به گزارش روابط عمومی ادارهکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمان، خدادادی در این یادداشت نوشت:
هم اول خداوند...
قسم به صبح؛ صبحی که بچههای مدرسه شجره طیبه شهر میناب به خورشید و پدران و مادران خود سلامی دوباره گفتند و مثل تمام بچههای ایران زمین کیفهای خود را پر از کتاب و رؤیا کردند و راهی دبستان شدند. آن صبحگاهی که فرزندان ایران با نظم و ترتیب در صف مدرسه ایستاده همدلی را فریاد زدند.
از باد شرجی می پرسم کجا رفتند آن بچههای نازنین؟ آن کودکان مهربانِ کتاب خوانده که با لحن بندری خود مثل دریا کلمات را موج میدادند و شعر باز باران با ترانه گلچین گیلانی را میخواندند. به کدامین گناه باید در لحظهای در آتش خشم خودخواهان جهان شمع میشدند و مثل آینههای شکسته در تابوتهای کودکانه بر شانه شهر دست به دست میشدند؟
از شهر میناب تا همیشه صدای مویه مادرانِی میآید که آخرین بوسه را بر صورتهای لطیف نازدانههای خود زدند و مادرانه توصیه کردند که؛ مواظب خودت باش مادر!
دلم ریش است و به یادشان گلها را به دریا میسپارم چرا که از امروز خون این کودکان خلیج فارس را با شکوهتر میکند و در موجها صدا میآید صدای مویه مادران، صدای کتاب خواندن همکلاسیهای به سفر رفته و صدای قرآن خواندن کودکی که به سبک عبدالباسط میخواند و درست در این آیه نفس کم میآورد که بخواند؛
بِأَیِّ ذَنبِ قُتِلَتْ
اکبر خدادادی