قصه‌گویی؛ راهی برای تقویت همدلی و تاب‌آوری کودکان

نویسنده کتاب «قصه‌گویی و سلامت روان» در نشستی تخصصی، قصه‌گویی و روایت تجربه‌های زندگی را در تقویت سلامت روان، تنظیم هیجان، همدلی و تاب‌آوری کودکان و نوجوانان مؤثر دانست.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، نشست تخصصی «قصه‌گویی و سلامت روان» روز یک‌شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵، در ادامه برنامه‌های هفته ملی کودک و با حضور امیرسلیمان شهبازی، نویسنده کتاب «قصه‌گویی و سلامت روان؛ مروری بر قصه‌گویی و کاربرد آن در علم روان‌شناسی»، و ابوالفضل حری، عضو هیئت علمی دانشگاه اراک و پژوهش‌گر حوزه قصه و روایت‌شناسی، به‌صورت برخط و حضوری برگزار شد.

قصه؛ راهی برای معنا دادن به تجربه‌های زندگی

امیرسلیمان شهبازی در بخش نخست این نشست، با اشاره به سابقه فعالیت خود در حوزه کاردرمانی، مشاوره خانواده و کار با کودکان و نوجوانان، تجربه‌های حرفه‌ای و بالینی خود را از انگیزه‌های اصلی نگارش این کتاب دانست.

او توضیح داد که پیوند دادن تجربه‌های خود در محیط‌های دانشگاهی و بالینی با ظرفیت‌های فرهنگی و تربیتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، یکی از نخستین زمینه‌هایی بود که او را به مطالعه ارتباط قصه‌گویی و سلامت روان علاقه‌مند کرد؛ اما آنچه این موضوع را برایش جدی‌تر کرد، مشاهده نقش روایت در فرایند مواجهه افراد با مشکلات زندگی بود.

به گفته او، قصه و روایت به انسان کمک می‌کند اتفاق‌های پراکنده زندگی را نه به‌صورت مجموعه‌ای از رویدادهای جدا از هم، بلکه در قالب کلیتی معنادار درک کند. انسان برای فهم تجربه‌های خود به نوعی پیوستگی نیاز دارد و روایت می‌تواند زمینه ایجاد این پیوستگی را فراهم آورد.

این پژوهشگر با اشاره به پیشینه قصه‌گویی در زندگی بشر بیان کرد که قصه‌گویی از شیوه‌های دیرینه انتقال تجربه و فهم جهان بوده است؛ شیوه‌ای که به انسان امکان می‌دهد رویدادها را در یک ساختار زمانی و معنایی قرار دهد و از میان تجربه‌های گوناگون زندگی، تصویری قابل فهم از خود و جهان پیرامونش بسازد.

تنظیم هیجان، شناخت بهتر خود و انسجام هویت

شهبازی در ادامه، سه نقش مهم قصه و روایت را در ارتباط با سلامت روان تشریح کرد و نخستین نقش را کمک به تنظیم هیجان دانست.

او توضیح داد هنگامی که انسان تجربه‌های خود را در قالب یک داستان روایت می‌کند، فرصت می‌یابد فراز و فرودهای زندگی، از جمله شکست‌ها، موفقیت‌ها، ترس‌ها، غم‌ها و شادی‌ها را در کنار یکدیگر ببیند. قرارگرفتن این تجربه‌ها در یک کلیت می‌تواند به درک بهتر احساس‌ها و برقراری ارتباط معنادار میان آن‌ها کمک کند.

به گفته شهبازی، نقش دوم قصه‌گویی، کمک به کاهش آشفتگی‌های شناختی و افزایش توانایی درک و نام‌گذاری تجربه‌هاست. در فرایند روایت، فرد برای بیان آنچه تجربه کرده است، از واژه‌ها و مفاهیم کمک می‌گیرد و همین فرایند می‌تواند به روشن‌ترشدن تجربه‌های ذهنی او منجر شود.

او سومین نقش قصه را کمک به ایجاد تداوم در هویت دانست و با اشاره به ارتباط میان تجربه‌های گذشته، حال و آینده توضیح داد که روایت می‌تواند به فرد کمک کند زندگی خود را پیوسته‌تر درک کند و برای اتفاق‌های آن معنایی بیابد.

پنج ویژگی روایت‌های اثرگذار

نویسنده کتاب «قصه‌گویی و سلامت روان» در بخش دیگری از سخنان خود، پنج ویژگی مهم روایت‌های اثرگذار را تشریح کرد و گفت توجه به این ویژگی‌ها می‌تواند در فهم بهتر نقش قصه در رشد فردی و سلامت روان مؤثر باشد.

نخست، پیوستگی زمانی روایت باید بتواند میان گذشته، حال و آینده ارتباط برقرار کند. از نگاه شهبازی، این پیوند زمانی به فرد کمک می‌کند تجربه‌های مختلف زندگی را در قالب مسیری پیوسته ببیند و به درک روشن‌تری از هویت خود برسد.

دوم، عاملیت و نقش کنشگری: یکی از ویژگی‌های مهم روایت‌های رشددهنده، توجه به توانایی فرد برای اثرگذاری بر زندگی و مشارکت در حل مسائل است. شهبازی با اشاره به اهمیت عاملیت در رشد کودکان و نوجوانان گفت قصه‌ها می‌توانند به مخاطب کمک کنند خود را صرفاً دریافت‌کننده کمک دیگران نبیند، بلکه نقش و توانایی‌های خود را در مواجهه با مسائل بشناسد.

او در عین حال یادآور شد که انسان در زندگی اجتماعی به حمایت دیگران نیاز دارد، اما تمرکز صرف بر این انتظار که دیگران مشکلات او را حل کنند، نمی‌تواند جایگزین تقویت توانایی‌های فردی شود.

سوم، علیت و ارتباط معنایی میان رویدادها: شهبازی توضیح داد که در یک روایت، رویدادها باید به‌گونه‌ای کنار هم قرار گیرند که ارتباط معنایی میان آن‌ها قابل درک باشد. این ارتباط لزوماً به معنای رابطه خطی و ساده علت و معلولی نیست، بلکه می‌تواند شامل تفسیرهای گوناگون و ارتباط‌های پیچیده‌تر میان رویدادها نیز باشد.

چهارم، انسجام محتوایی و درونی: به گفته او، روایت‌های اثرگذار از وضوح و انسجام بیشتری برخوردارند و اجزای مختلف آن‌ها در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. چنین ساختاری می‌تواند به مخاطب کمک کند تجربه‌ها و احساس‌های خود را روشن‌تر درک کند.

پنجم، انعطاف‌پذیری: شهبازی انعطاف‌پذیری را یکی از مؤلفه‌های مهم رشد و تاب‌آوری دانست و گفت روایت‌هایی که امکان دیدن موقعیت‌ها از زاویه‌های مختلف را فراهم می‌کنند، می‌توانند زمینه بازنگری در برداشت‌ها و یافتن راه‌های متفاوت مواجهه با مشکلات را فراهم سازند.

او این ویژگی‌ها را از محورهای اصلی کتاب خود معرفی کرد و بر اهمیت توجه به آن‌ها در بررسی ارتباط میان قصه، روایت و سلامت روان تأکید کرد.

از تقویت همدلی تا افزایش تاب‌آوری کودکان

شهبازی در ادامه، به نقش قصه‌گویی در رشد کودکان و نوجوانان پرداخت و همدلی را یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های آن برشمرد.

او گفت قصه به مخاطب امکان می‌دهد از زاویه دید شخصیت‌های مختلف به جهان نگاه کند و تجربه‌ها و احساس‌هایی را بشناسد که ممکن است در زندگی روزمره خود با آن‌ها مواجه نشده باشد. این فرایند می‌تواند به تقویت درک دیدگاه دیگران و گسترش ظرفیت همدلی در سطح شناختی و هیجانی کمک کند.

به گفته این پژوهشگر، قصه همچنین می‌تواند در رشد سواد هیجانی کودکان نقش داشته باشد؛ زیرا مخاطب در جریان شنیدن یا روایت‌کردن داستان با احساس‌های مختلف آشنا می‌شود و فرصت پیدا می‌کند آن‌ها را تشخیص دهد و درباره‌شان گفت‌وگو کند.

او با اشاره به اهمیت تاب‌آوری در مواجهه با دشواری‌های زندگی تأکید کرد که این توانایی صرفاً با آموزش مستقیم و بیان توصیه‌ها شکل نمی‌گیرد، بلکه کودکان می‌توانند از طریق مشاهده تجربه شخصیت‌های داستانی، آشنایی با شیوه‌های مواجهه با مسائل و دنبال‌کردن مسیر تحول شخصیت‌ها، با راه‌های مختلف عبور از دشواری‌ها آشنا شوند.

شهبازی همچنین به مفهوم خودکارآمدی اشاره کرد و آن را توانایی فرد برای استفاده از دانش و تجربه‌های خود در مواجهه با مسائل زندگی دانست. از نگاه او، قصه‌ها می‌توانند با نمایش شیوه‌های گوناگون تصمیم‌گیری، حل مسئله و عبور از موقعیت‌های دشوار، زمینه تقویت این احساس توانمندی را فراهم کنند.

او افزود که قصه‌گویی، در کنار انتقال تجربه‌ها و مفاهیم فرهنگی، می‌تواند بستری برای گفت‌وگو درباره احساس‌ها، روابط انسانی و شیوه‌های مواجهه با مسائل باشد؛ موضوعی که در فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی مرتبط با کودکان و نوجوانان اهمیت دارد.

شنیدن روایت کودک بدون قضاوت

بخش دیگری از سخنان شهبازی به نحوه مواجهه با روایت‌های کودکان و نوجوانان اختصاص داشت. او در این زمینه، بر اهمیت شنیدن فعال و پرهیز از قضاوت شتاب‌زده تأکید کرد.

به گفته او، نخستین گام در مواجهه با روایت یک فرد، شنیدن ساختار و محتوای داستان اوست. شنونده باید فرصت بیان تجربه‌ها را فراهم کند و با توجه به احساس‌ها و محتوای روایت، به گوینده نشان دهد که سخنانش شنیده و درک شده است.

شهبازی با اشاره به رویکردهای انسان‌گرایانه در روان‌شناسی توضیح داد که شنیده‌شدن می‌تواند تجربه‌ای مهم برای فرد باشد. گاهی کودکان و نوجوانان حرف‌ها و احساس‌هایی دارند که نیازمند بیان آن‌ها هستند، اما فرصت یا فرد مناسبی برای گفت‌وگو پیدا نمی‌کنند.

او تأکید کرد که حتی اگر مربی در جایگاه تحلیل تخصصی روایت قرار نداشته باشد، می‌تواند با شنیدن دقیق، ایجاد فضایی امن و پرهیز از سرزنش، امکان بیان تجربه‌های کودک را فراهم کند.

این پژوهشگر در ادامه، شش گام را در مواجهه روایت‌محور با تجربه‌های فرد برشمرد: شنیدن ساختار قصه، ایجاد فاصله میان تجربه و هویت فرد، یافتن استثناها در میان تجربه‌های دشوار، گسترش روایت‌های ترجیحی، تقویت عاملیت و برقراری انسجام میان گذشته، حال و آینده و در نهایت کمک به شکل‌گیری روایتی تازه و رشددهنده از زندگی.

او توضیح داد که در مرحله فاصله‌گذاری، فرد می‌آموزد یک اشتباه یا شکست را تمام هویت خود نداند. در مرحله یافتن استثناها نیز به جای تمرکز صرف بر مشکلات، موقعیت‌هایی شناسایی می‌شوند که فرد توانسته است از عهده مسئله‌ای برآید یا شرایط متفاوتی را تجربه کند.

شهبازی در عین حال تصریح کرد که این توضیحات به معنای یکسان‌بودن فعالیت فرهنگی قصه‌گویی با روان‌درمانی نیست و مداخلات تخصصی باید در چارچوب حرفه‌ای مربوط به خود انجام شوند.

قصه‌گویی؛ راهی برای تقویت همدلی و تاب‌آوری کودکان

ابوالفضل حری: ظرفیت ادبیات فارسی در پژوهش‌های قصه و سلامت روان پررنگ‌تر شود

در بخش دوم نشست، ابوالفضل حری، عضو هیئت علمی دانشگاه اراک و پژوهشگر حوزه روایت‌شناسی، به بررسی کتاب «قصه‌گویی و سلامت روان؛ مروری بر قصه‌گویی و کاربرد آن در علم روان‌شناسی» پرداخت.

او در آغاز سخنان خود، پیوند میان مباحث روان‌شناسی و روایت‌شناسی را از ویژگی‌های قابل توجه کتاب دانست و گفت این اثر می‌تواند زمینه‌ای برای ادامه پژوهش درباره ارتباط روایت، هویت و سلامت روان فراهم کند.

حری با اشاره به تجربه‌های بالینی نویسنده کتاب، اظهار کرد که این تجربه‌ها می‌توانند زمینه مناسبی برای گسترش مباحث کاربردی باشند؛ به‌ویژه اگر در آثار آینده، نمونه‌های روشن‌تر و دقیق‌تری از چگونگی استفاده از روایت در فرایندهای روان‌شناختی ارائه شود.

او همچنین به جایگاه ادبیات فارسی در مطالعات روایت اشاره کرد و بهره‌گیری از آثار کلاسیک ایرانی، از جمله مثنوی مولانا، گلستان سعدی و شاهنامه فردوسی را از زمینه‌های ارزشمند برای پژوهش‌های بومی در این حوزه دانست.

به گفته حری، ظرفیت ادبیات فارسی در بررسی نسبت میان قصه، تجربه انسانی و معنا بسیار گسترده است و می‌توان با رویکردهای پژوهشی دقیق‌تر، ارتباط میان مفاهیم روایت‌شناسی و میراث ادبی ایران را بررسی کرد.

ضرورت انسجام نظری و تقویت پشتوانه‌های پژوهشی

حری در ادامه، به برخی زمینه‌های قابل بازنگری در کتاب اشاره کرد و گفت یکی از موضوع‌های مهم در ارزیابی آثار علمی، انسجام میان مباحث و چگونگی پیوند دادن نظریه‌ها با مسئله اصلی پژوهش است.

او با اشاره به تعدد نظریه‌ها و نام پژوهشگران در بخش‌هایی از کتاب، بر ضرورت توضیح دقیق‌تر دیدگاه‌های مورد استفاده و روشن‌شدن ارتباط آن‌ها با استدلال اصلی نویسنده تأکید کرد.

به گفته این پژوهشگر، در یک اثر علمی، صرف معرفی نظریه‌ها و اشاره به نام صاحب‌نظران کافی نیست؛ بلکه لازم است ارتباط میان دیدگاه‌ها، مسئله مورد بررسی و برداشت نویسنده به‌روشنی توضیح داده شود تا خواننده بتواند مسیر استدلال پژوهش را دنبال کند.

حری همچنین تکمیل ارجاعات، درج دقیق مشخصات منابع و شماره صفحات در موارد لازم، اصلاح برخی معادل‌های انگلیسی و بازنگری در ساختار فصل‌بندی را از مواردی دانست که می‌تواند به ارتقای کیفیت علمی و خوانایی کتاب کمک کند.

او با اشاره به اهمیت شواهد پژوهشی در طرح ادعاهای مرتبط با سلامت روان گفت هرچه ادعاهای علمی با قطعیت بیشتری بیان شوند، ضرورت ارائه پشتوانه و شواهد متناسب با آن‌ها نیز بیشتر می‌شود. به اعتقاد او، در برخی بخش‌ها لازم است ارتباط میان مباحث نظری و شواهد پشتیبان آن‌ها روشن‌تر شود و از تعمیم‌های گسترده بدون توضیح کافی پرهیز شود.

این پژوهشگر در بخش دیگری از نقد خود، به موضوع کاربردی‌شدن مباحث کتاب اشاره کرد و گفت اگر قرار باشد اثری در این زمینه به‌طور ویژه برای مربیان مراکز فرهنگی نوشته شود، لازم است روش‌های استفاده از قصه در فعالیت‌های تربیتی با مثال‌ها و راهنمایی‌های روشن‌تری همراه باشد.

او افزود که توسعه چنین رویکردی می‌تواند در قالب اثری تکمیلی دنبال شود؛ اثری که ضمن حفظ پشتوانه نظری، نمونه‌هایی از کاربرد قصه و روایت در فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی را متناسب با مسئولیت‌ها و توانایی‌های مربیان ارائه کند.

ضرورت تفکیک قصه‌گویی، روایت زندگی و روایت‌درمانی

یکی از موضوع‌های مهم مطرح‌شده در این نشست، تفاوت میان قصه‌گویی به‌عنوان یک فعالیت فرهنگی، روایت تجربه‌های زندگی و روایت‌درمانی به‌عنوان رویکردی تخصصی بود.

حری با اشاره به این موضوع گفت مخاطبان کانون ممکن است قصه را عمدتاً در قالب داستان و قصه‌گویی سنتی بشناسند؛ در حالی که بحث روایت زندگی به شیوه‌ای بازمی‌گردد که فرد تجربه‌های خود را درک و بازگو می‌کند.

او توضیح داد که ممکن است دو نفر با رویدادی مشابه مواجه شوند، اما برداشت و روایت متفاوتی از آن داشته باشند. از این منظر، بررسی روایت تنها به خود رویداد محدود نمی‌شود، بلکه چگونگی معنا دادن فرد به آن رویداد نیز اهمیت دارد.

حری بر همین اساس، روشن‌شدن مرزهای مفهومی میان قصه‌گویی، روایت‌شناسی و روایت‌درمانی را برای استفاده دقیق‌تر از این مفاهیم در فعالیت‌های پژوهشی و فرهنگی ضروری دانست.

در ادامه این بحث، شهبازی توضیح داد که کتاب با هدف بررسی مبانی نظری ارتباط قصه‌گویی و سلامت روان نوشته شده است و قرار نبوده یک راهنمای بالینی برای اجرای مداخلات درمانی باشد. او تأکید کرد که فعالیت‌های مربیان کانون در چارچوب مسئولیت‌های فرهنگی و تربیتی تعریف می‌شود و در صورت مواجهه با مشکلاتی که نیازمند مداخله تخصصی هستند، ارجاع به متخصصان ضرورت دارد.

پیشنهاد برای گسترش آثار کاربردی ویژه مربیان کانون

در بخش دیگری از گفت‌وگو، حری با اشاره به نیازهای مربیان کانون، پیشنهاد کرد که در ادامه این مسیر پژوهشی، اثری کاربردی‌تر برای فعالان حوزه کودک و نوجوان تدوین شود؛ اثری که در آن، ضمن حفظ مبانی علمی، نمونه‌های عملی از مواجهه با روایت‌های کودکان و استفاده از ظرفیت قصه در فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی ارائه شود.

او همچنین بر اهمیت استفاده از نمونه‌های ادبیات فارسی و بررسی دقیق‌تر ظرفیت‌های داستان‌ها و روایت‌های ایرانی تأکید کرد و این موضوع را زمینه‌ای برای پیوند پژوهش‌های دانشگاهی با نیازهای عملی مراکز فرهنگی دانست.

شهبازی نیز در پاسخ به نقدهای مطرح‌شده، ضمن استقبال از دیدگاه‌های داور، توضیح داد که این اثر با هدفی پژوهشی نوشته شده و برخی از پیشنهادهای مطرح‌شده درباره گسترش نمونه‌های کاربردی، می‌تواند در توسعه مطالعات و آثار بعدی مورد توجه قرار گیرد.

در این گفت‌وگو همچنین به پرسشی درباره مراجعه افرادی که روایت زندگی آن‌ها آشفته و ناپیوسته است، پرداخته شد. شهبازی در پاسخ توضیح داد که در فرایند روان‌درمانی، قرار نیست مراجع از ابتدا روایتی منسجم و ساختارمند ارائه کند؛ بلکه کمک به شناخت تجربه‌ها، برقراری ارتباط میان رویدادهای زندگی و یافتن راه‌های مواجهه با مسائل، بخشی از نقش متخصص است.

او تأکید کرد که این فرایند با فعالیت مربی در محیط فرهنگی تفاوت دارد و نباید از مربیان انتظار داشت نقش درمانگر را بر عهده بگیرند.

گفت‌وگویی درباره معیارهای داوری آثار علمی

در بخش پایانی نشست، برگزارکننده با اشاره به انتخاب کتاب «قصه‌گویی و سلامت روان» به‌عنوان یکی از آثار برگزیده بخش علمی بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی، بر اهمیت آشنایی مخاطبان با فرایند داوری و معیارهای ارزیابی آثار تأکید کرد.

در این بخش توضیح داده شد که انتخاب یک اثر به‌عنوان کتاب برگزیده، به معنای بی‌نقص‌بودن همه بخش‌های آن نیست؛ بلکه آثار بر اساس مجموعه‌ای از معیارها بررسی می‌شوند و گفت‌وگو درباره نقاط قوت و زمینه‌های بهبود، می‌تواند به ارتقای کیفیت پژوهش‌های آینده کمک کند.

حری نیز با تأکید بر ارزش طرح موضوع ارتباط قصه و سلامت روان، پیشنهادهای خود را در راستای تقویت انسجام علمی، اصلاح ارجاعات و گسترش بخش‌های کاربردی مطرح کرد. شهبازی هم از نقدهای ارائه‌شده استقبال کرد و آن‌ها را فرصتی برای بازنگری و توسعه کار پژوهشی دانست.

این نشست با تأکید بر ضرورت تداوم گفت‌وگوهای علمی درباره قصه، روایت و سلامت روان و توجه به نیازهای پژوهشی و فرهنگی حوزه کودک و نوجوان به پایان رسید.

هفته ملی کودک سال ۱۴۰۵ با شعار «لبخند کودکان، الفبای وطن» از ۱۵ تا ۲۱ مهر در سراسر کشور برگزار می‌شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha