انتقال مفاهیم ایثار و شهادت به کودکان نیازمند توجه به اقتضائات سنی است

نشست برخط «روش‌های انتقال مفاهیم ایثار و شهادت به کودکان و نوجوانان» با حضور فرزانه فخریان، پژوهش‌گر و زبان‌شناس فرهنگی، روز دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این نشست به همت اداره‌کل آموزش و پژوهش کانون و با همکاری ستاد بزرگداشت محرم و اربعین کانون برگزار شد.
فخریان در این نشست با تأکید بر ضرورت توجه به ویژگی‌های رشدی کودکان و نوجوانان در انتقال مفاهیم ایثار و شهادت گفت: هنگام گفت‌وگو با کودکان درباره این مفاهیم، بیش از هر زمان دیگری باید گروه سنی مخاطب را در نظر گرفت؛ زیرا شیوه طرح این موضوعات در دوره خردسالی، کودکی و نوجوانی کاملاً متفاوت است.
وی با بیان اینکه مفاهیمی همچون ایثار، شهادت، مسئولیت‌پذیری، نوع‌دوستی و شجاعت برای خردسالان مفاهیمی انتزاعی هستند، افزود: کودکان زیر هفت سال ممکن است واکنش‌های هیجانی نسبت به این مفاهیم نشان دهند، اما این واکنش‌ها به معنای درک آگاهانه نیست؛ چراکه در این سن توانایی فهم مفاهیم انتزاعی را ندارند و تنها با نمونه‌های عینی و ملموس ارتباط برقرار می‌کنند.
این پژوهش‌گر ادامه داد: از هفت تا ۱۲ سالگی، کودکان به‌تدریج توانایی درک مفاهیم انتزاعی را پیدا می‌کنند و برداشت آنان از موضوعاتی مانند ایثار، شهادت و مرگ دقیق‌تر می‌شود. در این دوره می‌توان درباره مسئولیت‌پذیری، نوع‌دوستی و نقش آنان در جامعه گفت‌وگو کرد و زمینه تمرین کنش‌های متناسب با سن را فراهم آورد.
فخریان با اشاره به گروه سنی ۱۸ تا ۲۱ سال اظهار کرد: این دوره را می‌توان مرحله «تازه‌جوانی» دانست؛ دوره‌ای که انتخاب آگاهانه نوع کنشگری برای افراد جدی‌تر می‌شود و امکان تحلیل و گفت‌وگوی عمیق‌تر درباره این مفاهیم فراهم است.
وی با تأکید بر اینکه نیازهای فطری کودکان در طول زمان تغییر نمی‌کند، گفت: آنچه نسل‌های مختلف کودکان را از یکدیگر متمایز می‌کند، امکانات و شرایط محیطی است، نه طبیعت و نیازهای درونی آنان. بنابراین تفاوت امروز، تفاوت در روش‌های انتقال مفاهیم است، نه تفاوت در اصل نیازهای تربیتی کودکان.
این پژوهش‌گر با اشاره به پرسش‌های کودکان درباره نتیجه ایثار و شهادت افزود: هنگام پاسخ به این پرسش‌ها باید تأکید شود که ایثار و شهادت ارزش‌هایی انسانی و اخلاقی هستند و نباید صرفاً با نتیجه ظاهری سنجیده شوند. لازم است تمرکز از نتیجه برداشته شود و بر ارزش انجام عمل درست و آثار آن در جامعه تأکید شود.
وی ادامه داد: در پاسخ به پرسش‌های کودکان باید از ادبیات مثبت استفاده کرد و گفت‌وگو را به سمتی هدایت کرد که کودک دریابد انجام کار درست، حتی اگر نتیجه آن فوراً قابل مشاهده نباشد، آثار ارزشمند و ماندگاری در جامعه بر جای می‌گذارد.
فخریان با تأکید بر اهمیت تقویت حس نوع‌دوستی در کودکان اظهار کرد: برای خردسالان، تجربه‌های ملموسی مانند به اشتراک گذاشتن اسباب‌بازی یا کمک به دیگران، از بیان مستقیم مفاهیم انتزاعی مؤثرتر است. در دوره کودکی نیز باید احساس مؤثر بودن، مسئولیت‌پذیری و کمک به دیگران تقویت شود.
وی با بیان اینکه در دوره نوجوانی باید آماده شنیدن پرسش‌ها و نقدهای نوجوانان بود، گفت: اگر نوجوان در میانه یک داستان، نمایش یا فعالیت فرهنگی پرسشی مطرح کرد، نباید صرفاً بر ادامه برنامه اصرار داشت؛ بلکه گفت‌وگو درباره همان پرسش، بخش مهمی از فرایند تربیتی است.
این پژوهش‌گر تأکید کرد: هدف اصلی، درک مفاهیم است، نه حفظ واژه‌ها. ممکن است کودکی نتواند از واژه‌هایی مانند ایثار، شهادت یا مسئولیت‌پذیری استفاده کند، اما اگر مفهوم آن‌ها را در زندگی روزمره فهمیده باشد، هدف آموزشی محقق شده است.
فخریان یکی از خطاهای رایج در تولید محتوا را محدود کردن مفهوم ایثار و شهادت به افراد یا موقعیت‌های خاص دانست و گفت: نباید این تصور در ذهن کودک شکل بگیرد که تنها افراد دارای توانایی‌های ویژه یا حاضر در میدان نبرد می‌توانند ایثارگر باشند. ایثار در زندگی روزمره نیز مصداق دارد و می‌توان آن را در رفتار افرادی مانند کادر درمان، آتش‌نشانان، نیروهای امدادی یا حتی کارمندی که پس از پایان ساعت اداری برای انجام کار مردم می‌ماند، مشاهده کرد.
وی در ادامه با انتقاد از برخی آثار داستانی که قهرمانان را دارای قدرت‌های فراطبیعی معرفی می‌کنند، اظهار کرد: اگر کودک تصور کند کمک به دیگران یا قهرمان بودن نیازمند قدرت‌های ویژه است، در آینده خود را فاقد توانایی کنشگری خواهد دانست؛ در حالی که باید به او آموخت هر فرد به اندازه توان و ظرفیت خود می‌تواند در مسیر ایثار، مسئولیت‌پذیری و خدمت به دیگران نقش‌آفرین باشد.
این پژوهش‌گر با بیان اینکه کودکان در هفت‌سالگی «نجات‌بخش» نیستند، افزود: در این سن، آنان باید الگوی نجات‌بخشی را از افراد مسئول، آگاه و توانمند بیاموزند، نه اینکه خود را در جایگاه انجام چنین مسئولیت‌هایی تصور کنند. به همین دلیل، هنگام پاسخ به پرسش کودک درباره اینکه «من چه کاری می‌توانم انجام دهم؟» باید از او انتظار کنشی متناسب با سنش داشت، نه رفتاری در حد یک نوجوان یا بزرگسال.
وی همچنین واکنش‌های هیجانی کودکان نسبت به موضوع ایثار و شهادت را طبیعی دانست و گفت: ممکن است کودکان در برابر یک داستان، نمایش یا نقاشی، مخالفت یا حتی واکنش منفی نشان دهند. این واکنش‌ها بخشی طبیعی از فرایند یادگیری است و مربیان باید ابتدا آن را بپذیرند و سپس با گفت‌وگو، زمینه درک بهتر موضوع را فراهم کنند.

فخریان با تأکید بر اهمیت «پردازش ذهنی» در تولید محتوای کودک و نوجوان گفت: منظور از ساده بودن محتوا، ساده‌سازی افراطی مفاهیم نیست، بلکه باید امکان پردازش ذهنی برای مخاطب فراهم شود. کودک باید بتواند آنچه را دریافت کرده، در ذهن خود تحلیل کند و از این فرایند لذت ببرد؛ موضوعی که از طریق واکنش‌های او، مانند آرامش، رضایت و علاقه به حضور دوباره در آن فضا، قابل تشخیص است.
وی ادامه داد: مرحله دوم این پردازش زمانی شکل می‌گیرد که کودک یا نوجوان بتواند درباره محتوای دریافت‌شده گفت‌وگو کند یا آن را در قالب‌هایی مانند نقاشی، داستان یا دیگر فعالیت‌های هنری بازتاب دهد. دنبال کردن این روند، به مربیان کمک می‌کند تا مسیر درک و واکنش هیجانی مخاطب نسبت به مفاهیم پیچیده‌ای مانند ایثار و شهادت را بهتر بشناسند.
این پژوهش‌گر با اشاره به ویژگی‌های دوره نوجوانی اظهار کرد: نوجوانان معمولاً در جریان دریافت محتوا پرسش‌های خود را مطرح می‌کنند و مربی باید از همین پرسش‌ها برای شکل‌گیری گفت‌وگو استفاده کند. همچنین می‌توان با طرح پرسش‌هایی درباره چرایی تصمیم‌های شخصیت‌های داستان و راه‌های جایگزین پیش روی آنان، نوجوان را به تفکر و تحلیل واداشت.
فخریان در عین حال تأکید کرد: هنگام ارائه این مفاهیم نباید نوجوان را در موقعیت واقعی کنش قرار داد، بلکه باید تنها امکان تصور آن موقعیت را برای او فراهم کرد؛ زیرا ممکن است نوجوان آنچه را در داستان یا فیلم می‌بیند، در زندگی واقعی بازسازی کند.
وی افزود: در روایت داستان‌ها و تولید آثار فرهنگی مرتبط با ایثار، مقاومت و جهاد، باید همواره حضور یک بزرگ‌تر، راهبر یا فرد مسئول در کنار کودک و نوجوان دیده شود و نباید این تصور ایجاد شود که کودکان می‌توانند به‌تنهایی تصمیم‌های مهم بگیرند یا وارد موقعیت‌های حساس شوند.
این پژوهش‌گر با بیان اینکه هدف از آموزش این مفاهیم، تربیت کودکان و نوجوانان برای ایفای نقش مسئولانه در آینده است، گفت: قرار نیست از یک نوجوان انتظار رفتارهایی فراتر از اقتضائات سنی او داشته باشیم. برای نمونه، نوجوانی که علاقه‌مند به دوچرخه‌سواری است، باید بتواند مسئولیت و نقش خود را در همان چارچوب سنی و توانایی‌هایش بشناسد.
فخریان تأکید کرد: این نگاه هیچ منافاتی با حضور مسئولانه افراد در شرایط ویژه ندارد، اما هدف اصلی آموزش مفاهیم ایثار و شهادت، توانمندسازی کودکان و نوجوانان برای زندگی مسئولانه در شرایط عادی جامعه است، نه سوق دادن آنان به کنش‌هایی خارج از توان و سنشان.
وی همچنین با اشاره به تفاوت شیوه انتقال مفاهیم در گروه‌های مختلف سنی اظهار کرد: اگر درباره یک موضوع با گروه سنی نامتناسب صحبت شود، یا محتوا برای مخاطب خنده‌دار خواهد شد یا اساساً قابل فهم نخواهد بود. به همین دلیل، تقسیم‌بندی‌های سنی موجود، از جمله گروه‌های سه‌ساله، می‌تواند مبنای مناسبی برای طراحی محتوا باشد.
این پژوهش‌گر افزود: برای کودکان خردسال، استفاده از بازی و تجربه‌های ملموس، بهترین شیوه انتقال این مفاهیم است، اما هرچه سن مخاطب افزایش می‌یابد، مطالعه، گفت‌وگو، اندیشیدن و مشارکت در ساختن معنای مفاهیم، تأثیر بیشتری خواهد داشت و نوجوانان می‌توانند برداشت‌های خود را در جمع به اشتراک بگذارند.
فخریان در پایان بر ضرورت طراحی محتوای متناسب با ویژگی‌های رشدی کودکان و نوجوانان تأکید کرد و گفت: انتقال مفاهیم ایثار و شهادت زمانی اثربخش خواهد بود که متناسب با نیازها، توانایی‌های شناختی و شرایط سنی مخاطبان انجام شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha