کودکان در کنار نیازهای اساسی به خوراک فرهنگی و هنری نیاز دارند

در ایران، کودکان و نوجوانان هنوز آن‌گونه که باید از امکانات آموزشی و ارتباط‌های کلامی و بصری بهره‌مند نیستند و همچنان نیاز داریم توجه مسئولان را به دنیای کودکان جلب کنیم؛ دنیایی که در آن خیال، تخیل، عروسک، نوشتن و نقاشی نقش سازنده‌ای دارند. انتظار می‌رود مسئولان مجموعه‌های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی به این موضوع توجه بیشتری داشته باشند.

عادل بزدوده نویسنده، کارگردان نمایش عروسکی و عروسک سازکودکان و خانواده‌های آنان به تئاتر و سینما نیاز دارند و این نیاز نباید فقط بر دوش «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» باشد. چرا تنها باید کانون باشد که یک‌تنه در این راه بکوشد؟ وزارت آموزش و پرورش نیز باید نه در حد حرف و جلسات خبری، بلکه در عمل در کنار کانون پرورش فکری قرار بگیرد و برای کودکان این سرزمین کاری انجام دهد.

کانون پرورش فکری با همه قدمتی که دارد، به تنها راه موجود تبدیل شده است. شاید در برخی جلسه‌ها برای عملکرد این نهاد صدای آفرین گفتن مسئولان را بشنویم، اما موقع عمل، این کانون پرورش فکری است که تنها می‌ماند. بسیاری از نهادهای دیگر تخصص کافی در شناخت نیازهای کودک و شرایط سنی مختلف ندارند.

اصلی‌ترین بخش کانون پرورش فکری، کتابخانه‌هایش است و کار اصلی کانون این است که اوقات فراغت بچه‌ها را تعریف کند. در این میان، آموزش و پرورش باید در کنار کانون بایستد و هماهنگی‌های لازم را انجام دهد تا بچه‌های ایران، از سیستان و بلوچستان تا جنوب ایران و آن طرف کردستان، بتوانند از این موهبت برخوردار شوند.

آموزش و پرورش سالن‌های چندمنظوره بسیاری دارد که به گفته بزدوده، عملاً به کار چندانی نمی‌آیند. به جای آن، باید روی ساخت سالن‌های تخصصی سرمایه‌گذاری شود. امروز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در کل تهران فقط دو سالن و نصفی دارد، در حالی که جمعیت در حال افزایش است و هیچ نهاد دیگری نیز آن‌طور که باید به امر تئاتر کودک توجه نمی‌کند.

در این میان، گروه سنی نوجوانان وضعیت بدتری دارند. مسئله فقط فراهم کردن امکانات برای کودکان نیست؛ باید دید برای نوجوانان چه خوراک ذهنی آماده کرده‌ایم و چگونه قرار است نسلی را تربیت کنیم که سازنده این کشور باشد. آموزش و پرورش می‌تواند پلی میان کانون پرورش فکری و دانشگاه باشد.

بسیاری از بچه‌ها که اتفاقاً عاشق کانون پرورش فکری هم هستند، بعد از دوران کودکی رها می‌شوند و هیچ برنامه‌ای برای آن‌ها وجود ندارد. آن‌هایی که من در دانشگاه استادشان می‌شوم، وقتی از آن‌ها می‌پرسم کجا بزرگ شده‌اید، می‌گویند: «در کانون پرورش فکری بودیم، ولی بعد از دوران کودکی رها شدیم.»

به اعتقاد من، بیشترین سرمایه‌گذاری باید روی نسل آینده، یعنی کودکان و نوجوانان، صورت بگیرد. اگر بیشترین سرمایه‌گذاری روی این گروه سنی انجام شود، ما بهترین تجلی را به دست خواهیم آورد. با تربیت آدم‌های درست و حسابی و عجیباً بافرهنگ است که جامعه ما به جامعه بهتری تبدیل می‌شود، نه با تربیت کسانی که فرهنگ‌زده هستند.

مسئولان باید توجه کنند که این نسلی که بسیار از فرهنگ ما دور شده است، قرار است آینده‌ساز باشد. از میان همین بچه‌ها، وزیر و رئیس‌جمهور آینده بیرون می‌آید.

عروسک و تئاتر عروسکی تأثیر بی‌نظیر و تکرارنشدنی دارند؛ تأثیری که ربطی به سن و سال ندارد و می‌تواند هر مخاطبی را با خودش همراه کند و به دنیای تخیل بکشاند. در دنیای نمایش و تخیل، با کمک عروسک‌ها می‌شود تأثیرات عمیقی بر ذهن افراد گذاشت و مفاهیم و قصه‌هایی را به آن‌ها یاد داد که شاید هرگز در مدرسه و حتی در خانه و خانواده یاد نگرفته باشند.

برای من قابل قبول نیست که بعد از انقلاب، در تهران فقط دو سالن تئاتر کودک وجود داشته باشد. یک سالن ۴۵ نفره هم من خودم برای کانون، با کمک دوستانم ساختم. من خودم بچه کانون پرورش فکری هستم؛ بچه‌ای که حالا ۷۰ ساله شده است. اگر این دوستان مدیر فقط برای سه تا چهار سال مأموریت مدیریت یک مجموعه را دارند، چرا با ساختن یک سالن، نام خودشان را ماندگار نمی‌کنند؟

این اتفاق می‌تواند بی‌نظیر باشد، اما باید دید کجا باید رخ بدهد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و آموزش و پرورش، شاکله قدرتمندی هستند. شهرداری نهادی است که امکانات مالی گسترده‌ای دارد و مکان‌های بسیاری در اختیارش است. مکان‌های اجرایی بسیاری دارد. چرا این امکانات را در اختیار کانون قرار نمی‌دهد؟! همه‌چیز می‌تواند به شکل درست و درهم‌تنیده‌ای در کنار هم قرار بگیرد اگر که آن‌هایی که ماموریتی در حوزه کودک و نوجوان دارند، در کنارهم قرار بگیرند.

دنیای نمایش، چه انسانی و چه عروسکی، برای آموزش دادن به بچه‌ها از ملزومات است. نمی‌خواهم در این زمینه اغراق کنم. بله، نان باید بخوریم، اما باید بدانیم که در کنار نان برای جسمی سالم، خوراک ذهنی برای روح و ذهنی سالم هم نیاز است. نمایش عروسکی سالم هم سلامت برای بچه‌هایمان به دنبال خواهد داشت. ما شاید امروز به این نیاز بی‌توجه باشیم ولی بیست سال بعد خلا آن را می‌فهمیم. چرا که این مسئله مثل نان نیست که همان لحظه مشخص شود. ممکن است گرسنگی ناشی از غذا نخوردن را با ضعف و تاثیر آنی‌اش بفهمیم ولی در مورد خوراک فرهنگی و هنری تاثیر آن را در نسل‌های بعدی می‌فهمیم. در درازمدت متوجه می‌شویم که بچه ما آموزش دیده است و خروجی آن می‌شود یک آدم فرهیخته؛ آدمی که فرهنگ را می‌شناسد و با فرهنگ بزرگ شده است. من در این زمینه حرف دارم.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha