مرتضی کریمینیا، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، به بررسی جایگاه بیبدیل فردوسی در زنده نگه داشتن زبان فارسی پرداخت و شاهنامه را عامل پیوند نسلهای مختلف ایرانزمین دانست.
وی با اشاره به جایگاه تاریخی شاهنامه و نقش فردوسی در پاسداری از هویت ایرانی گفت: شاهنامه حاصل یک تمدن و پشتوانهای عمیق از فرهنگ و تاریخ ایران است؛ چراکه همه ملتها صاحب حماسه نیستند و شکلگیری حماسه، نشانه بلوغ تمدنی یک سرزمین است.
کریمینیا با بیان اینکه جریان پاسداشت هویت ایرانی از قرنها پیش و پیش از فردوسی نیز در ایران وجود داشته است، به نقش یعقوب لیث صفاری در مخالفت با سلطه عباسیان و نیز تلاشهای سامانیان، بهویژه دهقانان ایراندوست، در پاسداری از هویت ایرانی اشاره کرد و افزود: در همین بستر تاریخی بود که شاهنامه ابومنصوری شکل گرفت و سپس فردوسی با تکیه بر آن میراث، اثری جاودانه آفرید.
وی در ادامه با تأکید بر اینکه پس از فردوسی نیز پژوهشگران بسیاری در تداوم شناخت و معرفی شاهنامه نقش داشتهاند، از چهرههایی چون بدیعالزمان فروزانفر، محمد معین، زرینکوب، جلالی نائینی و... یاد کرد و افزود: در دهههای اخیر نیز پژوهشهای گستردهای درباره شاهنامه در ایران و جهان صورت گرفته و حتی برخی پژوهشگران خارجی، از جمله ایرانشناسان آلمانی، سالها از عمر خود را صرف مطالعه این اثر کردهاند.
این استاد دانشگاه با اشاره به ظرفیتهای روایی شاهنامه، داستان سهراب را نمادی از شکاف نسلها و داستان رستم را بازتابی از تجربه نسل پیشین دانست و اظهار کرد: یکی از خوانشهای مهم شاهنامه، نسبت نسلها با یکدیگر است؛ جایی که گاه نسل جدید میخواهد به نسل پیشین متصل شود، اما سوءتفاهمها و فاصلهها مانع این پیوند میشود.
وی همچنین با اشاره به روایت ضحاک، آن را نمادی از تحریف، فریب و مسخ خرد و شستشوی مغزی نسل جدید دانست و گفت: ضحاک در شاهنامه مظهر مغزی است که اجازه باروری و اندیشهورزی به نسل جوان نمیدهد و این تصویر همچنان قابلیت تفسیرهای اجتماعی و فرهنگی فراوانی دارد.
کریمینیا با تأکید بر اینکه ایرانیان هرگز در تاریخ آغازگر جنگ نبودهاند، گفت: در بسیاری از روایتهای شاهنامه نام، عدالت، خرد، شادی و آرامش از ارکان اصلی زیست ایرانی به شمار میآیند.
وی افزود: اگر نامها، شخصیتها و روایتهای شاهنامه را با دقت بنگریم، درمییابیم که هرکدام حامل معنا و هویتی خاص هستند؛ از فرانک، گردآفرید، کتایون، بهمن، هومن، منیژه، فرنگیس، آرتین و گودرز گرفته تا دیگر نامهای ماندگار این متن سترگ که هر یک بخشی از هویت فرهنگی ما را شکل میدهند.
این استاد دانشگاه فرهنگیان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نیاز امروز جامعه به بازخوانی شاهنامه در قالبهای نو گفت: کانون پرورش فکری باید از ظرفیت شاهنامه در تولید آثار هنری، پویانمایی و ادبیات کودک و نوجوان بهره بیشتری بگیرد تا این گنجینه عظیم برای نسل جدید نیز زنده و اثرگذار بماند.
وی به آثار نویسندگانی چون آتوسا صالحی، محمدرضا یوسفی و دیگر نویسندگان حوزه کودک و نوجوان اشاره کرد و افزود: بازنویسی و بازآفرینی شاهنامه به زبان ساده و کودکانه میتواند راهی مؤثر برای پیوند نسل امروز با این میراث ماندگار باشد.
کریمینیا در پایان با بیان اینکه شاهنامه تنها یک متن ادبی نیست، بلکه سندی برای هویت، اخلاق و همبستگی ملی است، تأکید کرد: اگر امروز به نامها، مفاهیم و میراث فرهنگی خود با دقت بیشتری نگاه کنیم، میتوانیم از این گنجینه بزرگ برای تحکیم هویت ملی، تقویت مودت اجتماعی و معرفی فرهنگ ایران در جهان بهره ببریم.
