به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، نشست تخصصی «منشور روایت جنگ» با هدف تبیین ابعاد نظری و عملی این منشور برگزار شد. در این نشست، نظام تحلیلی و فکری رهبر شهید انقلاب در بازه زمانی ۱۳۶۷ تا ۱۴۰۴ مورد بررسی قرار گرفت. رضا قیومیپور، مدرس دوره، با رویکردی نو، ایشان را نه تنها به عنوان پیشران انقلاب، بلکه به مثابه «راوی دفاع مقدس» معرفی کرد و مسیر روایتگری را در سه فصل «اهمیت روایت»، «رمز ماندگاری برکات جنگ» و «محورها و هنر روایت جنگ» تشریح کرد.
نبرد ذهنها
وی با تأکید بر ضرورت روایتگری صحیح در لایههای جنگ نرم، گفت پیروزیهای درخشان نظامی باید با تثبیت در ذهنها تکمیل شوند؛ وی با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، که قدرت یک ملت را در استعداد و اراده آن دانستهاند، معلمان و فعالان فرهنگی را «افسران خط مقدم» نبرد ذهنی دانست و تأکید کرد که نقش آنان در تبیین حقیقت، به اندازه اثرگذاری رزمندگان در میدان رزم است.
کشف باطن و روح حماسه
در ادامه این نشست، دو الگوی «توصیفی» و «تبیینی» در روایتگری جنگ از منظر رهبر شهید انقلاب، مورد مقایسه قرار گرفته و اشاره شد که روایت توصیفی، بر ثبت وقایع، گزارش زمانبندی عملیاتها و چگونگی آغاز جنگ و شکل آن تمرکز دارد و روایت تبیینی به معنای گزارش باطن و روح جنگ است که از اهمیت بیشتری برخوردار است.
این پژوهشگر در ادامه، هنر را موثرترین ابزار برای روایت تبیینی معرفی کرد و یادآور شد: «هنرمند متعهد کسی است که حقیقت را با قلب خود باور کند تا بتواند آن را تبیین نماید. الگوی موفق این مسیر، شهید مرتضی آوینی است که با نگاهی متفاوت و کشف حقیقت، حماسهها را ماندگار کرد و رهبر شهید بارها از ایشان و مستند اثرگذار «روایت فتح» نام بردند.»
مقابله با روایتهای جعلی؛ وظیفه امروز در قبال نوجوانان
بخش دیگری از این نشست در روز نخست به چالشهای پیش روی نسل نوجوان و تبیین چرایی تحمیل جنگ اختصاص داشت؛ در این بخش تاکید شد که با توجه به هزینههای سنگین دشمن در فضای رسانهای برای ارایه «روایت جعلی» از تاریخ، وظیفه اهل فرهنگ است که با گفتوگوی مستقیم و تبیین تاریخی، مانع از نفوذ این روایتهای کاذب به ذهن جوانان و نوجوانان شوند. و در ادامه بر لزوم تبیین مفهوم «ایران قوی» تاکید شده و عنوان شد که «دشمن همواره با اقتدار ایران مشکل داشته و به دنبال به زانو درآوردن این ملت است. وظیفه ما این است که پیروزیهای میدانی را در ذهن نسل جدید تثبیت کنیم تا هویت ملی و حماسی کشور صیانت شود.»
روایت جنگ، خط مقدم جنگ است
قیومیپور در جلسه دوم این نشست نیز با بازبینی مباحث جلسه نخست، بر جایگاه مهم «روایت جنگ» تأکید کرد و آن را هسته مرکزی و اثرگذار در هر نبردی دانست؛ وی گفت در جنگهای امروز، پیروزی تنها در میدانهای نظامی تعریف نمیشود، بلکه بخش قابلتوجهی از نتایج، در میدان ذهنها رقم میخورد؛ از این رو، «روایت»، خود خط مقدم جنگ است.
تبیین ۱۰محور روایت جنگ از منظر رهبر شهید
مدرس نشست در تبیین محورهای ده گانه روایت جنگ، نخستین محور را «تبیین چرایی جنگ» معرفی کرد و آن را یکی از کلیدیترین آموزههای رهبر شهید دانست و گفت «در شرایطی که دشمن درصدد ایجاد ابهام و تغییرمقصر جنگ است، بازگشت به چرایی جنگ و روایت درست از آن، ضرورتی حیاتی دارد.»
«کیفیت دفاع جمهوری اسلامی ایران» محور دوم بود که از منظر رهبر شهید انقلاب بررسی و «دفاع مردمی» با تکیه بر انسجام ملی(نظم و حضور فعال مردم در میدان)، دفاع حکومتی و نظامی و انتقال تمرکز روایت از «چیستی» به «چگونگی» و «روایت هنرمندانه» از اقتدار نظامی با تاکید بر نبوغ مهندسان و اندیشمندان ایرانی و نقش رهبری و فرماندهی به عنوان موتور محرک پیشرفتهای جاری مورد تاکید قرار گرفت .
این مدرس گفت که چشمانداز رهبر شهید در دو یا سه دهه پیش درباره «جهش علمی» و ضرورت شتاب در فناوری، منجر به ساختارهای کلیدی نظیر معاونت علم و فناوری و شکلگیری شرکتهای دانشبنیان شد و پیشرفتهای امروز در حوزههای امنیتی، فضایی و موشکی، ثمره راهبریهای ایشان برای «ناپذیری وابستگی» به کشورهای دیگر است
در محور سوم روایت جنگ، آ قیومیپور بر لزوم «شناخت دقیق جبهه دشمن» تأکید کرد و هشدار داد که راوی باید از افتادن در دو تلهی فکری اجتناب کند: نخست، «دستکم گرفتن دشمن» که منجر به سهلانگاری میشود و دوم، «بزرگنمایی بیش از حد» (تصویر دشمن به عنوان نیرویی شکستناپذیر) که موجب سست شدن اراده و کاهش انگیزه میشود.
وی افزود: از منظر تحلیلی، برای درک عظمت دستاوردهای ما، مخاطب باید بداند که ما در برابر چه جبههای ایستادهایم؛ امروز ما با قدرتمندترین ارتش جهان از نظر بودجه و تجهیزات روبه رو هستیم؛ ارتشی که سابقه مداخله مستقیم یا پشتیبانی در جنگهای متعددی در سراسر جهان را دارد.
این مولف گفت: به عنوان نمونه، وقتی روایت میکنیم که موشکهای ما توانستهاند چندین لایه پدافندی بسیار گرانقیمت و پیشرفته را پشت سر بگذارند و به هدف برسند، در واقع داریم «عظمت پیروزی» را تبیین میکنیم. اگر قدرت دشمن روایت نشود، دستاورد ما به درستی درک نخواهد شد.
وی ادامه داد: همچنین، شناخت دشمن باید جامع باشد؛ به گونهای که گسترهی این جبهه (از حمایتهای مالی و اطلاعاتی تا پشتیبانیهای رسانهای و فناورانه کشورهای مختلف) به درستی بازشناسی شود تا «عنصر اصلی و دشمن بنیادین» کاملاً شناسایی شود.
در این مسیر، تداوم نقش آمریکا از جنگ هشت ساله دفاع مقدس و جنگهای کوتاهمدت تا امروز، نشاندهنده آن است که ما با یک دشمن دیرینه و استمراریافته در خط مقدم روبرو هستیم. مجموع این بینشها، «شناخت درست دشمن» را شکل میدهد.
در محور چهارم روایت جنگ، مفهوم «فتحالفتوح» مورد بررسی قرار گرفت.مدرس دوره به مفهوم فتح حقیقی از دیدگاه رهبر شهید اشاره کرده و گفت از منظر ایشان فتح تنها یک پیروزی نظامی نیست، بلکه دستاوردی است که «مصونیت» و پایداری ملت را تضمین کند. این مصونیت در سایه «انسانسازی» محقق میشود؛ یعنی تربیت نیروهای متخصص و تولیدکنندهای که با روحیه جهادی و نظم و وقتشناسی، موتور محرک پیشرفت کشور باشند.
در تبیین انگیزههای این مسیر، نقش دین به عنوان عنصر اثرگذار و بنیادین برجسته است. رهبر شهید بر این نکته تأکید دارند که نباید هرگز نقش ایمان را در حرکات شجاعانه و ایثارگریها نادیده گرفت؛ چرا که اقتدای قلبی به امام حسین(ع) و باور عمیق به مهدویت، سوخت اصلی این حرکتهای عمومی و جهادی بوده است.
تبیین سبک زندگی شهدا و نزدیک شدن به جهان هر شهید
در بُعد الگوپردازی، «سبک زندگی شهدا» به عنوان اقیانوسی از الگوهای متنوع معرفی شد؛ مدرس دوره با اشاره به بیانات رهبر شهید در این مورد هم گفت ضرورت آن است که روایت از شهدا از کلیگویی فاصله گرفته و به «جهانِ هر شهید» نزدیک شود. ما باید بتوانیم شخصیتهای مختلف از دانشمندان و فرماندهان تا معلمان را با ویژگیهای منحصربهفرد و چالشهای زیستشان به نوجوانان معرفی کنیم تا آنها شهدا را نه به عنوان نمادهایی دور از دسترس، بلکه به عنوان انسانهایی مشابه خودشان بشناسند.
او در نهایت، تاکید کرد تبیین سبک زندگی شهدا باید پاسخی به نیازهای امروز جامعه باشد؛ یعنی چالشهای روزمره، باید در قالب زندگی شهدا و متناسب با حالوهوای مخاطب ارائه شود. هدف این است که با نزدیک شدن به جهان هر شهید، روایتهای شنیدهنشدهای را بازخوانی کنیم که راهنمای عملی زندگی نسل امروز باشد.
محور پنجم روایت جنگ، از دید رهبر شهید در منشور روایت، به باطل کردن دوگانه فرقهانگیز «ایرانیت و اسلامیت» اختصاص داشت؛ قیومی پور در این باره هم گفت سالهاست که دشمن تلاش میکند این دو رکنِ هویت ما را مقابل هم قرار دهد، اما شهدا با خون خود، باطل شدن این ادعا را ثابت کردند.
از دیدگاه رهبر شهید، جنگ نه یک تهدید برای هویت ملی، بلکه فرصتی برای تجلی وحدت بود. مفهوم «شهید» به تنهایی حامل سه ویژگی بنیادین است که تمام تضادها را از بین میبردارزشهای دینی، که عنوان شهید در ذات خود به معنای فداکاری در راه خدا و برای رضای اوست؛ لذا ریشه در عمیقترین باورهای اسلامی دارد؛.ارزشهای ملی و وحدت، شهید، «نخ تسبیح» هویت ماست. فرقی نمیکند از شمال ایران باشیم یا جنوب؛ وقتی نام شهید میآید، تمام شهرها، روستاها و قومیتها در یک صف واحد حول یک افتخار مشترک پیوند میخورند. این همان ریسمانی است که تکثر قومیتها را به وحدت ملی مبدل میکند؛ارزشهای انسانی و اخلاقی که شهید، تجسمِ والاترین معارف اخلاقی است. ایثار و فداکاری او چنان عظمتی دارد که حتی یک غیرمسلمان یا غیرایرانی نیز در برابر آن سر تعظیم فرود میآورد.
مدرس دوره با بیان این موارد گفت امروز زمان آن است که با گره زدن اسطورههای دیروز به قهرمانان امروز (مانند پیوند میان راهِ رئیسعلی دلواری و حماسههای سردار تنگسیری)، گرههای ذهنی جامعه را باز کنیم و نشان دهیم که قهرمانی در این سرزمین، جریانی ممتد و همیشگی است.
قیومیپور در ادامه گفت محور ششم در روایت جنگ، به «تبیین تاریخ و شاخصههای هویت ملی ایران» میپردازد؛ وی گفت از منظر تحلیلی، جنگ دقیقترین و صادقانهترین زمان برای شناخت ویژگیهای بنیادین یک ملت است؛ چرا که در بحرانیترین لحظات، پنهانترین لایههای شخصیتی یک جامعه آشکار میشود.
او افزود گواه این مدعا، آثار ماندگار ادبی و رمانهایی است که در دل جنگها نوشته شدهاند و توانستهاند هویت و روح ملتهای درگیر در نبرد را برای نسلهای آینده روایت کنند.
این مدرس گفت جنگ برای ملت ایران، نه تنها میدانی برای دفاع، بلکه بهترین بستر برای شناساندن «واقعیت ایرانی» به جهان بود؛ بازخوردهای جهانی از پایداری ما، گواه بر این حقیقت است. ما با پیشینهای پر افتخار و مقاومتی دیرینه، ملتی هستیم که تسلیم را نمیشناسیم. در فضای جنگ است که ویژگیهای اصیلی چون «غیرت، مقاومت، وحدت و ایستادگی در برابر بیگانگان» دوباره متجلی میشوند. همچنین، پیوند میان «دینباوری» و «روحیه انقلابی» در این دوران به شکلی عمیق نمایان شد. در واقع، جنگ، حقیقتِ اصیل و شناختنیای ملت ایران را به نمایش میگذارد.
وی در محور هفتم روایت جنگ، به تعبیر رهبر شهید، جنگ تنها به معنای خسارت نیست، بلکه میتواند «فصلی شورانگیز» باشد که در دل آن، فرصتها و برکاتی عظیم نهفته است. هنر ما در این است که این فرصتها را بشناسیم و از آنها بهرهبرداری حداکثری کنیم.
یکی از بارزترین این برکات، تبدیل «نیاز» به «پیشرفت علمی و فناورانه» است. جنگ، مطالبه عمومی برای پیشرفت را بیدار میکند؛ چرا که ملت درک میکند تنها راه بازدارندگی، تسلط بر فناوری است. همانطور که در جنگ هشت ساله، احساس نیاز منجر به «جهش موشکی» و پیشرفتهای نظامی شد، در جنگهای امروز نیز این الگو تکرار میشود.
تزریق روحیه خودباوری به جامعه
از سوی دیگر، جنگ باعث تزریق روحیه «خودباوری» در ملت و در عین حال، افشای چهره واقعی تمدن غرب میشود؛ جایی که خوی وحشی و استکباری آنها در پوشش تمدن، برای همگان عیان میگردد.
در بُعد اجتماعی، جنگ یکی از بزرگترین فرصتها برای «وحدت ملی» است. در لحظات سخت، تفاوتها و اختلافات رنگ میبازند و مردم در یک صف واحد میایستند. این همان «اتحاد مقدس» است که رهبر شهید پس از جنگ دوازده روزه بر ضرورت پاسداری از آن تأکید کردند. همچنین، رشد سرمایههای انسانی، کشف استعدادهای نهفته و تبدیل شدن ملت ایران به سرمشکی برای سایر ملتها، از نتایج مستقیم این دوران است.
در نهایت، تمام این برکات تنها از طریق «روایت صحیح» نمایان میشوند. روایت نادرست میتواند اثرات معکوس داشته باشد، لذا باید با زبانی صریح، صادقانه و متناسب با فضای ذهنی نوجوانان، این دستاوردهای کیفی را تبیین کنیم.
در محور هشتم روایت جنگ، مقصود تبیین مفهوم «پیروزی» از سوی مدرس این نشست مطرح شد؛ وی گفت امروزه حتی اندیشکدهها و کارشناسان بینالمللی نیز به پیروزی ما اذعان کردهاند. برای درک دقیق این پیروزی، رهبر شهید معیارهای مشخصی را ارائه دادهاند:تحلیل اهداف دشمن، نخستین معیاربیان شده است و ایشان میفرمایند بررسی اهداف دشمن و اینکه آیا جبهه مقابل توانست به مقاصد خود برسد یا خیر؟ شکست دشمن در دستیابی به اهدافش، نخستین نشانه پیروزی است.
دومین مورد ارزیابی توانمندی نظام و ملت و بررسی وضعیت اراده، عزم و توانمندی کشور در دو مقطع «پیش» و «پس» از جنگ است که شواهد بینالمللی و ملی نشان میدهد که این توانمندیها نه تنها کاهش نیافته، بلکه صعودی بوده و اراده مردم در مسیر پیشرفت قرار گرفته است.
شکاف میان تصور دشمن و واقعیت،سومین مورد مطرح شده بود و بررسی میزان فاصله میان «آنچه دشمن از مردم انتظار داشت» و «آنچه مردم در واقعیت انجام دادند». هرچه این فاصله بیشتر باشد، ابعاد پیروزی عمیقتر است.
قیومیپور گفت برای درک بهتر این عظمت، میتوان از «تحلیلهای تطبیقی» استفاده کرد. برای مثال، با مقایسه این جنگ با وقایع تاریخ معاصر (مانند تجربه تلخ ایران در جنگ جهانی دوم در دهه ۱۳۲۰)، متوجه میشویم که چگونه از آن وضعیت آسیبپذیر و فجایع گذشته، به مقاومت و اقتدار امروز رسیدهای. این مقایسه، ابعاد واقعی پیروزی را برای مخاطب روشن میکند.
پیروزی حق بر باطل سنت الهی است
او افزود به فرموده رهبر شهید در نهایت، این پیروزیها را باید در چهارچوب «سنت الهی» دید؛ این وعده خداوند است که ملتی که خالصانه در برابر باطل مقاومت کند، پیروزی نهایی از آن خواهد بود.
محور نهم روایت جنگ بالاترین خسارت و مهمترین دستاورد بود که تبیین دیدگاه رهبر شهید پرداخته شد. از منظر ایشان، سختترین و آسیبزاترین خسارتی که یک ملت میتواند ببیند، «تحقیر» است و در مقابل، ارزشمندترین دستاوردی که میتوان به آن دست یافت، «خودباوری» است.
بنابراین، شیوه روایت از جنگ باید به گونهای باشد که منجر به تقویت اراده، ارتقای عزتنفس و ترویج خودباوری در تکتک افراد جامعه شود. هر گونه رویکرد در روایت که منجر به سست شدن عزم ملی یا تزلزل اراده جمعی گردد، در واقع در خدمت اهداف دشمن است.
مدرس دوره گفت از منظر روانشناسی رشد، «عزتنفس» ستون فقرات شخصیت انسان است و همین امر در فضای جنگ و صلح، معیار اصلی پایداری یک ملت است؛ باید دانست که استراتژی بنیادین استعمار، همواره بر محور «تحقیر» استوار بوده است؛ زیرا استعمار میداند برای تسلط بر یک سرزمین و غارت منابع آن، ابتدا باید عزتنفس ملت آن سرزمین را در هم شکسته و آنها را به پذیرش شکست و حقارت سوق دهد. لذا، روایتِ عزتبخش، خود یک ابزار دفاعی در برابر سلطه است.
آخرین محور در روایت جنگ، بررسی «پیامدهای بلندمدت» بود و قیومیپور گفت از این منظر، جنگ تعیینکننده جایگاه یک کشور در زنجیره عزت یا ذلت است و افزود کشوری که در رویارویی با تهدیدات، رویکردی ذلیلانه اتخاذ کند، تا سالها متحمل سقوط و تضعیف خواهد شد؛ اما ملتی که با صلابت و اقتدار وارد میدان شود، حتی اگر هزینههای سنگینی بپردازد، میراثی از عزت و مقتدر بودن را برای نسلهای آینده به جای خواهد گذاشت.
توجه به تاریخ جایگزین
در این تحلیل، استفاده از ابزار «تاریخ جایگزین»،برای درک بهتر واقعیتها ضروری است؛ همانگونه که در کتاب «مردی در قلعه بلند» به تصویرسازی از تاریخهای موازی پرداخته شده است. باید از خود بپرسیم: «اگر مقاومت در جنگ هشت ساله نبود، چه اتفاقی میافتاد؟» پاسخ رهبر شهید روشن است: نه تنها خاک ایران از چنگ ما میرفت، بلکه ما با حقارتی مشابه آنچه در جنگهای جهانی بر برخی ملتها تحمیل شد، روبرو میشدیم.
مدرس نشست گفت باید این حقیقت را پذیرفت که مسیر تسلیم و سازش، نه تنها راه گریز از خسارت نیست، بلکه منجر به آسیبهایی جبرانناپذیر میشود. در مقابل، مقاومت است که بستر جهش علمی، فنی و بازدارندگی را فراهم میکند. از این رو، رهبر شهید «هزینه مقاومت» را بسیار کمتر از «هزینه تسلیم» میدانند.
امروز باید روایت ما را «آیندهنگر» و «امیدبخش» کرد. باید به مخاطب بفهمانیم که پرداخت هزینههای امروز، در واقع سرمایهگذاری برای خرید عزتِ سالهای آینده است. با این نگاه، «منشور ده محور روایت جنگ» تکمیل میشود تا چارچوبی جامع برای تبیین حقیقت نبرد و پیروزی باشد.
فصل نهایی این منشور به هنر روایت جنگ، بسترها و ابزار و ظرافتهای روایت جنگ؛ فلسفه روایت جنگ و نوع نگاه و محورهای محتوایی جنگ کم است و نیاز هست هر کدام ازما مسلط و آگاه شویم تا روایت جنگ امروز که وطیفه جدی ماست و ما در این جنک موثر باشیم.
یاد آوری میشود دور پنجم نشستهای ایران پیروز از ۹ تا ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ هر روز از ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح برگزار خواهد شد و مربیان کانون و خانوادهها مخاطبان اصلی آن هستند.
در ادامه این نشستها، بهزاد دارابی در روزهای ۱۲ و ۱۳ خرداد درباره «نقش کانون در دوران جنگ و پساجنگ» سخن میگوید و شعله ایلبیگی نیز در روزهای ۱۶ و ۱۷ خرداد نشست «وطندوستی در شاهنامه» را برگزار میکند.
محبوبه بزمآرا نیز روز ۱۸ خرداد با موضوع «هویت فرهنگی و تابآوری کودک و نوجوان؛ ادبیات و تابآوری» آخرین نشست این دوره را برگزار خواهد کرد.
علاقهمندان برای حضور در این نشستها میتوانند هر روز از طریق نشانی www.skyroom.online/ch/kanoonp/amoozesh یا shad.ir/kpf_live در برنامه شرکت کنند.
