گفتگو با خانم بهنوش بساک کاظمی قصه گوی برتر جشنواره قصه گویی کشوری

خانم بساک کاظمی از قصه گویان برتر استان مرکزی هستند که در این گفتگو بیشتر با ایشان آشنا می شویم

سلام لطفا خودتان را لطفا معرفی کنید؟

هنرخداگونه تر ازعلم است
علم کشف می کند... هنر می آفریند.  « افلاطون »

 بهنوش بساک کاظمی

در سال 1357 همزمان با روزهای پر شور انقلاب اسلامی به دنیا آمدم ،از بچگی عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودم و حالا با 15 سال سابقه مربیگری در خدمت بچه ها هستم. فوق دیپلم امور فرهنگی خود  را در کانون و به عنوان دانشجوی ممتاز در سال1384 گرفتم و دانشجوی سال آخر کارشناسی علوم اجتماعی می باشم.

از اواخر سال 1374 به عنوان مربی کانون استخدام شدم ، برای اعضا کانون قصه گویی را به عنوان یک فعالیت رسمی آغاز کردم وتا سال 1386 در مرکز شماره یک اهوازبه عنوان مربی مسئول بوده و هم اکنون نیز مربی مسئول مرکز مجتمع کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اراک-استان مرکزی هستم و با افتخار برای بچه ها قصه گویی می کنم.

اولین قصه ای که شنیده اید؟

اولین قصه ایی که شنیدم مطمئناً از زبان مادرم بوده و لی اولین قصه ایی که به خاطر دارم قصه ایی بود که پدربرایم تعریف کرد:( خرسی و خرسک دو تا خرس بودندکه یک کندوعسل پیدا می کنند و برای بدست آوردنش با هم می جنگنند که خرسی، خرسک را هل میدهد و سرش به سنگ می خورد و با خوردن سر خرسک به سنگ خرسی از خواب بیدار می شود و خرسک را میبیند که زیر درخت خوابیده به سمتش می رود و اورا می بوسد و می گویید ما دوتا با هم برادریم و نباید با هم بجنگیم دیگه با هات دعوا نمیکنم و دوست دارم.)

 در مورد موفقیت هایتان در قصه گویی برایمان بگویید؟

از آنجا که میل به قصه و قصه گویی  در وجودم نهادینه شده در جشنواره های مختلف قصه گویی از جمله کانون شرکت داشته و رتبه هایی به شرح ذیل کسب نمودم:

1-شرکت در سومین جشنواره کشوری قصه گویی 1378– ساری- استان مازندران  باقصه ی "معمارو نقاش" برای گروه سنی "ج" که در این جشنواره از سه قصه گوی استان خوزستان به دلیل کیفیت بالای قصه گویی تقدیر شد

2-شرکت درچهارمین جشنواره قصه گویی کشوری در سال 1379 –ایلام- استان ایلام با قصه ایی از مثنوی معنوی با عنوان "شیر و آدمیزاد" برای گروه سنی (ج و د) به لهجه ی محلی بختیاری و  کسب عنوان قصه گوی برگزیده در این جشنواره.

3-شرکت درهفتمین جشنواره قصه گویی کشوری در سال 1382- اراک –استان مرکزی با قصه ی "آزاده" برای گروه سنی (ب و ج)(قصه گویی با ابزار) و کسب رتبه برتر قصه گویی از نگاه مخاطبان .

4- شرکت در جشن مربیان موفق و فارغ التحصیلان کانون و اجرای قصه گویی (با ابزار) از داستانهای مثنوی با عنوان "فیل درتاریکی".

5-شرکت در دهمین جشنواره قصه گویی کشوری و اولین جشنواره بین المللی کانون 1385-تهران با قصه ای از بوستان سعدی با عنوان " شیندستم از راویان کلام.." برای گروه سنی (د) به عنوان قصه گوی مهمان.

6-شرکت در دوازدهمین جشنواره قصه گویی کشوری و سومین جشنواره بین المللی کانون 1387- اصفهان با قصه ای از قرآن کریم با عنوان "ذوالقرنین" برای گروه سنی(ج و د)(قصه گویی با ابزار) و کسب رتبه ی برگزیده ی  دوره های پیشین.

و 2 بار هم به عنوان داور جشنواره ی قصه گویی استانی در سال های 1385 و 1386 در استان خوزستان همکاری داشتم.

داور جشنواره قصه گویی  استانی1389  استان مرکزی .

برای چه گروه سنی بیشتر قصه می گویید؟

در کتابخانه  برای تمام گروه سنی قصه گویی می کنم و لی بیشتر میل به اجرای قصه گویی برای کودک را دارم ، علاقمند به اجرای قصه گویی با ابزار هستم که در این زمینه مطا لعات بسیاری داشته و مقاله ای نیز با عنوان" نقش ابزار در قصه گویی" نیز ارائه دادم و در طی این سالها نیز بیشر قصه ها را با ابزار برای    بچه ها اجرا کردم.و در انتخاب قصه سعی کردم تا  قصه هایی که پیام های تربیتی اسلامی  داشته باشند  در اوالویت قرار دهم. و بهترین قصه ای که شنیدم داستان معراج پیامبر(ص) از زبان پدرم بود.

اول قصه به وجود آمد یا قصه گویی ؟

نمی توان گفت اول قصه به وجود آمد یا قصه گویی. انسان های نخستین وقتی دور هم جمع می شدند از چیزهای مختلف حرف می زدند که برخی از آن ها واقعیت داشت و برخی دیگر ساخته ی ذهن و تخیل آنان بود. این که انسان ها ابتدا تخیل کردند و بعد آن را گفتند، یا همان طور که داشتند حرف می زدند، تخیل کردند و قصه ای ساختند، مهم نیست، مهم این است که قصه ابتدا به قصه گو زنده شد و با قصه گو ادامه پیدا کرد  و تا ده ها هزاار سال به این شکل به زندگی ادامه داد تا خط اختراع شد و بعد ماشین چاپ و ادبیات به شکل امروزی وارد جامعه گردید.

معلوم نیست که نخسیتن قصه گوها مادران و مادربزرگ ها بودند یا جادوگران قبیله و ریش سفیدان. ولی مشخص است که مادران ومادر بزرگ ها از همان ابتدا در کار قصه گویی وارد شده بودند و بی سر و صدا و بی ادعا این فن را نسل به نسل وسینه به سینه منتقل می کردند.

قصه و قصه گویی مختص یک قوم ونژاد و زبان و فرهنگ نیست ، بلکه یک تلاش انسانی است که از همان ابتدایی تاریخ پیدا شد و ادامه پیدا کرد و به امروز رسید.

از همان ابتدا تلاش قصه ساز  نخستین برای گفتن قصه و جذب مخاطب ، حالا به هر هدفی که داشت ، او را واداشت که از همه ی امکانات خود استفاده کند. این امکانات حالت صورت، حالت دست و پا ، تغییرات صدا، حرکت دست و پا و بدن و جا به جایی در مکان و ...بود.

اگر در تاریخچه ی قصه و قصه گویی نگاهی بیندازیم می بینیم که قصه گویی از زمانی وجود داشته که قصه به وجود آمدند بدون قصه، قصه گویی وجود ندارد و نخواهد داشت. قصه گویی یک هنر شخصی است، شکلی از هنر که آفریدگارانش یعنی گویندگان و شنوندگان باید انسان های زنده باشند. قصه گویی هم چنان به عنوان یکی از قدیمی ترین و موثرترین شکل های هنر باقی مانده است. 

اما قصه گویی ای که در این جا ما مد نظر داریم ، با قصه گویی هایی قدیمی تفاوتی اساسی دارد. قصه گویی امروزی یک فعالیت مدرن و تازه است که بر اساس روش های علمی و با استفاده از دانش های مختلف بشری و امکانات فن آوری جدید اجرا می شود.  این قصه گویی راه خود را از قصه گویی مادرانه و مادربزرگانه و حتی قصه گوی هایی شبیه به شاهنامه خوانی ها و پرده خوانی ها و....جدا کرده است و امروز فعالیتی  خاص و ویژه با تعریف های خاص و ویژه ی خود است.

یک تعریف از قصه گویی ؟

به طور مختصر قصه گویی یعنی : فن نقل یک قصه به شکلی جذاب که مخاطب از شنیدن آن لذت ببرد و آن را  در خاطر حفظ کند. در یک کلام  قصه گویی عبارت است از هنر یا فن نقل داستان ها به شعر یا به نثر که شخص آن را در برابر شنونده یا شنوندگان به صورت زنده اجرا و کارگردانی می کند.

امروز  قصه گویی به دو شکل انجام می شود. قصه گویی حضوری ، قصه گویی غیر حضوری. قصه گویی حضوری فعالیتی است که در مراکز کانون و مهد کودک ها و پیش دبستانی ها و گاهی در دبستان ها  و یا در مراسم خاصی در سالن های نمایش انجام می شود.

اما قصه گویی غیر حضوری که امروز گسترش فراوانی پیدا کرده است، در رسانه های صوتی وتصویری ، هم چنین از طریق ظبط بر روی ابزار دیجیتال مثل سی دی ها  و ...اجرا می شود.  قصه گویی غیر حضوری به دو شکل صوتی و تصویری است. در شکل صوتی آن قصه گو متنی را اجرا می کند و  فقط می تواند از امکانات صدای خود استفاده کند. ولی در شکل تصویری قصه گو از امکانات دیداری  هم بهره می گیرد.

البته باید توجه داشت که قصه گویی با کتاب خوانی تفاوت دارد. درکتاب خوانی فقط متن خوانده می شود، در حالی در قصه گویی قصه به نوعی اجرا می شود.

منظور شما از قصه گویی با ابزار چیست؟

قصه گویی می تواند با  ابزار ساده و اولیه یا بدون ابزار باشد. ابزاری که یک قصه گو می تواند از آن استفاده کند، بسته به نوع اجرا، حضوری غیر حضوری، صوتی یا تصویری  تفاوت می کند

و اما قصه گویی با ابزار به قصه گویی هایی گفته می شود که در آن، قصه گو علاوه بر لحن و کلام که اصلی ترین ابزار است، از وجود ابزار و آلات دیگری نیز در قصه گویی خود استفاده کند. این ابزارآلات گاهی می تواند یک وسیله صوتی و تصویری باشد. زمانی یک عروسک همراه و همکلام و زمانی دیگر چینش وسایلی خاص در صحنه و استفاده از آن ها است. در این نوع قصه گویی هم چنین داستان ها به صورت تک گویی، ترانه، آواز، همراه با موسیقی و یا با استفاده از تصاویر و ماسک ها نقل و روایت می شوند.

ابزار در قصه گویی  باید مکمل لحن و کلام باشد و به عبارت دیگر یک عضو متمم در قصه گویی به حساب آید. گاهی قصه گو برای توصیف یک شی، حالت، صحنه، چهره یا صورت و صدا کلام خود را کافی نمی داند و برای این که حق مطلب را به درستی ادا کند، ناگزیر به استفاده از یک ابزار می شود. در این گونه موارد، ابزار اضافی به حساب نمی آید و یک نقش کامل کننده و تمام کننده دارند. به عبارت دیگر ابزار باید جز» لاینفک و جدانشدنی قصه باشد.

 یک قصه گویی خوب مبتنی بر ابزار، به اجرایی گفته می شود که اگر ابزار  را از آن حذف کنیم، به درک و فهم قصه از طرف شنونده لطمه وارد شود و مخاطب نتواند قصه را به طور کامل بفهمد.

فقط باید توجه داشت که بین قصه گویی و نمایش تفاوت زیادی وجود دارد واستفاده از ابزار  قصه گویی را به نمایش تبدیل نکند.

در قصه گویی های با ابزار قرار بر انجام کارهای نمایشی و پرتحرک نیست، بلکه در آن جا نیز ابزار به کمک گرفته می شود تا تفهیم قصه را راحت کند. پس ابزار اگر در خدمت لحن و کلام باشد، حضور آن در قصه گویی مجاز است. درغیر این صورت چنان چه بخواهد مزاحم بوده یا نقش نمایشی داشته باشد، نمی تواند یک برنامه قصه گویی موثر و واقعی به وجود بیاورد.

قصه گویی بدون ابزار به معنی قصه گویی با  استفاده از صدا ، نگاه، چهره، صدا و دست ها و پاها و در مجموع امکانات جسم قصه گو است، این استفاده ها باید در نهایت ظرافت انجام بگیرد  و جهت دهنده مخاطبان به سمت صوت و  دهان قصه گو باشد که قصه از آن خارج می شود. اگر حرکت ها شنونده را از قصه دور کند، کاری انحرافی وغلط است.

 استفاده از ابزار وجودی نیز که در واقع بهره گیری مناسب از نگاه، چهره، صدا و دست ها است، باید در نهایت ظرافت انجام پذیرد و جهت دهنده مخاطبان به سمت صوت و مکان اصلی آن یعنی دهان باشد. نه این که صوت و کلام قصه گو را تحت الشعاع قرار دهند و مخاطب، رفتار و کردار یک بازیگرپانتومیم رامشاهده کند. 

و اما چرا می گوییم اجرا ..

وقتی برنامه ای عنوان فعالیت به خود میگیرد خود به خود اجرایی میگردد پس پر واضح است که چرا میگوییم اجرای قصه گویی ... زیرا به عنوان یک فعالیت نام گرفته است

 چه کسی قصه گو است؟

کسی که بتواند با قصه ارتباط برقرار کند و با ویژگی هایی که ذکر شد برای مخاطبانش قصه گویی کند.

قصه گویی به عنوان یک فعالیت مدرن:

هر چند قصه گویی سابقه ای به اندازه ی تاریخ سخن گفتن بشر دارد، اما قصه گویی به شکل امروزی یک فعالیت مدرن است و سابقه ی آن چند دهه بیش تر نیست. آن چه تاریخ قصه گویی را به دو بخش مجزا از هم تبدیل کرده است، تفاوت هایی است که در تعریف و اجرا پیدا شده است. در این جا به چند تفاوت مهم این دو دوره ی تاریخی اشاره می کنم:

1_ در گذشته کودک مخاطب قصه گویی نبود و قصه گوهای حرفه ای برای بزرگسالان قصه می گفتند.

ولی امروزه قصه گویی خاص گروه کودک،نوجوان و بزرگسال انجام می شود.

2_ در گذشته قصه گویی  بیش تر در دربارها و برای اشراف انجام می شد.

ولی امروز قصه گویی برای همه ی مردم انجام می شود.

3_ در گذشته فقط بزرگ سالان قصه گویی می کردند.

ولی امروزه کودکان نیز به امر قصه گویی می پردازند. 4_ در گذشته ابزارهای قصه گویی محدود و معدود بود.

ولی امروز ابزار قصه گویی متعدد و متفاوت شده و فهرست آن ها تقریبا بی پایان است.

5_در گذشته قصه ها از منابع شفاهی و روایت های سینه به سینه ،استخراج و نقل می شد.

ولی امروز اغلب منابع کتبی است .

6_ در گذشته قصه ها به صورت اول شخص نقل می شد.

ولی امروزه به صورت سوم شخص گفته می شود.

7_ در گذشته هدف از قصه گویی بیش تر سرگرمی و تفنن بودو

ولی امروزه اهداف متعدد دیگری مثل علاقمند کردن کودکان به مطالعه، درمان بیماری ها ، معرفی کتاب ، آموزش برخی مفاهیم سخت آموز ، معرفی کتاب های کم خواننده، علاقه مند کردن کودکان به مراکز فرهنگی، پیش رفت و گسترش خلاقیت در کودکان و نوجوانان، آموزش مهارت های زندگی، و ... دنبال می شود.

8- در گذشته بیش تر قصه گوهای حرفه ای مردها بودند. ولی امروزه این تفاوت جنسیتی برداشته شده و زن ها بخش اعظم قصه گویان حرفه ای راتشکیل می دهند.

9- در گذشته قصه گویی فقط در  مکان های  خاص و  انجام می شد.

ولی امروز در مهدکودک ها ، مراکز فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مدارس   قصه  گویی می شود.

10- در گذشته قصه گویی به صورت حضوری اجرا می شد. ولی امروزه با پیش رفت فنآوری قصه گویی از طریق رسانه ها مثل رادیو و تلویزیون نیز انجام می شود.

11- در گذشته بین قصه گوها رقابتی وجود نداشت.

ولی امروزه در سراسر دنیا جشنواره ها و مسابقات قصه گویی برگزار می شود.

12- در گذشته افراد معدودی می توانستند در امر قصه گویی آموزش ببینند.

ولی امروز در بیش تر نقاط دنیا کارگاه های آموزش قصه گویی برگزار می شود.

13- در گذشته تبادل تجربیات بین قصه گوها نبود.

ولی امروزه این امر به خوبی صورت می گیرد.

14_ و مهم تر از همه در گذشته به قصه گویی از منظر تجربی نگاه می شد.

ولی امروز شاخه ای علمی از علوم تربیتی قصه گویی را بررسی می کند و هر روز مبانی علمی تازه ای برای آن وضع می شود.

 اهمیت قصه گویی ؟

در اهمیت قصه گویی فراوان  می  توان  حرف زد. در این جا به چند مورد مهم اشاره می  کنم:

_ قصه گویی در همه حال یکی از راه های انتقال سنت ها وآداب و رسوم بین اقوام و ملت و نسل  بوده و هست.

_ایجاد صمیمیت بین انسان ها، چه آنان که در گذشته ها زندگی می کردند وچه آنان که در حال زندگی می کنند.

-        سرگرم کردن و پراکندن نشاط و شادابی در بین انسان  ها

قصه گویی در کانون؟

در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قصه گویی به دو شیوه ساده (بدون ابزار) و با ابزار اجرا می شود.

در سه دوره اول جشنواره قصه گویی در کانون مربیان  بدون ابزاز  قصه گویی کردند، از جشنواره چهارم (سال 1379) به بعد بود که این قید برداشته و مربیان توانستند با شرط  رعایت موارد علمی و هنری ، از ابزار هم در قصه گویی خود استفاده کنند.

 آیاارتباط با قصه گویان خارجی هم از جشنواره ی دهم  آغاز شد؟

در مسئله موفقیت یا عدم موفقیت فعالیت قصه گویی در کانون با توجه به سابقه و گسترش فعالیت و تجربیات اندوخته شده ، می توان با انجام پژوهش های مختلف به حقایقی علمی دست یافت. من به عنوان  یک قصه گوی کانونی که در جشنواره های متعدد کانون حاضر بوده، در کانون قصه گویی هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی روند رو به رشد داشته است. در کنار  تجربیات داخلی قصه گویی توسط قصه گویان خارجی که در جشنواره های کانون شاهد آن بوده ایم ، تجربه ی بس گران قدر دیگری است که مربیان کانون از آن بهره گرفته اند.

برگزاری کارگاهها و دوره های مختلف در زمینه هنر  قصه گویی یکی از راههای تقویت هنر قصه گویی است.

 نظور ازقصه های  بی خطر چیست؟

اما یک نکته ، بر خلاف تصور عمومی خطر قصه و ادبیات در مقایسه با خطرات دیگر مثل خطر تلویزیون و ترافیک بسیار کم است و اصلا به چشم نمی آید.

قصه گو در انتخاب منابع خود، یک انتخابگر آگاه و متفاوت از انتخابگر های دیگر مثل خریداران کتاب است. قصه گو از طرف دیگر آشنا به مخاطب است و می داند که چه چیزی مخاطب را جذب می کند و نیاز او چیست. بر این اساس مجموعه ی منابع قدیمی و کلاسیک و امروزی، منابع بومی و ترجمه و ...می تواند مورد بررسی قصه گو قرار گیرد و انتخاب شود.

_ برای قصه گو تفاوتی بین متون نیست،ولی از آن جا که منابع بومی به فرهنگ و نیاز کودکان و نوجوانان  نزدیک تر است، منابع بومی بیش تر از منابع خارجی می تواند انتخاب شود.

ویک سوال

 وقتی هنر قصه گویی ، رقابتی می شود قصه گو تمام تلاشش را می کند تا از دید داوران و معیار های انتخاب، یک قصه خوب ارائه دهد پس لذت قصه گویی برای قصه گو و مخاطب چه می شود؟  

 با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید./

فریبا نوروزیه کارشناس روابط عمومی استان مرکزی