامیانه که حاوی سرگذشت ها و ماجراهای شاهان، بازرگانان و مردان و زنانی است که برحسب تصادف، با وقایعی عبرت انگیز و حکمت آموز و حوادثی شگفت رو به رو شده اند. مانند "سمک عیار" و "هزار و یکشب".
جشنواره چیست؟
اگر به عنوان واژة فستیوال معادلش را بگیریم نوعی گردهمایی توأم با لذت است و بنا بر مناسبتهای مختلف شکل میگیرد. جشنواره کلمة جدیدی است با کاربردی جدید. جشنواره با نام شادی همگانی همراه است و دو ویژگی در آن وجود دارد؛ یکی سرور و نشاط و دیگری عمومی بودن.
جشنواره های قصه گویی محاسنی دارد؟ بایستی این سئوال را مربیان محترم که اجزای اصلی تشکیل دهنده جشنواره قصه گویی هستند نظر بدهند.
من فقط به یک مورد از فوایدآن اشاره می کنم . جشنواره باید محل و ماوایی باشد برای دیدن آثار و تجارب برتر. باید کارهای خوب و برتر ازگونه های قصه گوئی در آن باشد. استفاده از تجارب دیگران، استفاده از دانش و تکنیک دیگران و آدم-های توانمند در آن یک اصل اساسی است. جشنواره ها یک کارگاه آموزشی و در حدی است که آدم ها بتوانند در آن همه چیز را رصد بکنند.
بنابراین برای مردم به عنوان مخاطبان هنر و برای ترویج این هنر باید به گونه ای جشنواره ها جذابیت داشته باشد. یک ولع و تشنگی ای باید وجود داشته باشد که هر آن، مردم مترصد باشند که فلان جشنواره چه زمان برگزار می شود. خواه جشنواره کودک و نوجوان باشد، فجر، دفاع مقدس، و .... اگر ما به این مرحله رسیده باشیم مشخص است که این جشنواره کارکرد خودش را دارد.