به گزارش ادارهکل روابطعمومی و امور بینالملل کانون، نشست تخصصی برخط «مهارتهای تربیتی در ترویج فرهنگ ایثار» با حضور عاطفه محمدنژادنامقی، متخصص روانشناسی، عضو هیئت علمی دانشگاه و رئیس مرکز علوم شناختی و رفتاری، به همت ستاد محرم و اربعین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ادارهکل آموزش و پژوهش این مجموعه به صورت برخط برگزار شد.
در این رویداد علمی و کاربردی که با حضور مربیان، کارشناسان کانون و علاقهمندان به حوزه تربیت برگزار شد، تفاوتهای ساختاری مفاهیم تربیتی، مراحل رشد مغزی کودکان در درک این مفاهیم و مهارتهای عملی مربیان برای نهادینهسازی فرهنگ ایثار مورد بررسی قرار گرفت.
محمدنژادنامقی در ابتدای این نشست به تشریح تفاوتهای کلیدی مفاهیم حوزه رفتارهای حمایتی پرداخت و با اشاره به اینکه در رویکردهای نوین روانشناسی و جامعهشناسی، مفاهیم «ایثار» و «فداکاری» از یکدیگر تفکیک میشوند، تشریح کرد که رفتار جامعهیار به هر عمل داوطلبانهای گفته میشود که به نفع دیگران است و لزوماً هزینهای ندارد، در حالی که نوعدوستی با انگیزه افزایش رفاه جامعه و بدون منافع شخصی انجام میشود.
وی ایثار را یک گام جلوتر دانست و آن را رفتاری آگاهانه، داوطلبانه و مبتنی بر ارزشهای شخصی تعریف کرد که فرد طی آن، برای حفظ و افزایش منافع دیگران، از بخشی از منافع و منابع خود میگذرد.
این متخصص روانشناسی با تاکید بر اینکه فداکاری مرتبهای بسیار بالاتر با هزینههای سنگینتر مانند به خطر انداختن سلامت و آسایش است، یادآور شد که هدف اصلی در تربیت کودک، آموزش «ایثار» است نه «فداکاری»، چرا که آموزش رفتارهای ایثارگرانه به کودکان کمک میکند تا از انزوا خارج شده، روابط اجتماعی قویتری شکل دهند و از حمایت هم سالان خود برخوردار شوند.
رئیس مرکز علوم شناختی و رفتاری در ادامه به تبیین زنجیره تربیتی رسیدن به ایثار پرداخت و افزود ایثار آخرین حلقه از یک مسیر گامبهگام است که ابتدا با «همدلی» به عنوان موتور محرک شروع میشود، سپس به «شفقت» یعنی تمایل به کاهش غم دیگری ارتقا مییابد و در پایان از طریق رفتارهای یاریگرانه و مسئولیتپذیری اجتماعی به ایثار ختم میشود.
وی در مورد ذاتی یا اکتسابی بودن این صفت به روند رشد شناختی و مغز کودک اشاره کرد و گفت که ظرفیت ایثار در همه کودکان وجود دارد اما شکوفایی آن به بستر تربیتی مربی و والد وابسته است؛ چرا که مغز کودک در سنین پایین (مانند دو سالگی) به دلیل مسائل بقا کاملاً روی نیازهای شخصی تمرکز دارد، اما با بالا رفتن سن و رشد قشر پیشپیشانی مغز در سه تا چهار سالگی، فعالیتهای مربوط به بقای صرف کاهش یافته و ظرفیت یادگیری رفتارهای ایثارگرانه فعال میشود تا کودک درک کند گاهی نیاز است از بخشی از خواستههای خود بگذرد.
محمدنژادنامقی در بخش دیگری از سخنان خود، مهارتهای عملی مربیان برای تثبیت رفتار ایثارگرانه را بیان کرد و ایجاد امنیت روانی را اولین قدم دانست، چرا که مغز در فضای ناامن، ترس و رقابت ناسالم، وارد فاز بقا و سهمخواهی میشود و مربی باید با گفتوگو فضای امنی بسازد. آموزش همدلی از طریق قصهگویی، آموزش دیدن نیازهای پنهان دیگران، تقسیم عادلانه به عنوان پیشنیاز ایثار، تشخیص نیاز واقعی افراد برای جلوگیری از کمکهای نابجا، الگوسازی هیجانی و رفتاری توسط خود مربی، تبدیل قصه به تجربه ذهنی از طریق نمایش، و در پایان آموزش خودتنظیمی و خودکنترلی با طراحی بازیهای نیازمند نوبت گرفتن و صبر، از جمله مهارتهای هشتگانهای بود که در این نشست برای مربیان تشریح شد.
وی در پایان به اشتباههای رایج تربیتی در این حوزه هم اشاره کرد و گفت که مربیان و والدین باید به جای پرورش اطاعت اخلاقی، به دنبال پرورش استدلال اخلاقی باشند و کودک را در موقعیت چالش و تفکر قرار دهند تا خود او پیامدها را بسنجد.
این متخصص روانشناسی همچنین بر ضرورت رعایت مرزبندی و آموزش مهارت «نه گفتن» به کودک تأکید کرد و افزود که در نظر گرفتن تفاوتهای سنی بسیار حیاتی است؛ به طوری که در سنین ۵ تا ۷ سال آموزش باید صرفاً از طریق بازیهای عینی باشد، در ۸ تا ۱۰ سالگی زمان گفتوگو درباره مفاهیم عدالت و همدلی است و در ۱۱ تا ۱۲ سالگی میتوان تصمیمگیریهای اخلاقی پیچیده را به چالش کشید.
وی در پایان هشدار داد که نباید ایثار را به مسابقه تبدیل کرد، به آن پاداشهای مادی مکرر داد یا کودک را برای انجام ندادن آن شرمنده کرد، چرا که هویت اصلی ایثار در داوطلبانه بودن آن نهفته است.
یادآوری میشود این نشست که از مجموعه نشستهای مشترک ادارهکل آموزش و پژوهش و ستاد محرم و اربعین کانون بود ، از ساعت ۱۲:۱۵ تا ۱۴ روز دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵، برگزار شد.
