به گزارش روابط عمومی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان زنجان؛کانون مجتمع زنجان با همکاری انجمن عصر یک کتاب و با حضور جمعی از اعضای ادبی مرکز به نقد کتاب «قلبهای نارنجی» "مینو کریم زاده " پرداختند.
کتاب "قلب های نارنجی" کتابی ست جذاب ، دارای نثری روان و دلنشین که دغدغه های دوره ی نوجوانی را خیلی خوب به تصویر کشیده است و مخاطب به راحتی میتواند به شخصیت های کتاب همزاد پنداری کند.
اسم کتاب متفاوت بود نمیشد از کنارش به راحتی گذشت.قلب های نارنجی! با اینکه قبل از خواندن کتاب این سوال درذهن ایجاد میشود که چرا نارنجی؟ چرا قرمز نه؟ اما خاص بودن کار خودش را می کند! و مخاطب دریک گوشه از ذهنش درطول داستان دنبال پیدا کردن این جواب است و زمانی که باپیش رفتن داستان این معما با حرف های پدرِساده حل میشود ذهنش از این کشف لذت میبرد.
شاید بیشتر بچه ها با طرح جلد کتاب موافق نبودند، از طرحش گرفت تا رنگ بندی کتاب کمی گنگ بود ولی وقتی که کتاب را برای مطالعه در اختیارمیگیرید اصلا متوجه تصویر دوچهرهی مبهم روی جلد نمیشوید . یک مرد آبی و یک دختر نارنجی! که فقط چهرهی مرد دیده میشود و یک رنگی نارنجی که وقتی بعد بیشتر دقت میکنید متوجه یک تمثال از چهره ی دختر میشوید.
جالب است که بیشتراعضاء که در این کارگاه نقد حضور داشتند بر این عقیده بودند ولی وقتی که کتاب را خواندند متوجه پریشانی عکس دختر روی جلد شدهاند.
روند داستان از این قرار است که ساده دختر پاک و بی الایشی است که در خانواده ای متوسط زندگی می کند، با پدرش رابطه خوبی داشته و به او نزدیک می باشد.در مدرسه با ورود شاگرد جدید به کلاسشان به اسم آلما، ماجراهایی به وقوع می پیوندد که ساده نیز در ان نقش مهمی را ایفا می کند. ماجرا حول مشکل آلماست و چون ساده از دوستان صمیمی آلما می شود در ختم به خیر شدن ماجرا نقش اساسی دارد. در حین داستان نویسنده ار افراد خانواده ی ساده و الما سخن به میان می آورد و فاصله طبقاتی این دو دختر را به مخاطب اطلاع می دهد. ساده با اینکه پدرش از لحاظ مادی وضعیت خوبی ندارد اما صاحب خانواده ای گرم و مهربان است که حضور مادر بزرگش نیز لطف خاصی به داستان داده اما الما تک فرزند خانواده ای متمول می باشد که با مادرش زندگی میکند و در جستجوی پدر می باشد و همین،موضوع و ماجرای اصلی این داستان را تشکیل می دهد.
شاید بیشتر بچه ها با طرح جلد کتاب موافق نبودند، از طرحش گرفت تا رنگ بندی کتاب کمی گنگ بود ولی وقتی که کتاب را برای مطالعه در اختیارمیگیرید اصلا متوجه تصویر دوچهرهی مبهم روی جلد نمیشوید . یک مرد آبی و یک دختر نارنجی! که فقط چهرهی مرد دیده میشود و یک رنگی نارنجی که وقتی بعد بیشتر دقت میکنید متوجه یک تمثال از چهره ی دختر میشوید.
جالب است که بیشتراعضاء که در این کارگاه نقد حضور داشتند بر این عقیده بودند ولی وقتی که کتاب را خواندند متوجه پریشانی عکس دختر روی جلد شدهاند.
روند داستان از این قرار است که ساده دختر پاک و بی الایشی است که در خانواده ای متوسط زندگی می کند، با پدرش رابطه خوبی داشته و به او نزدیک می باشد.در مدرسه با ورود شاگرد جدید به کلاسشان به اسم آلما، ماجراهایی به وقوع می پیوندد که ساده نیز در ان نقش مهمی را ایفا می کند. ماجرا حول مشکل آلماست و چون ساده از دوستان صمیمی آلما می شود در ختم به خیر شدن ماجرا نقش اساسی دارد. در حین داستان نویسنده ار افراد خانواده ی ساده و الما سخن به میان می آورد و فاصله طبقاتی این دو دختر را به مخاطب اطلاع می دهد. ساده با اینکه پدرش از لحاظ مادی وضعیت خوبی ندارد اما صاحب خانواده ای گرم و مهربان است که حضور مادر بزرگش نیز لطف خاصی به داستان داده اما الما تک فرزند خانواده ای متمول می باشد که با مادرش زندگی میکند و در جستجوی پدر می باشد و همین،موضوع و ماجرای اصلی این داستان را تشکیل می دهد.
به خاطر اینکه داستان پایان بسته ای نداشت یعنی بعد از اینکه کتاب را میخوانید و تمام میکنید داستان برایت تمام نمیشود و مدام ذهنت را درگیر اتفاقات داستان میکند این خصوصیت باعث شده بود تا کتاب بسیار مورد استقبال اعضاء قرار گرفته باشد.